مصطفی ملكیان در همایش مهر مولانا:مسوولیت جمعی ما نسبت به گذشته بیشتر شده است
|۸:۵۰,۱۳۹۳/۷/۱۲| بازدید : 653 بار

 

 

موسسه سروش مولانا به سنت سه سال گذشته خود، در مهرماه و همزمان با سالروز بزرگداشت مولانا اقدام به برگزاری همایش دو روزه‌یی در چارچوب نظام اخلاقی مولانا كرد. در این همایش كه با محوریت قلمروهای حاكمیت اخلاق برگزار شد، مصطفی ملكیان تفاوت‌های وظیفه و مسوولیت اخلاقی را بیان كرد. ملكیان مثل همیشه در عوض اینكه مستقیم به سراغ مولانا برود نكته‌های اساسی‌ای را به مخاطب عرضه كرد، تا خود مخاطب با پرسش‌هایی عمیق به سراغ مولانا یا هر متفكر دیگری برود. در این‌ سخنرانی كه متن خلاصه شده آن در ادامه از نظر شما می‌گذرد مصطفی ملكیان بعد از ذكر انواع مسوولیت اخلاقی مساله‌یی را در ذیل عنوان مسوولیت جمعی بیان می‌كند كه هر فرد دارای دغدغه زیست اخلاقی را با چالش جدی مواجه می‌سازد. چالشی كه انسان ساكن در دهكده جهانی بیش از اسلاف خود با آن درگیر است.

دایره شمول احكام اخلاقی كه یكی از مباحث مهم فلسفه اخلاق است، همه سخنش این است كه احكام و قواعد اخلاقی تا كجا گسترده می‌شوند و از كجا دیگر قواعد اخلاق گستردگی ندارند؟

باید به این نكته توجه داشت كه به غیر از اخلاق، لااقل ما پنج منبع هنجارگذار دیگری هم داریم. این پنج منبع هنجارگذار عبارتند از: دین و مذهب، عادات و رسوم، زیبایی‌شناسی، حقوق و مصلحت اندیشی.

در این همایش دوروزه بحث بر سر این است كه دایره شمول اخلاقی كجاست؟

برای دایره شمول اخلاقی سه بحث باید كه روشن شود؛ یك بحث این است كه موضوع گزاره‌های اخلاقی چیست؟ یك بحث اینكه محمول گزاره‌های اخلاقی چیست؟ و یك بحث اینكه گزاره‌های اخلاقی درباره چه ارتباطی از ارتباطات انسان سخن می‌گویند؟

با این مباحث روشن می‌شود كه احكام، اصول و قواعد اخلاقی تا كجا دایره شمول دارند.

در رابطه با موضوع گزاره‌های اخلاقی به صورت مختصر می‌توان گفت كه عده‌یی بیان كرده‌اند كه گزاره‌های اخلاقی تنها در رابطه با افعال جوارحی هستند. یعنی افعالی كه فرد با اعضای بدنش انجام می‌دهد. اگر حكم، اصل و قاعده‌یی در اخلاق است همیشه در رابطه با یكی از جوارح (اعضای بدن) انسان است. اما اعضای جوارحی هم تنها در هنگامی كه ارادی باشند مشمول این حكم اخلاقی هستند.

قولی دیگر به جز افعال جوارحی افعال جوانحی را هم مشمول قواعد اخلاقی می‌داند. به عنوان مثال قدردانی كه من از معلم خودم دارم. (البته قدرشناسی با سپاسگزاری متفاوت است. سپاسگزاری به وسیله اعضای بدن انجام می‌گیرد.)

عده‌یی می‌گویند تنها افعال جوارحی و جوانحی انسان‌ها مشمول قواعد اخلاقی می‌شود. مثلا اگر بتوان به اسب یا هر موجود زنده دیگری فعل ارادی نسبت داد مشمول گزاره‌های اخلاقی نمی‌شوند. بعضی هم خلاف این قول را بیان می‌كنند. هر فعل ارادی از جانب هر موجودی باشد مشمول گزاره‌های اخلاقی می‌شوند. بعضی انفعالات را هم مشمول گزاره‌های اخلاقی می‌دانند. مثلا ترسی كه بر فرد از جانب انفجاری پدید می‌آید را هم جزو شمول قواعد اخلاقی در نظر می‌گیرند. مثلا فلان ترس را درست می‌دانند و فلان شجاعت را نادرست. (قابل ذكر است كه پدیده‌هایی مانند ترس، خشم و... از انفعالات هستند و نه از افعال. چرا كه از جانب نیرویی بیرونی اینها پدید آمده و فرد در پدید آمدن‌شان اقدامی نكرده است.)

بعضی پا را فراتر گذاشته و اعتقاد دارند كه خود انسان هم مشمول گزاره‌های اخلاقی قرار می‌گیرد. یعنی این انسان، انسان بدی است و آن یكی خوب است. بدون اینكه اشاره به فعل جوارحی یا جوانحی فرد داشته باشد. مثلا بدون اشاره به عملی بگوید حضرت علی (ع) آدم خوبی است و معاویه آدم بدی است. این به آن معناست كه شخصیت كلی فردی را داوری اخلاقی می‌كنیم. كسانی باز بیشتر از این گفته‌اند و معتقدند كه نهادها را هم می‌توان داوری اخلاقی كرد. مثلا كسی بگوید نهاد ازدواج در فلان كشور نهادی غیراخلاقی است. این به معنی آن نیست كه فرد ی كه ازدواج كرده كار غیر اخلاقی كرده است، بلكه نهاد ازدواج نهاد اخلاقی نیست. یا مثلا نهاد سیاست در فلان كشور نهاد غیر اخلاقی است. این معنایش این است كه فارغ از مسوولیت‌های فردی كه رجل سیاسی دارند، نهاد از اول و به لحاظ اخلاقی، كج و معوج بنا شده است. كسانی گفته‌اند كه وضعیت‌های اجتماعی هم در دایره شمول قواعد اخلاقی می‌گنجند. مثلا كسی بگوید شكاف طبقاتی بین فقیر و غنی غیر اخلاقی است.

به هر حال موضوعات اخلاقی، چیزهای فراوانی می‌توانند باشند و فیلسوفان اخلاق در این رابطه اختلاف نظر دارند.

بحث دوم كه این همایش هم بدان پرداخته است، محمول‌های گزاره‌های اخلاقی هستند. به زعم بیشتر فیلسوفان اخلاق 12 محمول داریم. این 12 محمول عبارتند: خوب و بد، درست و نادرست، باید و نباید، وظیفه و مسوولیت، فضیلت و رذیلت و قهرمان و قدیس. اینها 12 محمولی هستند كه بر موضوعات گزاره‌های اخلاقی حمل می‌شوند.

بحث سوم این بود كه گزاره‌ها در كدام یك از رابطه‌های انسان سخن برای گفتن دارند. در اینجا هم دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. آنكه قابل دفاع‌تر است بیان می‌كند كه گزاره‌های اخلاقی هم در رابطه انسان با خودش، هم در رابطه انسان با انسان، هم انسان با خدا، هم انسان با طبیعت سخن می‌گوید. حتی كسانی كه به وجود خدا قایل نیستند هم از دایره این سخن خارج نیستند. آنها هم با خدایی كه معتقدند وجود ندارد، نوعی ارتباط دارند. به هر حال احكام اخلاقی در رابطه هر چهار قسم ارتباط ما سخن می‌گوید. در هیچ یك از حالت‌های بهنجار انسان دایره ارتباطش از این چهار قسم خارج نیست. یعنی امكان ندارد در حالت بهنجار انسان یا در رابطه با خودش، یا خدا، یا انسان‌های دیگر یا طبیعت نباشد. قابل ذكر است كه هنگامی كه می‌گوییم «حالت بهنجار آگاهی» یعنی انسان دارای چهار ویژگی باشد. زنده باشد نه مرده، بیدار باشد نه خفته، به هوش باشد و نه در حالت اغما و یكی دیگر اینكه مست لایعقل نباشد. با ذكر این نكات به بیان وظیفه و مسوولیت اخلاقی می‌پردازیم.

 

وظیفه و مسوولیت اخلاقی

در ابتدا به وظیفه اخلاقی می‌پردازیم كه روشن‌تر از مسوولیت اخلاقی است.

وظیفه اخلاقی

در هر لحظه از عمر، كارهای فراوانی پیش روی ما است كه به لحاظ اخلاقی جایز است انجام دهیم و همچنین كارهای فراوانی كه جایز نیست. در اینجا جایز و غیرجایز همان درست و نادرست است. در میان انواع كارهای درستی كه در هر لحظه من پیش روی من است درست‌ترین آنها وظیفه من است. پس وظیفه یعنی درست‌ترین كار درست هر لحظه. وظیفه به دلیل اینكه در حقوق و مذهب بسیار با آن سر و كار داشته‌ایم مفهوم آشنایی است. وظیفه نسبت به فرد، زمان، مكان و شرایطی كه در آن قرار گرفته است، تعریف می‌شود.

مسوولیت

مسوولیت مفهوم بسیار پیچیده‌یی است. این پیچیدگی نه‌تنها برای ما كه حتی در نزد فیلسوفان اخلاق، سیاست و حقوق هم پیچیده است. مثلا در فلسفه سیاست این سوال پیش می‌آید كه رهبر فلان كشور در برابر كدام رویدادها مسوول است؟ مسوولیت به طور قطع در قلمروی حقوق، اخلاق و دین و مذهب هم به‌كار می‌رود. بعضی اعتقاد دارند كه مسوولیت در عرف و عادات هم به كار می‌رود. در این بحث مراد ما مسوولیت در فلسفه اخلاق است. نكته‌یی دیگر قابل ذكر است كه مسوولیت گاهی در اخلاق به كار می‌رود اما ربطی به اخلاق ندارد. یكی به كار بردن مسوولیت به جای علیت است. مثلا می‌گوییم بارندگی‌های اخیر مسوول ویران شدن جاده‌های شمال است. اینجا مسوولیت به معنای علیت است. علاوه بر ما فیلسوفان اخلاق هم این مسوولیت را زیاد به كار می‌برند. معنای دومی هم از مسوولیت هست كه در فلسفه اخلاق به كار می‌رود اما كاملا ربطی به اخلاق ندارد. در این معنا مسوول را بیان می‌كنیم بدون اینكه «در قبال» را عنوان كنیم. مثلا می‌گوییم حسن آدم مسوولی است و نمی‌گوییم حسن در برابر چه چیزی مسوول است. خود این معنا به دو دسته تقسیم می‌شود: 1- هنگامی فلان شخص را انسان مسوولی می‌دانیم كه قدرت تشخیص وظیفه خود را دارد. یعنی می‌داند كه درست‌ترین درست در هر لحظه چیست.

2- در معنی دوم كسی را مسوول می‌گوییم كه علاوه بر اینكه وظیفه خود را می‌داند به آن التزام عملی هم دارد. اما هیچ كدام از اینها بدی و خوبی اخلاقی ندارد، چرا كه بستگی به توانایی‌های افراد دارد كه با یكدیگر متفاوت است. اما در ادامه چهار نوع از مسوولیت را بیان می‌كنم كه كاملا اخلاقی هستند.

در اخلاق گاهی مسوولیت تعبیر دیگری است از همان وظیفه. یعنی گاهی به جای اینكه بگویند تو وظیفه داری این كار را انجام دهی می‌گویند كه تو مسوولی به انجام دادن این كار.

سه معنای دیگر مسوولیت به سادگی معانی قبلی كه بیان شد نیست و برای ورود ذكر مقدمه‌یی به نظر واجب می‌آید.

در تمام كارهایی كه انسان‌ها انجام می‌دهند از سه نوع بیرون نیستند:

1- كارهایی كه انجام دادن آنها ستایش كسی را بر نمی‌انگیزد و همچنین انجام ندادن آنها نكوهش و سرزنش كسی را در پی ندارد. مانند اینكه من دستم را زیر چانه‌ام بگذارم یا نگذارم. قدما به این افعال ترخیصیات می‌گفتند. ترخیص به معنای به حال خود رها كردن است.

2- اعمالی كه انجام دادن آنها ستایش دیگران را در پی دارد و انجام ندادن آنها هم نكوهش دیگران. مانند اخلاقیات متعارف. راست گفتن، كبر نداشتن و اخلاقیاتی از این قبیل.

3- اعمالی كه اگر انجام دهیم ستایش‌مان می‌كنند ولی اگر انجام ندهیم نكوهش‌مان نمی‌كنند. به عنوان مثال دختری به قول معروف دم بخت است. این دختر پدر مریض و لاعلاجی دارد. دختر ترجیح می‌دهد كه ازدواج نكند و تیمارداری پدر كند. این كار دختر قابل ستایش است اما اگر این اقدام را انجام ندهد كسی او را نكوهش نمی‌كند. قدیسان اخلاقی و قهرمانان اخلاقی از این دست اخلاقیات نامتعارف انجام می‌دهند. یعنی به اعمالی دست می‌زنند كه ستایش بسیاری در پی دارد، اما اگر عمل را هم انجام نمی‌كند مورد نكوهش قرار نمی‌گرفتند.

در اعمال دسته اول نه وظیفه‌یی برای انجام دادن‌شان داریم و نه مسوولیتی برای انجام ندادن‌شان. در اعمال دسته دوم هم وظیفه داریم برای انجام دادن‌شان و هم در برابر انجام نشدن‌شان مسوولیت داریم. در دسته سوم اعمال در برابر انجام دادن اعمال وظیفه داریم اما در برابر انجام ندادن‌شان مسوولیت نداریم.

با ذكر این مقدمه به سراغ معانی دیگر مسوولیت می‌رویم.

مسوولیت در این معنی پاسخگویی در برابر كارهایی است كه باید انجام می‌دادم و انجام نداده‌ام. پس مسوولیت در این معنا تنها شامل دسته دوم از كارهای كه ذكر شد می‌شود. و وظیفه در دسته دوم و سوم قرار دارد. بر این اساس سه مسوولیت باقیمانده را ذكر می‌كنیم:

 

مسوولیت شخصی:

مسوولیتی كه برای عدم انجام وظیفه‌یی در گذشته شامل حال فرد می‌شود. مثلا من وظیفه داشته‌ام كه در روز گذشته فردی را به بیمارستان ببرم و نبرده‌ام. الان در برابر انجام ندادن این اقدام مسوول هستم. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت كه مسوولیت و وظیفه علاوه بر اینكه وظیفه در برابر اعمال انجام دادن هست و مسوولیت در برابر انجان ندادن است یك فرق دیگر هم این دو دارند. فرق دوم این است كه وظیفه همیشه معطوف به آینده و مسوولیت معطوف به گذشته است.

مسوولیت شخصی به دو گونه است؛ 1- مسوولیت انفعالی كه تنها شامل سرزنش می‌شود. 2- مسوولیت فعالانه كه تنها به سرزنش بسنده نمی‌شود شامل كیفر هم می‌شود. اما باید توجه داشت كه جریمه با جرم باید تناسب داشته باشد. به عنوان مثال نمی‌شود كه كسی ثروت مملكت را به باد دهد و برای او این مجازات را در نظر بگیرند كه سه هفته همسرش را نبیند یا از آن سو كسی كه قرص نانی را دزدیده است برای همیشه از داشتن دست محروم كنیم.

 

مسوولیت مشاع:

این مسوولیت، مسوولیت سازمان‌ها است. این یعنی داوری سازمانی بر اساس گزاره‌های اخلاقی. حال این سوال پیش می‌آید كه سازمانی را به لحاظ اخلاقی می‌توان مورد داوری قرار داد؟ فیلسوفان اخلاق در باب مسوولیت‌های سازمانی عمدتا نظرشان این است كه اگر این مسوولیت در نهایت ارجاع و تحویل شود به مسوولیت فرد یا افرادی در راس آن سازمان كه خوب جای بحث نیست. اما فیلسوفان اخلاق اعتقاد دارند اگر بخواهیم سازمان را مسوول بدانیم این امر امكان‌پذیر نیست.

مسوولیت جمعی:

فرض كنید كه در كنار دریاچه‌یی در حال گذر هستم. پسر بچه‌یی را در حال غرق شدن در دریاچه می‌بینم. جز من كسی در آن اطراف نیست و صدای كمك خواستن پسر بچه را نمی‌شنود. اگر من این پسر بچه را نجات ندهم فردا مسوولیت دارم. چه بسا مسوولیت فعالانه هم داشته باشم و مشمول كیفر هم شوم. من در جواب سرزنش‌هایی كه می‌‌شوم بیان می‌كنم كه، مجموع لباس‌هایی كه من در آن هنگام پوشیده بودم یك و نیم میلیون ارزش داشته و اگر آن كودك را نجات می‌دادم لباس‌هایم خراب می‌شد و من یك و نیم میلیون متضرر می‌شدم. به نظر می‌رسد این استدلال پذیرفتنی نیست. به نظر می‌رسید كه همه قبول دارند اگر با نابود شدن یك كت و شلوار كودكی نجات پیدا می‌كرد می‌بایست این كار را كرد. حال باید ذكر كرد كه بچه‌هایی در حال حاضر در آفریقا هستند كه با یك میلیون تومان یك سال حداقل بیشتر زندگی می‌كنند. كودكی كه در آفریقا از فقر و گرسنگی در حال جان دادن است با كودكی كه در دریاچه در حال غرق شدن است چه فرقی دارد؟ اگر در مثال دریاچه كسی از ما نمی‌پذیرد كه لباس را به نجات جان كودك ترجیح بدهیم در اینجا هم نباید بپذیرد كه ما یك میلیون تومان را به جان كودكان آفریقایی ترجیح دادیم. یعنی با این استدلال ما هر لحظه در حال جنایت هستیم.

كسانی بیان می‌كنند كه این دو با یكدیگر تفاوت دارد. در هر دو مثال جان كودكی در خطر است و با فدا كردن مبلغی پول می‌توان كودك در دریاچه را از غرق شدن نجات و كودك آفریقایی را حداقل برای یك سال دیگر نجات داد. اما در كنار دریاچه غیر از من فرد دیگری نبود، ولی در برابر كودك آفریقایی شش میلیارد انسان دیگر هم ناظر هستند. یعنی سهم من در برابر كودك آفریقایی و در مقابله با مثال كودك غرق شده یك شش میلیاردم است. به این نظریه می‌گویند؛ نظریه مسوولیت كاهنده. بسیاری فیلسوفان اخلاق بیان می‌كنند كه ما مجبوریم این استدلال را بپذیریم. چرا كه اگر نپذیریم از عذاب نمی‌توان زندگی كرد. رابرت نوزیك، فیلسوف اخلاق و سیاست امریكایی با رد این نظریه، نظریه مسوولیت ثابت را بیان می‌كند. وی بیان می‌كند كه هر كس توانایی نجات كودكی را در آفریقا داشته باشد در برابر انجام ندادن آن مسوول است و ناظر بودن انسان‌های دیگر هم از میزان مسوولیت او نمی‌كاهد. نظریه اول نظریه‌یی است كه با شهود ما ناسازگار است اما وجدان ما را آسوده می‌كند، نظریه دوم با شهود ما سازگار است اما عذاب وجدان در پی دارد. پیتر سینگر فیلسوف اخلاق استرالیایی و بزرگ‌ترین فیلسوف قرن بیستم نظریه رابرت نوزیك را تایید می‌كند.

نظریه سومی هم وجود دارد كه در پی اجتماع این دو نظریه است. در این نظریه بیان می‌شود كه فارغ از اینكه كس دیگری ناظر هست یا نه، باید بررسی كرد كه كار فرد به تنهایی چقدر قابل توجه است و آیا نتیجه‌یی در خور در پیش دارد. نباید به تعداد نگاه كرد، باید به این توجه كرد كه اگر من دخالت كنم كار كوچكی است یا بزرگ؟

این مسوولیت جمعی غیر از مسوولیت مشاع است. در اینجا مشخص است كه باید چه كسی را بازخواست كرد. مسوولیت جمعی ما با توجه به دهكده جهانی شدن بسیار بیشتر است. چرا كه دیگر نمی‌توانیم بگوییم در برابر اتفاقاتی كه در جهان می‌افتد بی‌خبر هستیم و مسوولیتی نداریم. و به قول كامو كه سال‌ها پیش گفت هر ظلمی كه در جهان صورت می‌گیرد من در برابر آن مسوول هستم.

روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما