برنده شدن در جنگ بدون خونریزی / اکبر منتجبی

1394/4/29 ۱۰:۳۳

 برنده شدن در جنگ بدون خونریزی / اکبر منتجبی

امروز شاید بیشتر از هر زمان دیگر خواندن کتاب « چین » خاطرات هنری کیسینجر لذت بخش باشد. دانستن اینکه امریکاییان در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون چگونه برسردی روابط چین غلبه کردند. ایران امروز نیز شاید چنین باشد. توافق هسته ای، اتفاق بسیار مهم و بزرگی در ایران است. مثال آن شاید با پایان جنگ تحمیلی و پذیرفتن قطعنامه 598 قابل مقایسه باشد. در «جنگ سخت» اول هشت سال و در «جنگ نرم» دوم بیش از 12 سالِ تحمیلی را گذراندیم. بعد از اتمام جنگ اول، تمام توان و نیروی ما صرف بازسازی ایران شد. جنگ اگرچه برای ما دفاعی مقدس بود اما توش و توان را از کشور گرفته بود. تمام هزینه ها و سرمایه های مالی و اجتماعی ذیل جنگ قرار گرفته بودند.

 

امروز شاید بیشتر از هر زمان دیگر خواندن کتاب « چین » خاطرات هنری کیسینجر لذت بخش باشد. دانستن اینکه امریکاییان در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون چگونه برسردی روابط چین غلبه کردند. ایران امروز نیز شاید چنین باشد. توافق هسته ای، اتفاق بسیار مهم و بزرگی در ایران است. مثال آن شاید با پایان جنگ تحمیلی و پذیرفتن قطعنامه 598  قابل مقایسه باشد. در «جنگ سخت» اول هشت سال و در «جنگ نرم» دوم بیش از  12 سالِ تحمیلی را گذراندیم. بعد از اتمام جنگ اول، تمام توان و نیروی ما صرف بازسازی ایران شد. جنگ اگرچه برای ما دفاعی مقدس بود اما توش و توان را از کشور گرفته بود. تمام هزینه ها و سرمایه های مالی و اجتماعی ذیل جنگ قرار گرفته بودند. جنگ که تمام شد گویی، فنر توسعه آزاد شده است. ناگهان درمقابل خود سیل عظیمی از کارهای مانده دیدیم که انجام نشده است. موتور توسعه روشن شد. از یک سو ویرانی های جنگ باید از بین می رفت و از دیگر سو باید خود را به کشورهایی می رساندیم که از ما پیشی گرفته بودند. جنگ ترمز توسعه بود. چنان که جنگِ نرم هسته ای نیز توش و توان را از ما گرفت و موتور توسعه اقتصادی و حتی سیاسی را خاموش کرد. بیش از 12 سال، ما روز و شب به دنبال دریافت دانش هسته ای بودیم و آنها دنبال سرنخی از وجود بمب کذایی اتمی. ما به خواسته خودمان رسیدیم و آنها به خواسته شان نرسیدند. به اذعان مسئولان ارشد، ایران به کسب دانش هسته ای نایل آمد اما آنها نتوانستند به بمب ادعایی خود دست یابند. داستان 12 ساله ما داستان تقوا و بی تقوایی بود. قصه بی تقوایی عده ای در داخل و خارج که ایران را به تله تحریم کشاندند. بد حادثه اینجا بود که بی درایتی برخی در داخل و کینه دیگرانی در خارج باعث شد برگ به برگ قطعنامه علیه ایران صادر شود. در این 12 سال، برای خروج از تنگنا و بحران و البته روشن شدن دوباره موتور توسعه، گاه به سمت هند چرخیدیم و گاه دامان چین را گرفتیم و وقت دیگر دست روس ها را فشردیم. هیچ یک درمان درد ما نبود. حتی اروپایی‌ها نیز نتوانستند مشکل ما را حل کنند تا آنگاه که با خود امریکا به صورت مستقیم نشستیم و مشکلاتمان را رو در رو حل کردیم. امروز به مدد و درایت بزرگان این کشور، مجادله هسته ای پایان یافته است. دیپلماسی دولت روحانی نتیجه داد. روحانی به اولین وعده اش عمل کرد و ظریف توانست در یک فرصت
2 ساله مجادله 12 ساله را ختم کند. ما در یک جنگ نابرابر بدون خونریزی برنده شدیم. «برنده شدن در جنگ بدون خونریزی» یک استراتژی در روابط بین الملل است. پایه گذار آن استراتژیست چینی «سون تزو» بود که در چین مدرن قد علم کرد و این تز را در قبال استراتژی غربی که به تصرف بی قید و شرط با چاشنی جنگ و خونریزی معتقد بودند پایه ریزی کرد. در جنگ سرد امریکا و چین، چینی ها با همه فشار استعمار غرب، به نوعی خود را مدیریت کردند که از زوال خود در قرون نوزدهم و ابتدای قرن بیستم جلوگیری نمایند. حال فنر توسعه ایران دوباره باید آزاد شود. باید عقب ماندگی 12 ساله را با قدرت بیشتر جبران کنیم. برخی کشورهای همسایه  از ما پیشی گرفته اند. ترکیه در این 12 سال توانست خلأ حضور ما را پر کند. عراق و افغانستان وضعیت خود را سرو سامان دادند و کشورهای حاشیه دریای خزر و خلیج فارس به قطب های گردشگری و سرمایه‌گذاری تبدیل شدند. ما در این سالها شاید در امور دانش‌های بنیادین توانسته باشیم عرصه هایی را فتح کنیم و در امور نظامی و هسته‌ای ، دانشی را از آن خود کنیم اما از توسعه اقتصادی عقب افتادیم. در هشت سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، به اسم عدالت، حجم عظیمی از اختلاس‌ها رخ داد و سرمایه کشور توسط بابک زنجانی‌ها درو و پول مردم از کشور خارج شد. اصولا آنگاه که توسعه به فراموشی سپرده می شود غول اختلاس به اسم عدالت سر
بر می‌آورد. اکنون دوران مدیریت و درایت است. روزگاری آغاز شده که باید چرخ توسعه را چرخاند. ما نیازمند مردی هستیم که کشور را بسازد و از جنگ های نرم و سخت بعدی دور کند. روحانی، در اولین آزمون خود نشان داد مدیری مدبر است. می توان فرمان توسعه را به او سپرد. می تواند آتش مجادلات را با درایت رهبری و کلید اسرار آمیز خود خاموش کند. روحانی یک استراتژیست واقعگرا است او ضعف های ایران و غرب را می شناسد و آنها را می پذیرد. او قابل احترام است. باید راه را برای او باز گذاشت و کینه ورزی های جناحی را دور ریخت. ما به چنین مدیری نیاز داریم تا درد را فراموش کنیم و زخم را مرهم گذاریم و خود را برای آینده ای روشن آماده کنیم و مردم این کشور را که به رفاه و آرامش نیاز دارند، راهنمایی کنیم. باید عزت را دوباره به مردم بازگرداند و شادی را به آنها بخشید. باید نام ایران را دوباره پرآوازه کرد.
روزنامه ایران

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: