معنای لاشئ در انتقال از فلسفه یونانی به فلسفه اسلامی / احمد پاکتچی
|۱۰:۴۰,۱۳۹۵/۲/۲۹| بازدید : 727 بار

 

چکیده: در مقاله حاضر، نخست فرآیند شکل‏گیری دو مفهوم سلبیِ «نه چیزی» (مِدِن) و «نه موجود» (مئون) در فلسفه کلاسیک یونان بررسی شده و بعد نشان داده شده است که چگونه در فلسفه متقدم اسلامی، «لاشئ» برخلاف انتظار، به عنوان معادلی برای مئون و نه مدن به‏کار رفته است. با روشن شدن این‏که مئون در فلسفه کلاسیک به معنای عدم مطلق نیست، روشن می‏شود که نخستین کاربردهای «خلق من لاشئ» در متون اسلامی، دقیق‏تر از اصطلاح «خلق از عدم» بوده است. نخستین انتقال از این فرمول به «خلق لامن/ عن شئ» که توسط فارابی صورت گرفت، نشانگر باز تعریفی است که در فلسفه فارابی از مفهوم «لاشئ» و رابطه آن با هیولی انجام گرفته است. چنین می‏نماید که نظریه فارابی در باب ابداع، در عین این‏که پرداختی بر پایه نظریه افلاطون ـ افلوطین در هماهنگی با زبان فلسفی ارسطویی است، با اندیشه کلامی اسلامی نیز در گفت وگو بوده و در ترکیب الفاظ صورتبندی از متون دینی اسلامی که پیشتر ترکیب «خلق لا من شئ» را ارائه کرده بودند، بهره برده است.

پژوهشنامه علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی 1385 شماره 49

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما