سلطانِ ضعیف و نحیف / علی ططری
|۷:۲۵,۱۳۹۵/۱۲/۱۵| بازدید : 435 بار

87 سال بعد از مرگ احمد شاه قاجار

احمد شاه قاجار هفتمین و آخرین پادشاه دودمان قاجار در ایران بود. او کمتر از یک سال بعد از آنکه پدرش محمدعلی شاه، مجلس را در 26 جمادی‌الاول 1326 به توپ بست در حالی که فقط 12سال داشت به سلطنت رسید و طبق قانون اساسی تا سن 18سالگی برای او نایب‌السلطنه انتخاب شد. دوره سلطنت احمدشاه قرین با دوره اول مشروطه و همزمان با جنگ جهانی اول است.این حوادث یک مدیریت بحران قوی را در سطح کشور  می‌طلبید، اما از قضا یکی از ضعیف‌ترین پادشاهان تاریخ ایران که مشکلات زیادی را برای خودش و کشور ایجاد می‌کرد در صدر قدرت بود. تبعات جنگ جهانی اول، که در سال 1914 آغاز شد و تا سال 1918 به طول انجامید، برای ایران با وجود اعلام بی‌طرفی احمدشاه و صدراعظمش، از قتل عام نفوس گرفته تا صدمات اقتصادی و اجتماعی، کمتر از کشورهای درگیر جنگ نبود،به طوری که طبق اسناد و مکاتباتی که در دسترس است از بلایای طبیعی گرفته تا خطاهای انسانی، انواع و اقسام مصیبت­ ها و آسیب­ ها در سه دوره؛ طی  سال­ های بعد از مشروطه، سال­ های جنگ جهانی اول و سال­ های پس از آن در ایران رایج بود.

برخی آسیب‌ها مثل قحطی، سرمازدگی، آفت ­زدگی محصولات کشاورزی و بیماری ­های مسری در سراسر کشور فراوان بود و همچنین ایران به محل منازعه و گاهی صحنه جنگ بین قوای متخاصم جنگ جهانی اول بخصوص درغرب کشور تبدیل شده بود. از سوی دیگر بحران‌های متوالی، ناامنی­ هایی ایجاد می­ کرد که  به این مصیبت‌ها دامن می‌زد و همچنین باعث نارضایتی بیشتر مردم و ضعف بنیه اقتصادی و سیاسی کشور شده‌ بود؛ اما نکته‌ای مهم و شاید مؤثر در زندگی شخصی احمدشاه، این است که نفت در ایران دراین دوران  کشف شد و یکی از علل برتری ماشین جنگی بریتانیا و اهمیت بیشتر ایران برای کشورهای استعمارگر حاضر در منطقه همین بود. بریتانیا با استفاده از قرارداد نفتی شرکت نفت ایران و انگلیس، نفت ایران را در ازای مبلغ ناچیزی به یغما می‌برد و با هر عاملی که باعث تهدید منافعش می‌شد برخورد می‌کرد. علاوه بر بحث نفت و شاید مهم‌‌تر از آن، حضور نیروهای روس در ایران و تمایل دیرینه روس‌ها برای دسترسی به خلیج فارس، حساسیت ایران برای بریتانیا را بیشتر می‌کرد. علاوه بر این مسائل، حوادث داخلی و جنبش‌هایی مثل جنبش خیابانی و جنگل، سربرآوردن عصیانگرهایی مثل نایب‌حسین کاشی و دوری جستن از حکومت مرکزی توسط کسانی مثل شیخ خزعل، از مشخصات این دوره است که در نهایت منجر به کودتای 1299 خورشیدی شد. در این دوران سلسله اتفاقاتی باعث شد بریتانیا این تلقی را داشته باشد که احمدشاه به روس‌ها نزدیک شده و ممکن است دست‌اندازی و تسلط روسیه به ایران سهل شود از جمله این موارد می ­توان به قرارداد 1921(مربوط به مسائل ارضی، مالی، اقتصادی، نظامی و سیاسی بین ایران و شوروی) اشاره کرد. این قرارداد و جنبش‌هایی با گرایش چپ مثل جنبش خیابانی و بویژه جنبش جنگل که در سال 1299 نگرانی انگلیسی‌ها را دوچندان کرد. به علاوه بررسی دوران کودکی احمدشاه نشان می دهد او و پدرش همواره تحت تأثیرعمیق  روس­ ها بودند. برخی نیز عقیده دارند که احمدشاه با امضا نکردن قرارداد1919 (بر اساس این قرارداد تمامی امورکشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می‌گرفت) باعث کدورت انگلیسی‌ها شد. زمانی که کارنامه عملکرد احمدشاه را بررسی می‌کنیم از جمله سفرهای وی که سال قبل از کودتا 7 ماه و در سال بعد از آن، 10 ماه با وجود اینکه برخی منابع وی را فردی آگاه می‌دانند، نقاطی را برای ما روشن می‌کند. احمدشاه، با توجه به تهدیداتی که متوجه قدرت و سلطنتش بود و حضور اشخاص قدرتمندی مثل سیدضیاءالدین طباطبایی که با حمایت خارجی به قدرت رسیده بودند و شخص قدرتمندی مثل رضاخان نباید کشور را ترک می‌کرد. علاوه بر سن کم، مدیریت ضعیف وی باعث شد که فقط مدت کوتاهی بتواند در مقابل رضاخان قدعلم کند و سال بعد با تشویق مجلس مؤسسان و تغییر برخی  مواد قانون اساسی و تغییر سلطنت از دودمان قاجار به پهلوی عملاً بدون کمترین مقاومتی در کشور قدرت را به رضاخان واگذار کرد. کودتای سوم اسفند 1299 به نوعی زمینه جابه‌جایی قدرت در ایران بود و به نظر می‌رسید یک شخص نظامی همراه با یک شخص سیاسی نظیر سیدضیاءالدین طباطبایی و رضاخان درکنار هم می‌توانند از منافع انگلیس در منطقه و در برابر روس‌ها دفاع کنند؛ بخصوص آنکه هیچ یک از این دو، علاقه شخصی به روس‌ها و شوروی نداشتند.

منبع: روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما