تاریخ؛ حافظ هویت، مصالح و منافع ایران / روزبه زرین‌کوب

1394/3/26 ۱۴:۴۳

تاریخ؛ حافظ هویت، مصالح و منافع ایران / روزبه زرین‌کوب

ابتدا باید به این نکته اشاره شود که پیش از این نیز در دهه‌های اخیر، ایرانی‌ها - اگرچه نه چندان زیاد- در نگارش تاریخ عمومی ایران نقش داشته‌اند. نخستین نمونه‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد، به حدود سال ١٣٠٦ شمسی بازمی‌گردد که جلساتی با حضور علامه محمد قزوینی، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی و عباس اقبال آشتیانی برگزار شد و حاصل آن، تصمیمی بود که درباره نگارش تاریخ کاملی برای ایران گرفته شد. مقرر شد این طرح به دست سه نفر به انجام رسد: مشیرالدوله حسن پیرنیا برای دوره پیش از اسلام، سیدحسن تقی‌زاده از آغاز دوره اسلامی تا آغاز دوره مغول و عباس اقبال آشتیانی برای عصر مغول به بعد. حسن پیرنیا «ایران باستان» را در سه مجلد تا پایان دوران اشکانیان نگاشت.

 

ابتدا باید به این نکته اشاره شود که پیش از این نیز در دهه‌های اخیر، ایرانی‌ها - اگرچه نه چندان زیاد- در نگارش تاریخ عمومی ایران نقش داشته‌اند. نخستین نمونه‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد، به حدود سال ١٣٠٦ شمسی بازمی‌گردد که جلساتی با حضور علامه محمد قزوینی، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی و عباس اقبال آشتیانی برگزار شد و حاصل آن، تصمیمی بود که درباره نگارش تاریخ کاملی برای ایران گرفته شد. مقرر شد این طرح به دست سه نفر به انجام رسد: مشیرالدوله حسن پیرنیا برای دوره پیش از اسلام، سیدحسن تقی‌زاده از آغاز دوره اسلامی تا آغاز دوره مغول و عباس اقبال آشتیانی برای عصر مغول به بعد. حسن پیرنیا «ایران باستان» را در سه مجلد تا پایان دوران اشکانیان نگاشت.

سیدحسن تقی‌زاده کتابی را با عنوان «از پرویز تا چنگیز» طراحی کرد که موفق به انجام آن نشد و تنها مباحث مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره فتوح اسلامی را به رشته تحریر درآورد. عباس اقبال نیز «تاریخ مغول» را تدوین کرد، اما به دلایلی از ادامه راه بازماند. ناگفته نماند که مرحوم اقبال آشتیانی، بعدها کتاب «تاریخ مفصل ایران» را نوشت که شرح مجمل و مفیدی از تاریخ بعد از اسلام ایران بود. پس از آن، چند نفر دیگر به تألیف تاریخ عمومی ایران پرداختند که از آن جمله‌اند: عباس پرویز با کتاب «تاریخ دو هزار و پانصد ساله ایران» در سه مجلد، عبدالله رازی با کتاب «تاریخ کامل ایران» و محمدجواد مشکور با کتاب «تاریخ ایران زمین». در دهه ١٣٥٠ هم برنامه‌ای در دانشگاه تهران مطرح شد و چند نفر برای نگارش تاریخ ایران انتخاب شدند که آن هم به مرحله اجرا نرسید. از آن جمع، تنها دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، جلد اول «تاریخ مردم ایران» را درباره تاریخ ایران قبل از اسلام نگاشت و چند سال بعد، جلد دوم آن را تا پایان آل‌بویه به چاپ رساند. این کتاب که قرار بود در چهار مجلد، یک دوره کامل از تاریخ ایران را شامل شود، به دلایلی به پایان نرسید، اما استاد زرین‌کوب چند سال بعد، اثر دیگری را با عنوان «روزگاران» مهیا کرد که تاریخ عمومی ایران با زبانی ساده بود و مخاطبش، عموم مردم ایران و فارسی‌زبانان بودند.

علاوه‌براین، بیگانگان هم به نگارش تاریخ عمومی ایران توجه نشان دادند. در سال ١٨١٥ میلادی، جان ملکم و درست یک قرن بعد، ژنرال پرسی سایکس دست به نوشتن تاریخ ایران زدند. تاریخ‌دانان اتحاد جماهیر شوروی نیز از نیمه سده ٢٠ میلادی به بعد، چند تاریخ عمومی درباره ایران، به‌صورت گروهی تألیف کردند که از آن میان، یکی از سوی دانشگاه دولتی لنینگراد (= سن‌پطرزبورگ) در ١٩٥٧ میلادی منتشر شد و دیگری را دانشگاه دولتی مسکو در ١٩٧٧ میلادی چاپ کرد. در میان سال‌های ١٩٦٨ تا ١٩٩١ هم تاریخ عمومی ایران در دانشگاه کمبریج در هفت مجلد به رشته تحریر درآمد که صرفا شامل تاریخ سیاسی نبود و مباحث متنوعی را در مطالعات ایران‌شناسی شامل می‌شد.

اما طرح «تاریخ جامع ایران»، طرحی کاملا ایرانی است؛ یعنی تاریخی است جامع، با نگاه، رویکرد و طرحی ایرانی که در بیشتر موارد به قلم ایرانیان نوشته شده است. افزون بر این، در سال‌های پس از انتشار «تاریخ ایران دانشگاه کمبریج»، پژوهش‌های بسیاری انجام شده بود که صورت پراکنده داشت. در نتیجه، احتیاج به منبع و مرجعی بود که همه تاریخ ایران را یکجا، فراهم آورد و در اختیار مردم ایران قرار دهد. البته در این کار، از جمعی از نخبگان و مورخان استفاده شد که در میان آنها، تاریخ‌دانان و ایران‌شناسان خارجی هم بودند که البته همگی اهل تحقیق به حساب می‌آیند. به هر جهت، علم تاریخ و دانش ایران‌شناسی در دهه‌های اخیر، تغییر یافته و متحول شده است و لازم بود تا چنین مجموعه بزرگی تألیف و تدوین و مطالعات پیشین تکمیل و تجدید شود.

درواقع، یکی از نیازهای فرهنگی جامعه ایرانی، نگارش چنین کتابی بوده است؛ چراکه در حال حاضر با بحران‌های هویتی ‌روبه‌رو هستیم و جوانان ما، بیش از دیگران در معرض این خطرها قرار دارند. در عین حال، آن دانش و حوزه مطالعاتی‌ای که می‌تواند در صف مقدم این جبهه قرار گیرد و جوان را هوشیار کند، دانش تاریخ است. تاریخ‌نگاران به‌عنوان حافظان هویت، مصالح و منافع ایران دست به‌کار می‌شوند و از هویت، فرهنگ، تاریخ و تمامیت این سرزمین دفاع می‌کنند؛ ازاین‌رو، تألیف تاریخ ایران، به مسئله اساسی ما تبدیل شده و مشخص است این مجموعه با اهداف خاصی که ذکر شد، تهیه شده است تا جوانان را که نیازمند دانستن بیشتر هستند، راهنمایی کند و آنان را به تأمل و تفکر در گذشته خود، آنچه دارند و توانایی‌هایی که در تاریخ داشته‌اند، آگاه کند تا به آن نسل که دچار بحران هویت شده، امیدواری دهد. این آگاهی و امید، با مجهول‌ماندن زوایای تاریک تاریخ، رخ نمی‌دهد و مجموعه «تاریخ جامع ایران» می‌تواند نادانسته‌ها را به آگاهی برای نسل‌های بعد، تبدیل کند.

یکدست‌کردن این کتاب، طبعا و قطعا به سبب وجود نویسندگان بسیار با دیدگاه‌های متفاوت- از پژوهشگران ایرانی و ایران‌شناسان غیرایرانی- و نزدیک‌کردن آنها به یکدیگر، کاری سهل و ساده نبوده است. اما بدیهی است کنار هم قراردادن عده‌ای از متخصصان نخبه، به خودی‌خود، کاری بزرگ و ستودنی است. بی‌شک، این مجموعه پس از انتشار می‌تواند محققان و جوانان را به تحقیق در باب گوشه‌هایی از تاریخ ایران که در این مجموعه، کمتر بدان پرداخته شده، ترغیب کند تا در آینده کاری مفصل‌تر و کامل‌تر به انجام رسد. به یقین، نقد منصفانه و عالمانه می‌تواند بر غنای علمی این مجموعه بیفزاید. اگر مجموعه «تاریخ جامع ایران» بتواند نقد علمی را -که در کشور ما چندان به آن توجه نمی‌‌شود- در جامعه علمی ایران رواج دهد، به نظر می‌رسد وظیفه خود را انجام داده است.

روزنامه شرق

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: