پس از اتمام جنگ تحمیلی و سالهای اولیه پس از آن مجموعهای از علل و عوامل موجب گره خوردن پیشرفت شغلی، منزلت اجتماعی و آینده داشتن با ادامه تحصیلات و رفتن به دانشگاه شد. همین امر زمینه افزایش تقاضا برای ورود به دانشگاهها و در نتیجه افزایش دانشجویان و دانشگاهها در اواسط سالهای دهه 70 به بعد شد؛ اما وقتی متولدین دهه 60 در دهه 80 تحصیلات خود را به اتمام رسانده و در دهه 90 وارد بازار کار شدند متاسفانه کثرت فارغالتحصیلان نه چیزی از منزلت اجتماعی برای آنها باقی گذاشته بود، چراکه تعداد دکتر و مهندس اینقدر زیاد شده بود که دیگر مهندس بودن ارزش سابق را ندارد، نه چیزی از پیشرفت شغلی و حرفهای. وقتی متولدین دهه 70 که دانشجویان امروز دانشگاهها هستند با این تجربه گذشتگان مواجه شدند، موجب کاهش تقاضا برای ورود به دانشگاه شد. البته همچنان بخش عمدهای ازجوانان به دلیل نداشتن راه جایگزین ورود به دانشگاه را انتخاب کردند؛ البته نه با اشتیاق گذشته.
به حرفهای اغلب استادانِ دانشگاه که گوش بسپرید، انبوهی از نقدها را بر نهادهای اجتماعی میشنوید. کمتر چیزیست که از نقد در امان بماند. احتمالا بسیاری از نقدها هم کارکردِ قدرت عمومی را نشانه میگیرد. هریک از استادان، دستکم در رشتههای علوم انسانی، میتواند فهرستی طولانی از انواع تبعیضها، بیعدالتیها، و موارد سوءاستفاده از قدرت را برایتان روایت کند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید