پژوهش های تاریخی و نهاد دانشگاه / حسن انصاری
|۸:۴۶,۱۳۹۵/۱۱/۵| بازدید : 640 بار

 

در حوزه های علوم دینی همواره تاریخ نگاری و سیره نویسی حضور داشته است؛ گاهی قوی و گاهی هم به شکل حاشیه ای. با این وصف همواره در سده های گذشته در حوزه های علمیه تاریخ نویسی در شکل دفاع از باورهای مذهبی وجه غالب را در این زمینه داشته است. از لحاظ فورم هم تاریخ نویسی بیشتر در قالب تدوین روایات تاریخی بوده است. در چند دهه گذشته اقبال به تاریخ نویسی با شیوه های تحلیلی در حوزه های علمیه بیشتر شد. شیوه های تحلیلی هم بستگی به گرایشات سیاسی و اجتماعی و مذهبی نویسندگان و اختلاف مخاطبان داشته است. اما یک چیز مسلم است تحلیل تاریخی و تاریخنگاری به عنوان یک دانش جدید هیچ گاه زمینه ای برای تدریس و آموزش در حوزه ها نداشته است. تعدادی از نویسندگان البته تلاش هایی فردی داشته اند و به ویژه از طریق مطالعه نوشته های علمی و آکادمیک نوشته های کم و بیش قابل استفاده ای را عرضه کرده اند. در این تردیدی نیست. به ویژه از نقطه نظر ارائه متون و آشنایی با اسناد. دانش رجال حدیث هم که اساساً دانشی با سنتی طولانی و قوی در حوزه های علمیه است در این جهت کمک کرده است. تعدادی از نویسندگان حوزه های علمیه در پنج شش دهه گذشته و بیشتر تحت تأثیر مطالعه کتاب های چند نسل از مؤرخین عرب از طه حسین گرفته تا مصطفی جواد و حسن ابراهیم حسن و تا شاگردان مستقیم و غیر مستقیم آنها با شیوه های تحقیق در زمینه متون تاریخی و بهره گیری از کتابها و اسناد تاریخی مانند تاریخ طبری و انساب الاشراف بلاذری و تاریخ یعقوبی و غیره آشنایی حاصل کردند و تلاش کردند تاریخ و سیره نویسی را بر اساس آن شیوه ها و با روایتی شیعی بازسازی و تدوین کنند. بی تردید مؤفق ترین نمونه در تاریخ نویسی سنتی در حوزه های علمیه کارهای علامه سید مرتضی عسکری بود که به ویژه کتاب هایی که در بغداد منتشر کرد مانند احادیث ام المؤمنین و عبد الله بن سبا و خمسون و مائه او دارای استاندارهای کم و بیش مقبول در این زمینه بود و از اقبال فراوانی هم دست کم در میان نویسندگان جهان اسلام برخوردار شد. دانش تاریخ نگاری دانشی است انتقادی و تحلیلی که آن را باید در دانشگاه و به شیوه آکادمیک فرا گرفت. دانشی است محصول دوران جدید و به کلی با تاریخ نویسی سنتی حوزه ها متفاوت است. آقای عسکری دانش تاریخ را در دانشگاه و با شیوه های آکادمیک فرا نگرفته بود. اما معلوم بود که مدتی را از عمر خود به خواندن آثار چند نسل از مؤرخان دانشگاهی عرب زبان از میان محققان مصری و عراقی سپری کرده بود. در نسل بعد از او شماری در حوزه های علوم دینی تلاش کردند با تأسی از شیوه علامه عسکری به تاریخ و سیره نویسی روی آورند. بی تردید با فاصله بسیار زیادی باید این گروه را بعد از علامه عسکری جای داد و نوشته هایشان را ارزیابی کرد. تنها استثنا در این میان استاد ما مرحوم آقای جعفری بود که علاوه بر دانش عمیقش در بحث های سنتی رجال نویسی شیعه و سنی و کتابشناسی (که دانش هایی است با سابقه های بسیار گسترده و دقیق در حوزه ها) همتش بر این بود که با شیوه های مدرن تاریخنگاری آشنا شود. کتابخانه بسیار مهم و متنوعی داشت و زبان انگلیسی را هم می خواند و به جای نوشتن و دراز نویسی در تاریخ نگاری و سیره نویسی بیشتر می خواند و یادداشت فراهم می کرد. از نوعی شم انتقادی در شکل سنتی آن در کار تاریخنگاری هم برخوردار بود. البته این همه را در چارچوب های مطالعات سنتی مذهبی به کار می گرفت و جنبه دفاعی در نوشته ها و مطالعاتش غالب بود. در دو دهه اخیر در میان نسل جوان در حوزه های علوم دینی اقبال به مطالعات تاریخی به شدت فزونی گرفته است که امر مبارکی است. مجلات زیادی هم مختص مطالعات تاریخی منتشر می شود و از جهت کمی حجم زیادی از مطبوعات در قم به نوشته های تاریخی اختصاص می یابد. اما از دیدگاه یک ناظر که آشنایی است از درون معتقدم هنوز دانش تاریخنگاری در حوزه های علوم دینی به مرز آنچه مرحوم آقای عسکری چند دهه پیش بدان رسیده بود نرسیده است. این در حالی است که در دو دهه گذشته کتاب های محققانه ای توسط کسانی مانند مرحوم زریاب و دکتر شهیدی در سیره و تاریخ صدر اسلام نوشته شد و در دسترس دانشیان حوزه های علمیه قرار گرفت. دسترسی ها به منابع هم اصلاً قابل مقایسه با سی سال و چهل سال پیش نیست. مشکل اصلی به نظر من عدم وجود نظامی ساختارگونه برای درس های دانشگاهی و آکادمیک در مطالعات تاریخی در حوزه هاست. مهمترین مسئله در این زمینه این است که تلاش ها باید معطوف شود به آشنایی با شیوه های مختلف تحلیل تاریخی به عنوان دانشی مدرن.

منبع: حلقه کاتبان – بررسی های تاریخی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما