دانش سیاسی حلقه مفقوده سیاست‌ورزی در دربار قاجار / حسین سلیمی

1397/4/9 ۰۸:۰۱

دانش سیاسی حلقه مفقوده سیاست‌ورزی در دربار قاجار / حسین سلیمی

آغاز سده نوزدهم میلادی برای ایران و جهان با تحول گسترده در حوزه روابط بین‌الملل همراه بود. تثبیت مفهوم دولت- ملت در اروپا، متعاقب انقلاب1879 در فرانسه، فضای جدیدی را در عرصه سیاست ورزی فراهم ساخت. همچنین رشد سرمایه داری، زمینه را برای ورود دولت‌های بزرگ اروپایی بویژه انگلستان، روسیه و فرانسه به رقابت‌های استعماری بیش از گذشته مهیا می‌کرد.

 

آغاز سده نوزدهم میلادی برای ایران و جهان با تحول گسترده در حوزه روابط بین‌الملل همراه بود. تثبیت مفهوم دولت- ملت در اروپا، متعاقب انقلاب1879 در فرانسه، فضای جدیدی را در عرصه سیاست ورزی فراهم ساخت. همچنین رشد سرمایه داری، زمینه را برای ورود دولت‌های بزرگ اروپایی بویژه انگلستان، روسیه و فرانسه به رقابت‌های استعماری بیش از گذشته مهیا می‌کرد.

شروع این سده همزمان با حکمرانی دومین پادشاه قاجار بر ایران بود. موقعیت جغرافیایی ایران، این کشور را به محلی برای بروز مناقشات سه کشور اروپایی تبدیل کرده بود. همین امر آشنایی ایرانیان با مناسبات جدید بین‌الملل را می‌طلبید تا در کشاکش‌های میان این سه قدرت منافع دولت و ملت ایران تأمین شود. اما شوربختانه ناآشنایی اصحاب قدرت در ایران با تحولات جهانی و شناخت نداشتن نسبت به ریشه‌های تفوق اروپاییان برجهان، هزینه‌های سنگینی بر دولت قاجار و منافع ایرانیان وارد کرد.

دولت ایران در دو دهه نخست سده نوزدهم در راستای همین بی‌خبری وارد معاهدات یک‌سویه با دولت‌های انگلستان و فرانسه شد و پس از آنکه وجه‌ المصالحه قرار می‌گرفت روی به دیگری می‌نهاد. درسال 1801 نخستین قرارداد از این دست که از مجموعه تحولات ناشی از انقلاب فرانسه و روی کار آمدن دولت انقلابی در آن کشور بی‌تأثیر نبود، میان ایران و انگلستان به کوشش سرجان ملکم به امضا رسید. دریکی از مواد قرارداد دولت ایران متعهد شده بود که در زمان حضور نیروهای فرانسوی در بنادر ایران، به همراه نیروهای انگلیسی به فرانسویان بتازد تا مبادا آنان به هندوستان طمع ورزند. بدرستی معلوم نبود دولت ایران در قبال این خدمت از چه چیزی برخوردار می‌شد و اصولاً دلیل ورود به جنگ با فرانسویان چه بود. حال آنکه درمقام مقایسه هدف انگلیسی‌ها دفاع از هندوستان در مقابل فرانسویان بود.

پس ازآغاز دور اول جنگ‌های ایران و روسیه و دست‌اندازی دولت تزاری به بخشی از کشور، دولت قاجار که از حمایت انگلستان در برابر همسایه شمالی ناامید شده بود، این بار دست به دامان فرانسه شد. قرارداد فین کنشتاین در ماه مه1807 به امضا رسید. ایران به دولت انگلستان اعلان جنگ داد. و دوباره همه تخم مرغ‌ها در یک سبد قرار گرفت. با انعقاد قرارداد تیلسیت میان روسیه و فرانسه در ژوئیه همان سال، ناپلئون هم پشت ایران را در راستای منافع کشورش خالی کرد. اما بنا نبود فتحعلی شاه و دولتمردان قاجار از این مهم درس بگیرند. پادشاه مستأصل از بدعهدی فرانسه این بار تمام قراردادهای خود را با آن دولت ملغی کرده. دو قرارداد یکسویه دیگر با نام‌های مجمل و مفصل را در سال‌های 1809 و 1812 به سعایت سرهافورد جونز نماینده تام‌الاختیار پادشاه انگلستان با آن کشور امضا کرد. او امیدوار بود که در نبرد با ارتش تزار، دولت انگلیس به یاری ایران بشتابد. ایرانیان به این مهم توجه نداشتند که ترس انگلستان از نفوذ روسیه درهند ممکن است در اثر اشتراک منافع در مقابل دشمن مشترکی به‌ نام ناپلئون، تنها می‌تواند یک قربانی به‌ نام ایران داشته باشد.

ماه عسل میان تزار و ناپلئون در 1812 پایان یافت و دو دولت روسیه و انگلستان را به یکدیگر نزدیک کرد. یکسونگری فتحعلی‌شاه و گره زدن منافع ایران به خواست انگلستان در دو قرارداد مجمل و مفصل باعث شد سرگواوزلی سفیر انگلستان در ایران با فراخواندن افسران ارتش آن کشور از جبهه‌های جنگ ایران و روسیه، رسماً بی‌تفاوتی دولت خویش نسبت به منافع ایرانیان را بروز دهد و دولت قاجار را مجبور به پذیرش عهدنامه ننگین گلستان در سال 1813 نماید.

می‌توان چنین برداشت کرد که بی‌اطلاعی فتحعلی‌شاه و دستگاه حاکمیت قاجار از مجموعه تحولات جهانی و مناسبات میان دولت‌های اروپایی موجب شد ایران به جای اتخاذ تصمیم درست در جهت منافعش، مرتکب سلسله اشتباه هایی پرهزینه با انعقاد قراردادهای سست‌پایه با دولت‌های متخاصم اروپایی شود.

هیچ حاکم سلیم‌العقل و وطن پرستی حاضر نیست بخشی از خاک خود را در قبال تقریباً هیچ از دست بدهد و قطعاً شاه قاجار نیز از این امر مستثنی نبوده است. مسأله اصلی آن است که ایرانیان اصولاً هنوز به درک درستی از آنچه در پیرامون شان می‌گذشت نرسیده بودند و گناه اصلی شاه ایران دقیقاً همین بود. او هنوز می‌پنداشت که با اتحاد توپچیان مراغه با توپچیان خمسه، یکپارچه شدن سپاه خراسان با آذربایجان و کشیدن شمشیر مینایی می‌تواند پترزبورگ را به آتش بکشد. حال آنکه دانش سیاسی تنها سلاحی بود که می‌توانست از انعقاد مجموعه قراردادهای فاجعه بار در طول حدود 12 سال، جلوگیری کند.

پیمان‌هایی که بهای آن‌ها از دست رفتن بخش وسیعی از خاک ایران بود که آن را باید حاصل 65 سال زندگی و ۳۶ سال و ۸ ماه حکومت فتحعلی شاه دانست. شاهی که گفته می‌شود ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشت. شاهی که پیشگام بخشش خاک ایران بود.

منبع: روزنامه ایران

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: