یک بام و دوهوای موسیقی بومی
|۸:۵۶,۱۳۹۶/۸/۱۰| بازدید : 236 بار

 

علی مغازه‌ای: اوایل دهه 40 -30 موسیقی اقوام ایران تا حدودی مورد توجه موسیقیدان‌های مرکز ایران (مستقر در تهران) قرار گرفت؛ این توجه به موسیقی اقوام، تنها از بعد موسیقایی بود یعنی فقط موسیقی مورد توجه هنرمندان موسیقی ایران و پژوهشگران قرار می‌گرفت. اما در اوایل سال 50 اقداماتی که از سوی تلویزیون ملی آن زمان انجام گرفت سبب شد هنرمندان موسیقی اقوام مورد توجه قرار بگیرند. این توجهات در برگزاری جشن‌ها و مراسمی به‌ صورت جشن هنر شیراز، جشن طوس، برنامه‌های تلویزیونی و برنامه گل‌های صحرایی شکل گرفته بود تا آنکه به پیشنهاد خانم فوزیه مجد تلویزیون ملی ایران بودجه‌ای را برای هنرمندان موسیقی اقوام اختصاص داد تا از سوی رئیس تلویزیون ملی به هنرمندانی که به درجه استادی نائل شده‌اند حقوق ماهانه‌ای اختصاص یابد. پیشنهاد دیگر خانم مجد در خصوص حمایت رسانه ملی از استادان موسیقی این گونه مطرح شد که تلویزیون برای تشویق استادانی که شاگردی ندارند به ازای هر شاگرد حقوق آنها دو برابر شود تا بلکه آنها به پرورش شاگردان در راستای ارائه موسیقی اقدام کنند. این تمهید سبب شد از مرگ راویان موسیقی اقوام ایرانی پیشگیری شود و البته چند استاد موسیقی هم مشمول این موضوع شدند؛ ایده‌ای که از نگاه من بسیار دقیق و کارآمد بود. اما متأسفانه بعد از انقلاب روند اداری و تغییر و تحولات سیستمی باعث شد این جریان به فراموشی سپرده شود تا آنکه سال 76 با تلاش آقای محمدرضا درویشی (در دولت اصلاحات)در حمایت مالی یکی از استادان موسیقی این کار به‌صورت جدی‌تر پیگیری شد و در نهایت از آقای درویشی درخواست کردند برطبق یک لیست، همان رویه حقوق ماهانه به هنرمندان پیگیری شود. این روند تا چندین سال ادامه داشت و با حقوق حداقل ناچیز شکل گرفت اما هزینه‌های بالای مملکت سبب شد که این بودجه مشمول تمامی هنرمندان نشود بلکه محدود به 50-40 نفر بود. از طرفی تغییر و تحولات در سبک زندگی اقوام بخصوص در کل کشور سبب شد منابع درآمدی هنرمندان کم کم از بین برود. به هر حال پیش از این هنرمندان موسیقی اقوام در مراسم‌ مختلف عروسی یا سوگواری حضور داشتند و منبع درآمدشان تأمین می‌شد، از جمله نوازندگان دوره‌گرد که حاملان موسیقی آن زمان بودند؛ اما همزمان که برخی آیین‌ها در حال نابودی است از سوی دیگر دولت و دستگاه‌های دولتی همواره بر طبل حمایت از موسیقی اقوام می‌کوبند و این یعنی یک بام و دو هوا زندگی کردن. حمایت ما تنها برگزاری یک جشنواره به شکل دولتی است که بیشتر نمایش یک کار است که در آن مبلغ ناچیزی به هنرمندان پرداخته می‌شود. البته ناگفته نماند حمایت‌هایی چون طرح تکریم و تمجید از پیشکسوتان نیز وجود دارد که شامل موسیقیدان‌ها هم می‌شود؛ موسیقیدان‌ها گروهی از هنرمندان ایرانی هستند که باید متمایز از سایر گروه‌ها به آنها توجه شود چرا که آنها حاملان فرهنگ یک قوم هستند اما اینکه با پرداخت مبلغی ناچیز این موضوع را جمع‌آوری کنند صحیح نیست و این به گداپروری یک هنرمند تبدیل می‌شود، بنابراین باید تدبیر دیگری دراین باره اندیشیده شود. باید تعدادی از نوازندگان دلسوز و آشنا با این درد طرح جامع‌تری طراحی کنند. البته صندوق بیمه هنرمندان حرکت خوبی دراین باره بوده است اما درد این هنرمندان تنها بیمه کردن آنها نیست، سبک زندگی هنرمندان موسیقی اقوام تغییر پیدا کرده و این امر سبب بیکاری آنها شده است. مانند رفتن به سربازی که دیگر جنگی نیست و باید سربازی جمع شود. در کشور ژاپن ارتشی وجود ندارد به این علت که نیازی به ارتش نیست، حال اگر ما هم نیازی نمی‌بینیم که هنرمند موسیقی وجود داشته باشد، باید آنها را از بین ببریم نه آنکه شعار بدهیم که از موسیقی اقوام ایران حمایت می‌کنیم. اقوام ایران برای ما دارای اهمیت هستند و یکی از مهم‌ترین روش‌های توجه به آن توجه به فرهنگ و آیین‌های آنها است. بزرگ ترین زمینه انعکاس فرهنگ هر قومی موسیقی است و ازاین بالاتر وجود ندارد، این ادعا‌ها را باید به عمل تبدیل کنیم نه طرح‌های رفاقتی دورهمی، مقطعی و مسکن دار؛ معتاد کردن یک هنرمند به دریافت یک پول مستمری فایده‌ای ندارد و در قبال پولی که به آنها پرداخته می‌شود می‌توانیم از آنها کار بخواهیم و همزمان با آن، طرح زیرساختی برای انتشار آثار آنها در نظر گرفته شود و از انتشار آنها برای فروش حمایت کنیم. دولت وظیفه دارد به موسیقی یارانه اختصاص بدهد چرا که موسیقی است که هویت یک قوم را از زمان قدیم  حفظ کرده نه قوم‌های ما.

 

 

منبع: ایران

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما