حماسه، سرود پهلوانی / دکتر جلال‌ خالقی مطلق - بخش اول
|۸:۴۸,۱۳۹۷/۳/۹| بازدید : 469 بار

 

اشاره: «دانشنامه زبان و ادب فارسی» مجموعه هفت جلدی مغتنمی است که به قلم جمعی از دانشوران و زیر نظر استاد ارجمند آقای دکتر اسماعیل سعادت تدوین شده و انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را در اختیار علاقه‌مندان گذاشته است. آنچه در پی می‌آید، نوشتاری از مجلد دوم است که به موضوع «حماسه» در ادبیات ملل مختلف و از آن جمله ایران می‌پردازد. مؤلف دانشمندش، آقای دکتر خالقی مطلق است که عمده عمر گرامی خود را در تحقیق و تصحیح شاهنامه گذرانده است و از این جهت حقی ادانشدنی به گردن ایرانیان و شاهنامه‌خوانان و پژوهندگان عرصه ایران‌شناسی دارد. به راستی می‌توان تحقیقات مرتبط با شاهنامه را به دو دورۀ پیش از خالقی و پس از او تقسیم کرد، هرچند که قبل از ایشان نیز کسانی در این وادی گام برداشته بودند که نامشان گرامی باد؛ اما کار سترگ استاد خالقی قابل مقایسه با هیچ کدام از آنها نیست. افزون بر کار تصحیح، دکتر خالقی مجموعه مقالاتی نیز مرتبط با اجزای شاهنامه دارد که آنها نیز بسیار مهمند. در مقاله حاضر (که موارد ارجاعی و منابعش حذف شده)، استاد به بررسی موضوع حماسه‌سرایی پرداخته‌اند که بخشی از آن مربوط به ایران و زبان فارسی و حماسه ملی و از آن میان شاهنامه است. آگاهی بر این مقدمات برای گام‌زنان در این پهنه حائز اهمیت فراوان است.

***

حماسه در عربی به معنی «دلاوری»، «شجاعت»، از ریشۀ «حمس» به معنی «شدت و حدّت در کار» و در ادب قدیم عرب، به نوعی شعر رزمی می‌گفتند که در شرح افتخارات قبایل عرب سروده می‌شد؛ ولی امروز در زبان فارسی برابر اصطلاح غربی، به معنی «منظومۀ پهلوانی» (از یونانی و در اصل به معنی «سخن»، «داستان»، «نظم») به کار برده می‌شود. و اما epos خود کهن‌ترین قالب منظوم نوع «اپیک» (شعر روایی) است و اپیک یکی از انواع سه‌گانۀ شعر است؛ دو نوع دیگر یکی «لیریک» (شعر غنایی) است و دیگری «دراماتیک» (شعر نمایشی).

خاستگاه حماسه را سرود پهلوانی یا «چکامه» می‌دانند. سرود پهلوانی شعر روایی کوتاهی است در توصیف کارهای پهلوانی، بدون آنکه وارد جزئیات ماجرا و یا شرح درگیری شود، بلکه تنها به نکات اصلی ماجرا و گفتگوهای «دراماتیک» بسنده می‌کند. در سرود حماسی همچنین توجه اصلی به پهلوان است، نه به داستان. سرودهای حماسی را آوازخوان‌های دوره‌گرد در میان توده مردم، به‌ویژه هنرمند‌ترین آنها، در بزمهای اشرافی و درباری و یا در همراهی فرمانروایان در سفرها و لشکرکشی‌ها می‌خواندند و می‌نواختند. بیشتر این سرودها، چون به روی کاغذ نیامده‌اند، از دست رفته‌اند.

از نمونه‌های مشهور و بازمانده آنها، می‌توان از سرود هیلدبراند۱ به آلمانی کهن، از حدود سال ۸۰۰ م، سرودهای حماسی اسکاندیناوی، معروف به اِدا۲ سرودهای حماسی روسی با عنوان بیلینه۳ به معنی «رویداد»، که از سدۀ یازدهم تا سدۀ بیستم در روسیه رواج داشتند، نام برد.

در ایران از سرودهای حماسی پیش از اسلام چیزی برجای نمانده است؛ ولی در اوستا برخی توصیف‌هایی «یَشت»‌های پنجم، هشتم، نهم، دهم و نوزدهم را، در عین حال که گواهی از پیشینه‌ای کهن در شعر حماسی در ایران‌اند، می‌توان نوعی سرود حماسی نیز به شمار آورد، یا دست‌کم بازتاب‌هایی از سرودهای حماسی دانست. همچنین از رُمانس مادی «زَریادرس و اوداتیس»۴‌ که شرح کوتاهی از آن را خارس میتیلنی گزارش کرده و آن روایت کهن‌تری از داستان «گشتاسپ و کتایون» بوده، محتملا گونه سرود حماسی آن نیز وجود داشته است؛‌ چون به روایت خارس، « ایرانیان این داستان عشقی را با دلبستگی بسیار به آواز می‌خواندند.»

در زمان ساسانیان، اگرچه از سرودهای باربد چیزی برجای نمانده است، ولی عنوان برخی از آنها، چون «کین سیاوش» و «کین ایرج» اشاره به سرود حماسی دارد. گذشته از این،‌ فردوسی یکی از سه سرودی را که باربد در بزم پرویز از بالای درخت می‌خواند، «پهلوانی سرود» نامیده است. همچنین جاحظ در کتاب «المحاسن و الاضداد»، به خواندن روایات پهلوانی در زمان خسروپرویز در جشن نوروز اشاره کرده است.

به دیگر زبان‌های ایرانی نیز نمونه‌های اندکی از سرود پهلوانی در دست است؛ از آن جمله است قطعۀ ناقصی به سُغدی در توصیف «نبرد رستم با دیوان» و «سرود دارجنگه» به زبان لری، از شاعری به نام نوشاد. در شعر رسمی عربی و فارسی نیز قطعات کوتاه حماسی یا حماسی‌گونه هست که در آنها آواز و موسیقی نقشی ندارند. از آن میان اشعار کتاب «الحماسه» از ابوتمام (شاعر عرب ثلث نخستین سدۀ سوم ق) در توصیف افتخارات قبیلگی و یا «مناظره عرب و عجم» از اسدی طوسی.

 

داستان پهلوانی

از مجموعه سرودهای پهلوانی، یا از روایات حماسی شفاهی یا مدون، حماسه یا داستان پهلوانی به وجود می‌آید که بیشتر منظوم است؛ ولی در برخی کشورها، از جمله در ایرلند و ایران، به صورت منثور نیز وجود داشت. ویژگی‌های حماسه عبارت‌است از: گسترش نقل، پرداختن به جزئیات، بیرون رفتن از موضوع اصلی یا به اصطلاح حاشیه رفتن، بازگویی رویدادهای پیشین، توجه به طبیعت و توصیف رنگین آن، به کار بردن مثل و تمثیل، تکرار ترکیبات توصیفی معین (مانند «رستم نامدار»، «شمشیر هندی»، «تیغ تیز»، «خورشید تابان»،‌«ماه نو» و جز اینها) ‌و حتی تکرار تمامی یک مصراع تا چند بیت، پذیرفتن داستان‌های میان‌پیوست.

موضوع حماسه شرح اساطیر و توصیف‌های آرمانی‌شده کارهای خدایان و پهلوانان و وصف نبردهای سرنوشت‌ساز میان اقوام است. روایات حماسی را که در میان مردم رواج داشت، سرایندگانی به گونۀ بدیهه‌سرایی به شعر درمی‌آوردند و آنها را با نواختن ساز به آواز می‌خواندند. در یونان باستان به این سرایندگان «راپسود»،۶ در سده‌های میانه در فرانسه «ژونگلور»،۷ در میان صربها «گوزلار»،۸ در روسیه «اسکوموروخی»،۹ در قفقاز و آسیای میانه «عاشیق» و «کوراوغلوخوان» می‌گفتند و در آسیای میانه استادان این هنر لقب «بلبل» می‌گرفتند. در ایران باستان این سرایندگان «گوسان» نامیده می‌شدند، ولی در شاهنامه بر آنها نام «لوری» نهاده شده است.

برای حماسه اگرچه می‌توان هر وزنی را برگزید، ولی غالبا در میان هر ملتی حماسیه وزنی ویژۀ خود دارد که سراسر آن بدان وزن سروده شده است؛ مثلا وزن شعر ایلیاد را «هکسامِتِر»۱۰ می‌نامند و آن بحری است که از شش پایه و هر پایه از یک هجای بلند تکیه‌دار و یک هجای بلند یا دو هجای کوتاه تشکیل شده است و پایۀ ششم بریده یا محذوف است. این وزن را‌ سپس‌تر، بسیاری از شاعران حماسه‌سرای غرب، از جمله ویرژیل (۷۰ ـ ۱۹ق‌م )‌،‌شاعر رومی، به کار بردند. و یا برای حماسه‌های فارسی بحر متقارب مثمن محذوف به کار رفته است،‌ مگر در چند مورد اندک، همچون شاهنامۀ مسعودی مروزی متعلق به آغاز سدۀ چهارم‌ق (به بحر متقارب سالم و یا هزج مسدس محذوف) و شاهنامۀ حیرتی تونی (متوفی ۱۹۷۰ق؛ به بحر هزج مسدس محذوف).

 

بدیهه‌سرایی

در آغاز سدۀ بیستم دو پژوهندۀ آمریکایی به نامهای میلمَن پری۱۱ و شاگردش آلبرت لرد پس از بررسی‌ اشعار حماسی شفاهی در یوگسلاوی، موفق به کشف شیوۀ بدیهه‌سرایی این سرایندگان شدند و به این نتیجه رسیدند که آنها هنگام بدیهه‌سرایی، از واحدهای بیانی از پیش ساخته استفاده می‌کردند. آنها سپس این نظر را تا حدودی به حماسه‌های باستان و سده‌های میانه‌نیز تعمیم دادند. در سالهای اخیر، دو سه تن از ایران‌شناسان این فرضیه را درباره شاهنامه نیز معتبر دانسته‌اند و خواسته‌اند از فردوسی کمابیش یک گوسان یا نقال بسازند؛ ولی چون نظر آنها تحمیلی، ساده‌دلانه و ساده‌انگارانه و صرفا ناشی از شیفتگی به فرضیۀ پری ـ لرد و علاقه به عمومیت دادن اعتبار آن است، در اینجا پرداختن بدان جز به درازا کشاندن سخن سودی نخواهد داشت.

اجمالا باید گفت که اگر بدیهه‌سرایی از چند بیت درگذرد و به یک قطعه بزرگ یا حتی به یک داستان بکشد، حتی با آماده بودن موضوع و به کار بردن عبارات از پیش ساخته، هیچ‌گاه ارزش‌ ادبی بزرگی به دست نخواهد آورد و از این رو، فرضیه پری ـ لرد حتی درباره همه حماسه‌های شفاهی نیز دارای اعتبار یکسان نیست، بلکه اعتبار کامل آن محدود به کار گوسان‌های دوره‌گرد و بیسوادی است که برای توده مردم حماسه‌سرایی می‌کردند؛ ولی آن دسته از گوسان‌ها و خنیاگرانی که در مجامع اشرافی و درباری راه می‌یافتند و طبعا از هنر بالاتری برخوردار بودند، با وجود به کار بردن عبارات از پیش ساخته،‌ صرفا بدیهه سرا نبودند، بلکه شعر را پیشاپیش می‌ساختند و از بر می‌کردند و سپس آن را می‌خواندند.

در یونان، کارهومر (پیش از قرن هشتم ق‌م) و هومریان (کسانی که خود را نسل هومر می‌دانستند و اشعار او و هسیود۱۲ قرن هشتم ق‌م) را از بر می‌خواندند و خود نیز شعر می‌گفتند. در فرانسه و اسپانیا، «تروبادور»۱۴‌ها و در ایران خُنیاگران درباری همچون باربد را باید از این‌گونه سرایندگان به شمار آورد و بیشتر سرایندگانِ حماسه‌های نوشتاری فارسی، همچون فردوسی و اسدی و مانند آنها را باید به‌کلی از آن دو دسته جدا دانست.

 

حماسه‌های نوشتاری

با رواج خط در جامعه، شعر حماسی نیز کم‌کم مانند گونه‌های دیگر شعر به صورت نوشتاری درمی‌آید، یعنی شاعر با وقت کافی شعر می‌سراید و فرصت این را دارد که شعر خود را تصحیح کند، هرچند صِرف اینکه کاغذ جانشین حافظه شود، شعر بهتری را تضمین نمی‌کند. شعر نوشتاری، اگرچه در آغاز با شعر گفتاری و بدیهه‌گویی پیوند تنگاتنگ دارد، ولی رفته‌رفته از آن جدا می‌شود و سپس این دو موازی یکدیگر هر یک راه خود را طی می‌کند. «حماسه‌های نوشتاری» حماسه‌هایی است که شاعری بر پایۀ روایات شفاهی یا روایات مدوّن بر روی کاغذ سروده است. بهترین مثال دستۀ نخست حماسۀ فنلاندی کولوالا۱۵ سرودۀ الیاس نروت (۱۸۰۲ ـ ۱۸۸۴م)، در سال ۱۸۴۰ م و بهترین مثال دستۀ دوم شاهنامۀ فردوسی است.

حماسه‌ها را، چه گفتاری و چه نوشتاری، چه به نظم و چه به نثر، به حماسه‌های اسطوره‌ای، پهلوانی، دینی، تاریخی و کمدی می‌توان تقسیم کرد. حماسه‌های کمدی غالبا نوعی نقیضه‌۱۶ نسبت به حماسه است. نمونۀ معروف این‌گونه حماسه، «جنگ قورباغه‌ها و موشها» به یونانی، منسوب به هومر است که نقیضۀ «ایلیاد» است. «سطل دزدیده شده» (۱۶۱۴م) به ایتالیایی، اثر تاسونی۱۷ (۱۵۶۵ ـ ۱۶۳۵م)، «میز دسته نوازندگان» به فرانسه، اثر بوالو۱۸ (۱۶۳۶ـ۱۷۱۱م)، «دزدی زلف» (۱۷۱۲م‌) به انگلیسی، «ویلهلمینه» (۱۷۴۴م) به آلمانی و «موش‌و‌گربه» به‌فارسی از عبید زاکانی (متوفی ۷۷۲ق) از دیگر نمونه‌های آن است.

حماسۀ کمدی در غرب پس از رنسانس به وجود آمد و در ایران نتیجۀ خودآگاهی فرهنگی سرایندۀ آن عبید زاکانی است، چنان‌‌‌که او در اشعار دیگر خود نیز پهلوانان حماسی را موضوع طنز و هزل ساخته است.

حماسه‌ها را می‌توان برحسب محیطی که در آن پدید می‌آیند، به «حماسه‌های بدوی»، که در آنها عناصر شَمَنی و جادویی بسیار است، «حماسه‌های توده‌ای» (یا پرولتاریایی) و «حماسه‌های اشرافی» (یا آریستوکراتی) تقسیم کرد. نوع اخیر در تکامل خود نخست جایش را به حماسه‌های پهلوانی ـ عشقی یا «رمانس» و سپس به رمان می‌دهد و زبان آن نیز از نظم تبدیل به نثر می‌شود. در میان حماسه‌های آریستوکراتی از همه مهمتر حماسۀ ملی است.

 

حماسه ملی

حماسه ملی حماسه‌ای است که هماهنگ با سرشت ملی قومی، به شرح رویدادهایی که در ساخت ملیت آن قوم نقش اساسی دارد، می‌پردازد و به همین سبب، در میان آن قوم از رواج و محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. حماسه‌های ملی مشهور جهان به ترتیب تاریخی عبارتند از:

«گلیگمش» به بابلی، از حدود دو هزار سال ق‌م. این حماسه به زبان‌های اکدی، بابلی کهن و نو، آشوری و حِتّی وجود داشته است. موضوع اصلی داستان آن جستجوی گیاه بی‌مرگی به کوشش پهلوان داستان گلیگمش، و ناکامی اوست.

دیگر حماسۀ «ایلیاد» به یونانی، سرودۀ هومر در نیمۀ دوم سدۀ هشتم ق‌م شامل ۲۴ سرود دربارۀ جنگهای ده ساله تروا (به یونانی: ترویا)؛

دیگر حماسۀ بزرگ «انئید»،۱۹ سروده ویرژیل، بزرگترین شاعر رومی، که سرایش آن از ۱۹ تا ۲۹ق‌م طول کشید. موضوع آن شرح سفر اِنه (به یونانی: آینیاس) با یارانش پس از سقوط تروا و تشکیل ملت روم است از اتحاد مردم تروا، که نماد فرهنگ‌اند، و مردم لاتین که نماد نیرویند؛

دیگر «مَهابهارَتَه» به سنسکریت از سدۀ چهارم‌میلادی. موضوع داستان آن مبارزه میان دو شاخه از یک سلسلۀ پادشاهی است. این حماسه دارای چندین داستان میان‌پیوست است، از آن میان رمان «نَلَه۲۰ و دَمَینتی».۲۱

همچنین حماسۀ‌ دیگری هست از هندیان،‌ با عنوان «رامایَنَه»، به معنی «کارنامۀ راما» از سدۀ سوم یا چهارم ق.م، منسوب به شاعری به نام والمیکی.۲۲ موضوع داستان، شرح کوشش شاهزاده راماست در یافتن و آزاد‌‌کردن همسر خود به یاری پادشاه میمون‌ها و وزیر خود از اسارت یک دیو.

دیگر «شاهنامه» سرودۀ شاعر دانشمند ابوالقاسم فردوسی طوسی، بر اساس مأخذ مدون که سرایش آن در سال ۴۰۰ ق به پایان رسید.

دیگر «شانسون دورولان» (سرود رولان)، به فرانسۀ کهن، در حدود سال ۱۱۰۰‌م، محتملا سرودۀ کشیش دانشمندی مسیحی. موضوع داستان، شرح رهبری رولان در ساقه لشکر شارلمانی (شارل بزرگ)، امپراتور روم‌ غربی (۸۰۰ ـ ۸۱۴‌م) و کشته‌‌شدنش پس از غافلگیری به دست دشمن است.

دیگر «حماسۀ سید»۲۳ (مأخوذ از عربی، به معنی «سیّد، آقا»ست) و آن لقب تاریخی و پهلوان ملی اسپانیا، به نام «رودریگو دیاز» (سدۀ یازدهم م) است. موضوع داستان طرد‌شدن سید به فرمان پادشاه آلفونسوی ششم و سرانجام پیروزی او بر اعراب اسپانیاست.

دیگر حماسۀ «بئووولف»۲۴ به انگلیسی کهن، سرودۀ کشیشی دانشمند (سدۀ یازدهم م) است که موضوعش شرح پهلوانی‌های بئووولف در کشور دانمارک است. مهمترین کار او کشتن دو عفریت آبزی و سرانجام کشته‌شدن او به دست اژدهاست.

دیگر سرود «ایگور» (پایان سدۀ دوازهم م) به روسی است که موضوع آن لشکرکشی بدفرجام امیر ایگور بر ضد قپچاق‌ها (به‌روسی: پولووتسی‌ها) است.

دیگر سرود «نیبلونگن»۲۵ (آغاز سدۀ سیزدهم م) است به آلمانی میانه از شاعر ناشناس اتریشی. موضوع داستان آن ازدواج زیگفرید با کریمهیلد ـ خواهر گونتر، شاه بورگوندها ـ از یک‌سو و ازدواج گونتر با برونهیلد، ملکۀ مغرور ایسلند، از سوی دیگر و کشته‌شدن زیگفرید به تحریک برونهیلد و به دست هاگن ـ درباری فریبکار ددخوی ـ و ازدواج کریمهیلد پس از مرگ زیگفرید، با اتسل (آتیلا) است که با به دست آوردن فرصت، به خونخواهی زیگفرید، انتقام سختی از قاتلان او می‌گیرد وخود نیز به قتل می‌رسد.

دیگر حماسۀ «سوار پلنگینه‌پوش» (۱۲۰۰‌م)، به زبان گرجی‌ است، سروده شوتا روستاولی. موضوع این حماسه که در واقع نوعی رمانس است، شرح دلاوری و عشق پهلوانان داستان است.

دیگر حماسۀ «لوزیاد»۲۶ به معنی «اَخلاف لوزو» (۱۵۷۰‌م)، به زبان پرتغالی، سرودۀ لویش دکاموئش، شاعر ملی پرتغال (۱۵۲۴ ـ ۱۵۸۰م). «لوزو» نیای اسطوره‌ای پرتغالی‌ها به شمار می‌رود و موضوع این داستان یافتن راه دریایی به هند است. این حماسه دارای چند داستان میان پیوست است.

دیگر «کالوالا» به زبان فنلاندی که آن را شاعری دانشمند به‌نام الیاس لونروت بر اساس روایات شفاهی سرود و به سال ۱۸۴۰ منتشر کرد. موضوع داستان جنگهای میان فنلاندی‌ها و لاپها است.

در ایرلند نیز اسطوره‌های حماسی «کوخولین»، قهرمان اسطوره‌ای، به زبان ایرلندی میانه که ریشه در روایات سلتی دارند، برخوردار از اعتبار ملی‌اند.

در برابر حماسه‌های ملی، می‌توان همچنین از حماسه‌های ساختگی سخن گفت؛ مانند: سوار رویین‌تن (۱۸۳۳م) به روسی، اثر الکساندر پوشکین، دربارۀ پتر کبیر، یا «قیصرنامه» اثر شاعر دانشمند و میهن‌دوست، ادیب پیشاوری (متوفی ۱۳۰۹‌ش) دربارۀ ویلهلم دوم، امپراتور آلمان.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. Hildebrandslied 2. Edda 3. Byline 4. Zariadres and Odatis 5. Chares Mytilene

6. rhapsode 7. jongleur 8. guslar

9. skomorochi 10. hexameter 11. Parry

12. Hesiod 14. trobadour 15. Kalevala

16. parodie 17. Tassoni 18. Boileau

19. Aeneis یا Aeneid 20. Nala 21. Damajanti

22. Walmiki 23. Cid 24. Beowulf

25. Nibelungenlied

26. OS Lusiadas (Lusiads:به انگلیسی

منبع: روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما