انقلاب مشروطه و نهضت‌های فکری برون‌مرز / ژانت آفاری

1400/5/16 ۰۹:۵۲

انقلاب مشروطه و نهضت‌های فکری برون‌مرز / ژانت آفاری

به‌مناسبت صد‌وپانزدهمین سالگرد انقلاب مشروطه، در چهاردهم و پانزدهم مرداد، همایش مجازی دوروزه‌ای با عنوان «مشروطه‌خواهی و تحول مفاهیم بنیادی در ایران معاصر» توسط مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه برگزار شد.

بازتفسیر اسطوره‌ها و فرهنگ عامه همواره از ژانرهای ادبی مهم به شمار آمده است. شعرا و نویسندگان متعدد همچون ماکسین هانگ کینگستن و تونی موریسون داستان‌های کهن را به قصد تولید نقدهای اجتماعی جدید بازتفسیر کرده‌اند. کتابی که من و کامران آفاری در دست انتشار داریم با عنوان «ملانصرالدین، ساخت یک رند مدرن» (انتشارات دانشگاه ادینبورو، 2022) مطالعه‌ای است تاریخی درباره این ژانر ادبی در میان آذری‌زبان‌های قفقاز جنوبی. همان‌طور که می‌‌دانیم این منطقه روزگاری بخشی از امپراتوری ایران بود، سپس بخشی از امپراتوری روسیه شد و امروزه کشورهای آذربایجان، ارمنستان و بخش‌هایی از داغستان روسیه را دربر می‌گیرد. کتاب ما به محیط اجتماعی- فرهنگی خاصی که نشریه «ملانصرالدین» از دل آن درآمد، سبک و سیاقی که با اتکا به آن نشریه توانست تمثال رند را برای مخاطبان خود بازتولید کند، و تأثیر گرافیست‌های اروپایی بر کاریکاتورهای نشریه می‌پردازد.

در سال 1906، گروهی از هنرمندان و روشنفکران حکایت‌های ملانصرالدین، این رند معروف خاورمیانه‌ای، را بازتفسیر کردند تا گفتمانی ضداستعماری با تأکید بر اصلاح اجتماعی، سیاسی و دینی شکل دهند. بنیان‌گذار و سردبیر نشریه «ملانصرالدین»، جلیل محمدقلی‌زاده (1866- 1932)، معروف به میرزا جلیل، آموزگار و نمایش‌نامه‌نویس بود. همسر او، حمیده‌خان جوانشیر، نیز از نیکوکاران آذربایجان و از اولین فعالان حقوق زنان در آن خطه بود. میرزا جلیل به همراه گروهی از افراد همچون میرزا علی‌اکبر طاهرزاده صابر، عبدالرحیم بیگ حق‌وردیف، نریمان نریمانوف، محمدسعید اردوبادی، اسکار اشمرلینگ، یوسف راتر و عظیم عظیم‌زاده اعضای هیئت تحریریه نشریه را تشکیل می‌دادند. همکاری این افراد به شکل‌گیری نشریه‌ای انجامید که آوازه آن فراتر از دستاوردهای تک‌تک افراد رفت و مکتب طنز فکری ادبیات آذربایجانی را شکل داد. هفته‌نامه «ملانصرالدین» با اتکا به فرهنگ عامه، هنرهای بصری، طنز و کاریکاتور به دست ده‌ها هزار مخاطب در جهان اسلام می‌رسید و توانست اندیشه یک نسل را تحت‌تأثیر قرار دهد.

تمثال رند

آنچه در موفقیت نشریه «ملانصرالدین» نقش کلیدی داشت، استفاده خلاقانه سردبیر نشریه از تمثال رند به‌عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی بود. در همین راستا، حکایت‌های عامیانه تمثال رند، از جمله برخی از آنها که از عرف اخلاقی جامعه تجاوز می‌کردند، برای نویسندگان و هنرمندان «ملانصرالدین» به ماده اولیه تبدیل شد. توفیق ابله فرزانه سنتی، یا همان شخصیت فولکوریک-مجازی نصرالدین، ناشی از واقع‌گرایی گروتسک آن بود؛ شخصیتی که با شکستن مرزهای مرسوم اندیشه و اخلاق، دورویی واقعیت‌های اجتماعی موجود را برملا کرد و در به سخره‌گرفتن افراد پرافاده، دانشمندان پرنخوت، اشراف سست و بی‌حال و پادشاهان و سلاطین مستبد کم نمی‌گذاشت. با اتکا به این شخصیت فولکلوریک و سایر مَجازها اهداف قدرتمندی که طنز نشریه آنها را نشانه می‌گرفت زمینی می‌شدند، به شکلی واقعی یا استعاری عریان می‌شدند و به شکلی نمادین کشته می‌شدند.

خلاقانه‌ترین دوران «ملانصرالدین» دوران شکل‌گیری آن از 1906 تا 1911 بود. در این دوران گروهی از قوی‌ترین هنرمندان، نویسندگان و شعرا در نشریه مشغول به کار بودند. تفلیس، شهری که محل انتشار نشریه بود، در آن زمان پایتخت اداری و فرهنگی مناطق جنوب غربی روسیه تزاری بود، شهری که هنرمندان زیادی را به خود جذب می‌کرد. تفلیس مرکز جریان‌های پرشور سیاسی بود، شهری جهان‌وطن که در آن هنرمندان، نمایش‌نامه‌نویسان، و روزنامه‌نگاران برون‌مرز (diasporic) روس، آلمانی، ایرانی، ارمنی، لهستانی و... با یکدیگر در تعامل بودند و به تنوع فرهنگی شهر می‌افزودند.

نشریه «ملانصرالدین» در مدت کوتاهی بخش قابل‌توجهی از جهان اسلام را مجذوب خود کرد. مورخان قفقاز جنوبی و ایران تولد این نشریه را «لحظه‌ای تاریخی» در تاریخ منطقه قلمداد می‌کنند. بااین‌حال، ملانصرالدین به‌سرعت با مخالفت‌های سرسختانه‌ای روبه‌رو شد. علمای دینی قفقاز جنوبی و ایران فتاوایی علیه نشریه صادر کردند. اما نشریه از مرزها قاچاق می‌شد و به ایران و سایر کشورها می‌رسید.

بسیاری از نویسندگان «ملانصرالدین» همکاری نزدیکی با حزب سوسیال‌دموکرات «همت» داشتند و به خط‌مشی حزب مبنی‌بر مبارزه برای اصلاح اجتماعی و تقابل با استبداد سیاسی و محافظه‌کاری متعهد بودند. «ملانصرالدین» آموزش سکولار، اصلاح روابط زناشویی و حقوق بیشتر برای زنان و کودکان را رواج می‌داد و منتقد رسومی همچون قمه‌زنی بود. بااین‌حال، ملانصرالدین ضددین نبود. این نشریه اولین نشریه در قفقاز جنوبی مسلمان بود که متون دینی را در پرتو هنجارهای اجتماعی مدرن بازتفسیر می‌کرد.

هنر گرافیکی «ملانصرالدین»

یکی از نقاط تمرکز کتاب حاضر هنر بصری نشریه «ملانصرالدین» و هنرمندانی است که نقشی محوری در موفقیت نشریه داشتند. تلاقی سنت‌های مدرن هنرهای گرافیکی، نقد برخی مناسک و شعر آذربایجانی در صفحات «ملانصرالدین» گفتمان فرهنگی و هنری جدیدی را شکل دادند. در اغلب موارد هنرمندان و نویسندگان «ملانصرالدین» تأثیرات مدرنیستی و سوسیال‌دموکرات را با سنت‌های اومانیستی شعر کلاسیک فارسی درمی‌آمیختند تا از این طریق خشونت و دورویی قدرت‌های اروپایی را برجسته کنند و رویه‌های اجتماعی و فرهنگی بومی را به نقد کشند. آثار گرافیکی و کاریکاتورهای ملانصرالدین به سنتی از هنرهای طنز تعلق دارد که سابقه آن را می‌توان تا هنر چاپ سنگی اروپایی در قرن هجدهم و نوزدهم عقب برد. نشریه «ملانصرالدین» مشخصا از آثار فرانسیسکو گویا و انوره دومیه متأثر بود اما از فرم‌های جدید‌تر کاریکاتور در نشریه‌های طنز انگلستان، آلمان، و روسیه و همچنین مکتب هنری رئالیسم انتقادی نیز بهره می‌گرفت.

هنرمندان قفقاز جنوبی در اواخر قرن نوزدهم یا توسط هنرمندان اروپایی آموزش دیده بودند یا درحالی‌که هنر محلی خود را خلق می‌کردند، از قواعد هنری اروپایی متأثر بودند. نسل جدیدی از آموزگاران هنر که بسیاری از آنها آلمانی یا لهستانی بودند، در مدارس هنری تفلیس به تدریس نقاشی، طراحی، مجسمه‌سازی و معماری مشغول بودند. به‌تدریج، رابطه‌ای مثلثی میان انجمن هنرهای زیبای تفلیس، آکادمی هنرهای سن‌پترزبورگ و آکادمی هنرهای مونیخ شکل گرفت. دانشجویان در مدرسه تفلیس تحصیل خود را آغاز می‌کردند، در سن‌پترزبورگ ادامه تحصیل می‌دادند و اگر شایسته بودند، برای تکمیل تحصیلات خود عازم مونیخ می‌شدند.

هنرمندانی که در اواخر قرن نوزدهم به بلوغ می‌رسیدند، چه آنهایی که در گرجستان به دنیا آمده و بزرگ شده بودند، چه کسانی که از اروپا به منطقه مهاجرت کرده بودند، از جنبش‌های گوناگون پیشرو متمایل به چپ الهام می‌گرفتند. هنرمندان نشریه «ملانصرالدین» نیز به این نسل از هنرمندان تعلق دارند. آنها با اینکه از میراث هنری اروپا متأثر بودند اما منتقد استعمارگری روس‌ها و استیلای اروپایی‌ها بودند و در آنِ واحد انس و الفت خود را با احساسات جوامع‌شان در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی حفظ کردند.

هنرمندان «ملانصرالدین» اگرچه به ارزش‌های پیشرو روشنگری وفادار بودند، از برخی قواعد مسئله‌دار هنر کاریکاتور اروپایی پیروی می‌کردند. مثلا می‌توان به استفاده آنها از شبه‌علم قیافه‌شناسی (physiognomy) در کاریکاتورها اشاره کرد. قیافه‌شناسی مبتنی‌بر این نظر است که چهره یک فرد معرف شخصیت اوست. آنهایی که با تعاریف اروپایی از زیبایی مطابقت داشتند، انسان‌هایی بالذات اخلاقی و کسانی که نقص عضو داشتند یا با معیارهای متداول نازیبا بودند، به لحاظ اخلاقی فاسد قلمداد می‌شدند. البته استفاده از قیافه‌شناسی در نشریه «ملانصرالدین» توجیهی ایدئولوژیک داشت نه نژادی. تجار‌ و رهبران سیاسی مخالف با آموزش مدرن و حقوق زنان با چهره‌هایی نوعا ناخوشایند تصویر می‌شدند، با چشمانی خشمگین، چانه‌هایی بلند و بدن‌هایی فربه که از نخوت، شکم‎‌بارگی، فساد و به‌طورکلی غیرقابل اعتماد بودن آنها حکایت می‌کرد. در مقابل، علمای دینی، تجار‌ و رهبران سیاسی حامی ایده‌های دموکراتیک با چشمان روشن و چهره‌ای زیبا تصویر می‌شدند. از این‌جهت، با اینکه هنرمندان «ملانصرالدین» از قواعد معیوب قیافه‌شناسی استفاده می‌کردند اما با کاریکاتوریست‌های اروپایی که قیافه‌شناسی را در خدمت نژاداندیشی قرار داده بودند، تفاوت بسیار داشتند.

همکاری‌های فراملی و برون‌مرزی

با اینکه تأثیرات نشریه و روشنفکران و هنرمندان قفقاز جنوبی را می‌توان در مرزهای ملی ایران، آذربایجان و گرجستان مشاهده کرد، اما هم تأثیرات و هم افراد به محیطی فراملی و برون‌مرزی تعلق داشتند. در منطقه قفقاز جنوبی، روس‌ها، آذربایجانی‌های قفقازی، گرجستانی‌ها، آلمانی‌ها، ارمنی‌ها، ایرانی‌ها، یهودی‌ها‌ و سایر قومیت‌ها با ادیان، فرهنگ‌ها و مسلک‌های سیاسی گوناگون هرروزه با یکدیگر در ارتباط بودند و در قلمرویی مشترک می‌زیستند. جامعه برون‌مرزی، زندگی در فضاهای بینافرهنگی و مرزهای متقاطع از مضامین غالب در «ملانصرالدین» بودند. «ملانصرالدین» به‌عنوان نشریه‌ای فراملی و دموکراتیک هیچ‌گاه خود را به مسائل محلی مسلمانان آذربایجان و قفقاز جنوبی محدود نکرد‌ بلکه از همان آغاز در مقام سخنگوی سایر جمعیت‌های مسلمان مظلوم و حتی استعمارشدگان اقصی‌نقاط عالم ظاهر شد.

میرزا جلیل، سردبیر نشریه و چند نفر از نویسندگان آن در خانواده‌های شیعی آذری‌زبان رشد کرده بودند که قرابت زیادی با ایران داشتند. چند نفر از نویسندگان نشریه برای تفریح، ایجاد کسب‌وکار جدید و بعضا فرار از شرایط مخوف سیاسی در امپراتوری روسیه به ایران سفر کردند. در نتیجه می‌توان گفت «ملانصرالدین» یک نشریه فراملی برون‌مرزی بود که عمیقا از رویه‌های فرهنگی و اجتماعی ایرانی متأثر بود. نویسندگان نشریه، همچون بسیاری دیگر، احساس می‌کردند که از یک‌سو بین علقه‌های دینی، فرهنگی و قومی خود به ایران و تمایل به دفاع از زبان آذری و میراث فرهنگی خود و از سوی دیگر نیاز به جذب‌شدن هرچه بیشتر در جامعه بزرگ‌تر روسیه به‌منظور کسب توفیق شغلی گرفتار شده‌اند. این احساس بینابینی‌بودن، احساس خواست عمیق و پرشور تعلق به اینجا یا آنجا و در‌عین‌حال درک فقدان جایی که بتوان خود را «در خانه» حس کرد، به‌وضوح در ستون‌ها و اشعار نشریه نمود دارد.

برخی نظریه‌پردازان فرهنگی همچون حمید نفیسی، استیوارت هال و دیگران بر این نظرند که جامعه برون‌مرز در این فضای بیابینی معلق می‌ماند، هر‌روز با برخورد فرهنگ‌ها مواجه می‌شود و مجبور است همواره به نوعی با آن کنار بیاید. برخورد فرهنگ‌ها، که نزاع بر سر اصول مذهبی، اشکال سنتی اندیشه‌ و همچنین مدرنیته را دربر می‌گیرد، می‌تواند در دو جهت جریان یابد: نخست، واکنش‌های دفاعی متعصبانه را برانگیزد که همه ما با مصادیق آن در قرن بیست‌ویکم به خوبی آشناییم؛ دوم، برخورد فرهنگ‌ها می‌تواند به نحوی خوشایند به شکل‌گیری رویه‌ها و منظرهای نوآورانه، چندوجهی و پیشرو ختم شود، به تعاملی ثمربخش که دوگانه شرق و غرب را در تمامیت خود بازتولید نمی‌کند بلکه گفتمان جدیدی تولید می‌کند که از هر دو بهره گرفته است. این همان‌چیزی است که به باور ما در «ملانصرالدین» رخ داد.

رخدادهای مهم سیاسی دوره «ملانصرالدین»

نشریه «ملانصرالدین» در شش سال نخست، یعنی اوج خلاقیت خود، شاهد چهار رخداد اجتماعی و سیاسی مهم بود: 1) انقلاب روسیه در 1906-1905 که به ظهور حکومت مشروطه و مطبوعات آزاد در روسیه انجامید ولی تلفات زیادی درپی داشت؛ 2) جنگ‌های ارمنی-مسلمان‌ها در 1907-1905 که منجر به نابودی و غارت صدها روستای آذربایجانی و ارمنی شد؛ 3) انقلاب مشروطه ایران در 1911-1906 که برای نخستین‌بار مجلس و حکومت مشروطه را برای ایران به ارمغان آورد؛ 4) انقلاب ترک‌های جوان در 1908 که قانون اساسی عثمانی را ابقا کرد و رژیمی چند‌حزبی پدید آورد. «ملانصرالدین» در زمان انتشار تمامی این رویدادهای تاریخی را تحلیل و بررسی می‌کرد.

این نشریه طی سال‌های آتی از کوران حوادث تاریخی مهم دیگری نیز سالم بیرون آمد؛ حوادثی همچون جنگ جهانی اول، انقلاب فوریه و اکتبر 1917 روسیه، جنگ داخلی روسیه (1920-1918)، ظهور و سقوط جمهوری خلق آذربایجان (1920-1918) و نهایتا تأسیس اتحاد جماهیر شوروی. ولی تشدید اقتدار استالین که خود در تفلیس بالیده بود، در میانه دهه 1920 نقطه پایانی بود بر سرنوشت نویسندگان نشریه. برخی در دهه آشوب‌زده 1920 جان خود را از دست دادند. میرزا جلیل به دلایل طبیعی فوت کرد، اما پیش از مرگ شاهد توقف نشریه خود بود. برخی یا ساکت ماندند یا تسلیم شدند و برای حفظ حیات خود به تبلیغاتچی رژیم استالینی بدل شدند. برخی دیگر در قامت معترض ظاهر شدند و در نتیجه یا اعدام شدند، یا با سال‌هایی مخوف و حتی مرگ در اردوگاه‌های گولاک مواجه شدند.

منبع: روزنامه شرق

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: