آن خطاط سه گونه نوشتی / دکتر حسین‏علی رمضانی
|۱۲:۵۳,۱۳۹۸/۳/۸| بازدید : 121 بار

 

تقریراتی در فرضیۀ جهانهای موازی

خط در نظام معرفتی در هندسه هویت مییابد. خط بر مقادیر نقطه در نسبت با نقطه یا نقاط دیگر معنا یافته و تعیین مقادیر و میزان موجب نظم پدیدهها میشود. هندسه[۲] به‌عنوان شاخهای از علوم ریاضی به معنای قرار گرفتن عدد در دو بُعد فضا و مکان تعبیر شده است (هلزی هال، ۱۳۶۹: ۴۳). طول، عرض و عمق، سه بُعد مکان را تشکیل داده و در امتداد بُعد چهارم زمان حرکت تولید میشود. فضا در درون سه بُعد مکانی به علاوه بُعد چهارم زمانی هویت زمینهای یا شرایط به خود میگیرد.

 

خط یعنی حرکت و جابه‌جایی یک شیء از یک نقطه به نقطۀ دیگر. حرکت شیء از یک نقطه به نقطۀ دیگر دارای سه متغیر مکانی، زمانی و فضایی است. حرکت در مکان یعنی جریان، حرکت در زمان یعنی سیر و تاریخ و حرکت در فضا یعنی شرایط، شکل میگیرد. جریان حرکت در نظام هستی نمایان و قابل لمس است و انسان به‌عنوان فاعل شناسا، حرکت را وارد سامانۀ معرفتی خود کرده و هویتی هندسی به آن میدهد. انسان با ابزار معرفتی مانند حواس پنجگانه و عقل استقرائی و قیاسی به ترسیم هندسی این حرکات و خطوط اقدام میکند. یک خط جریانی است که در سیر زمانی و در شرایط پیرامونی پدیدار میشود. حرکت در نظام هستی جهات مختلفی به خود میگیرد. حرکت خطی به اشکال مستقیم، هفت و هشتی (سینوسی)، رفت‌وبرگشتی (سیکلی) و زیگمایی و... قابل ترسیم است. حرکت مستقیم در سه حالت رو به بالا، پایین و راست قابل تفکیک و تقسیم هستند. خط حرکت و جریان زندگی انسانها نیز در نسبت به سه متغیر مکان (زمین)، زمان و فضا (زمینه) و در رابطه با اجزای دیگر هستی اشکال مختلفی را به نمایش میگذارد.

 

خط زندگی یک موجود برخلاف نظر فلاسفه و علمای مادی، صرفاً در یک بُعد فیزیکی یا زیستی محدود نمیشود، بلکه به نظر من در سه حرکت درونی، طبیعی و ماوراءطبیعی به صورت خطوط موازی (Parallel lines) و یا جهانهای موازی سهگانه (Triple parallel Univar's) قابل ترسیم هستند. این حرکات در انسان بر اساس ابعاد وجودی آن به شرح ذیل بیان میشود:

الف) حرکت درونی که ناشی از رجوع به بُعد عقلانی است.

ب) حرکت طبیعی که ناشی از رجوع به بُعد حسی است.

ج) حرکت ماورایی که ناشی از رجوع به بُعد روحانی است.

 

موجودات دیگر هستی نیز در نسبت با زمان دارای سه حرکت و خط سیر هستند که عبارتند از:

الف) حرکت درونی اجسام که در سیر «اندر» زمان قابل درک است.

ب) حرکت طبیعی اجسام که «در» زمان قابل شناخت است.

ج) حرکت ماوراءطبیعی اجسام که «بر» زمان و فرازمان قابل درک است.

 

انسانها برای درک و شناخت خطوط حرکت و جریان وجودی خویش و اشیای دیگر نیاز به شناخت دقیق خود دارند. تا شناخت دقیق از حرکت و جریان خطوط وجودی انسان در نسبت با خود حاصل نشود، در نسبت به دیگر ابعاد وجودی هستی ناتوان خواهد بود.

 

ابعاد وجودی انسان سهگانه است، لذا وجوه خطوط حرکت انسانی نیز سه‌وجهی خواهد بود. این ابعاد و خطوط سهوجهی در نسبت با سه وجه هستی تعریف شده است.

 

بُعد جسمی انسان و خَلق و خط سیر حرکت جسم از ایجاد، کمال و معاد؛

بُعد عقلی انسان و معرفت و خط سیر حرکت عقل از مبادی تا مقدمات و نتایج؛

بُعد قلبی و روحی انسان و خُلق و خط سیر حرکت قلب از حب و بغض، جهات حرکت تا سلامت.

خط سیر بُعد مادی و کالبدی هستی که جسم انسان نیز شامل آن بوده از حواس مادی بهره گرفته و بر آنچه قابل لمس و مشاهده و در حال تغییر دائمی است بنا میشود. این خط سیر دانیترین حالت حرکت انسان محسوب میشود. ماجرای کسی که سرش را پایین انداخته و زندگی‏اش را بر روی یک خط راست (خط راست در اینجا به معنای صراط مستقیم نیست) بنا کرده است؛ با حرکت خط به‌سوی بالا و میل به عدد هشت، فکر می‏کند با معجزه‏ای مواجه شده و با حرکت خط به‌سوی پایین و میل به عدد هفت، منتظر یک بلای عظیم میماند؛ این انسانها عمر حیوانی و نباتی‏شان را طی می‏کنند. انسانهایی که تمام اهداف و سیر زندگی خویش را حول خط عرضی و زیستی قرار میدهند، زندگی پست و دانی دارند. زندگی خطی دارای هویتی یک‌نواخت و نقطه‌به‌نقطه در عرض هستی دارد. این جریان در خط سیر مادی و بُعد جسمانی تعریف میشود و انسانی که تمام همّ خود را در دایرۀ ماده ببیند، راهی برای رفتن به خارج از دایرۀ زمان و مکان نخواهد یافت. انسانهایی که خود را محکوم در خط راست کردهاند از نقطهای به نقطۀ دیگر انتقال مییابند. خط راست حالتی از یک حرکت انسانی است که به صورت عرضی رسم شود. تمام محدودۀ درک چنین انسانی فقط جسمانیت اوست.

 

خط ممتد عرضی، حد یقفی در زمان مرگ جسم دارد. پس از مرگ جسم، خط نیز متوقف میشود. اگر هم در بُعد کالبدی در تغییر حرکت مادی چیزی را بر روی خاک بر جای گذارد، در دایرۀ مکان و زمان باقی نخواهد ماند و رو به زوال و فنا میرود.

 

خط سیر بُعد فکری و معرفتی که عقل انسان را هدف قرار داده، از قوۀ عاقله و ناطقۀ انسان بهره گرفته و بر آنچه قابل درک و فهم بوده و بر اساس مادۀ خام قیاس یا استقراء بنا نهاده شده، شکل میگیرد. خط سیر انسانهای منطقی و فیلسوف را که همۀ جریان هستی را در دایرۀ عقل تعریف میکنند و به دنبال مقدمات مفهومی و تصوری، مادۀ خام صغروی و یا قواعد کلی کبروی قضایا، حرکت عقل از مبادی معلوم تصوری برای نشان دادن مجهولات تصوری صورت میگیرد، از این دسته محسوب میشوند. خط سیر عقل در دایرۀ مفاهیم شکل میگیرد و منطق ابزاری میشود برای بیان حدود و ثغور مفاهیم و گزارههای عقلی و مصون داشتن فکر از خطا. فیلسوفان مادی که شکل‌دهندۀ حرکت و جریان خطوط مکاتب فکری غرب هستند، به جای رجوع به مقدمات معنایی و درونی به بُعد جسمانی نظر افکنده و قضیۀ منطقی با صغرا و کبرای کالبد هستی هویت میگیرد. خط سیر حرکت عقلانی مادی و علمزده نتیجهای جز سردرگمی انسان و تنزل او در سیر خط دانی هستی نخواهد بود.

 

خط سیر حرکت قلبی و روحی انسان با اخلاقیات ارتباط دارد. بایدها و نبایدهای اخلاقی که جهات حرکت را نشان میدهد و در انجام دادن و یا ندادن یک فعل یا حرکت قلب در نیات موجب رشد و غی انسان میشود. حرکت قلب در حب و بغض نسبت به خوبیها و بدیها و زیبایی و زشتیها هویت مییابد. هرچه قلب مایل به خوبیها باشد سلامت آن حفظ میشود؛ و سلامت قلب موجب تمایل به خوبیهاست و بالعکس. انسانهایی که در بُعد قلبی و خُلقی رشد نمایند، ایمان به عوالم دیگر میآورند؛ بنابراین، نوع خط حرکت مستقیم آن‌ها به صورت طولی، تشکیکی و ذومراتبی است.

 

در نگاه اسلام، تعامل بین این سه خطِ سیرِ هستی و معرفتی در وجود انسان و در نقطهای به نام حکمت قابل جمع و تلاقی است. اتحاد و انطباق بین این سه خط موازی زمانی صورت میگیرد که انسان حس و عقل را در ذیل روح مؤدب نماید. در باور صادق محقق و مدعی این فرض، این سه خط موازی در سه وقت منطبق بر هم شده و تلاقی خواهند یافت: نقطۀ مرگ، قیامت صغری و قیامت کبری. البته در این دنیا و در زمان حیات نیز این سه جریان خطی به‌واسطۀ خواب، نزدیک به انطباق بر یکدیگر خواهند شد. نکتۀ جالب توجه اینجاست که با نزدیک شدن این سه بُعد در نسبت به یکدیگر و برتری بُعد ماورایی بر ابعاد جسمی و عقلانی، زمان هویت خویش را از دست داده و گذشته و آینده نزد انسانی که به وحدت این سه حرکت موازی در آن (حال) رسیده است، واضح میشود.

 

انسانهایی که در صراط مستقیم حرکت میکنند، سیر خطی آن‌ها میل به اعتلا دارد و بُعد اخلاقی بر ابعاد حسابگر عقلی و شهوتمدار حسی برتریِ مشهودی مییابد. خط حرکت این انسانها بیشتر در عالم معنا و بالا تعریف میشود. آن‌ها نسبت به جریانات عوالم دیگر که بر محور حکمت بنا شده است آگاهتر هستند. همۀ هستی در دید این عرفا و حکما خبر از فعل و انفعالات خطوط و جریانات عوالم ماورایی دارد. جنس موجودات این عوالم نه مادی و نه مفهومی است، آن‌ها ماهیتی کاملاً روحانی و معنایی دارند.

 

بنابراین، در جمعبندی این مدعا بیان میشود که حرکت در وجوه مختلفی در هستی به شکل خط قابل مشاهده است. یکی از وجوه این حرکات در سیر خطی، خط مستقیم است که خود شامل سه وجه میل به بالا، پایین و راست خواهد داشت. خطوط سهگانۀ فوق در سیر خلق، تکامل و معاد قرار دارند و با توجه به سه حالت جسمی، عقلی و روحانی به صورت موازی در عوالم سهگانۀ هستی در حال حرکت هستند؛ بنابراین، این سه حالت که بیان داشتیم در چند نقطه و اوقات بر هم منطبق میشوند، خود موجب شکلگیری جریانات و مکاتب معرفت علمی، فلسفی و عرفانی شده است.

 

مباحث فوق مقدمه و بابی در حوزۀ معرفتشناسی اسلامی است که در قالب یک ادعا در نسبتسنجی هستی با انسان و معرفت بیان شده است.

[۱] - http://nokhbegan.mana.sccsr.ac.ir/۲۰۱۸/۰۷/۲۴/ رزومه در شبکه پژوهشگران علوم انسانی

- https://www.civilica.com/p/۹۶۲۲۳ رزومه در سایت مرجع دانش سیویلیکا

[۲] – Geometry

منبع: فرهنگ امروز

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما