ویتگنشتاین الهیدان بود یا فیلسوف؟
|۱۰:۱۷,۱۳۹۴/۲/۲۱| بازدید : 729 بار

 

نگاهی به کتاب لودویگ ویتگنشتاین نوشته ویلیام دانالد هادسون با ترجمه مصطفی ملکیان

  فرزاد نعمتی: ششمین جلد از مجموعه «پدیدآورندگان الهیات جدید» که پیش از این توسط نشر گروس در سال 1378 به چاپ رسیده بود و اخیراً توسط نشر هرمس بازنشر شده است؛ به ویتگنشتاین اختصاص دارد. مجلدهای پیشین این مجموعه به آرای نظرورزانی چون مارسل، تیلیش، بولتمان و شلایرماخر اختصاص داشت. افرادی که کمتر تردیدی در انتساب آرای آنان به مباحث حوزه الهیات وجود دارد. وجود نام دو متفکر نامدار قرن بیستم، هایدگر و ویتگنشتاین، اما در میان این مجموعه، چه بسا، در ابتدا این سؤال را پیش آورد که هایدگر و ویتگنشتاین مگر الهیدان نیز بودند که باید در مجلدی جداگانه به آنان و نقش‌شان در الهیات جدید پرداخت؟ درباره هایدگر به مثابه فیلسوفی سکولار جان مک‌کواری بدرستی به این نکته اشاره می‌کند که نفوذ تفکر هایدگر به قدری گسترده است که مباحثی چون نظریه‌های وحی، مباحث خداشناسی و علم کلام را نیز در بر می‌گیرد و بر فهم آنها تأثیر می‌گذارد؛ همان‌سان که افلاطون و ارسطو و کانت چنین تأثیری برجای گذاشتند. بنابراین به زعم مک‌کواری: «فلسفه هایدگر جانشینی برای خداشناسی مسیحی نیست و یقیناً سلطه آن بر کار خداشناس یا متکلم روا نخواهد بود، اما این‌قدر هست که اگر بخواهد ایمان مسیحی را با الفاظ مفهوم برای جهان امروز بیان کند، بدان نیازمند است.» (مک‌کواری 1393: 2ـ1)

ویلیام هادسون، مؤلف کتاب «لودویگ ویتگنشتاین» نیز خود از امکان حیرت مخاطب و احتمالاً روح ویتگنشتاین از قرار گرفتن وی در چنین موقعیتی آگاه است؛ زیرا پیش از شروع هر بحثی درباره ویتگنشتاین و الهیات، در «درآمد» کتاب، به این نکات که ویتگنشتاین، الهیدان نبود و فیلسوف بود و اشارات صریح وی به الهیات بخش اندکی از کل مکتوبات وی‌اند، اشاره می‌کند و در عین حال در توجیه نگارش کتابی با موضوع اخیر، به صراحت بیان می‌دارد که: «هر کس بخواهد از الهیات فهمی امروزین کسب کند؛ باید از آثار وی اطلاع داشته باشد.» سؤال متعاقب چنین مدعایی، لابد یک کلمه است: چرا؟ هادسون در پاسخ به عطف عنایت فیلسوف اتریشی به مسأله و مفهوم «معنا» و اینکه زبان در چه اوضاعی، معنادار یا بی‌معنا قلمداد می‌شود، می‌پردازد و در تبیین مسأله می‌نگارد: «فهم الهیات مسیحی، البته، عمدتاً خبر گرفتن از سخنانی است که الهیدانان گفته‌اند؛ اما فهم این مطلب هم هست که گفت‌و‌گوی آنان درباره خدا چه نوع گفت‌و‌گویی است. ساختار منطقی آن چیست؟ و با دیگر اقسام سخن، از قبیل نظریه‌پردازی علمی یا داوری اخلاقی، چه ربط و نسبتی دارد؟» به نظر هادسون، ایمان مسیحی در عصر حاضر، بیش از هر چیز باید به نقدی که معطوف به معناداری زبان دینی است؛ گوش فرا دهد و پیش از بحث درباره صدق و کذب باورها، به این مسأله پاسخ دهد. (هادسون 1393: 6 ـ 5)  اهمیت کتاب ویلیام هادسون نیز در توضیح و تفسیر ارتباط اندیشه ویتگنشتاین با معناداری زبان دینی است و او در کتاب جمع‌و‌جور خود در هفت فصل مختصر زندگی، تفکر متقدم و تفکر متأخر وی را بررسی می‌کند. ترجمه فصیح و بلیغ مصطفی ملکیان نیز در فهم و خوانش کتاب، نقشی ویژه دارد. نثر ملکیان، فاخر است و این گاه به استعمال لغاتی چون «محکی» و «مُؤَدای» می‌انجامد که برای مخاطب عام، چه‌بسا، ثقیل و دشوار‌ فهم باشد، اما در کلیت امر، لغاتی از این دست، در ارتباط با موضوع متن، پرورده و فهمیده می‌شوند و از این منظر، ترجمه ملکیان، خوانا و مانا است.

 

منابع:

مک‌کواری، جان. 1393. مارتین هایدگر. ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی. نشر هرمس

هادسون، ویلیام. 1393. لودویگ ویتگنشتاین: ربط فلسفه او به باورهای دینی. ترجمه مصطفی ملکیان. نشر هرمس

روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما