ملکیان: مارکس یک خودشیفته بزرگ بود/ خسروپناه: هیتلر از ارادتمندان فروید بود
|۱۲:۲۶,۱۳۹۴/۳/۶| بازدید : 2249 بار

 

میزگرد «دینداری در جهان معاصر» با حضور مصطفی ملکیان، فیلسوف و پژوهشگر و عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه  پژوهشی حکمت و فلسفه ایران دیروز 4خرداد در دانشگاه امرکبیر برگزار شد.

 این برنامه از سه بخش تشکیل شده بود. در ابتدای بخش اول و دوم پرسشی توسط مجری برنامه طرح شد و هر یک از شرکت‌کنندگان در بیست دقیقه به آن پاسخ دادند. در قسمت سوم، دو سخنران به سوالات مکتوب مخاطبان پاسخ گفتند.

مجری برنامه پس از توضیح ساز و کار جلسه  پرسش زیر را مطرح کرد: آیا میتوان از منظری عقلانی از معرفت بخشی، هویت بخشی و معنا بخشی ادیان دفاع کرد؟

 

ملکیان: تنها حاضر به مناظره  با سبحانی، جوادی آملی،  مصباح یزدی و صادق لاریجانی هستم

ملکیان سخنرانی خود را با تاکید بر اینکه اهل مناظره نیست آغاز کرد و افزود: تنها با چهار نفر آن هم به علت تاثیر آنها بر لایه‌هایی از جامعه حاضر به مناظره با آنها هستم و آن چهار نفر عبارتند از: آیت‌الله جعفر سبحانی، آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله صادق لاریجانی.

او در ادامه به دو آرزوی شهید مطهری اشاره کرد و گفت: ایشان امید داشتند با تبلیغات عقلانی بتوان حتی با امکانات مختصر جهان را مسلمان کرد و همینطور آرزومند وجود آزادی بیشتری در دانشگاه های ایران بود.

ملکیان گفت: امروز می توان از بسی مکاتب فلسفی و اجتماعی کسب معنا کرد و بنابراین رقبایی برای دین وجود دارند. حال پرسش آن است که آیا با وجود مکاتب رقیب دین میتواند از خود دفاعی عقلانی ارائه کند؟ در این جا ما باید سه نکته را مد نظر قرار دهیم. اول آنکه استنباط واحد از دین وجود ندارد. بنابراین در پاسخ این پرسش باید گفت تا کدام استنباط بخواهد از دین دفاع عقلانی کند. شکی نیست که اگر طالبان و ملاعمر بخواهند از هویت‌بخشی دین دفاع کنند، راه بسته است.

وی افزود: البته از اسلام استنباط‌های دیگری همچون استنباط مولوی و عین القضات هم وجود دارد. من جدای از اینکه بخواهم درباره درستی این یا نادرستی آن داوری کنم، امکان هویت بخشی این استنباطها را بیشتر می بینم.

ملکیان در ادامه به امکان دفاع عقلانی از دین پرداخت و گفت: فرض کنید بنده سخنگوی مذهب باشم و شما سخنگوی نظامی رقیب. آنچه شما می‌گویید وابسته به اتوریته خارج از شما نیست. یعنی نمی‌گویید این امر صادق است چون افلاطون یا کانت آن را گفته است. اما من به عنوان دیندار اتوریته های خارجی را قبول دارم. پس اگر از من پرسیده شود به چه دلیل باور دارم تعداد دربانهای جهنم 19 عدد است، خواهم گفت به این علت که قرآن گفته است. در چنین شرایطی بحث ممکن نیست. به عبارت دیگر بحث میان شخصی که یک اتوریته‌ی خارجی را قبول می‌کند و شخصی که آن را نمی‌پذیرد امکان ندارد. بنابراین امکان دفاع عقلانی تنها زمانی ممکن است که اتوریته‌ای در کار نباشد تا ما بتوانیم بدون آن با هم حرف بزنیم.

او در ادامه اضافه کرد: حال ممکن است سخنی آورده شود که حقانیت آن اتوریته را اثبات کند. این سخن واقعا باید از سنخ استدلال باشد. مثالی می‌زنم. اگر کودکی از استاد خود خواست تا اثبات کند مجموعه زوایای مثلث 180 درجه است و آن استاد در پاسخ سلسله جبال البرز را جا‌به‌جا کرد، هنوز ادعای خود را اثبات نکرده است. بنابراین ما برای چنین دفاعی نیاز به استدلال داریم.

 

خسروپناه: حکمت متعالیه ذیل دین قرار می‌گیرد

خسروپناه نیز پاسخ خود به پرسش مطرح شده را با تاکید بر اینکه جلسه حاضر مناظره نیست آغاز کرد و ادامه داد: در پاسخ به پرسش ابتدا باید پرسید مقصود ما از دین کدام دین است. همه ادیان به یکسان معرفت، معنا و هویت نمی‌دهند. پس از مشخص شدند دین هم باید پرسید کدام قرائت از آن. اسلام مطابق قرائت ابن تیمیه معرفت بخش نیست. از آن گذشته باید دید آنچه در مقابل دین قرار می گیرد هم همیشه عقلانی نیست. فاشیسم و نازیسم پیرو عقلانیت نیستند.

وی افزود: دلیل علاقه هیتلر به نیچه و فروید هم این نکته بود که بحث‌های این دو بیشتر در ساحت عواطف و احساسات است.

خسروپناه گفت: گاه شاهد آن هستیم که مکاتب فلسفی همچون حکمت متعالیه ذیل ادیان قرار می گیرد. نمونه دیگر آن هم الهیات لیبرال است که از پروتستانتیسم برآمده است.

او اضافه کرد: عقل قوه مشترک میان انسانهاست اما عقلانیتهای متفاوت وجود دارند. عقلانیت لیبرالیستی با عقلانیت سوسیالیستی متفاوت است. در واقع مکاتب بر اصول موضعه متفاوتی بنا شده‌اند که بیشتر معلل هستند تا مدلل.

خسرو پناه در ادامه گفت: نقد دلایل برای حجیت قرآن نقد مدعا نیست. اگر شخصی بخواهد این مدعا را نقد کند باید علیه آن دلیل اقامه کند نه آنکه تنها به نقد دلایل بسنده کند.

پس از پایان سخنان خسروپناه، مجری این پرسش را طرح کرد که آیا امکان گفتگوی عقلانی میان دین‌داران و بی‌دینان وجود دارد؟

 

ملکیان: آزادی بیان شرط تحقق گفتگو است

ملکیان در پاسخ به این پرسش گفت: شرط نخست گفتگو تحقق آزادی بیان است. یعنی دین‌داران و غیر آنها باید در شرایط مساوی امکان گفتگوی آزادانه داشته باشند. این آزادی هم باید آزادی بدون هزینه باشد. یعنی اینگونه نباشد که پس از گفتگو یک نفر منتظر پاداش باشد و دیگری در انتظار عقوبت.

وی در ادامه افزود: شرط گفتگو آن است که من خود را حق تمام ندانم بلکه مجموعه‌ای از حق و باطل بدانم که در گفتگوی با شما می‌توانم از شما یاد بگیرم و به شما هم بیاموزم. اگر شخصی خود را نشسته در سفینه نجات دانست و دیگران را غرق در گمراهی نمی‌تواند گفتگو کند. این مصداق خودشیفتگی است.

ملکیان در پایان گفت: خودشیفتگی چه به صورت فردی و چه گروهی آفت حق‌طلبی است. ممکن است من خودشیفته فردی نباشم اما از لحاظ گروهی خود شیفته باشم، یعنی تنها گروه خود را بر حق بدانم مانند آن بیت که می گوید: «هنر نزد ایرانیان است و بس». در حالیکه ژاپنی‌ها، یونانی‌ها و عربها هم دارای هنر هستند. بنابراین ممکن است شخص در مقام یک دین دار، یک ناسیونالیست و یا یک مارکسیست خود شیفته باشد و مارکس هم یک خود شیفته بزرگ بود.

 

خسروپناه: آزادی بیان شرط اول گفتگو نیست

خسروپناه در وقت خود ضمن تاکید بر اهمیت آزادی بیان گفت آن را نه شرط اول که شرط آخر گفتگو میداند که باید پس از شروط محقق شود.

او به تجربه خود در مشاوره به زوج‌های جوان اشاره کرد و گفت: گاه همان جلسه اول مشاوره ما برای حل اختلاف، اختلاف دیگری ایجاد می‌کرد. این نشان از نبود حلم در جامعه ماست. این پدیده از بلایای مدرنیته است و به همین سبب آمار طلاق بالاست.

ایسکا نیوز

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما