1397/5/10 ۱۰:۰۳
ایرانیان از دیرباز به مناطق گوناگون جهان میرفته و با خود آبادانی و مدنیت میبردهاند. یکی از آن جاها شرق آفریقا بوده که کتاب «جایگاه ایرانیان شیرازیالاصل در توسعه تمدن و فرهنگ شرق آفریقا» بیانگر تاریخچهای از آن است. آنچه در اینجا میآید، بخشی از همین کتاب است که به حضور بلوچان در آن دیار میپردازد و با تلخیص و حذف منابع تقدیم میشود.
اشاره: ایرانیان از دیرباز به مناطق گوناگون جهان میرفته و با خود آبادانی و مدنیت میبردهاند. یکی از آن جاها شرق آفریقا بوده که کتاب «جایگاه ایرانیان شیرازیالاصل در توسعه تمدن و فرهنگ شرق آفریقا» بیانگر تاریخچهای از آن است. آنچه در اینجا میآید، بخشی از همین کتاب است که به حضور بلوچان در آن دیار میپردازد و با تلخیص و حذف منابع تقدیم میشود.
پس از فروپاشی بساط پادشاهی شیرازیها در سواحل و جزایر شرق و جنوب شرق آفریقا، حضور ایرانیان در این منطقه بهشدت کمرنگ شد و بازماندگان شیرازی نیز بهتدریج در جمعیت بومی شهرها و روستاهای کیلوا، مومباسا، مالیندی، لامو، زنگبار و… مضمحل گشتند. با این حال حدود دو قرن بعد این منطقه شاهد استقرار دستجات دیگری از ایرانیان ـ و این بار از خطه بلوچستان ـ بود که به نوعی میتوان آن را ادامه مهاجرت شیرازیها به سواحل و جزایر شرق آفریقا در نظر گرفت؛ نقل مکان بلوچهای ایرانی به سواحل و جزایر شرق آفریقا طی چند مرحله از اواسط قرن هفدهم تا نیمههای قرن نوزدهم میلادی ـ از طریق مسیر دریایی خلیج فارس و اقیانوس هند ـ صورت گرفت و آنها بهتدریج به عنصری تاثیرگذار در این منطقه مبدل گشتند.
اقلیت نسبتاً بزرگ و منسجم بلوچهای ایرانی الاصل شرق آفریقا که هم اکنون جمعیتی در حدود ۳۰ هزار نفر را در شرق آفریقا در بر میگیرند، هرچند در ابتدا به عنوان سربازان و جنگاوران سلاطین عمّانی حاکم بر زنگبار به کار گرفته شدند، ولی بعدها جذب مشاغل تجاری و اقتصادی گشتند که این وضعیت تاکنون ادامه یافته است. بلوچها در حال حاضر از سطح درآمد خوبی در مقایسه با عموم سیاهان برخوردارند و با وجود مدت طولانی اقامت در این منطقه، هنوز خصوصیات قومی و نژادی خود را حفظ کردهاند.
مهاجرت و استقرار تدریجی در شرق آفریقا
پیشینه حضور بلوچهای ایرانی در شرق آفریقا که عمدتا در دوره قاجاریه از شهرهای مختلف ایالت سیستان و بلوچستان رهسپار منطقه شدند، به آغاز حاکمیت اعراب عمانی بر بخشهایی از سواحل و شرق آفریقا در اواخر قرن هفدهم و قبل از تأسیس دودمان قاجاریه در ایران باز میگردد. براساس اطلاعات و شواهد موجود در دوره حاکمیت پرتغالیها بر سواحل و جزایر شرق آفریقا، عده اندکی از بلوچها که در رأس آنها «جامهدار امیر شهداد کوتا» ـ از سرداران بزرگ بلوچ ـ قرار داشت، در سال ۱۶۶۴م به همراه سلاطین عمّانی و برای آزادسازی این منطقه از چنگال حاکمیت پرتغالیها، وارد سواحل و جزایر شرق آفریقا، عمدتاً جزیره زنگبار و شهر مومباسا، شدند.
در آن دوره بلوچها به جنگاوری و شجاعت شهرت داشتند و حکام عمانی در جنگ با پرتغالیها و بیرون راندن آنان از شرق آفریقا، از بلوچهای ایرانی که در قالب محافظان و نگهبانان شخصی به استخدام خود درآورده بودند، سود جستند. این امر از سویی ناشی از آن بود که بلوچها مشخصاً سرباز بودند و میدانستند چطور باید از اسلحهها و توپهای بزرگ استفاده کرد و به نوعی متخصص نگهداری و محافظت از مهمات به شمار میرفتند. از سوی دیگر سلاطین عمانی به قبایل عرب ساکن شرق آفریقا اعتماد چندانی نداشتند و بلوچهای جنگاور و مورد اعتماد را به عنوان نیرویی جدید و نگهبانان خاص خود بر اعرابی که دهها سال قبل به شرق آفریقا مهاجرت کرده بودند، ترجیح میدادند؛ از این روی بسیاری از این سربازان بلوچی که از نظر وفاداری سخت مورد اعتماد سلاطین عمانی حاکم بر زنگبار و بخشهایی از مناطق ساحلی بودند، در جزیره زنگبار و همچنین سواحل جنوبی کنیا (عمدتاً مومباسا) استقرار یافتند.
پس از انتقال مرکز حکومت پادشاهی عمان به زنگبار در سال ۱۸۳۰م، به دستور سیدسعید ـ حاکم وقت ـ عده دیگری از بلوچها به جزیره زنگبار منتقل شدند و عدهای از آنها محافظت از شخص سلطان را برعهده گرفتند. در آن عهد چند صد تن از بلوچها مستقیما در لشکر سلطان سعید حضور داشتند. سلطان سعید بعد از آغاز حاکمیت خود بر زنگبار، به منظور حفظ نظم و قانون و ممانعت از حملات مداوم قبایل جنگجوی عرب به یکدیگر در مستعمرات شمال زنگبار، لامو، پاته و دیگر جزایر بیشمار این منطقه، گروه دیگری را از بلوچستان به استخدام خود درآورد. تعدادی از این بلوچها از آن زمان تاکنون در جزیره لامو زندگی میکنند.
دستجات دیگری از بلوچها در اواسط قرن نوزدهم به عنوان محافظ سلاطین زنگبار رهسپار شرق آفریقا شدند و تا سال ۱۸۹۵ که زنگبار تحتالحمایه انگلستان قرار گرفت، عهدهدار همراهی کاروانهای اعزامی به مناطق داخلی تانگانیکا و نگهبانی از پادگانها بودند. بلوچها در آن عهد بیشتر وظیفه محافظت از برخی مکانهای خاص نظیر «قلعه مسیح» در مومباسا و «اردوگاه ساعتینی» در حومه زنگبار را که از مراکز مهم نظامی محسوب میشد، برعهده داشتند. آنان در این مدت شورش قبیله مزروعی علیه بوسعیدی را نیز فرونشاندند.
در طول این دوره و تا پیش از ورود انگلیسیها به منطقه، بلوچها رفته رفته در سواحل و جزایر شرق آفریقا ازجمله در جزیره مافیا در تانزانیای امروزین و شهر ساحلی مالیندی در جنوب کنیا سکونت یافتند و به دلیل شجاعت و جنگجویی خود، مورد اعتماد کامل سلاطین عمانی بودند؛ به گونهای که همواره در سلک محافظان و نگهبانان خاص جای داشتند. علاوه بر آن بلوچها از احترام کامل سلاطین عمانی و حکام محلی آنها برخوردار بودند، به طوری که شیخ مبارک راشد ـ از اعراب مزروعی حاکم بر مومباسا ـ در سال ۱۸۶۰ مسجدی برای بلوچها احداث کرد و در زنگبار نیز مسجدی برای آنها ساخته شد. بلوچها در دهههای ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ میلادی عهدهدار مأموریتهای مختلفی شدند و نقش مهمی در توسعه مناسبات تجاری و سیاسی عمانیها با مناطق داخلی تانگانیکا داشتند. در این راستا بسیاری از بلوچها با هدف گسترش روابط بازرگانی اعراب عمانی حاکم بر زنگبار با بومیان این مناطق، رهسپار سرزمینهای داخلی تانگانیکا شامل تابورا در مرکز تانگانیکای آن عهد و کیگوما در حاشیه دریاچه تانگانیکا شدند.
در سال ۱۸۷۳ نیز صدها تن از بلوچها در حمایت از «اونیانیمبه» (unyanyembe) بر ضد «چیف میرامبو» رئیس قبیله نیاموزی در مناطق داخلی تانگانیکا وارد جنگ شدند. برخی از بلوچها نیز به عنوان محافظان کاروانهای تجاری به همراه تیپوتیپ (حامد المرجبی) از تاجران بزرگ رهسپار سرزمینهای شرق کنگوی امروزین شدند.
پس از ورود انگلیسیها به شرق آفریقا در اواخر قرن هجدهم که منجر به خلع ید عمانیهای حاکم بر جزایر و سواحل شرق آفریقا شد، بلوچهای ساکن شرق آفریقا جذب مشاغل دیگری شدند و برخی از آنها به تجارت روی آوردند. گروهی نیز از طریق کاروانهای تجاری و با هدف ورود به بازارهای این مناطق، رهسپار مناطق داخلی تانگانیکا و اوگاندا شدند و بهتدریج در بخشهایی از مناطق داخری تانزانیا، اوگاندا، کنیا و کنگو استقرار یافتند و با زنان بومی این مناطق ازدواج کردند. برخی از آنها هم در شهرهای زنگبار و مومباسا به فروشندگی در مغازهها روی آوردند. جمعی نیز به استخدام پلیس محلی زنگبار درآمدند و به درجات بالایی در ادارات پلیس زنگبار (اونگوجا و پمبا) و مومباسا نائل گشتند. بلوچها در جنگ جهانی اول در زمره سربازان شجاع محسوب میشدند. عده بسیار اندکی از آنها نیز به سرزمین مادری خود ایران بازگشتند.
بلوچها از آن زمان در بخشهایی از شرق آفریقا از جمله زنگبار، باگامویو، دارالسلام، مومباسا و مناطق جنوبی اوگاندا استقرار یافته و در زمره یکی از اقلیتهای مسلمان غیربومی جای گرفتند. بعدها و پس از جنگ جهانی دوم، عده دیگری از بلوچهای ایران از شهرهای نیکشهر و کاسرکند (قصد قند)، سرباز، لور، دابکار و چابهار رهسپار شرق آفریقا شدند. اینها که عمدتاً در شمار اقوام بلوچ ساکن شرق آفریقا محسوب میشدند، بیشتر در مناطقی نظیر ایرینگا و امبیا در تانزانیا، مومباسا در کنیا و سوروتی در اوگاندا سکونت یافتند و همچون نسل اول بلوچها جذب مشاغل تجاری مختلفی گشتند.
فرآیند استقرار بلوچها در شرق آفریقا تا اوایل دهه ۱۹۶۰ و تا آغاز ناآرامی سیاسی در شرق آفریقا که منجر به انقلاب زنگبار در سالهای ۵ـ۱۹۶۴ شد، ادامه یافت. با این حال در جریان تحولات سیاسی انقلاب زنگبار و تلاش انقلابیون زنگباری برای توقیف اموال و داراییهای هزاران نفر از مهاجران آسیایی که اجدادشان از یک نسل قبل از اقیانوس هند به این سرزمین آمده بودند، بسیاری از بلوچهای مقیم زنگبار نیز به همراه هندیها این جزیره را به مقصد ایران و هند ، اروپا، آمریکای شمالی، خاورمیانه و پاکستان ترک کردند.
جماعت بلوچی در شرق آفریقا
در حال حاضر جمعیتی در حدود ۳۰هزار بلوچ ایرانیالاصل در شرق و جنوب شرق آفریقا (تانزانیا، کنیا، اوگاندا و کنگو) زندگی میکنند. بلوچها در هر یک از این کشورها جماعات مستقلی را تشکیل میدهند و از ارتباطات تنگاتنگی با یکدیگر برخوردار میباشند. بزرگترین جمعت بلوچهای مقیم شرق آفریقا، در اوگاندا زندگی میکنند و هرچند آماری از تعدادشان در دست نیست، ولی در حدوده ده تا ۱۵هزار نفر تخمین زده میشوند. پیشینه ورود بلوچهای ایرانی به این سرزمین به حدود ۲۵۰سال قبل بازمیگردد و نخستین بلوچهای مهاجر به اوگاندا در قرن نوزدهم و از زنگبار به این کشور سفر کردند. عیسی بن حسین بلوچ در دوره حاکمیت سلطان سعید بر زنگبار، اولین بلوچی بود که در سال ۱۸۵۲ در دربار شاه سونا (از سلسله پادشاهی بوگاندا) در اوگاندا حضور یافت و به سمت یکی از افراد گارد محافظ منصوب گشت. وی که از چنگال طلبکاران خود گریخته بود، بهتدریج در جنوب اوگاندا به تجارت عاج فیل پرداخت. وی پس از مرگ شاه سونا به این نتیجه رسید که در جایی مطمئنتر از پادشاهی بوگاندا زندگی کند و اوگاندا را ترک گفت.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم گروههای دیگری از بلوچها آرامآرام از زنگبار رهسپار اوگاندا شدند و در مناطق مختلف این کشور استقرار یافتند. بلوچهای فعلی اوگاندا در حال حاضر بیشتر در سوروتی (Soroti) و آروا (Arua) زندگی میکنند و در عین حال شماری از آنها نیز در شهرهای کامپالا و ماساکا اقامت دارند. بلوچهای اوگاندا کمیتهای دارند که بر فعالیت آنها نظارت میکند. شغل اصلی آنها بازرگانی و کشاورزی است.
در کنیا
کشور کنیا نیز عده زیادی از بلوچها را در خود جای داده است و دومین کشور منطقه شرق و جنوبشرق آفریقا از نظر شمار بلوچهای ایرانیالاصل به شمار میرود. بلوچان مقیم کنیا به دو دسته کلی تقسیم میشوند: بلوچهای بازمانده از نسل سربازان وابسته به عمانیها و بلوچهای نانگارانی که بعدها در عصر استعمار انگلستان وارد منطقه شرق آفریقا شدند. قدمت بلوچهای وابسته به عمانی در منطقه به قرن هفدهم میلادی بازمیگردد. گروه دیگری از بلوچهای مقیم کنیا نیز طی چند دهه اخیر از زاهدان، چابهار و سراوان به این کشور مهاجرت نمودهاند. اکثر بلوچهای ایرانیالاصل مقیم کنیا هم اکنون در شهر مومباسا زندگی میکنند. هرچند آمار دقیقی از تعداد بلوچهای ساکن این شهر وجود ندارد ولی به نظر میرسد در حدود ۵ هزار بلوچ در مومباسا اقامت دارند به گونهای که منطقهای موسوم به «ماکادارا» در شهر مومباسا به محل اقامت این بلوچها اختصاص دارد. بلوچها در این شهر دارای یک مسجد و یک سالن بزرگ اجتماعات بوده و معمولاً مراسم و مناسبتهای خود را در این مرکز برگزار میکنند.
تانزانیا
کشور تانزانیا از دیگر مراکز استقرار بلوچها محسوب میشود. بخش عمده آنها که مخلوطی از نسل قدیم و مهاجران چند دهه اخیر بهشمار میروند، بیشتر در شهرهای ایرینگا و امبیا و روستاهای این دو شهر سکونت دارند. بلوچهای ساکن روستاهای روجهوا (Rujewa) قدیمیترین بلوچهای ایرانی مقیم منطقه ایرینگا میباشند. براساس گفتههای سالخوردگان، آنها در سالهای اولیه اقامت خود در این منطقه، مزارع آباد و پررونقی داشتند و اولین نظام کانالکشی و آبرسانی را در روستای مزبور ایجاد کردند. بلوچهای ساکن ایرینگا و امبیا دارای تشکیلات منظمی میباشند و فعالیت آنها تحت نظارت کمیته بلوچهای تانزانیا قرار دارد. آنها دارای چند مسجد، درمانگاه و مدرسه بوده و مدیریت چند پروژه کشاورزی بزرگ را در این دو شهر و روستاهای اطراف بر عهده دارند. عده اندکی از آنها نیز در کائوله زندگی میکنند. این بلوچها که از حدود دویست سال قبل در این شهر اقامت داشتهاند، در زمره قدیمیترین جماعات بلوچ در تانزانیا بهشمار میروند و خود را «واشوومی» میخوانند.
نسل دوم بلوچهای تانزانیا در دهههای ۱۹۵۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰م از شهرهای زاهدان، سرباز، نیکشهر و قصرقند عازم این کشور شدند و همچون نسل اول بلوچها در شهرهای ایرینگا، امبیا، تابورا و انزگا اقامت گزیدند. برخی از اینها بعدها به نامیبیا، انگلستان و سوئد مهاجرت کردند. شغل اصلی بلوچان تانزانیا تجارت است و آنها علاوه بر خرید و فروش وسایل و لوازم مختلف، مدیریت چند مجتمع بزرگ کشاورزی را نیز بر عهده دارند. بخش اندکی از بلوچها نیز در قالب جماعاتی کوچک در جوگو (Djugu) و بونیا (Bunia) در کنگو زندگی میکنند. با این حال تعداد آنها بسیار کمتر از بلوچهای سه کشور تانزانیا، کنیا و اوگاندا است.
بلوچهای مقیم شرق آفریقا در زبان سواحیلی به «بولوشی» (جمع: مابولوشی) مشهورند که همان تلفظ بلوچی است. آنها در مدت سه قرن و نیم حضور خود در این منطقه، همواره با استقبال و پذیرش بومیان مواجه شدهاند. در عین حال جدای از برخی بلوچهای نسل اول که به دلیل ازدواج با بومیان بهتدریج در جامعه بومی شرق آفریقا مستحیل گشتهاند، اکثر بلوچها بهویژه مهاجران نسل دوم از ازدواج با سیاهان مسلمان خودداری کرده و معمولاً زنان خود را از بلوچهای مقیم این منطقه انتخاب میکنند. برخی از آنها نیز همسر خود را از بلوچستان ایران برگزیده و پس از ازدواج زنان خود را به شهر محل زندگی خویش میآورند.
تأثیرات فرهنگی بلوچها بر بومیان شرق آفریقا
هرچند هدف اصلی بلوچها از مهاجرت به شرق آفریقا، در ابتدا بر مبنای نظامیگری و بعدها تجارت در این منطقه بود، با این حال این ایرانیان بهتدریج و بهصورت غیرمستقیم بخشهایی از فرهنگ ایران را به بومیان مسلمان این سرزمین معرفی کردند. در واقع بلوچها طی چند قرن حضور در شرق آفریقا تأثیرات فرهنگی معتنابهی برجای نهاده و در سایه روابط خوب خود با بومیان، برخی از آداب و رسوم و سنتهای ایرانی را به آنها عرضه داشتهاند.
یکی از این شاخصهها، نقش غیرمستقیم آنان در ورود برخی از واژههای زبان فارسی به زبان سواحیلی است که امروزه در زمره لغات اصلی زبان سواحیلی بهشمار میروند. شالی، چرخ خیاطی پدالدار پایی و کارخانه، کارگاه، نمونههایی از واژههای فارسی است که مستقیماً توسط بلوچها وارد زبان سواحیلی شده است. علاوه بر آن با توجه به آنکه نخستین دستجات مهاجر بلوچ بهطور مشخص سرباز بودند و متخصص نگهداری و حفاظت از اسلحهها بهشمار میرفتند لذا در آن دوره بسیاری از لغتهای مرتبط با تفنگ و باروت نظیر بندوق، باروت و غیره از زبان بلوچی وارد زبان سواحیلی شد. برخی از محققان نیز معتقدند بلوچها در زمینه ورود دهها لغت فارسی به زبان سواحیلی نقش مستقیمی داشتهاند.
بلوچها در گسترش زبان فارسی در سواحل و جزایر شرق آفریقا نیز نقشآفرین بودهاند. دکتر عبدالسلام عبدالعزیز معتقد است در دوره حاکمیت سلاطین عمانی بر زنگبار و جزایر اطراف آن و مناطق ساحلی تانگانیکا، سلاطین زنگبار زبان فارسی را نیز میآموختند؛ زیرا فارسی زبان سپاهیان و نگهبانان خاص سلاطین بهشمار میرفت و اغلب کسانی که مورد اعتماد کامل آنان بودند، ایرانی و از نژاد بلوچ بهشمار میرفتند. این سپاهیان فقط به زبان فارسی سخن میگفتند؛ لذا سلاطین برای ارتباط با آنان مجبور به یادگیری فارسی بودند.
جدای از آن بلوچها نقش مهمی در استحکام ساختار زبان سواحیلی ایفا نمودند و برخی از دانشمندان بلوچ تأثیرات عمیقی بر دستور زبان سواحیلی برجای نهادند. شیخ شهابالدین چراغالدین از بلوچهای مقیم مومباسا و معلم محمدکمال خان از بلوچهای مقیم دارالاسلام از جمله کسانی بودند که علاوه بر تألیف برخی مقالات و کتب درسی دوره ابتدایی به زبان سواحیلی، ایفاگر نقش مهمی در تدوین دستور زبان سواحیلی بودند. این دو دانشمند مقالات متعددی در باره زبان سواحیلی و لغات وام گرفته از دیگر زبانها از جمله فارسی به رشته تحریر درآوردند که بعدها راهگشای تحقیقات بیشتری در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ گردید. نورجهان زیدی از بلوچهای مقیم شرق آفریقا، نخستین شاعرة سواحیلی است که موفق به دریافت جایزه ادبی رئیسجمهور کنیا در سال ۱۹۷۴ شد. دکتر ساممیرزا (از بلوچهای ایرانی مومباسا، ساکن لوسآنجلس) نیز با همکاری دکتر توماس هینه بوش یکی از کتب مهم سواحیلی را که مورد استفاده عموم سواحیلیزبانان است، تألیف نمود.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید