پیر میهنه آیا شاعر بود؟ / بتول عارفی ـ بخش اول

1397/4/11 ۰۸:۱۹

پیر میهنه آیا شاعر بود؟ / بتول عارفی ـ بخش اول

بدیهی است کارهای تجلیل ازبزرگان این مرزوبوم وبه یادشان مراسم وهمایش داشتن وکتاب منتشر کردن و درروزنامه ومجلات چاپ کردن ودراین زمینه سخن گفتن مفید است. روح ایرانی را درفکر ونظر فرزندان ایرانی دمیدن وآنان را ازتاریخ فرهنگ وملت خودآگاه کردن از ارزش بزرگ برخورداراست و نشانه شخصیت وطن خواهی وافتخاریک ایرانی است.

 

 

 تأملی در افکار و اندیشه های ابوسعید ابوالخیر

مقدمه: بدیهی است کارهای تجلیل ازبزرگان این مرزوبوم وبه یادشان مراسم وهمایش داشتن وکتاب منتشر کردن و درروزنامه ومجلات چاپ کردن ودراین زمینه سخن گفتن مفید است. روح ایرانی را درفکر ونظر فرزندان ایرانی دمیدن وآنان را ازتاریخ فرهنگ وملت خودآگاه کردن از ارزش بزرگ برخورداراست و نشانه شخصیت وطن خواهی وافتخاریک ایرانی است.

درشرح احوال وشیوه نگرش تربیت وارشاد ابوسعید ابی‌الخیر، دوکتاب منبع اساسی است: یکی کتاب «حالات وسخنان شیخ ابوسعید ابی الخیر میهنی» که اثر یکی ازاحفاد اوست وگمان می رود نوشته جمال الدین ابوروح لطف الله ابن ابی سعد باشد.(این کتاب بین سالهای ۵۵۳- ۵۵۹ نوشته شده ونخستین بار توسط والنتین ژوکوفسکی به سال ۱۸۹۹میلادی درپطرزبورگ به طبع رسیده است).کتاب دوم نیز اسراالتوحید است که ازاولی مفصل تر وجامع تر است وارزش آن،هم ازنظر مطالب وهم ازلحاظ انشاء وطرز نویسندگی، بیشتر است.

نویسنده اسرارالتوحید یعنی محمد منور، یکی دیگر ازاعقاب شیخ بوسعید وپسر عم مولف نخستین است که ازکتاب وی نیز سود جسته چندان که دربسیاری ازموارد روایات هردوکتاب همسان است.(یوسفی:۱۳۶۸).به هرحال محمدبن منور با نگارش کتاب اسرارالتوحید هم نام خویشتن وهم نام ابوسعید را درصحفه روزگار پایدارکرده است.

ابوسعید عارف بزرگ قرن پنجم ونواده او محمدمنور نویسنده کتاب ارجمند اسرارالتوحیدکه درحقیقت سیمای پیر مهنه را قلم محمدمنور روشن ونورانی کرده است وازطرفی شخصیت ابوسعید ورفتار وکرداراوست که سراسر کتاب اسرارالتوحید رادربرگرفته واین اثرخواندنی را به وجود آورده است. امید به اینکه شاید فراهم آوردن این مقاله تا حدی رغبت به ادبیات ونویسندگی را درجوانان ایجادکند وحس پژوهشی روشن بینی پدید آورد.

 

زندگی ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید فضل الله بن احمدبن ابراهیم،معروف به ابوسعید ابوالخیر، درمیهنه و در روزیکشنبه اول ماه محرم سال سیصدوپنجاه وهفت هجری متولد شد و به روایتی درهمانجا نیز روز پنجشنبه چهارم شعبان سال چهارصد وچهل، زندگی را بدرود گفت و اورا در روز جمعه درهمان میهنه به خاک سپردند. درجایی که بعدها به نام «مشهد مقدس شیخ»، همیشه زیارتگاه ارباب ذوق وحال بوده است.

علت شهرت او به عنوان «ابوسعید ابوالخیر» این است که کنیه پدرش احمد، ابوالخیر بوده است وابوسعید ابوالخیر یعنی ابوسعیدی که فرزند ابوالخیر است. این کسره را درزبان عربی، کسره بنوّت می گویند. ابوالخیر احمد،پدر بوسعید، پیشه وری متوسط الاحوال بوده که زندگی او از راه شغل داروفروشی می گذشته است. درهمان میهنه که درآن روزگار شهرکی بوده درناحیه دشت خاوران وخاوران خود ازسرزمین‌های خراسان مرکزی به شمار می رفته است.(دامادی،۱۳۷۵: ۲۷)

 

شخصیت وفعالیت‌های اجتماعی

شیخ روزگار،ابوسعیدبن ابوالخیر میهنی ، پیشوای شیوخ صوفیه درزمان خود ازاهل معرفت بود.حال نیکو وپایگاهی شگرف داشت.یگانه روزگار وازنظرمجاهدت درسلوک وکوشش درجوانی مانند نداشت. ازلحاظ توجه به عمل وگسیختن ازاسباب وگزیدن طریق ایثار وخلوت ونیز تیزهوشی وفراست وظهور شگفتی‌ها وکرامات درهنگام پیری وکهولت بی مانند بوده.

ابوسعید مظهرایثار ومحبت وخدمت بودوانسان را موجودی جامع الخصال شناخته وبه ابناء آدم درهمه قشرهای جامعه به چشم احترام وتکریم وبزرگداشت می نگریست. مردی که درراه خدا اورا آن ملکه وسجیه حاصل آمده بود که درهشتاد وسه سال زندگانی طولانی، یک نفس به موافقت نفس نزده بود. شیوه ارشاد وهدایت وخدمت اونیزبا انصاف وبی داوری سینه وبی دریغی مال همراه بود وجمله علوم رادراین بیت جمع آورده بود:

ازدوست پیام آمد کاراسته کن کار

این است شریعت

مهر دل پیش آروفضول ازره بردار

این است طریقت

(اسرارالتوحید ،۸۸)

ابوسعید همچنین دربرابر اقدام ظاهربینان ومخالفان خود ودوستداران جنگ‌ها ونزاع‌های بی حاصل که اغلب ازخودخواهی واحساس برتری موهوم بردیگرافراد،سرچشمه می گیرد،می گفت:ما را برکیسه بند نیست وبا خلق خدای جنگ نیست.(اسرارالتوحید، ۲۴۹)

ابوسعید مردم رادوست می داشت. وی نیکودریافته بود که دوست داشتن مردم وتاب تحمل خواسته‌هاوتمایلات آنان،خود بالاترین هنرهاست. اوبارفتارنیکوی خودروح مردم روزگار خویش را مسخر خودساخته بود. ازسخنان خوداوست که:«هرکاری را خلق بود،همه چیزها اورا به خلق پیش آید.»

(اسراالتوحید ، ۲۰۰)

ابوسعید یکی از پیشگام ترین چهره‌هایی بوده که دررشد وپرورش تفکر عرفانی، مقام ارجمند دارد ومردم گروه گروه محضر اورا مأمن امن برای تسکین قلب‌های مملو ازدردشان می دانستند وبه سوی وی کشانده می شدند.

 

استادان ابوسعید

بوسعید درمهنه دشت خاوران زاده شد ودرهمین شهرک مقدمات آموزش‌های عصری را ، ازخواندن ونوشتن تا بخشی ازادب عرب، نزد استادان وادیبان ولایت فراگرفت وسپس درشهرهای دیگرخراسان ازقبیل مرو وسرخس،نزد بزرگترین علمای عصر، به تحصیل فقه وعلم کلام وتفسیر قرآن همت گماشت.

استادان اودراین شاخه‌های علوم عصر،عبارت بودند از: ابوعلی زاهربن احمد فقیه سرخسی درسرخس وابوعبدالله خضری(متوفی ۳۷۳) درمرو ونیز ابوبکرقفّال مروزی (متوفی ۴۱۷) درمرو . هم درسان اودرین شهرها ودراین سالها کسانی بودند ازقبیل : ابوعلی سنجی (متوفی ۴۳۰) وابومحمد جوینی (متوفی ۴۳۸) وناصر مروزی که ازبزرگترین علمای خراسان درعصر خویش به شمار می آیند.

از آنهایی که درپرورش جانب ذوقی وتربیت عرفانی بوسعید تاثیر آشکارداشته اند، باید ازابوالقاسم بِشر یاسین از مردم مهنه یادکرد. ابوالقاسم بِشر،یکی ازشاعران عارف خراسان دراین عصر بوده است ودرتاریخ شعرعرفانی فارسی مقامی ارجمند داردوبسیاری ازشعرهایی که ازابوسعید درطول عمر خویش می خواند، سروده‌های همین ابوالقاسم ِبشر است.

درکنار این بزرگان که اونزد ایشان فقه وکلام وتفسیر خوانده، بعداز ابوالقاسم بشر یاسین، ازدوعارف بزرگ قرن یعنی ابوالعباس قصاب اَملی(یکی ازنوادر قلمرو عرفان)وابوعبدالرحمان سُلمی(بزرگ ترین مورخ میراث صوفیان تا پایان قرن چهارم) باید یاد کرد که بوسعید ازاین هردوتن مستفید بوده وبرطبق روایات مقامات‌های بوسعید، وی ازدست این دوتن خرقه پوشیده است.آشنایی ونخستین دیداراوبا ابوالحسن خرقانی دراَمل ودرخانقاه ابوالعباس قصاب بوده است.

 

تاثیر ابوسعید برعطار نیشابوری

یکی از بزرگترین پیروان ابوسعید ابوالخیر، شاعر نامدار، عارف فرهیخته، عطار نیشا پوری بوده که تقریباً یک قرن بعد از ابوسعید می زیسته است. عطار نیشابوری که یکی از سخن سرایان وعارفان بزرگ سده ششم وهفتم هجری به شمار می‌رود، تقریباً در تمام آثار شعری ونثری خود ازابوسعید،این شیخ بزرگوار مهنه یاد می کند. شیخ عطار که شاید در میان شعرای عارف وصوفی، زیادترین آثار شعری را به نام خود رقم زده است و سرآمد روزگار خود یه شمار می رود، در تمام آثار خود بدون مجامله کلامی، ارادت آشکار خود را به ابو سعیدنشان داده است. چنانچه عطار نیشابوری در اسرارنامه چنین می گوید:

سخن بشنو زسلطان طریقت

سپهسالار دین شاه طریقت

سلیمان سخن در منطق الطیر

که این کس بوسعید است ابن بوالخیر

عطار،این نادره روزگار،با طرح کتاب منطق الطیر خود، در واقع از زبان مرغان،هفت منزل عرفانی ویا هفت شهر عشق را شرح می دهد. نکاتی آموزنده، منطقی وبیدار کننده که در این کتاب آورده است،بدون هیچ شبهه ای اورا به یک اثر جاودان عرفانی و به یکی از مهمترین آثار شعری زبان فارسی تبدیل کرده است. عطار در جای دیگر می گوید :

از دم بوسعید می دانم

دولتی کاین زمان همی یابم

از مددهای اوبه هر نفسی

دولتی بیکران همی یابم

بررسی شعر صوفیانه درعصرابوسعید

شعر صوفیانه فارسی دری، مقارن اوایل قرن پنجم با شیخ ابوسعید ابوالخیر و اصحاب او در خراسان رواج تمام یافت. آنچه از ابوزراعه بوزجانی روایت شده است، صورت مناجات دارد و صبغه شعر در آن مشهود نیست. از حالات و سخنان شیخ ابوسعید بر می آید که بیشتر اشعاری که او بر منبر می خوانده، از دیگران، خاصه پیر ابوالقاسم بشر بوده است که از مشایخ عهد جوانی وی به شمار می آید و با آنکه این بشر و صوفیان دیگر قبل از ابوسعید شعر می گفته‌اند، پیش از ظهور شیخ میهنه در بین صوفیه خراسان، شعر چندان رواج نداشته است.

از این سخنان چنین استنباط می گردد که از میان صوفیه، نخستین کسی که به شعر علاقه گرفته و در موعظه‌های خود از شعر شعرا و یا از اشعار خود استفاده کرده، شیخ ابو سعید ابوالخیر میهنه ای بوده است.(۱۳۲۱: ۴۱۶)

هرآنچه در باب ابوسعید ابوالخیر و شاعری او، یا خواندن شعرهای دیگران منطقی و درست باشد و نیز با توجه به شعرهایی که از اسلاف و مرشدان و متقدمان ابوسعید منقول است، می توان گفت که سرودن شعر صوفیانه از اواسط یا اواخر نیمه اول قرن چهارم دیرتر آغاز نشده و در هر حال شعر‌های عارفانه از این روزگار در دست است. اما شعر صوفیانه این روزگار از لحاظ حجم قابل توجه و مورد اعتنا نیست. از نظر تنوع معانی و مضامین و شیوه بیان و دیگر مختصات سبکی نیز نکته قابل توجه و قابل ذکر در آن به نظر نمی رسد و در واقع دنباله همان سخنان حکمت آمیز و آمیخته با پند و اندرزی است که در شعر استادان سلف و شاعران پند گوی مثل کسایی مروزی وناصرخسرو بلخی بدان برمی خوریم.به طوری که از بررسی تاریخ ادبیات فارسی ـ دری دیده می شود، تصوف از قرن پنجم هجری به تدریج در ادبیات فارسی، خصوصاً شعر، راه خود را باز کرد. چنین برمی آید که افکار تصوفی در ادبیات فارسی ـ دری، نخست از طریق پند و اندرز و حکمت و اخلاق به صورت ضرب‌المثل‌ها، کلمات قصار و تک بیت‌ها راه خود را گشود. سپس رفته رفته نفوذ این مضمون‌ها زیاد و زیادتر شد و شاعرانی که پیرو آیین خاصی بودند، کوشیدند تا شعر را وسیله تبلیغ خویش قرار دهند و مردم را به زهد و تقوی و دوری از صفات بد و علاقه به اخلاق نیکو و ملکات فاضله انسانی و تعقل در باره خود و زندگی و وظایف آدمی در برابر خالق و مخلوق و حکمت آموختن دعوت کنند.

در این راه، متصوفه پیشدستی کرده افکار و آرای خود را به شعر گفتند و سلاح قاطع شعر را از دست شاعران زهدپیشه ربودند و آن را وسیله تبلیغ مقاصد صوفیان و آیین تصوف قرار دادند و این تحول و تکامل سالها به طول انجامید؛ به طوری که شعر صوفیانه در اواخر قرن پنجم به دست سنـــایی غزنـــوی به درجه کمال رسید.(زرین کوب ،۱۳۸۵: ۴۳)

طوری که نوشته اند، شیخ ابوسعید در مجالس سماع صوفیان و یا هنگام پاسخ به پرسش‌های مریدان، نسبت به فهم وحل دقایق اشعار ازخود حسن سلیقه و ابتکار نشان می‌داده است، چنان که گاه در هنگام موعظه و تبلیغ، در یک روز افزون بر هزار بیت برزبان آورده است.

 

شاعربودن یا نبودن ابوسعید ابوالخیر

آنچه که امروزه مورد بحث و گفت و گوست، مسئله شاعر بودن یا نبودن ابوسعید است. درباره شاعری ابو سعید ابوالخیر، دو نظریه وجود دارد:عده ای شاعری ابوسعید را رد می کنند و منکر آن هستند وعده ای دیگربه واسطه اشعاری که شیخ بر سرمنبر می خوانده، او را شاعر می دانند. البته هر کدام نیزنظراتی دارند که دلیلی بر ادعایشان و سندی بر گفته‌های ایشان است.

سعی نگارنده براین است تا در این مجال با استناد به شواهد،این موضوع را بررسی کرده و با تکیه بر مستندات قابل قبول، به پاسخی قطعی دراین باره برسد. برای این منظوربه تفکیک به بررسی نظرات این دو گروه می پردازیم.

 

نظریه موافقان شاعر بودن ابوسعید

شادروان«سعید نفیسی»، یکی از معاصرانی است که بیش از همه به مبحث شاعری ابوسعید پرداخته است. ایشان در کتاب «سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر» با دلایل و قراینی ،شاعری شیخ را به اثبات رسانده است. وی دراین کتاب ، تعداد ۷۲۶ رباعی و ۸۸ قطعه و بیت پراکنده به نام ابوسعید گردآوری کرده است. مؤلف این کتاب رباعیات نغز و دلنشینی را به نام شیخ ضبط کرده است که در صورت پذیرش سخن او مبنی بر شاعر بودن ابوسعید، می توان اورا جزونخستین رباعی سرایان دانست. «هرمان اته»خاورشناس آلمانی درباره ابوسعید ابوالخیر می نویسد: وی نه تنها ازاستادان دیرین شعرصوفیانه به شمار می رود، بلکه صرفنظراز رودکی ومعاصرانش،می توان اورا ازمبتکرین رباعی که زاییده طبع ایرانی است، دانست.

ابتکار او در این نوع شعراز دو لحاظ است: یکی آن که وی اولین شاعری است که شعرخود را منحصراً به شکل رباعی سرود. دوم آن که رباعی را بر خلاف اسلاف خود، نقشی از نو زده، که آن نقش،جاودانه باقی ماند. یعنی آن را کانون اشتعال آتش عرفان و وحدت وجود قرار داد و این نوع شعراز آن زمان،نمودار تصورات رنگین عقیده به خدا درهمه چیز بوده است. اولین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، می گسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق می افکند.

مرحوم نفیسی در کتاب خود،برای اثبات نظرش ۱۱ دلیل می آورد که به اختصاربه آنها می پردازیم:

مؤلف اسرارالتوحید درباره آغاز کار ابوسعید در نشابور می گوید: «شیخ برسر منبر بیت می گفتی و دعوت‌های به تکلف می کردی؛ چنان که هزار دینار در یک دعوت خرج می کرد و پیوسته سماع می کرد…»

سپس درباره این که مخالفان و بدخواهان وی به دربار غزنین نامه نوشته و ازاو بد گفته اند،می گوید: «نبشتند که اینجا مردی آمده است از میهنه و دعوی صوفی ئی می کند و مجلس می گوید و بر سر منبر بیت و شعر می گوید…. ».

در این باره باید توضیح داد،از آنجا که منکران شاعری ابوسعید نیز درشعر خواندن او بر سر منبر و در مجالس شکی ندارند،پس منظور شادروان نفیسی این بوده است که آن کس که ذوق لطیف شعرخوانی بر سر منبر را دارد،قطعاً باید خودش شاعر باشد وگرنه نمی تواند این گونه در هر مناسبتی به جای کلام عادی و محاوره از شعر استفاده کند. عطار نیز در تذکره الاولیا به سماع و بیت خواندن شیخ اشاره می کند.

منبع: روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: