انتشارات نیل / عبدالحسین آذرنگ
|۱۰:۰,۱۳۹۴/۸/۱۰| بازدید : 1560 بار


نیل(که با نام مختصر از آن یاد می کنیم) در نشر خصوصی، در میان ناشران آثار داستانی و ادبی، و نیز در جامعۀ روشنفکری ایران در دهۀ1330 تا نیمه های دهۀ 1340ش، جایگاه کم مانندی دارد. این ناشر از واپسین ناشران آثار ترجمه شده از فرانسوی به فارسی است که شمار آنها پس از جنگ جهانی دوم کم و کمتر شد. نیل سال ها پس از تاسیس دچار افول شد، اما با سازماندهی و آرایش و برنامه ای دیگری فعالیت خود را از سر گرفت. بررسی دورۀ دوم فعالیت آن در محدودۀ زمانی بحث حاضر قرار نمی گیرد.
       بنیادگذاران نیل عبدالحسین آل رسول و ابوالحسن نجفی بودند، دو اصفهانی دوست و خویشاوند که پس از کودتای مرداد 1332 بر سر ایجاد برنامه ای فرهنگی به توافق رسیدند. هر دوی آنها در آن زمان گرایش های چپ داشتند. آل رسول به حزب تودۀ ایران امید بسته و دلبستگی اش را به آرمان های این حزب سال ها حفظ کرده بود. ابوالحسن نجفی، برادر ستوان نجفی، از افسران کشته شده در قیام افسران خراسان، در دورۀ جوانی به این حزب گرایش یافت و تا آستانۀ عضویت در آن پیش رفت، اما پس از چند سال از این حزب دور و دورتر و در سال های بعد هم از منتقدان سیاست ها و روش های آن شد. او پس از تحصیلات عالی در فرانسه و آشنایی عمیق تر با ادبیات جدید فرانسوی، رویکردش به سیاست و رابطۀ میان سیاست و ادبیات دستخوش تغییرهای بنیادی تری شد که نمود آن را در انتخاب کتاب ها برای ترجمه و مضمون هایی برای نقد و بررسی ادبی آشکارا می توان دید.
بنا به روایت نجفی(1)، احتمالاً در زمستان  1333بود که بر سر تاسیس موسسه ای انتشاراتی با آل رسول به تفاهم رسید، موسسه ای  که نام آن در ابتدا «کانون انتشارات نیل» بود(2). آن دو حدود 20 هزار تومان سرمایه داشتند که برای تاسیس موسسۀ انتشاراتی کافی نبود. احمد عظیمی زواره ای، دوست آل رسول، به آن دو پیوست، سرمایه را افزایش داد و هستۀ اصلی انتشارات نیل در تهران در مغازۀ کوچکی رو به روی چاپخانۀ مجلس شورای ملی شکل گرفت(3) که قبلاً محل کتابفروشی مهدی آذر یزدی بود.  مکرر گفته و نوشته شده است که «نیل»، از سه حرف ن(نجفی)، ی(عظیمی)،ل(آل رسول)، اختصار نام بنیاد گذاران آن، تشکیل و این نام به همین سبب انتخاب شده است. نجفی این نظر شایع را رد کرده و همچنین گفته است که این نام به رود  نیل در مصر هم ربطی ندارد، نامی است که اتفاقی انتخاب شده است و برحسب تصادف با نام های بنیادگذاران تناسبی دارد(4).
 نیل در نخستین انتخاب کتاب برای ترجمه، از میان مترجمان به سراغ محمد قاضی رفت و فعالیت انتشاراتی اش را با ترجمۀ داستان آغاز کرد. قاضی با نجفی و آل رسول دوستی داشت و مناسبات میان قاضی و نجفی به مرور عمیق تر شد و به همکاری های بیشتری انجامید. قاضی کتاب ساده دل، نوشتۀ ولتر را در مدت کوتاهی از اصل فرانسوی آن ترجمه کرد و به نیل سپرد. نجفی در دهۀ 1320ش از نوجوانی و با نظر موافق پدر روحانیش، نزد معلم سرخانه ای زبان فرانسوی آموخته بود. پس از پایان بردن دورۀ دبیرستان در آن شهر به دانشسرای عالی در تهران رفت و در رشتۀ زبان و ادبیات فرانسوی تحصیل کرد. او با نشر آشنایی فنی و در این زمینه تجربۀ خاصی نداشت، در ترجمه ویرایی ( مقابلۀ ترجمه ها با متن اصلی آنها) هم دوره ای نگذرانده، یا قبلاً زیر نظر کسی کار نکرده بود، اما از سر علاقۀ شخصی، به صرافت طبع، به یاری هوش و دقت ورزی و پای بندیش به امانت داری،  به مقابلۀ ترجمه ها با اصل روی آورد و ترجمۀ محمد قاضی را با اصل مطابقت داد، به خطاها و لغزش هایی در آن ترجمه پی برد و آنها را با قاضی در میان گذاشت. نجفی در آن زمان(1333ش) بیش از 25 سال نداشت. محمد قاضی با نرمش و واکنشی پذیرا، نه تنها از پیشنهاد اصلاحی ویراستار جوان استقبال کرد، بلکه روش ناشری تازه کار و ویراستاری جوان را تحسین، و آن را در میان اهل قلم تبلیغ کرد. قاضی در آن زمان مترجم شناخته شده ای بود و تحسین و تبلیغ او به ویژه بر مترجمان تاثیر داشت. چند عامل دیگر هم دست به دست داد و برای فعالیت های انتشاراتی نیل از همان آغاز کار، زمینۀ مساعدی فراهم ساخت. این عامل ها از این قرار بود:
 1) انتخاب ادبیات داستانی به عنوان زمینۀ اصلی فعالیت، به ویژه در دوره ای که ادبیات ـ نه ادبیاتِ لزوماً سیاسی ـ خواهان و خوانندگانی داشت؛ در ضمن در آن زمان، ادبیات به صرف ارزش های ادبی  و هنری آن، منابع زیادی در زبان فارسی نداشت؛
2) انتخاب مترجمان توانا و معروف؛
 3) ترجمه ویرایی به دست ویراستاری زبان دان؛
 4) سرعت در روند نشر، که همواره برای پدیدآورندگان بسیار مهم است و در عین حال تبلیغ موثری برای ناشر هم هست. نیروهای جوانی که امور فنی نیل را انجام می دادند، برای کار و سرعت عمل انگیزه داشتند؛
5) مناسبات دوستانه و محترمانه و مودبانه میان ناشر و پدید آورندگان. آل رسول و نجفی روابط دوستانۀ نسبتاً گسترده ای با پدیدآورندگان، به ویژه با پدیدآورندگان متمایل به چپ، داشتند؛
6) زمینۀ مساعدی که در نیمۀ نخست دهۀ 1330ش برای رشد نشر فراهم شده بود؛
7) و شکل گرفتن قشری از خوانندگان با سواد، کتاب خوان و روشنفکر شهری که به سبب افزایش نسبی درآمدها، توان خریدن کتاب داشتند.
               این عامل ها به نیل سرعت اولیه ای بخشید که در ادامۀ کار آن بسیار موثر بود. نیل تقریباً همزمان با بنگاه ترجمه و نشر کتاب و موسسۀ انتشارات فرانکلین کار خود را آغاز کرد، اما به هیچ وجه از امکانات آن دو موسسه برخوردار نبود، در حالی که اگر کتاب هایی که این سه ناشر در سال های نخستین کار خود منتشر کرده اند با هم مقایسه شود، چه از جنبۀ موضوع یا ترجمه و مترجم، یا حتی صورت و ظاهر، نقش نوآورانه و وجه ناشرانۀ نیل نمایان تر خواهد شد. به همین دلیل است که نیل در تاریخ ترجمۀ جدید در ایران، و نیز در تاریخ ویراستاری و ترجمه ویرایی جدید، که از دهۀ 1330ش آغاز می شود، سهمی متمایز از آن خود دارد.
    گام های بعدی و بلند تری که نیل برداشت، اینها بود:
1)    به همکاری فراخواندن تنی چند از مترجمان مبرز؛
2)     انتخاب چند اثر ادبی دیگر که از شاهکارهای ادبیات جهان به شمار می آمدند؛
3)     افزودن بر شمار شریکان و بالا بردن توان مالی خود؛
4)    افزایش دادن شمار همکاران فنّی. تقسیم و تفکیک کردن مسئولیت ها در نیل در حوزۀ مدیریت نشر، کتابفروشی، پی گیری کارها در چاپخانه و سایر کارهای فنّی چاپ که بازده کار را در این موسسۀ انتشاراتی کوچک ارتقا داد؛
5)      تغییر محل دفتر انتشارات به میدان مخبرالدوله، که در آن زمان جای مناسبی در راستۀ اصلی ناشران تهران بود، بر رونق بخشیدن بیشتر به فعالیت این ناشر تاثیر گذاشت.

     محسن بخشی، مانند از جملۀ خوانساری هایی که به تهران مهاجرت کرده و به کتابفروشی و نشر کتاب روی آورده بودند، به جمع همکاران نیل پیوست. جهانگیر منصور، فرزند محمد جعفر منصور( معروف به ادب) هم همکار نیل شد. منصور، اصول کار را از کودکی از پدرش آموخته بود که در نشر با سابقه و از سلیقه و دقت های خاصی در کار کتاب برخوردار بود. بخشی و منصور سال ها با نیل فعالانه همکاری کردند، کارهای فنی چاپ، نمونه خوانی، پخش، کتابفروشی و پی گیری کارهای وابسته به اینها را ادامه دادند و به پیشرفت کار این ناشر تازه پا کمک کردند. محسن بخشی پس از زوال نیل، فعالیت حرفه ای خود را در نشر آگاه ادامه داد. جهانگیر منصور هم سال ها با کتاب زمان همکاری کرد، سپس مستقلاً به انتشار متون حقوقی پرداخت و تجربۀ طولانی خود را در راه انتشار کتاب های قانون، البته به شیوه ای متفاوت، به کار گرفت.
نیل با شمار اندک همکارانش، نمونۀ بسیار خوبی از نشر خصوصی کوچک، اما فعال، با انگیزه، در حال رشد و پیشرفت، و ناشر آثار برگزیده، شاخص و تاثیر گذار در دهۀ 1330ش بود، در دوره ای که نشر در ایران با منحنی آرامی روند صعودی خود را سپری می کرد. نیل تا نیمه های  دهۀ 1340 هم کم و بیش به این روند ادامه داد، اما  از آن سال ها زوالش آغاز شد. علت اصلی زوال این ناشر پیشگام را در مسائل درونی آن باید جست، وگرنه عامل های بیرونی، بر ناشران همتای نیل هم تاثیر کم و بیش یکسانی داشت. چرا ناشران همتای نیل به زوال گرفتار نشدند و نیل گرفتار شد؟ این همان نکته ای است که به بررسی آسیب شناختی شیوۀ مدیریت و مشارکت، و نیز دشواری های  همکاری در ساختار انتشاراتی این ناشر نیاز دارد.
نیل پس از دو سه سال تجربۀ نخستین، به انتشار ترجمۀ آثار سترگی روی آورد. دُن کیشوت(سروانتس، با ترجمۀ ماندگار محمد قاضی، در 2 جلد) ، بابا گوریو (بالزاک، به ترجمۀ م. الف. به آذین)، سرخ و سیاه ( استاندال، به ترجمۀ عبدالله توکل، در 2 جلد)، ژان کریستف (رومن رولان، به ترجمۀ م. الف. به آذین، در ویراست های مختلف در چند جلد)، آرزوهای بزرگ ( چارلز دیکنز، به ترجمۀ ابراهیم یونسی)، دن آرام ( میخائیل شولوخف، به ترجمۀ م. الف. به آذین، در 4 جلد) و چند داستان بلند دیگر از جملۀ شاهکارهای ادبی جهان بودند که نیل انگیزۀ ترجمه و موجبات انتشار آنها را در فضای یاس آلود، سرخورده و ناکامی های سیاسی پس از شکست جنبش ملّی و دورۀ حکومت کودتاگران فراهم آورد. اگر روزی جزئیات کار ترجمۀ قاضی ، به آذین، توکل، یونسی و فعالیت قلمی شمار بسیاری از دیگر شکست خوردگان سیاسی دهۀ 1330ش به آگاهی خوانندگان برسد، کسانی که به جای تن دادن به انفعال و نومیدی، به فعالیت های مختلف فرهنگی، از جمله به نشر، روی آوردند، و با تلاش های فرهنگی نه تنها در خود، که در جامعه امید دمیدند، وجه دیگری از تاثیرهای عمیق نشر در دوره های گرفتار تنگنا آشکار خواهد شد. کوشش های ماندگار اهل قلم در این دوره ها به خوبی می تواند تاثیری  را نشان دهد که نشر و ناشر در ایجاد انگیزه برای خلق آثار می توانند داشته باشند و تصویری جاندار در اختیار خوانندگان بگذارند. انگیزه آفرینی نیل و شمار دیگری از ناشرانی که گرایش های سیاسی خود را در آن دهه ها کم و بیش حفظ کردند، اما آفرینش ادبی و ترجمه را محور اصلی فعالیت هایشان قرار دادند، از نکته های  قابل تامل است. مطالب منتشر شده از سوی همکاران نیل متاسفانه پرتو چندان روشنی بخشی بر این زوایا نمی تاباند، زوایایی که دست بر قضا برای تاریخ نشر بسیار مهم است. چند کوشش از چند سو برای گفت و گو با عبدالحسین آل رسول در این باره تا کنون به جایی نرسیده است.
هوشنگ ابتهاج(ه. الف. سایه) در کتاب پیر پرنیان اندیش نکته ای می گوید که بازگویی آن به نمونه ای از نمونه های بی شمار تاثیر ناشر و نشر بر پدیدآوردن و پدیدآورندگان اشاره دارد. او می گوید فشار بار زندگی بر دوش به آذین چنان او را به تنگ آورده بود که تصمیم به خودکشی گرفت. در لحظه هایی که داشت وسایل خودکشی را آماده می کرد، عبدالحسین آل رسول با پیشنهادی از راه رسید: ترجمۀ داستان ژان کریستف، اثر رومن رولان. او پیش قسطی هم پرداخت که گشایشی در زندگی سخت به آذین بود(5). داستان های ماندگار دیگری که به آذین بعداً ترجمه و نیل منتشر کرد، بدون ایجاد انگیزه از سوی ناشر، به گنجینۀ ادبیات ترجمه افزوده نمی شد.
    نیل تا 1346ش، حدود 13 سال پس از تاسیس دایر بود، اگرچه آهنگ فعالیت سال های  نخستین را از دست داده بود. اختلاف میان شریکان، گویا بر سر مسائل مالی، به جدایی آنها از هم و به زوال نیل انجامید. نجفی و آل رسول کشور را ترک کردند و برای ادامۀ تحصیل به اروپا رفتند. نجفی پس از بازگشتن از فرانسه به ایران در 1343  چند سالی در اصفهان و به کار ترجمۀ کتاب مشغول بود که از پربار ترین سال های مترجمی اوست. دو سال هم در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت و در عین حال به ترجمه هم مشغول بود. ادبیات چیست؟ (نوشتۀ ژان ـ پل سارتر، ترجمۀ مشترک او و مصطفی رحیمی) از محصولات همان سال هاست. او از 1349 تا 1354ش در موسسۀ انتشارات فرانکلین بیشتر به مقابله و ویراستاری ترجمه های فرانسوی پرداخت. پس از انحلال فرانکلین، به دانشگاه آزاد ایران و پس از انحلال آن دانشگاه به مرکز نشر دانشگاهی پیوست. در پی رکود این مرکز، به فرهنگ نگاری، تحقیقات زبانی ـ ادبی و نیز به ترجمه مشغول بود. عبدالحسین آل رسول پس از بازگشتن از انگلستان، مدتی با سازمان کتاب های درسی و انتشارات فرانکلین همکاری داشت. موسسۀ انتشاراتی تازه ای با نام «کتاب زمان» تاسیس کرد و جهانگیر منصور با او همکاری داشت. مدتی هم مدیر انتشارات سروش بود و در 1355ش جای خود را به کریم امامی داد. آل رسول در کنار تدریس در دبیر ستان و ادارۀ نشر، تفننی هم ترجمه می کرد و چند اثر را از انگلیسی به فارسی برگرداند. برخلاف بسیاری از ناشران فرنگی که تجربه هایشان فعالیت های بعدی شان را وسعت و به آنها ارتقا می بخشد، تجربه های طولانی و متنوع آل رسول در زمینۀ نشر، در خدمت تعالی کارهای بعدی او قرار نگرفت. تا کنون هم نشر کشور از تجربه های مکتوب او ـ با اینکه او دستی در نوشتن دارد ـ بهره مند نشده است. امیدوارم انبوه خاطرات او از  نیل و کتاب زمان، و تجربه های متمادی اش در عرصۀ نشر، و نیز در زمینۀ انتشار کتاب های درسی، و قدری هم در انتشارات سروش، ثبت و ضبط شده باشد و از آفت فراموشی مصون بماند.
     بیرون بردن ادبیات از سیطرۀ برداشت ساده انگارانه از «ادبیات واقع گرا/ رئالیستی»، خارج کردن آن از دایرۀ محدود و بستۀ جمعی از نویسندگانی که در جامعۀ ادبی ایران به نویسندگان «بزرگ»، «جهانی» و مانند اینها مشهور شده بودند، از مهم ترین تاثیرهایی بود که ابوالحسن نجفی و همکارانش در دورۀ شکوفایی نیل بر ترجمه و انتشار آثار ادبی خارجی در ایران گذاشتند. این تاثیر در عین حال، با انتخاب های سنجیده تر، معرفی مضمون های تازه، همکاری مترجمان توانا و ترجمه های ویراسته همراه بود.
    نیل، ناشر چند مجموعه شعر از شاعران نوپرداز و چند داستان از نویسندگان جوان و پیشگام ایرانی هم بود. در دوره ای که میان طرفداران شعر قدیم و نو کش مکش در گرفته بود، نیل با انتشار مجوعه شعرهایی از هوشنگ ابتهاج، نصرت رحمانی، احمد شاملو، سیاوش کسرایی، فریدون مشیری، و با انتشار داستان هایی از تقی مدرسی و غلامحسین ساعدی، به صف ناشران پیشتاز در ادبیات نو و معاصر پیوست.
انتشار مجلۀ صدف و نشریۀ انتقاد کتاب، هر دو به ویژه با همکاری بسیار موثر سیروس پرهام، از دیگر کوشش های تاثیر گذار نیل بود. انتشار انتقاد کتاب از آذرماه 1334، در دورۀ اختناق و سرکوب پس از کودتا آغاز شد و پس از 4 دوره انتشار، همراه با وقفه هایی چند و فراز و فرودهایی تا بهمن 1347، تقریباً تا پایان کار نیل، ادامه داشت. این نشریۀ کم حجم، از 16 تا 40 صفحه، بسیار ساده، با بهای 2 تا 5 ریال، که به خریداران کتاب های نیل به صورت ضمیمۀ کتاب و رایگان هم داده می شد، از نشریه های از یاد نرفتنی در تاریخ نقد در ایران است. نخستین شمارۀ انتقاد کتاب در 16 صفحه، حاوی دو نقدِ داستان های خارجی و معرفی کوتاه چند کتاب بود. شمار نقدها در شماره های بعدی افزایش یافت و نقدهای جانداری به قلم دکتر میترا( نام مستعار سیروس پرهام)، ع. ا. دریا (نام مستعار ایرج علی آبادی)، ا. ب. و آزاد سرو (نام مستعار نویسندگان دیگری که تا این زمان نتوانسته ام نام حقیقی آنها را بیابم)، الف. امید( نام مستعار عبدالرحیم احمدی)، ب. ص.( نام مستعار بهرام صادقی)، م. روشن( به احتمال زیاد نام مستعار مصطفی رحیمی) م. سرشک( نام مستعار محمد رضا شفیعی کدکنی) و نقدهایی به قلم م. آزاد، داریوش آشوری، عبدالمحمد آیتی، جهانگیر افکاری، حسن انوری، رضا براهنی، م. الف. به آذین، شمیم بهار، بهرام بیضائی، عبدالله توکل، علیرضا حیدری، حسین خدیو جم، رضا داوری، یدالله رویایی، عبدالحسین زرین کوب، رضا سیدحسینی، ابوالقاسم طاهری، احمد کریمی، محمود کیانوش، ابراهیم مکلا، ابوالحسن نجفی، حمید نفیسی، ناصر نیر محمدی، ایرج وامقی، محمد علی هاتف و چند تن دیگر در شماره های مختلف انتشار یافت(6).
 جذب کردن همکاری صاحب قلمانی بنام و انتشار نقدهایی که در روزگار خود از نقدهای بنیادی به شمار می آمد، همراه با زبانی شسته رفته و دقیق، کاری نبود که در آن زمان در جامعۀ ایران از عهدۀ هر ناشری برآید، اما هرگاه ناشری بتواند از این دست نشریه ها منتشر کند، گامی به سوی کمال ناشری خودش هم برداشته است. انتقاد کتاب، خوانندگان علاقه مند به ادبیات را با جنبه هایی از ادبیات جدید هم  آشنا می کرد و برون رفتی از فضای ادبیات به شدت سیاسی شده در محدوده های تنگ بود. این نشریه از ورود صریح به سیاست با احتیاط پرهیز می کرد و به دست رژیم سرکوبگر بهانه نمی داد. این نشریۀ تاثیر گذار، جنبه های دیگری هم دارد که شایستۀ بررسی  است و در جای خود باید به آنها پرداخت(7). در ضمن جلال آل احمد، مصطفی رحیمی، رضا سیدحسینی، غلامحسین ساعدی و چند صاحب قلم دیگر، از جملۀ کسانی بودند که به گونه های مختلف و پشت پرده به تداوم انتشار انتقاد کتاب کمک می کردند. این نشریه اگر به مدت طولانی ادامه می یافت، دامنۀ تاثیر گذاری هایش به مراتب گسترده تر می شد، اما  بر اثر اختلافات داخلی شریکان نیل، و همان طور که گفته شد عمدتاً به سبب مسائل مالی، همزمان با انتشارات نیل تعطیل شد.
حدود دو سالی از انتشار انتقاد کتاب نگذشته بود که استقبال گستردۀ خوانندگان از آن، در همان فضایی که به آن اشاره شد، گردانندگان نیل را به فکر انداخت که آن را به نشریه ای رسمی تبدیل کنند. یکی از دلایل وقفه در انتشار انتقاد کتاب همین است. نیل مجوز انتشار ماهنامۀ صدف را به نام احمد عظیمی زواره ای گرفت، از مدیران و بنیادگذاران نیل که سابقه و گرایش سیاسی خاصی نداشت و امور مالی نیل را اداره می کرد(مدیر  انتشارات آذر، ناشر آثار مذهبی و برخی منابع ضد رژیم سابق، و مدیر انتشارات دهخدا، برادران او بودند).  از  صدف 12 شماره، از مهرماه 1336 تا اسفند1337 ، انتشار یافت، نشریه ای به شکل و شمایل ماهنامۀ سخن، اما اجتماعی تر از آن و مرتبط تر با نشر. در دورۀ یک سالۀ صدف داستان، شعر، تحلیل و نقد، معرفی و بررسی کتاب، دیدگاه ها و اطلاعاتی در بارۀ نشر و ناشران چاپ شد. این ماهنامه می توانست در شمار بهترین نشریه های فارسی زمان خود قرار بگیرد و سخنگوی مناسب و تاثیر گذار ناشر نوآوری باشد که بخواهد از مجرای دیگری با خوانندگان آثار ارتباط برقرار کند. صاحب قلمان برجسته ای با آن همکاری کردند، از جمله: امیر حسین آریان پور، عبدالمحمد آیتی، عبدالرحیم احمدی، منوچهر امیری، مهرداد بهار، م. الف. به آذین، سیروس پرهام، فریدون رهنما، سیاوش کسرایی، بهرام صادقی، محمود کیانوش، امیر گل آرا، فتح الله مجتبائی، تقی مدرسی، مصطفی مقربی، ابوالحسن نجفی(8). در تاریخ نشر ایران نشریه هایی که ناشران بهره مند از بینش و فرهنگ مرتبط با نشر انتشار داده باشند، اندک شماراند، مانند الفبا (امیرکبیر) انتقاد کتاب (نیل)، بررسی کتاب(مروارید)، صدف(نیل)، کتاب امروز (فرانکلین). پیوند این گونه نشریه ها با نشر معمولاً اندام وار و انضمامی است، و به همین سبب تاثیر گذاری های آنها عمیق تر و دیرپا تر هم هست. صدف، مانند انتقادکتاب، در پرتو اختلاف های داخلی نیل به تعطیلی کشیده شد(9).
از دیدگاه آسیب شناسی نشر، نیل را می توان نمونۀ ناشری به شمار آورد که به سرعت به اعتبار، شهرت و موفقیت دست یافت، جایگاه درخور خود را در نشر ادبیات داستانی یافت، مخاطبان مناسب را با خود همراه کرد، تاثیرگذار  و الهام بخش شد، فرهنگ نشر و ناشری را اعتلا بخشید، تلقی از دامنۀ نشر را گسترش داد، موجبات انتشار آثاری ماندگار و خلق ترجمه هایی به یاد ماندنی را فراهم ساخت، موجی نو در نشر ایران به راه انداخت، اما به رغم همۀ دستاوردهایش و به سبب اختلافات داخلی، غلبۀ انگیزه های غیر فرهنگی بر فرهنگی، بر اثرکوته بینی و نداشتن دورنگری در بارۀ جایگاه بلند مدت  خود در نشر کشور ، از دست دادن شکیبایی لازم در کار زمان بر و کند کتاب، و نظایر اینها، عمری کوتاه کرد و برگ دیگری بر دفتر پربرگ سرخوردگی و نومیدی نشر ایران افزود.


پی نوشت ها
(1) نک: بخش « خاطرات» در: جشن نامۀ ابوالحسن نجفی، به کوشش امید طبیب زاده، تهران، نیلوفر،1390، ص35 ـ 38.
(2) بعدها واژۀ «کانون» از این ترکیب نام حذف شد. همان طور که پیشتر هم اشاره شد، شماری از ناشران در دهه های 1320 و 1330ش از واژۀ
 «کانون» استفاده می کردند که مرادشان «موسسه»، «سازمان» یا واژه های
مترادف اینها بود.  

(3) نیز نک: «جهانگیر منصور، زوایایی از انتشارات نیل و کتاب زمان»، در: تاریخ شفاهی نشر ایران، تهران، ققنوس، 1382، ص234 ـ 238.
(4) نجفی، ابوالحسن، همان منبع، ص38.   
(5) ابتهاج، هوشنگ، پیر پرنیان اندیش، به کوشش عظیمی ها، تهران، سخن، ج1، ص352.  
(6)  شماره های 36 گانۀ انتقاد کتاب بررسی شد.
(7) برای جزئیات بیشتر، نک:  مقالۀ «انتقاد کتاب» در دانشنامۀ مطبوعات (تهران، 1393)، ج1.
(8) دورۀ  یکسالۀ ماهنامۀ صدف بررسی شد.
(9) در بارۀ بروز اختلاف در صدف، روایت های شنیده ام که با یکدیگر همخوانی ندارند و به همین دلیل آنها را نقل نمی کنم. امیدوارم نویسندگانی که در نشست های پایانی صدف شاهد گفت و گو های تند و تلخی بوده اند که به تعطیل شدن این نشریۀ وزین انجامید، روایت های خود را بنویسند و منتشر کنند؛ به ویژه دکتر سیروس پرهام که شاید بیشترین تاثیر را در انتشار نشریه های نیل و شماری دیگر از فعالیت های این ناشر داشته و تاکنون مطلب مکتوبی از او در این باب منتشر نشده است.
منبع: مجله بخارا شماره 108

 

 

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما