1397/9/25 ۰۸:۳۱
استاد موحد مینویسند: «ما یکسره از متن «الف» تبعیّت میکردیم، یعنی آن را عیناً طابقالنّعل بالنّعل میآوردیم و همة دگرسانیها را در پای صفحه قید میکردیم…» (مقدّمه، ص۱۶۰) «… ما این نُه نسخه را با دقّت تمام بیت به بیت و حرف به حرف مکرّر خوانده، موارد اختلاف آنها را یادداشت کردیم…»(همان، ص۶۹)
استاد موحد مینویسند: «ما یکسره از متن «الف» تبعیّت میکردیم، یعنی آن را عیناً طابقالنّعل بالنّعل میآوردیم و همة دگرسانیها را در پای صفحه قید میکردیم…» (مقدّمه، ص۱۶۰)
«… ما این نُه نسخه را با دقّت تمام بیت به بیت و حرف به حرف مکرّر خوانده، موارد اختلاف آنها را یادداشت کردیم…»(همان، ص۶۹)
«پس بنا به روایت افلاکی، کاتب نسخة اصلی مثنوی و همچنین نخستین ویراستار مثنوی، چلبی حسامالدین بود که یک نسخة منقّح و مشکول برای خود ترتیب داد و این نسخة تهذیبشده و تذهیبشده مادرِ نسخههایی بود که برای خلفا یعنی مشایخ مولوی در خانقاههای دور و نزدیک فرستاده میشد. روایت افلاکی تنها گزارش بالنّسبه مشروحی است که از چگونگی نظم و تدوین مثنوی در دست است و دلیلی نداریم که در صحّت آن تردید ورزیم.»(همان، ص۵۰)
«باز به نقل افلاکی: حسامالحقّ والدّین قدّساللهسرّهالعزیز مجموع مجلّدات مثنوی را بر حضرت خداوندگار هفت بار فروخواند… و با زرِ حلّ ثبت فرموده اِعراب نهاد؛ و هر که از خلفای عظام حضرت ایشان سماع کرد و نسخه ساخت، همانا که نسخة صحیح و معتمدٌ علیه آن است و بر آن مزید نیست.» (مقدمه، ص۵۰؛ مناقبالعارفین صفحات ۴۹۷ـ ۴۹۶)
نشانة «معا»
در نسخة قونیه (۶۷۷)، «الف»، کاتب نسخه خطاهای کتابت را با نشانههایی مشخص کرده است: کلماتی که میتوان یا باید به دو صورت خوانده شود، آنها را با نشانة «معا» مشخّص کرده است. در تصحیح استاد مواردی از این نشانهها مشخص شده، بعضی بدون اشاره مانده و بدینترتیب یک خوانش نادیده تلقی شده است. تنها چند نمونه نقل میکنم که به آنها اشاره نشده است:
دفتر اول، ب ۵۲۱:
جـان و دل را طـاقت آن جوش نیـست
با که گویم؟ در جهان یک گوش نیست
نسخة قونیه، ص۱۵:
جـان و دل را طاقت، آن جوش نیست
با که گویم در جهان نک گوش نیست
نشانة «معاً» ندارد، ولی در نسخه آشکارا «نک» است.
دفتر ششم، ب۱۳۳۴:
تا از آن جامد اثر گیرد ضمیر
حـبّـذا نان بـیهیـولای خمیـر
نسخة قونیه، ص۵۳۰:
یا از آن جامد اثر گیرد ضمیر
حـبّـذا نان بـیهیولای خمیـر
این بیت هم نشانه «معاً» ندارد ولی «یا» نوشته شده که هر دو قرائت ممکن باشد.
نشانة «م» و «خ»
در نسخة قونیه (الف) از نشانة دیگری هم برای جابجا کردن دو کلمه و مقدّم و مؤخّر کردن کلمات و حتّی در یک مورد تقدیم و تأخیر ابیات استفاده شده است و آن «م» و «خ» است که نشانه مقدّم و مؤخّر باشد. در نمونة زیر جای دو بیت را پس و پیش کردهاند:
ما به صد حیلت از او این هـدیه را
بـستدیم ای بـیخبـر از جـهـد مـا
رو به ایشان کرد و گفت ای مشفقان
از کـجـا آمـد بـگویید ایـن عـوان؟
(دفتر چهارم، ابیات ۱۲۳۵ ـ۱۲۳۴)
در نسخة قونیه (ص۳۲۶) این دو بیت پس و پیش کتابت شده، در وسط مصراعها خ و م نوشته و به ترتیب فوق در آوردهاند. استاد موحّد بدون اشاره به این تقدیم و تأخیر به ترتیبی که خواستة کاتب بوده نقل کردهاند.
* دفتر ششم، ب۲۷۷۲:
تا توانم من در این خشکی کشید
مر تو را، نک شد سر رشته پدید
نسخة قونیه، ص۵۶۱:
تا توانم من درین خشکی کشید
مر تراشدخنکم سـررشته پدید
یعنی باید: مر ترانک شد… خوانده شود.
دفتر ششم، ب۳۴۳۴:
یاد من کن پیش تخت آن عزیز
تا مرا هم واخرد زین حبس نیز
نسخة قونیه، ص۵۷۵:
یاد من کن پیشخآن تختم عزیز
جای «آن» و «تخت» با «م» و «خ» عوض شده است، به این تغییر هم اشاره نشده است.
اختلافات اشاره ناشده
در تصحیح مثنوی به اکثر اختلافات جزئی هم اشاره شده، من با نسخة «الف» مطابقت دادم، اشاره کردهاند که «ظَهْرَالغیب»، «ظَهَرَ اُلغیب»، «یوسِفَ» «یوسفٍ» ضبط شده، امّا اختلافات دیگری «بویژه» با نسخة۶۷۷ دیده میشود که بدانها اشاره نشده است: مثلا در دفتر ششم، ب۴۵۲۲:
چون تن زرّاق خوب و باوقار انـدر آن سلّه نـیابی غـیر مار
در نسخة قونیه، ص۶۰۱: چون تن زرّاق خوب و باوقار… آمده.
* دفتر ششم، ب ۲۰۹۷: کوره پیغامبر و اصحاب او…
نسخة قونیه، ص۵۴۷: کوره پیغامبری و اصحاب او
روی حرف «ی» خطی نازک کشیده و حذف کردهاند.
* دفتر اوّل، ب۵۶۵: گفت هان ای سخرگان گفتوگو…
نسخة قونیه، ص۱۶: گفت هان ای سخرهگان گفتوگو…
خطای کتابت نادیده مانده.
* دفتر اوّل، ب۵: وزر او و صد وزیر و صدهزار…
نسخة قونیه، ص۱۷: وزر او و ضد وزیر و ضدهزار…
*دفتر دوم، ب ۳۶۱۶:
که یقین دیـدم درون او شهیست
کو اولوا العزم و رسول آگهیست
نسخة قونیه، ص۱۷۲:
که یقین دیدم درون تو شهیست
کو اُلواالعـزم و رسول آگـهیست
* دفتر دوم، ب ۱۹۵۷: گفت ادعواالله بیزاری مباش…
نسخة قونیه، ص۱۳۶: گفت ادعوالله بیزاری مباش…
* دفتر سوّم، ب ۱۸۰۶: زان بیاورد اولیا را برزمین…
نسخةقونیه، ص۲۲۳: زان بیاورد اولیا را برر زمین…
* دفتر پنجم، ب۲۹: همچو نخلی بر نیارد شاخها…
نسخة قونیه، ص ۳۹ همچو نخلی بز نیارد شاخها…
* دفتر پنجم، ب ۱۸۱۲:
آن هـزاران حـجّـت و گفتار بد
بر دهانش گشته چون مسمارِ بد
نسخة قونیه (ص۴۳۴):
بز دهانش گشته چون مسمار بد
در دو نمونة اخیر آشکارا «بز» است. به این خطا اشاره نشده است.
* دفتر پنجم، ب ۳۷۷۳:
که ز طاقا طاق گردنها زدن
طاق طاق جامهکوبان مُمْتهن
نسخة قونیه، ص۴۸۵: در این نسخه هم عین بیت فوق نوشتهاند، در پایین کلماتِ طاقاطاق و طاقطاق را به تاقاتاق و تاقتاق بدل کردهاند. به این تغییر اشاره نشده است.
در مواردی در قافیهها اختلافاتی هست، بدون اشاره:
دفتر دوم، ب ۲۶۸۰:
گفت ابلیسش گشای این عقدهها
من مِحَکّم قلب را و نقد را
نسخة قونیه، ص۱۵۱:
گفت ابلیسشگشای این عقد را
مـن محکّم قلب را و نقـد را
ابتدا در نسخة قونیه «عقدها» نوشته و بعد «ها» را در بالای آن به «را» بدل کردهاند. در تصحیح: «عقدهها» با «نقد را» اشکال قافیه پیدا میکند.
* دفتر دوم، ب۲۷۳:
چون که در سبزه ببینی دنبه را
دام باشد، این نـدانی تـو چـرا؟
نسخة قونیه، ص۱۵۲:
چونک در سبزه ببینی دنبها
دام باشد این نـدانی تو چـرا؟
«دنبها» را درون متن به «دنبه» بدل کردهاند.
* در پارهای موارد تصحیح استاد با نسخة قونیه (۶۷۷ـ الف) منطبق نیست:
دفتر اول، ب ۱۸۷:
شه فرستاد آنطرف یک دو رسول
حـاذقـان و کـافـیـان بـس عُـدول
نسخة قونیه، ص۹: پس فرستاد آن طرف…
«شه» را درون متن و در بالای آن به «پس» بدل کردهاند. ظاهراً «سلطان» را در بیت پیشتر فاعل «فرستاد» هم گرفتهاند.
* دفتر ششم، ب ۱۷۴۹:
خـندة چـه؟ رمزی ار دانـستیی
تو به جای خنده خون بگرستیی
نسخة قونیه، ص۵۳۹:
او به جای خنده خون بگرستیی
در پایین کلمة «تو» به جایش «او» نوشتهاند.
*بیتی به صورت زیر نقل شده:
لشکری از خاک زان سوی اجل
تـا ببـیند هـرکسی حسن عـمل
(۲رب ۳۰۸۵)
استاد توضیح دادهاند که در بعضی نسخههای متأخّر و نسخههای چاپی، مصرع اول به شکل زیر آمده است:
«لشکری از خاکدان سوی اجل…» نوشتهاند که ظاهراً مشکل بر سر «زانسو» بوده است. در این بیت «زانسو» یعنی «بدانسو» و این از عدم آشنایی با زبان فارسی نشأت گرفته است.
بیت در چاپ روزنه از روی نسخة ۶۷۷ («الف») صحیح نقل شده است. در تأیید نظر استاد بیت زیر را میتوان نقل کرد:
پارة خاک تو را چون زنده سـاخت
خـاکها را جملگی بـایـد شنـاخت
مرده زین سویند و زان سو زنده از
خامش اینجا وان طرف گـویندهاند
(۳ر ابیات ۱۰۱۲ـ۱۰۱۱)
* در دو مورد زیر نسخة قونیه (۶۷۷، «الف») ضبطی خاصّ دارد:
دفتر چهارم، ب ۳۰۷۴:
لیک تو آیس مشو؛ هم پیل باش
ورنـه پیـلی، در پی تبـدیل باش
نسخة قونیه، ص۳۶۸:
لیک توآیس مشو، هم پیل باش
ورنـه پیـلی در پی تبـذیل باش
تبذیل(؟) در نسخه عیناً چنین است.
* دفتر ششم، ب ۳۳۶۴:
نـقشها گر بیخبر گر باخبر در کف نقّاش باشد محتضر
نسخة قونیه، ص۵۷۴:
نقشها گر بیخبر گر با خبر در کـف نقّاش باشد محتصر
آخرین کلمه مصراع دوم آشکارا «محتصر» است. استاد در پانوشت بیت بدین اختلاف اشاره کردهاند. احتصار در لغتنامة فارسی، ج۳، فقط «بستن» معنی شده، در دیگر کتابهای لغت معنایی مناسب یافت نشد.
* به مورد زیر هم اشاره نشده است:
دفتر پنجم، ب ۳۳۳۳: گفت جوحی: زود ای خواهر ببین…
نسخة قونیه، ص۴۷۴: گفت جوحی: زود ای خوهر ببین…
* دفتر ششم، ب۱۳۰۸:
صد بلیـسی تـو، خـمیس اندر خمیس
ترک من گوی ای عجوزهی دردَبیس
در نسخة قونیه، ص۵۲۹: بیت عینا مانند بیت فوق نقل شده، جز آن که در درون متن و داخل جدول زیر «درد»، «زشت» نوشته و تغییر دادهاند، یعنی میبایست: «زشتپیس» نوشته میشد. استاد در پانوشت به تغییر اشاره کردهاند.
* دفتر چهارم، ب ۱۶۹۵:
نـیست نقـدی کـش غلطانداز نیست
وای آن جان کش محکّ و گاز نیست
نسخة قونیه، ص۳۲۷:
نیـست نقدی کش غلطانداز نیست
وای آن جان کش محکّوکارنیست
استاد نوشتهاند: نیکلسون و سروش و سبحانی صورت صحیح مصراع دوم را در متن آوردهاند: «وای آن جانکش محکّ و کار نیست» و حال آنکه ضبط نسخة ۶۷۷(«الف») به روشنی «محک و کار» است.
من از سال ۱۳۷۳ در مثنوی معنوی چاپ سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، بدون اشاره به ضبط نسخة قونیه «گاز» نوشتهام، و از چاپ ۱۳۷۸ به بعد روزنه، در صفحة ۵۷۹؛ صورت صحیح بیت را در متن نوشته و در پانوشت آوردهام که: در اصل «… محک و کار نیست» است.
* در اوایل صفحة ۱۳۸ مقدمه، استاد نوشتهاند: «تحریف به قصد زدودن الفاظ مستهجن و تعابیر ناسزاست.» نمونهای که در صفحه ۱۲۷ قید کردهاند، عیب قافیه دارد:
پـس جهاد اکبر آمد عـصر دزد
تا بگوید که چه دزدید و چه برد
(۲رب ۲۳۸۵)
نوشتهاند: «در هامش» نسخة «الف» (۶۷۷) اصلاحیّة دیگری با علامت «صحّ» پیشنهاد میشود به این صورت: «تا بگوید که چه برد آن زن بمزد» و این نمونهای از اصلاح موفق است که در متن «م» هم آمده و ما نیز آن را در متن برده و دگرسانیها را در پاورقی آوردهایم.» (مقدمه، ص۱۲۷) با این تبدیل عیب قافیه رفع شده ولی کلمة مستهجن هدف اصلاحگر را باطل کرده، یعنی حکم صفحة ۱۳۸ نقض شده است.
* کلمة «استغفار»
سنگ می نـدهـد به استغفـار دُر
این بود انصاف نفس ای جانِ حُر
(۳رب۲۴۷۴)
این کلمه در نسخة قونیه (ص۲۳۸) طوری نوشته شده است که خواندن آن سهل نیست. تقریباً در همة چاپهای مثنوی کلمه را «استغفار» خواندهاند. در سال ۱۳۷۱ من در مثنویی از روی نسخة قونیه تهیه کردم که در سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی به چاپ رسید، کلمه را «استغفار» خواندم و در پانوشت صفحة ۳۹۹ تصویر کلمه را عینا آوردم و در چاپهای روزنه در صفحة ۴۱۶، در پانوشت بیت۲۴۷۱ نوشتم که: «مصراع اول در نسخه چنین است: «سنگ می ندهد یا ستغفار در» و تصویر آن را عیناً در همة چاپهای مثنوی در صفحة پنجاه و پنج، تحت عنوان «مواردی که خواندن آنها سهل نیست» افزودم.
بخش اول مقاله را اینجا بخوانید.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید