جشن سده
|۸:۵۶,۱۳۹۳/۱۱/۸| بازدید : 814 بار

 

 

جشن سَده، یکی از جشنهای ایرانی است که در آغاز شامگاه دهم بهمن با افروختن آتش برگزار می‌شود. این جشن کهن که همیشه به صورت جمعی برپا می‌شود، علاوه بر شادی و نیایش، مستلزم نوعی مشارکت مردم در گردآوری هیزم نیز هست و بدین ترتیب ، جشن همکاری و همبستگی مردمان است که به ویژه در استان یزد و کرمان رواج دارد.

 

معنای واژه سده

ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است. و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شبها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد به دست می‌آید و برخی گویند علت این است که در این روز زادگان کیومرث (پدر نخستین در روایت ایرانی) درست صد تن شدند و نیز آمده: شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید.»

نظر دیگر این است که سده معرّف صدمین روز سرماست (از اول آبان تا ۱۰ بهمن) و از این روز تا نوروز و فرارسیدن بهار، ۵۰روز و ۵۰شب فاصله ‌است. از شب چله (چله بزرگ) تا شب دهم بهمن ( و چله کوچک)۴۰ روز می‌شود و به سبب اینکه آتش در روز سده کشف شده، از شب چله کوچک تا اول اسفند ۲۰ روز و ۲۰ شب (جمعاً چهل شبانه روز) فاصله است. به این مناسبت مراسمی در بین عشایر سیرجان و بافت برگزار می‌شود که آتش بزرگی با چهل شاخه از درختان هرس‌شده که نشان چهل روز (چله بزرگ) است، در میدان ده می‌افروزند و می‌خوانند: «سده سده دهقانیر چهل کنده سوزانیر هنوز گویی زمستانی!»

دکتر مهرداد بهار در کتاب «پژوهشی در فرهنگ ایران» بر آن است که سده در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد صد ندارد و توضیح می‌دهد که:

اگر نخستین روز زمستان (فردای شب یلدا و اول دی) را تولد دیگری برای خورشید یا مهر بدانیم، می‌توان آن را با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد هماهنگ دانست که آیینی کهن است و شاید هنوز در بیشتر جاهای کشور، به مناسبت دهمین و چهلمین روز تولد کودک، جشنی گرفته می‌شود و نامش انتخاب می‌شود و به دیگران نشان داده می‌شود.

 

سده از دیدگاه اساطیری

بنا به روایت فردوسی در شاهنامه، مرتبط با کشف آتش به دست هوشنگ ـ پادشاه پیشدادی ـ است که روزی در دامنه کوه ماری دید و چون سنگ برداشت تا به او بزند، به سنگ خورد و جرقه‌ای زد و آتش پدیدار شد! اما به روایت ابوریحان در کتاب «التفهیم» و «آثارالباقیه»، این مراسم به مناسبت افروختن آتش بر بامها به دستور فریدون است و در نوروزنامه می‌خوانیم: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت، برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رَسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آن به جای می‌آورند.»

به نوشته مورخانی همچون بیرونی، بیهقی و گردیزی، یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در دوران اسلامی، تا اواخر دوران خوارزمشاهیان و حمله مغول دوام آورد.

مرحوم دکتر روح‌الامینی درباره برگزاری سده می‌نویسد: «کرمانیها این جشن را باشکوهتر از مناظق دیگر برگزار می‌کنند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمینهاشان می‌پاشند؛ زیرا عقیده دارند که خاکستر آتش سده به زمین برکت می‌دهد. در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بامها برگزار می‌شد. این جشن جمعی و همگانی است. هیچ گاه این مراسم پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در بیابانها و دشتها برپا می‌شده ‌است. هنوز هم در کرمان در روز ، مدارس را تعطیل می‌کنند. کشاورزان می‌کوشند مقداری از خاکستر را بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند.»

به روایت صادق هدایت: «پنجاه روز به نوروز، خروارها بوته و هیزم درمنه گرد می‌آورند و اول غروب بوته‌ها را آتش می‌زنند و با فریادهای شادی این ترانه را می‌خوانند: سد به سده، سی به گله، پنجاه به نوروز٫»

مردآویج زیاری به سال ۳۲۳ق این جشن را در اصفهان با شکوه فراوان برگزار کرد و در زمان غزنویان نیز این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری در قصیده‌ای در برابر سلطان محمود چنین خواند:

سده جشن ملوک نامداراست

زافریدون و از جـم یادگار است

روزنامه اطلاعات

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما