تذکر رهامی درباره بدفهمی ها از جایگاه صلح در جامعه اسلامی:صلح و مذاکره سازش کاری نیست
|۱۴:۴۰,۱۳۹۲/۱۰/۱۰| بازدید : 904 بار

در شب رحلت حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) مراسم سخنرانی و عزاداری در حسینیه حضرت زهرا (س) برگزار شد و طی آن حجت الاسلام والمسلمین محسن رهامی با موضوع جایگاه صلح در آموزه های وحیانی و سیره نبوی و اهل بیت علیهم السلام، سخنرانی کرد.

به گزارش دبا به نقل از سایت جماران ، وی در ابتدا با این مقدمه که پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) ارتباط مستقیم وحی و هدایت بشر از طریق دریافت وحی از سوی انبیاء و ابلاغ به آنها قطع شد، اظهار کرد: به دو دلیل صحبت درباره جایگاه صلح در آموزه های دینی و سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام را انتخاب کردیم. دلیل اول همزمانی سالگرد رحلت حضرت محمد (ص) با شهادت امام حسن (ع) که سیره ایشان به صلح با دشمنانشان معروف است و دلیل دوم هم شرایط زمانی و مکانی فعلی ماست.

حجت الاسلام رهامی با اشاره ای به وضعیت پر از خشونت و نزاع در برخی جوامع اسلامی بویژه منطقه خاورمیانه، در این باره گفت: امروز در دنیای اسلام بویژه در منطقه خاورمیانه، زندگی برخی مسلمین با حجم عظیمی از جنگ ها و منازعات داخلی روبرو است و روزهای فجیعی را برای آنها رقم می زند. اگر به اخبار رسانه ها توجه کنید هرچندروزی نیست که کسی در عراق کشته یا زخمی نشود؛ سوریه وضعیتی بدتر از عراق دارد. در افغانستان، پاکستان و... بعضی از مسلمین به جرم عزاداری کشته می شوند. در میانمار نیز کشتارهایی صورت می گیرد. در یمن، بحرین، شمال آفریقا، نیجریه، سودان و... وضع تقریبا به همین گونه است. با یک محاسبه ساده می بینیم هر هفته حدود 500 تا 1000 نفر از مسلمین در خشونت ها کشته می شوند و تعداد زیادی زخمی شده و اموال زیادی از آنها به آتش کشیده می شوند. این یک مشکل جدی در دنیای اسلام امروز است.

وی با اشاره به روایت معروف از امیرالمومنین علی (ع) که وقتی شنیدند عده ای به یک زن یهودی اهل کتاب حمله کرده و خلخال از پایش درآوردند، فرمودند: "اگر مردی از شنیدن این خبر بمیرد بر او هرجی نیست"، ادامه داد: مقایسه کنید چنان رویکردی از حضرت امیر (ع) در آن زمان را با فجایعی که امروز در جوامع اسلامی رخ می دهد و هزاران زن در هر روز زندگی شان غارت شده و به خاک و خون کشیده می شود. لذا همه اینها ایجاب می کند بویژه در مجالسی که برای بزرگداشت و عزاداری پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام برگزار می شود به این وقایع غیرانسانی در جامعه اسلامی توجه شود و سخنرانی ها در جهت درمان درد مردم و مشکلی از مشکلات جامعه باشد. دنیای اسلام اکنون شدیدا به راهکاری عملی برای کاهش خشونت ها و ایجاد صلح دارد.

حجت الاسلام رهامی با تاکید بر اینکه خاورمیانه اکنون نیاز به فرماندهان و مردان صلح دارد نه مردان جنگ، تصریح کرد: ما به اندازه کافی مردان جنگ داریم اما الان به کسانی نیاز هست که بتوانند راهکار یا راهکارهایی برای کاهش خشونت در جوامع اسلامی پیدا کنند. لبنان را ببینید که در 2، 3 روز گذشته چه دیده است! بی تردید باید در کنار بیان معارف پیامبر (ص) و اهل بیت علیهم السلام از جایگاه صلح در سیره آنها صحبت کرد.

 وی در ادامه سخنانش با اشاره به آیات سوره فتح بویژه آیه " انا فتحنا لک فتحنا مبینا" و اینکه خداوند به بزرگترین فتح پیامبر (ص) اشاره کرده و آن را فتح مبین قلمداد می کند، از حضار پرسید بزرگترین فتح و فتح الفتوح پیامبر (ص) در 23 سال دوران بعثت شان کدام فتح بوده است؟

پاسخ هایی مبنی بر فتح مکه، فتح قلوب، فتح خیبر، صلح حدیبیه و...از حضار شنیده شد و حجت الاسلام رهامی صحبت هایش را اینگونه ادامه داد: خیلی ها در برداشت اول از فتح مکه در آن زمان پیامبر (ص) بیش از 10 هزار سرباز داشت، یاد می کنند و عده ای هم به فتح خیبر اشاره دارند. اما مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم طبرسی و حتی علمایی از اهل سنت چون (سید قطب) در کتاب فی زلال قرآن، همه فتح ها را رد می کنند و می گویند هیچ فتحی نبوده است. پیامبر (ص) فتح های زیادی داشتند اما منظور از آن فتح الفتوح یا فتح مبین هیچ کدام از فتح ها نیستند.

 حجت الاسلام رهامی فضای روانی جامعه ناشی از صلح با دشمن را بسیار متفاوت از فضای روانی ناشی از جنگ قلمداد کرد و در این باره توضیح داد: در جنگ تحمیلی 8 ساله با عراق که از نظر مدت زمانی از جنگ جهانی دوم که کمتر از پنج سال بود، مدت بیشتری داشت وقتی در میان همه فرماندهی ها هیچ حرف و حدیثی نبود و همه با یک نظر کلی واحد در مسیر مشخص شده حرکت می کردند اما وقتی سراغ صلح رفتیم با فضای متفاوتی روبرو بودیم؛ تا جایی که آیت الله هاشمی رفسنجانی خطاب به حضرت امام خمینی (ره) گفتند " بگذارید من این تصمیم را اعلام کنم که اگر حرف و حدیثی در جامعه بود، من فدا شوم." این نشان می دهد فضای اجتماعی در برابر مساله صلح چگونه بوده است. در جنگ تحمیلی به طور طبیعی ما در همه عملیات ها پیروز نبودیم، گاهی جلو می رفتیم و گاهی هم در عملیات هایی شکست می خوردیم؛ اگر قرار بود همیشه پیروز باشیم که الان تا مصر رسیده بودیم! اما همواره این نگرانی که در صلح است، در جنگ نیست. نگرانی هایی از این دست که نکند سرمان کلاه برود؛ دست و پاها می لرزد و همه اعتماد به نفس شان را از دست می دهند، هیچ کدام از اینها در جنگ نیست.

 وی افزود: وقتی طرف پای میز قرارداد می نشیند تا از توافق صحبت کند و قرارداد ببندد هزار حرف و حدیث پیش می آید؛ همه به این خاطر است که تلقی صلح و پای میز مذاکره رفتن در اذهان عمومی جامعه نوعی سازش، بی عرضگی، عقب نشینی از اصول و...  بوده در حالی که در جنگ این حرف ها نیست. فتح های پیامبر (ص) در جنگ های مختلف که عنوان می کنند هیچ کدام فتح نبوده زیاد هستند؛ بارها پیامبر (ص) مثل جنگ بدر، خندق و... پیروز شدند و جایی هم مثل جنگ احد شکست خوردند و تلفاتی از جمله شهادت عموی پیغمبر (ص) و کشتن شدن مسلمین را به همراه داشت؛ اما اینقدر که مسلمین نسبت به صلح نگران هستند، نسبت به جنگ نیستند. قرآن کتاب آموزش وتعلیم وتربیت است و وقتی می فرماید: " هو الذی بعث فی الامیین رسول من انفسهم یتلو علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة " قرار است مردم کتاب و حکمت یاد بگیرند. برخی از تعلیم و تربیت پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام در لسان شان و بخشی هم در فعل شان است.

 حجت الاسلام والمسلمین پیش از نقل تاریخی صلح حدیبیه، منابع کتب تفسیری را در تبیین سیره پیامبر(ص)  معرفی و خاطرنشان کرد: بنده تفاسیر متعددی در این باره را بررسی کرده و توصیه می کنم حتما آنها را مطالعه کنید. در تفسیرهای قدیمی تر از جمله تفسیر مجمع البیان متعلق به امین الاسلام که در قرن ششم حدود سال 508 نوشته شده و در جلد نهم از صفحه 165 به بعد مربوط به این موضوع است، تفسیر منهج الصادقین برای اواخر قرن دهم و دوره شاه طهماسب در جلد هشتم و صفحه 359 به بعد، تفسیر ملامحسن فیض کاشانی معروف به تفسیر صافی و تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی، همه معتقدند در سیره پیامبر (ص) اثری که صلح برای جامعه اسلامی داشته هیچ کدام از جنگ های ایشان نداشته است.

 وی سپس واقعه صلح حدیبیه و اثراتش را اینطور نقل کرد: پیامبر (ص) در سال ششم خواب دیده بودند که به همراه مسلمین وارد مکه می شوند و در آنجا زیارت کرده، سرها را می تراشند و قربانی می کنند. ایشان  اعلام کردند قصد حرکت به سمت مکه را دارند و دستور دادند مسلمین جمع شوند. گفته شده که حدود 1400 تا 1500 نفر آمده اند و قربانی ها را هم آماده کردند. حدود 70 شتر را پیامبر (ص) در این سفر با خود بردند. وقتی به نزدیکی مکه رسیدند، مشرکین درون شهر از این موضوع خبردار شدند. نمایندگان قریش به سمت پیامبر(ص) رفته و سوال کردند به چه علت می خواهید وارد مکه شوید؟ پیامبر (ص) فرمودند: قصد زیارت کردن و قربانی، داریم. آنها گفتند شما برای جنگ آمدید چون شمشیر بدست دارید و آماده هستید. پیامبر (ص) به آنها اطمینان داد که جنگ نمی کنند فقط زیارت خواهند کرد. نهایتا ایشان عثمان را به نمایندگی به مسلمین به داخل مکه فرستاد تا با سران قریش مذاکره کند. رفت و آمدها و جلسات متعددی برگزار شد که نشان می دهد پیامبر (ص) و کاروان مسلمین چندین روز در اطراف مکه اقامت داشتند. نهایتا از عثمان خبری نیامد تا جایی که نقل ها درباره کشته شدن یا گروگان گرفته شدن او مطرح شد.

 وی ادامه داد: مسلمانان که به شدت از این اتفاق ناراحت بودند از پیامبر (ص) خواستند تا به مکه حمله کنند که هم عثمان را آزاد کرده و هم زیارت کنند و گفتند خوب نیست در چنین شرایطی برگردیم؛ اما پیامبر (ص) نپذیرفتند و نهایتا نمایندگان قریش برای مذاکره خدمت پیغمبر (ص) می رسند. اینکه در برخی نقل ها و فیلم های تاریخی نشان می دهند ابوسفیان نماینده آنها بوده اصلا چنین نیست، چون ابوسفیان قبل از آن درگیری های خودش را داشت و اساسا در این جور مواقع بعضی از ریش سفیدان و افراد خبره در مذاکره را می فرستادند. آنها که رییس شان هم سهیل بن امر بود به پیغمبر (ص) عرضه داشتند که می خواهید چه کنید؟ پیغمبر (ص) فرمودند: " فقط می خواهیم زیارت کنیم و برگردیم" ،" آنها گفتند الان مردم شهر آماده این موضوع نیستند؛ مردم از ناحیه شما تحریک شده و از شما می ترسند. آنها اتفاقات جنگ های بدر، احد و... را دیده اند و چنین ذهنیتی از شما دارند که قصد جنگ دارید و می خواهید کشور را بگیرید. مردم الان بسیج شده اند و ممکن است در کوچه ها درگیری میان نیروهای شما و آنها صورت گیرد و خون هر دو طرف بریزد." پیامبر (ص) هم توضیحاتی را به آنها دادند و نهایتا پس از چندین مرتبه رفت و آمد نمایندگان قریش به داخل مکه قرار شد که قرارداد صلح ببندند.

 وی با اشاره به موضع گیری برخی افراد درباره موضوع صلح، ادامه داد: اینکه عده ای تا بحث صلح به میان می آید می گویند فلانی با ما دشمن بوده و بین اسلام و کفر اصلا صلح معنی ندارد باید در ضمن به یاد داشتن صلح پیامبر (ص) با کفار قریش، بدانند که در آن زمان نسبت به پیامبر (ص)  کسی دشمن تر از اینها نبوده چون سال های زیادی را با مسلمانان جنگیده و تعداد بسیاری از مسلمانان را هم کشته بودند. سرانجام هنگام نوشتن قرارداد صلح فرا رسید و اکثر علمای اهل سنت آورده اند که نویسنده قرارداد حضرت علی (ع) بودند.

حجت الاسلام رهامی در بیان مشکلاتی که در نوشتن این قرارداد صلح بوجود آمد و نرمش هایی که پیامبر (ص) داشتند، اظهار کرد: هنگامی که در اولین جمله قرارداد نوشتند: " بسم الله الرحمن الرحیم"، نقل به مضمون سهیل بن امر گفت اول دعوا اینجاست که ما این صفات را برای خدایی که شما می گویید قبول نداریم، گفتند نام خدا را خط بزنید و حضرت علی (ع) گفتند " من چطور نام خدا را خط بزنم؟" و مسلمین هم همین موضع را داشتند اما پیامبر(ص) قرارداد را گرفت و نام خداوند را خط زد و طبق آنچه قریشیان هم قبول داشتند نوشتند: " بسمک اللهم ". سپس دوباره وقتی اول متن قرارداد امیرالمومنین (ع) نوشتند که قرارداد ما بین پیامبرخدا (ص) و سهیل بن امر بسته می شود، نمایندگان قریش گفتند اگر ما شما را به پیامبری خدا قبول داشتیم که مشکل و دعوایی با هم نداشتیم! باید نام پیامبری خدا را خط بزنید و از نام او استفاده کنید. بار دیگر حضرت علی (ع) و مسلمانان گفتند " ما نمی توانیم چنین کنیم" که پیامبر (ص) گفتند اشکالی ندارد بنویسید " قرارداد صلح بین محمد بن عبدالله و سهیل بن امر بسته می شود." بالاخره در قرارداد صلح باید یک چیزی بدهید تا یک چیز بگیرید و هر دو طرف باید پله ای از خواسته هایشان پایین بیایند!

 وی مفاد قرارداد صلح حدیبیه را یک به یک برشمرد و ادامه داد: این قرارداد 12 یا 13 بند دارد که عبارتند از: 1- مدت قرارداد 10 سال است که در این مدت میان دو طرف آتش بس خواهد بود 2- توافق می شود در این مدت هیچ یک از مسلمین و قریشیان کاری به کار هم دیگر نداشته باشند 3- کسی از هر طرف به دیگری نپیوندد 4- کلک زدن و دزدی از اموال طرفین صورت نگیرد 5- پیامبر (ص) پذیرفت که اگر کسی از مسلمانان به قریشیان ملحق شد، آنها می توانند شخص را تحویل ندهند اما در مقابل اگر یکی از قریشیان به مسلمانان پیوست، آنها باید شخص را دستگیر کرده و تحویل قریشیان بدهند. جمعی از مسلمانان معتقد بودند این بخش از قرارداد یکطرفه و به ضرر مسلمین بود اما پیامبر (ص) آن را پذیرفت 6-  اگر کسی از قریش خواست در خانه اش مسلمان باشد، آنها جلویش را نگیرند 7-  مسلمانان به قوم های هم پیمان با قریش حمله نکنند 8- از اینجایی که الان مسلمانان مستقر شده بودند، جلوتر نیایند و برگردند 9- سال دیگر جمعی از مسلمانان برای زیارت کعبه به مکه بیایند که در این زمان قریشیان بیرون از مکه اقامت می کنند 10- فقط پیامبر (ص) و اصحابش می توانند در آن 3 روز به مکه بیایند 11- آنها تنها 3 روز می توانند در مکه باشند و بیشتر نمانند 12- سلاح جنگی با خود نیاورند 13- شمشیرهایی که به طور طبیعی همراه شان را هست از (قلاف – غلاف) بیرون نیاید که در غیر این صورت معنایش تهدید قریش و اعلان جنگ است. سرانجام این قرارداد را پیامبر (ص)، سهیل بن امر، حضرت علی (ع)، عثمان و سایر نمایندگان هر دو طرف امضا کردند اما همه مسلمین از این قرارداد ناراحت و عصبانی بودند، بویژه آنکه بدون زیارت کردن باید برمی گشتند. از پیامبر(ص) سوال کردند مگر شما در خواب ندیده بودید که به همراه مسلمین در مکه زیارت می کنید که پیامبر(ص) در جواب فرمودند: " این خواب را دیدم اما اینکه زیارت در امسال باشد یا سال دیگر را خداوند به من اعلام نکرد."

وی ادامه داد: حتی بعدها ابوجندل یکی از قریشیان که به اسلام روی آورده بود در حالی که هنوز بند و زنجیر به پایش بود از مکه فرار کرد و خود را به پیامبر (ص) رساند. او شکنجه های زیادی را دیده بود و از پیامبر (ص) پناه خواست. ایشان تصمیم گرفت ابوجندل را تحویل قریش دهد که ابوجندل می گفت: " من بخاطر اسلام وشما شکنجه شدم و الان پناه می خواهم." مسلمانان هم از این موضوع ناراحت بودند و می گفتند او از خودمان است و بهتر است بماند. پیامبر (ص) خطاب به ابوجندل می فرمایند: " صبر کن، ما می خواهیم به موفقیت بزرگتری برسیم، خدا خانواده ات را نصرت خواهد داد، پس صبر کن ". این وضعیت تا جایی ادامه داشت که حتی در دل تعداد زیادی از مسلمانان شک وارد شده بود اینکه ما باید برای پیروزی بجنگیم، باید شمشیر داشته باشیم و... . ببینید برای سر دادن شعارهای جنگی همه توانا هستند اما اینکه تحمل صلح را داشته باشند، سخت است!

 حجت الاسلام رهامی به بیعت رضوان مسلمانان با پیامبر (ص) که پس از شبهه ها و اعتراض های صلح حدیبیه صورت گرفته بود، اظهار کرد: عده ای از مسلمین ابتدا نزد ابوبکر رفتند و می گفتند مگر ما حق نیست، مگر آنها باطل نیستند، خب می رویم می جنگیم و اگر کشته هم شویم به بهشت می رسیم. ابوبکر می گفت باید برویم ببینم پیغمبر (ص) چه می گوید. بالاخره وقتی اعتراض ها زیاد شد، عده ای نزد پیغمبر (ص) آمدند و گفتند اصحاب و جمع زیادی از مسلمانان نسبت به این موضوع ناراحتند اما پیغمبر (ص) خطاب به آنها فرمودند: " من از طرف خدا برای چنین کاری مامور هستم". بگو مگوها زیاد شده بود و نهایتا پیامبر (ص) دستور دادند هر کسی اعتراضی دارد زیر فلان درخت جمع شود. پیامبر (ص) در آنجا خطبه ای را بیان فرمودند و در نهایت مسلمان ها در زیر آن درخت پس از شنیدن توضیحات ایشان، بار دیگر با پیامبر(ص) بیعت کردند که به بیعت رضوان مشهور شد. بعد از این بیعت پیامبر (ص) گفتند همین جا قربانی ها را می کشیم که تعدادی را آنجا و تعدادی را در منا کشتند و بین فقرای آنجا تقسیم کردند؛ همینطور همه سرهایشان را هم تراشیدند و به مدینه باز گشتند.

 وی همچنین در ادامه این سخنرانی با اشاره به جملات علامه طباطبایی درباره پیامبر اکرم (ص)، ادامه داد: ایشان در فرمایشات شان سوالی طرح می کنند که چرا این را فتح الفتوح پیغمبر (ص) عنوان کرده و می گویند "فتحا مبینا"؟ اینجا ظاهرا کاری انجام نشده است؟ یا اینکه در آیات بعدی آیه ای که خدا می فرماید:" یعرفنا یغفرالله لک ما تقدم من ظنک ما تاخر " پیغمبر (ص) چه گناهی کرده بود که خداوند می فرماید با این صلح گناهانت را هم بخشیدیم و گناه های بعدی؟ علامه می گوید منظور اینجا گناه شخص پیغمبر (ص) نیست که بخواهد بخشیده شود بلکه در آن زمان از دین اسلام، پیغمبر (ص) و یارانش تصویری در ذهن مردم شبه جزیره عربستان بویژه مکه و قبایل اطرافش شکل گرفته بود که فکر می کردند اینها اهل جنگ هستند، می خواهند کشورگشایی کرده و بر مردم حکومت کنند؛ خلاصه یک بدبینی نسبت به پیامبر (ص) در فضای ذهنی آنها بوجود آمده بود. فضای گفت وگو و مصالحه اصلا فراهم نمی شد. بعد از این مصالحه است که تبلیغ درستی از اسلام و پیغمبر (ص) برای مردم مکه صورت گرفت. آنهایی که طرفدار پیغمبر(ص) بودند و این طرفداری را مخفی می کردند حالا دیگر بیرون می آمدند و به سایرین می گفتند دیدید اهل جنگ نیستند و چطور آدم های مصالحه جویی هستند. صلح اساسا اثر ذاتی دارد. صلح و سازش موافق طبع بشر است. در قبایل اطراف اینطور مطرح شد که پیغمبر (ص) همراه با 1500 نفر مرد جنگی آمدند اطراف مکه و در حالی که می توانستند بجنگند اما به احترام مردم و خونی که از آنها ریخته نشود و برای اینکه حرمت کعبه شکسته نشود، از همانجا برگشتند. حتی می پرسیدند نکند یارانش مخالف بودند اما می گفتند خیر، اتفاقا یارانش مخالف پیمان صلح و آماده جنگ و شهادت بودند اما پیامبر (ص) فرمودند: " امر خداست و صلح می کنیم". در آن شرایط بود که آنها پیش خودشان می گفتند پس این مرد دنبال جنگجویی و کشورگشایی نیست. فتح القلوب که عده ای از شما گفتید درست است؛ در واقع فتح قلوب از اینجا به بعد شروع شد و قلوب مردم مخالف با این مصالحه به سمت پیامبر (ص) برگشت.

 حجت الاسلام رهامی ادامه داد: وقتی در منطقه قرارداد صلح پخش شد و در زمان بعد از جنگ خیبر که غنائم زیادی نصیب مسلمان ها شد و در طول سه، چهار سال آنها خیلی قوی تر شده بودند. با این حال طبق قرارداد صلح هیچ درگیری با قبایل اطراف مکه صورت نمی گرفت و قرار بود کسی کشته نشود و همین باعث شده بود مسلمانان به راحتی به داخل قبایل اطراف رفته و شروع به تبلیغ اسلام و رفتار پیامبر (ص) می کردند و زمینه برای توسعه و گسترش دین اسلام فراهم شده بود. این وضع تا جایی ادامه داشت که وقتی پیامبر (ص) در سال دهم وقتی خواست به سمت مکه حرکت کند بیش از 10 هزار نفر از مسلمانان ایشان را همراهی کردند. تعداد دیگری از مردم قبایل اطراف مکه که هنوز مسلمان نشده بودند از روی بلندی ها می دیدند که تا جایی که چشم کار می کند انبوهی از مسلمانان پیامبر (ص) را همراهی می کنند؛ با خود فکر کردند با چنین تعدادی که نمی توانیم جنگ کنیم ضمن اینکه تازه اینها با ما سر جنگ ندارند و وقتی می شود با صلح با آنها کنار آمد، چرا بجنگیم؟! اینکه گفته می شود تعداد کشتگان کفار توسط مسلمانان کمتر از ارقام ذکر شده است و باید تصحیح شود به این خاطر است که جنگ زیادی پیش نیامد، پیغمبر در جنگ های دیگر هم از این روش ها استفاده می کردند. مکه به این شیوه فتح شد. وقتی هم که وارد مکه می شوند می فرمایند هر کسی به کعبه پناه ببرد در امان است یا حتی اگر کسی به خانه ابوسفیان که فرمانده مخالفان بود هم پناه ببرد در امان است.

 وی در نتیجه گیری سخنانش فتح الفتوح پیامبر (ص) را صلح دانست و گفت: اگر تمام غزوات مسلمین در زمان پیامبر (ص) چه جنگ هایی که خودشان در آن حضور داشتند و چه آنهایی که نمایندگانشان به عنوان فرمانده می فرستادند را درجه بندی کنید، بالاترین درجه و نمره را صلح پیامبر (ص) داشت نه هیچ کدام از آن جنگ ها. فتح الفتوح پیامبر (ص) صلح است. چندین روایت از پیامبر(ص) است که می فرمایند: " اگر همه دنیا را به من می دادند به اندازه سوره فتح و وعده هایی که خداوند در آن به من داده، خوشحال نمی شدم." آنهایی که می گویند فتح مکه به صیغه ماضی آمده اما معنایش مستقبل است، می خواهند بگویند که در صلح حدیبیه پیروزی و فتح مکه حتمی شد. بنابراین درست است که خدا در اینجا صیغه ماضی بکار برده و صیغه ماضی ناظر بر عمل انجام شده است اما ناظر به عملی است که در آینده پیش خواهد آورد و مقدمات قبلی آن با صلح فراهم شده است. فتح یعنی گشودن، یعنی باز کردن گره ها و قفل های بسته، گشودن دل ها و راه ورود به دل مردم. یک انقلاب با صلح خیلی چیزها می تواند بدست آورد که 100 سال با جنگ نمی تواند آنها را بدست آورد. خواهشمندم عزیزان تفسیرهای مختلفی که درباره صلح حدیبیه نوشته شده و حاوی نظرات گروه های متعدد هست را بخوانند. یکی دیگر از این تفسیرها، تفسیر نمونه  است که جمعی از فضلای قم زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی نوشته اند که در دسترس عموم، ساده و به زبان فارسی است؛ البته هم به صورت مفصل و هم یک 6 جلدی است که به هر نحوی تمایل دارید می توانید به آنها رجوع کنید.

حجت الاسلام رهامی در ادامه این سخنرانی با اشاره به سیره پیامبر (ص)، تصریح کرد: خداوند در آیه 60 و 61 سوره انفال درباره مقابله با کفار توضیح می دهد. طبق معنی آیه 60 منظور خداوند این است که:  برای اینکه تحت حمله دشمنان تان قرار نگیرید و غافلگیر نشوید، همواره آمادگی نظامی تان را حفظ کرده و بالا ببرید. چه بسا اگر پیغمبر (ص) هم 1500 نیروی مسلح کنارش نبود، به صلح هم نمی رسید. همینطور طبق معنای آیه 61 خدا می فرماید: اگر دشمنان تان از صلح استقبال کرده و آن را پیشنهاد دادند، شما از جلو بیافتید. با تکیه بر خدا بروید و قرارداد صلح را امضا کنید. معنای این آیه با آیه قبل هیچ منافاتی ندارد. اما در سوره ممتحنه که مربوط به جنگ و قراردادها با دشمنان است. عده ای قرادادهای مالی و همسایگی می بستند و بعضا به دنبال یارگیری بودند که پیغمبر (ص) خطاب به مسلمین می فرمودند: خدا قرارداد بستن با آنهایی که توطئه می کنند و به دنبال یار گیری یا جنگ هستند را نهی می کند. اما با بقیه کفار و مشرکین اگر با شما نمی جنگند و به توطئه و مسایلی از این دست نیستند، قرارداد صلح ببندید و با آنها با عدالت برخورد کنید.

 وی با اشاره به ابهاماتی که عده ای نسبت به تکلیف آیات جهاد در قرآن و همچنین اقوامی که جنگ با آنها جایز است، مطرح کردند، اظهار کرد: عده ای می گفتند پس تکلیف آیات جهاد چه در سوره بقره و سایر سوره ها از جمله سوره توبه چیست و باید با چه اقوامی جنگید؟ که حضرت آیت الله منتظری که یک مجتهد جامع الشرایط است در پاسخ به این شبهات فرمودند که نظر قالب محققین این است که آیه 190 سوره بقره بر تمام این آیات حاکم است و تمام آیات جهاد به این آیه برمی گردد؛ یعنی جنگ تنها با کسانی جایز است که با شما می جنگند نه کسانی که با شما نمی جنگند. پس کشورگشایی مثلا جنگ هایی که سلطان محمود غزنوی مثلا برای مسلمان کردن هندوستان به راه می انداخت یا جنگ های نادرشاه و امثالهم هیچ کدام در زمره این اصل قرار نمی گیرند. ما باید قرآن را براساس عمل پیغمبر (ص) و امیرالمومین (ع) تفسیر کنیم. تمام جنگ های پیغمبر (ص) و بعد از ایشان جنگ هایی که امیرالمومنین علی (ع) هم درگیر آن بود کاملا از این دست بود  و ایشان همواره تلاش می کردند حتی با اعزام نمایندگشان به میان مخالفین از جمله فرستادن ابن عباس در جنگ صفین، تا جایی که می شود جنگی صورت نگیرد. در موضوع حکمیت هم که دشمنانشان به طور یکطرفه خیانت کردند و یاران حضرت خواستند بجنگند، امیر المومنین (ع) فرمودند ما قرارداد بستیم و باید به آن پایبند باشیم.

 وی همچنین درباره رویکرد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نسبت به مقوله جنگ نیز گفت: شرایط در زمان امام حسن (ع) هم به گونه ای بود که پیمان صلح بستند. هم ایشان و هم حضرت سیدالشهداء (ع) در طول 20 سالی که معاویه زنده بود، به تک تک مفاد صلح نامه پایبند بودند. در هیچ جایی جنگی صورت نگرفت. اینکه برخی می گویند قیام امام حسین (ع) استثنایی بر صلح امام حسن (ع) است یا اینکه صلح امام حسن (ع) استثنایی بر قیام امام حسین (ع)، خیر اصلا این طور نیست. این دو در یک راستا قرار دارند. یک مجموعه است که با هم هم خوانی دارند. بعد از قرارداد هم که می خواستند به زور از امام حسین (ع) بیعت بگیرند که امام (ع) مهاجرت می کنند. درمکه می خواستند خونریزی کنند اما مهاجرت می کنند. در کربلا هم تا آخرین لحظه ها تلاششان بر این بود که جنگی صورت نگیرد. به جای شمشیرها و اسب های فراوان، با شتر سفر کرده بودند؛ در آنجا هم خودشان به مذاکره با دشمن می رفتند و بعضا حبیب بن مظاهر یا ظهیر و برخی اطرافیان را می فرستادند تا صحبت کنند که جنگی صورت نگیرد و پیمان صلحی امضا شود. تا جایی که در مقطعی عمرسعد هم نرم شده بود اما با آمدن شمر قضیه بهم خورد.

 حجت الاسلام رهامی با اشاره به روایت معروفی که در مقدمه صحیفه سجادیه توسط متوکل هادی نوشته شده است، درباره فضای ذهنی مسلمانان پس از واقعه کربلا نیز گفت: بعد از شهادت سیدالشهداء رویه کلی ائمه اطهار علیهم السلام هم بر همین منوال بود اما فضای عمومی جامعه آنطور بود که پس از کشته شدن امام حسین(ع) فکر می کردند با صلح نمی شود، دشمنان را متقاعد کرد و با آنها سازش داشت. این فضایی که نسبت به صلح در جوامع بشری بخصوص در جوامع اسلام حتی ما که در مکتب اهل بیت علیهم السلام بزرگ شدیم وجود دارد؛ اینکه صلح سازشکاری است؛ صلح از اصول دین نیست و تنها می تواند یک استثناء است. اصل این است که طبق آیات مبارزه با کفار باید با آنها بجنگیم، با دنیا مقابله کنیم؛ در حالی عکس این قضیه وجود دارد! آن چیزی که اصل است و می تواند منجر به توسعه اسلام در جوامع شود صلح است. اگر جنگ بوده استثناء بوده و تحمیلی بوده است. جنگ بر امیرالمومنین (ع) تحمیل شده است. آنها همواره سعی می کردند از جنگ جلوگیری کنند. امروز باید آیات مربوط به صلح بیشتر گفته شود.

 وی در پایان خطاب به مسوولین و متفکرین گفت: آنها باید راهکاری برای مدیریت صلح در منطقه پیدا کنند. منطقه خاورمیانه از خشونت و جنگ و کشتار خسته شدند. جان و مال و اعصاب مردم در کشورهای مختلف در معرض غارت است. اسلام می خواهد دنیایی عاری از جنگ، خشونت و منازعات و پر از صلح بسازد. فحش و اهانت کینه می آورد. خداوند می فرماید اگر به بت ها و چیزهایی که دیگران می پرستند ناسزا بگویید، آنها هم به خدای شما ناسزا می گویند. اگر قرار است با دیگران زندگی کنیم، حق نداریم به آن چیزهایی که اقوام و مذاهب دیگر محترم می دانند ولو اینکه ما آنها را قبول نداریم، ناسزا بگوییم. باید از رفتارها و اقدام های تفرقه انگیز بپرهیزیم. اقوام در خاورمیانه و حتی در داخل ایران به صورت موازییکی بواسطه بندهایی کنار هم هستند و دشمنان بعضا می خواهند با دمیدن بر این بندها آتش تفرقه میان آنها بیاندازند. ما باید ریشه های مفسد و نقاط تفرقه انگیز میان شیعه و سنی و همینطور اقوام داخلی را بررسی کنیم. باید عوامل ایدئولوژیکی، قومی و فرهنگی خشونت و صلح و همینطور ریشه های سیاسی و اقتصادی آن را دسته بندی کرده و روی آن کار کنیم و به اینجا برسیم که به تعبیر میرعلی همدانی که روی قبرش در تاجیکستان هم نوشته شده است: " هر که ما را یار کرد ایزد مرو را یار باد -   هر که ما را خار کرد از عمر برخوردار باد ".

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما