1397/6/10 ۱۱:۵۶
همین چند وقت پیش بود که به دنبال افشای فیش حقوقهای نامتعارف، دولت پیشنویس لایحه شفافیت را به مجلس فرستاد و برشفافسازی امور عمومی جامعه تأکید گذاشت. از این رو، بر آن شدیم تا این بار «نهادهای علمی» را زیر ذرهبین شفافیت ببریم.
اتاقهای فکری که در انزوا ماندهاند
مهسا رمضانی: همین چند وقت پیش بود که به دنبال افشای فیش حقوقهای نامتعارف، دولت پیشنویس لایحه شفافیت را به مجلس فرستاد و برشفافسازی امور عمومی جامعه تأکید گذاشت. از این رو، بر آن شدیم تا این بار «نهادهای علمی» را زیر ذرهبین شفافیت ببریم. یکی از مسائلی که جامعه علمی امروز ما با آن دست و پنجه نرم میکند، فربه شدن نظام آموزش عالی و نهادهای مرتبط با آن است که از آن جمله میتوان به دانشگاهها (دولتی، آزاد اسلامی، پیام نور، پردیس و علمی کاربردی) پژوهشگاهها، پاراآکادمیها، فرهنگستانها، مراکز دایرهالمعارفها و... اشاره کرد. در این فضا، این پرسش مطرح میشود که اساساً برونداد این نهادهای علمی چیست؟ و اثرگذاری آنها را باید در چه حیطههایی جستوجو کرد؟ یکی از این نهادهای علمی، «فرهنگستانها» هستند که در این گزارش موضوع بحث ما قرار گرفتند. جمهورى اسلامى ایران در حال حاضر داراى چهار فرهنگستان «زبان و ادب فارسی»، «علوم»، «علوم پزشکی» و «هنر» است که حوزههاى مختلف علمى، ادبى، پزشکی و هنرى را از نظر موضوعى پوشش مىدهند البته «فرهنگستان علوم اسلامی قم» نیز از جمله فرهنگستانهای فعال به شمار میآید که غیردولتی است و به صورت مستقل فعالیت میکند؛ بنابراین موضوع بحث ما در این گزارش نیست.
طرح تأسیس فرهنگستانها از چه زمانی کلید خورد؟
شوراى عالى انقلاب فرهنگى طرح تأسیس «فرهنگستان علوم» و «فرهنگستان علوم پزشکی» را در سال 1366، اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسى را در سال 1368 و همچنین اساسنامه «فرهنگستان هنر» را در سال 1377 تصویب کرد.آنها باید گزارش کار خود را به «شورای عالی انقلاب فرهنگی» و «نهاد ریاست جمهوری» ارائه کنند و این دو نهاد بر فعالیت آنان نظارت دارند. اما دکتر مهدی گلشنی، از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، در گفتوگو با خبرنگار«ایران» عنوان کرد: «علیرغم اینکه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی موظفند که وضعیت فرهنگستانها و کمبودهایشان را رصد کنند اما در عمل چنین اتفاقی نمیافتد!» از این رو، برای بررسی وضعیت فرهنگستانها به سراغ رؤسای آنها رفتیم. دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم ایران، علیرغم اینکه در تعطیلات تابستانه فرهنگستان به سر میبرد، دکتر غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با وجود کسالتی که داشت و دکتر علیرضا مرندی، رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ایران، با وجود مشغله فراوان، درخواست ما را اجابت کردند و به سؤالات ما پاسخ گفتند. اما «فرهنگستان هنر» در تمام سطوح مدیریتی، چه در سطح ریاست و چه در سطح قائممقام و یا روابطعمومی، با وجود پیگیریهای مکرر خبرنگار «ایران»، سؤالات ما را بیپاسخ گذاشتند و گویا الزامی به شفافیت ندارند! با این حال روزنامه ایران، این حق را برای آنان محفوظ میداند که در نوبت دیگری به پرسشهای ما پاسخ دهند و در زمینه فعالیتهای خود برای جامعه روشنگری کنند.
فلسفه وجودی فرهنگستانها
پرسش ما از ریاست فرهنگستانها در بردارنده دو محور اصلی بود؛ نخست اینکه، جایگاه فرهنگستانها در جغرافیای فکری کشور چیست؟ و دوم اینکه، چقدر این نهاد در مسائل کشور منشأ اثر است و از طرف نهادهای تصمیمساز به رسمیت شناخته میشود؟ در ادامه پاسخ آنان را بخوانید:
تفاوت فرهنگستان با دانشگاه و پژوهشگاه / دکتر رضا داوری اردکانی
فرهنگستان در کشور ما به یک اعتبار دیر بنیاد شده و به اعتبار دیگر قدری زود آمده است. اگر زودتر آمده بود و میتوانست بیاید و نقشه راه آموزش و پژوهش را تدوین کند، اکنون مدارس و دانشگاههایی بهتر از آنچه داریم، میداشتیم. زود آمده است زیرا هنوز دولت و سازمانهای عمومی و دانشگاه و مدرسه با این همه مشکل که دارند، مسألهای ندارند که از فرهنگستان بپرسند و فرهنگستان هم طوری سازمان نیافته که به مسائل توسعه جامع کشور بپردازد. فرهنگستان مثل دانشگاه گروههای علمی دارد و گروههای علمی طبیعی است که به مسائل تخصصی خود میپردازند و به آن مسائل میتوانند پاسخ دهند.بر وفق اساسنامه، فرهنگستان «ناظر علم کشور» است و وظیفهاش این بوده که چراغی فرا راه پیشرفت و توسعه کشور روشن کند. سعی شده این وظیفه ادا شود. درست که در طی عمر 28 ساله فرهنگستان علوم کمتر از ما پرسش شده است، اما اعضا در همنشینیهایشان بحثها و گفتوگوهای خوبی داشتهاند که راهگشا بوده و شاید راه به وحدت و هماهنگی علوم میبرده است. در دانشگاهها رشتههای علم از هم جدا و با هم بیگانهاند. حتی در یک دانشکده گروههای علمی که همسایه دیوار به دیوارند از کار و بار هم خبر ندارند. در«فرهنگستان علوم» برای نخستینبار این فرصت پیش آمد که دانشمندان رشتههای مختلف بنشینند و درباره مسائل علمی کشور بیندیشند و بحث کنند و این مهمترین تفاوت «فرهنگستان» با «دانشگاه» است. کاش اساسنامه فرهنگستان از روی اساسنامه دانشگاهها و دانشکدهها گرتهبرداری نشده بود و به جای گروههای علمی تخصصی «گروههای علمی- توسعهای» میداشتیم. در این صورت شاید حاصل کار فرهنگستان بیشتر و بهتر میشد. در «فرهنگستان علوم» بیشتر استادان و دانشمندانِ رشتههای علم و فرهنگ حضور دارند. اما متأسفانه تعداد اعضا معیّن است و به این جهت «درش» به روی «دانشمندان جوان» باز نیست (هر چند که با انتخاب حدود یکصد عضو مدعو این تقصیر تا حدی تدارک شده است.)
دوم اینکه، اعضای پیوسته فرهنگستان که عضویتشان مادامالعمر است بیشتر در سنین کهنسالی و بازنشستگی هستند چنانکه بعضی گروهای علمی حتی یک عضو غیر بازنشسته ندارند (که پس از اجرای قانون منع اشتغال بازنشستگان بتواند مدیریت گروه را به عهده گیرد). اعضایی که 28 سال پیش انتخاب شدند حتی اگر در آن زمان جوان بودند اکنون سن و سالی دارند و بازنشسته شدهاند. من فکر میکنم در اساسنامه فرهنگستانها یا لااقل در اساسنامه فرهنگستان علوم تجدید نظر باید کرد و در این تجدید نظر مخصوصاً تفاوت آن را با «دانشگاه» و «پژوهشگاه» در نظر آورد.
پاسخ به این پرسش که «چقدر فرهنگستانها منشأ اثر هستند؟» دشوار است. در طی 28 سال اخیر بحثهای بسیار خوب درباره علم و جایگاه آن در کشور و راهها و ملاکهای توسعه علم و نسبتش با توسعه جامع کشور داشتهایم. بعضی از این بحثها منتشر شده و کم و بیش اثرگذار نیز بوده است؛ ولی توجه داشته باشید که «فرهنگستان» مرجع مشاوره است. اگر چیزی بپرسند باید تحقیق کند و پاسخ بدهد اما اگر نپرسند چه بگوید؟
از «میزان منشأیت اثر فرهنگستانها» پرسیدهاید؛ اگر فرهنگستان اثری داشته است شاید این اثر در سالهای آینده معلوم شود. در این سه دهه اخیر ما همواره همراه کاروان علم ایران بودهایم. اتفاقاً علم یا آموزش علم در این 30 سال رشد کمّی بالایی داشته است. ما که همراه کاروان علم بودهایم با تصدیق آثار مثبت این گسترش کمّی، آثار منفی آن را هم گوشزد کردهایم.اعضای فرهنگستان همه استاد دانشگاهاند. آنان، هم با کار دانشگاهیشان و هم با اعلام نظرهای مشورتیشان در فرهنگستان خدمتی را که از دستشان برمیآمده است، انجام دادهاند.
کمتر از فرهنگستانها درخواست مشورت میشود / دکتر علیرضا مرندی
فرهنگستانها بنابر اینکه چه حوزههایی را پوشش میدهند، مسئولیت بررسی مسائل جامعه را برعهده دارند و چنانچه جایی لازم باشد، مشاورههایی را به نهادهای تصمیمساز و سران سه قوه ارائه میکنند؛ این مشاورهها اغلب در قالب نظریهپردازی، پژوهشهای آیندهنگرانه و با دعوت از سایر نخبگان برای همفکری درخصوص مسائل جامعه صورت میگیرد و ما بیشتر به مثابه یک «نهاد مشورتی» هستیم و هیچ نقش اجرایی نداریم.فرق «فرهنگستانها» با سایر نهادهای علمی مثل «دانشگاهها» این است که در دانشگاهها ضمن ارائه آموزش، تحقیقات اولیه هم صورت میگیرد اما فرهنگستانها هیچ گاه تحقیقات اولیه را انجام نمیدهند، بلکه از دادههای تحقیقات منتشر شده استفاده کرده و برای خط دهی به سیاستهای علمی، هنری، ادبی، پزشکی و... کشور تحقیقات ثانویه انجام میدهند.
کمتر اتفاق میافتد که از ما درخواست مشورت شود البته این امر بستگی به مسئولان وقت دارد و اینکه چقدر اساساً نظرات جامعه علمی برای آنان موضوعیت داشته باشد. گاهی ما میشنویم که مصوبهای در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب میرسد و ما بعدها از طریق مطبوعات از آن مطلع میشویم. با این حال، همواره تلاش میکنیم که وظیفه خود را انجام دهیم چه منشأ اثر بشویم و چه نشویم.
فرهنگستانها جزیرههایی جدا افتاده / دکتر غلامعلی حدادعادل
فرهنگستان در ایران، با توجه به معنا و تعریف «فرهنگستان» که معادل «آکادمی» است، در قرن اخیر تأسیس شده است. فرهنگستان یا آکادمی در کشورهای بلوک شرق، معنای خاص دیگری داشت. آنها مؤسسات علمی را دو نوع میدانستند؛ مؤسساتی مثل دانشگاهها که کارهای آموزشی میکردند و مؤسساتی که پژوهشگران را در خود جمع میکردند و کار پژوهشی میکردند که اصطلاحاً به این دسته اخیر «آکادمی» میگفتند.
به طور کلی، وظیفه فرهنگستانها در ایران آیندهنگری و کلاننگری و سیاستگذاریهای کلان در حوزههای مربوط به هر فرهنگستان است. بهطور مثال، یکی از وظایف فرهنگستانها، خصوصاً فرهنگستانهای علوم، در دنیای امروز تشخیص رشتههای نوین و بالنده و پیشران در هر کشور است و نیز توصیه به مقامات اجرایی برای تخصیص اعتبار و مدیریت کردن و اولویت دادن به بعضی مواد و رشتهها.
اما اگر بخواهم «فلسفه وجودی» و «رسالت» فرهنگستان زبان و ادب فارسی را در چهار مؤلفه بیاورم، این چهار مؤلفه به قرار زیر است:
وظیفه نخستِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی حفظ و نیرومندسازی زبان و ادب فارسی و نگهبانی از آن است. در کشور ما، «زبان فارسی» و «اسلام» دو مؤلفه اصلی هویت ملی است و بنا براین همه ما وظیفه داریم که این زبان را حفظ کنیم. برای حفظ این زبان کارهای متعدد باید کرد: شناخت ظرفیتها و تواناییهای این زبان نخستین گام است. گام دوم، آسیبشناسی است. آسیبشناسی زبان فارسی پهنه وسیعی را دربر میگیرد و شاید بتوان گفت مهمترین آنها یافتن معادلهای فارسی برای انواع لغات خارجی است که در عموم رشتههای تخصصی، چه در فنی و مهندسی و پزشکی و چه در علوم انسانی و چه در علوم اداری، وارد زبان فارسی شده و میشود و اگر ما برای این اصطلاحات معادل فارسی پیدا نکنیم قطعاً زبان فارسی آسیب میبیند. در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گروهی که عهدهدار مقابله با این آسیب است «گروه واژهگزینی» است.
یکی دیگر از وظایف ما در بخش آسیبشناسی، مقابله با هرج و مرج در خط فارسی است که باید دستور خط استانداردی ایجاد کرد وگرنه هرکسی به سلیقه خود دستور خطی تنظیم خواهد کرد و براساس آن خواهد نوشت و طبعاً بعد از مدتی دیگر کسی خط کس دیگر را نخواهد و نتواند خواند. فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای شیوههای نگارش در فضای مجازی هم برنامهها و سیاستهایی در پیش دارد.
وظیفه دوم، رصد کردن وضع زبان فارسی در داخل کشور (و تا حدی هم در خارج از کشور) است. در داخل کشور، مهمترین میدان کار ما بررسی چگونگی آموزش زبان فارسی در مدارس است. غیر از آن، در دانشگاهها به بررسی برنامههای درسی دانشگاهها میپردازیم. در خارج کشور «بنیاد سعدی» (که فکر اولیهاش از داخل فرهنگستان جوشیده است) همین وظیفه فرهنگستان (یعنی رصد کردن وضع آموزش زبان فارسی و کمک به آن) را برعهده دارد.
وظیفه سوم، ایجاد نوعی مرجعیت نهایی برای همه اموری است که به زبان فارسی مربوطند.
وظیفه چهارم، انجام تحقیقاتی در حوزه زبان و ادب فارسی است که معمولاً از عهده مؤسسات دیگر خارج است. ما البته در کشور در یکصد دانشگاه (یا بیشتر) آموزش زبان و ادبیات فارسی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داریم و همگی زحمت میکشند و همه هم مورد احترام ما هستند. اما طرحهای کلانی هست که احتیاج به زمان طولانی و بودجه کلان و مدیریت متمرکز دارد و اینها دیگر کاری نیست که یک دانشگاه بتواند به تنهایی انجام دهد.
یک نکته را هم در انتها بگویم و آن اینکه بین فرهنگستان زبان و ادب فارسی و سه فرهنگستان دیگر تفاوتی وجود دارد. فرهنگستان علوم در کنار خود وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را دارد و فرهنگستان علوم پزشکی هم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را و فرهنگستان هنر نیز وزارت فرهنگ و ارشاد را. اما ما در ایران بهازای فرهنگستان زبان و ادب فارسی هیچ وزارتخانه یا دستگاه دیگری نداریم؛ یعنی، اگر امروز فرهنگستان زبان و ادب فارسی را تعطیل کنید فردا دوباره باید چیزی به نام فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایجاد کنید، چون دستگاهی نیست که آن وظایف به عهده او گذاشته شود. ما این فرق را با بقیه فرهنگستانها داریم که رقیب نداریم و تمام بار زبان فارسی از حیث کلاننگری و آیندهنگری روی دوش فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. جایگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در میان مؤسسات پژوهشیِ زبانی و ادبی در کشور، مانند جایگاه بانک مرکزی در میان دیگر بانکها است.
اما اینکه پرسیدهاید «آیا در ایران فرهنگستانها از سوی نهادهای تصمیمساز به رسمیت شناخته میشوند یا نه؟» پاسخ این است که در تعارف بله، اما درعمل خیر. یعنی اگر از مؤسسات و سازمانها و نهادهای رسمی کشور چنین چیزی بپرسید با لبخندی پاسخ میدهند که بله، ما آمادهایم که از دیدگاهها و مصوّبات فرهنگستانها استفاده کنیم. اما در عمل کار خود را میکنند و متأسفانه آن ارتباط منطقی که میباید بین مثلاً وزارت علوم و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با فرهنگستانها باشد وجود ندارد. گویی از نظر آنها فرهنگستانها جزیرههایی جدا از سرزمینهای اصلیاند که عدّهای استاد کهنسال در آنجا برای خود باشگاهی دارند و دورهم و برای هم حرف میزنند. گاه حتی بعضی وزارتخانهها احساس میکنند که فرهنگستانها رقیب آنها هستند و باید آنها را مهار کنند و در کار فرهنگستانها مانع ایجاد میکنند که اگر بخواهم مصادیق آن را بگویم سخن به درازا میکشد.
نهادهای تصمیمساز چقدر فرهنگستانها را طرف مشورت قرار میدهند؟
آنچه که میتوان از برآیند این گپوگفتها دریافت، این است که اساساً فرهنگستانها به اتاقهای فکری میمانند که هدفشان جهت دادن به سیاستهای علمی کشور در مسیر توسعه است و در این راستا، باید از سوی نهادهای تصمیمساز محل مشورت قرار گیرند و به تعبیر دکتر داوری اردکانی «به مسأله مردم پاسخ دهند» اما مسأله اصلی اینجا است که اینها چقدر محل مشورت واقع میشوند؟
دکتر مهدی گلشنی در پاسخ به این پرسش که چقدر فرهنگستان ها منشأ اثر هستند به خبرنگار «ایران» گفت: «فرهنگستانها چندان محل مشورت قرار نمیگیرند.این در حالی است که بسیار میتوانند منشأ اثر باشند». به زعم او، آنها باید بیش از این توسط نهادهای تصمیمساز به رسمیت شناخته شوند هر چند که خود فرهنگستانها هم باید در تحمیل خود به بدنه سیاسی تلاش بیشتری
کنند.» این در حالی است که به گفته محمود واعظی، رئیس نهاد ریاست جمهوری، رئیس جمهوری در جلسهای از تمامی وزیران و اعضای کابینه خواسته که ارتباط خود را با اعضای هیأت علمی، دانشگاهیان، صاحبنظران و نخبگان کشور از گذشته بیشتر کنند و از آنان نظرخواهی کرده و اتاق فکری را با حضور آنان تشکیل دهند. از این رو، با توجه به اینکه فرهنگستانها نیز مستقیماً زیر نظر ریاست جمهوری فعالیت میکنند امید آن میرود که بیش از پیش منشأ اثر شوند.
بودجه فرهنگستانها
از دیگر مشکلاتی که اهالی فرهنگستان برای پیشبرد پروژههایشان مطرح میکنند «کمبود بودجه» است. این در حالی است که بسیاری از نهادها به میزان بودجه دریافتی فرهنگستانها نسبت به برونداد و تأثیرگذاریشان در جامعه فکری کشور، نقد دارند. مهندس سید علی پزشکی، رئیس دفتر فرهنگستان علوم ایران و مدیر روابط عمومی این فرهنگستان، در خصوص میزان بودجه دریافتی این فرهنگستان میگوید که بودجه این سازمان با وجود شأن و جایگاهی که در نظام علمی کشور دارد، تنها 14 میلیارد تومان در سال است که اگر به طور کامل هم این بودجه تخصیص داده شود، شاید برای پرداخت حقوق کارمندان و تمشیت امور اداری هم کفایت نکند.
دکتر مرندی، رئیس فرهنگستان علوم پزشکی نیز همین نقد را نسبت به بودجه فرهنگستان تحت نظارت خود مطرح میکند. او میزان بودجه تصویب شده در مجلس برای فرهنگستان علوم پزشکی را 20 میلیارد تومان عنوان کرد که البته گویا این میزان نیز به طور کامل به آنها اختصاص داده نمیشود و بخش اعظم این بودجه صرف حق عضویت اعضا شده و عملاً پولی برای انجام تحقیقات علمی باقی نمیماند. اما به نظر میرسد بودجه 14 و 20میلیاردی با توجه به خروجی ای که این مؤسسات دارند، رقم کوچکی نباشد!
با این حال، دکتر گلشنی با این اظهارنظر همدل نیست. او معتقد است که بودجهای که به فرهنگستانها اختصاص داده میشود به هیچ عنوان کافی نیست و اینها اغلب در پرداختهایشان با مشکل مواجه هستند؛ به دو دلیل، نخست آنکه این مراکز موظف هستند به طور مرتب سمینارها و کنفرانسهایی را برگزار کنند و یا در سمینارها و همایشها شرکت داشته باشند که اینها میتواند بسیار هزینهبردار باشد. و از طرف دیگر، بودجههای مصوب برای آنها به طور کامل به آنان تخصیص داده نمیشود.»
معمولاً وقتی اثرگذاری نهادی در جامعه احساس نشود «چیستی» آن، مسأله میشود البته این امر خاص فرهنگستانها نیست و امروز اثرگذاری دانشگاهها، پژوهشگاهها و سایر نهادهای علمی که هر یک در گوشه و کنار و حتی شاید بیتوجه به کار هم، مشغول فعالیت هستند، نیز محل پرسش است.
به نظر میرسد که نمیتوان به تنهایی از فرهنگستانها توقع اثرگذاری داشت و این امر نیازمند همکاری و همگرایی میان نهادها است .هر چند که نبود این همکاری و هماهنگی نباید مانعی بر سر انجام مسئولیت علمی-اجتماعی فرهنگستانها باشد.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید