داریوش طلایی:موسیقی ایرانی نیاز به خوانشی جدید دارد
|۱۲:۵۳,۱۳۹۳/۳/۱۳| بازدید : 872 بار

«موسیقی ایرانی نیاز به یک خوانش جدید دارد و باید دوباره اهل فن و موسیقی شناسانی که به این سبک موسیقی بی حب و بغض می‌نگرند و در‌عین‌حال دلشان برای میراث فرهنگی ایران می‌تپد خوانش جدیدی از موسیقی دستگاهی ارایه کنند.» این جملات داریوش طلایی موسیق‌شناس، ردیف‌دان و استاد موسیقی ایرانی است که در چهارمین نشست تخصصی فرهنگستان هنر عنوان شد. گفته می‌شود در دنیای تضادها، ذهن تحلیل‌گر از عوام‌زدگی فاصله می‌گیرد و در سایه آگاهی به خلاقیت می‌پردازد.

 

 اگرچه ذهن تحلیل‌گر تضادها را نمی‌پذیرد و از آنها می‌گذرد اما در دنیایی که سراسر تضاد است به ندرت می‌توان بدون آگاهی به سرمنزل رسید. گفته می‌شود موسیقی ایرانی نیاز به خوانشی جدید دارد تا در دنیای سراسر تضاد از عوام زدگی فاصله بگیرد و به خلاقیت بپردازد.

 

 چهارمین نشست فرهنگستان هنر به بزرگداشت داریوش طلایی موسیقی شناس، ردیف‌دان و پژوهشگر موسیقی ایرانی اختصاص داشت که 11 خردادماه در تالار ایران برگزار شد. با اینکه موسیقی ایرانی و حمایت از اصالت ها همواره شعار مسوولان بوده اما به نظر می رسد کارشکنی های فراوانی در طی 20 سال گذشته برای ردیف دان و استاد موسیقی ایرانی؛ داریوش طلایی وجود داشته است.

 

داریوش طلایی موسیقی‌دان، ردیف‌شناس و نوازنده چیره‌دست تار و سه تار که امروز به همراه دوستان و همراهان قدیمی خود همچون حسین علیزاده و مجید کیانی و ... در تالار ایران فرهنگستان هنر حاضر بود ضمن اظهار خوشحالی از دوستی 50 ساله خود با علیزاده گفت: «امروز برایم روز مهمی است زیرا 50 سال از دوستی من با علیزاده می گذرد و مساله 50 سال برای من خیلی مهم و سمبلیک است. زیرا 50 سال است که از روزی که به هنرستان موسیقی رفتم می گذرد و تا به امروز آنچه برایم مهم ترین و اصیل ترین دغدغه در زندگی محسوب می شده، موسیقی در ابعاد مختلفش بود.»

 

خالق آلبوم سایه روشن ضمن اشاره به درک و شناخت اش از هستی که به واسطه موسیقی به آن دست یافته، تاکید کرد: «هیچگاه صحبت از درخشیدن و ستاره شدن وجود نداشت بلکه آنچه برایم مهم و ضروری بود درک زندگی، هستی و همه عواملی بوده که در زندگی بشر نقش داشته، موضوعی که از کودکی توسط افراد انتخاب می‌شود و به مسایل بنیادین زندگی فرد می‌انجامد. درک و شناخت من از دنیا، هستی و تمامی متعلقات به آنها از همان دوران کودکی از طریق موسیقی شکل گرفت و به تدریج کامل شد.»

 

ذهن تحلیل‌گر، تضاد نمی‌پذیرد

طلایی با یادآوری خاطرات خود در محیط فرهنگی خانه و اینکه تا چه اندازه در این درک و شناخت پدر و مادرش نقش داشتند و آن را در مسیر درست قرار دادند با اشاره به تضادهای فراوانی که در طول سالیان با آن مواجهه بوده می‌افزاید:« به واسطه محیطی که در آن رشد کردم خیلی زود در جریان تضادها قرار گرفتم. از آنجاییکه ذهن من تحلیل‌گر است و تضادها را نمی‌پذیرد و در عین‌حال به وظیفه‌شناسی از دوران کودکی خو کرده‌ام همیشه این موضوع را مدنظر داشتم که وظیفه‌ای برعهده دارم و باید بتوانم از عهده انجام آن بر‌آیم.»

 

صاحب کتاب نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی در مورد تضادهایی که در طی سال ها با آنها روبه رو شد یادآوری می‌کند:«بنیاد هنرستان موسیقی را علینقی وزیری گذاشته بود کسی که نگرش خاصی به موسیقی ایرانی داشت و رفتارهای خلاف سنت را نمی‌پسندید. در‌عین‌حال خالقی و امثال خالقی‌ها در هنرستان بودند که در برخی از مواقع خلاف سنت‌ها پیش می‌رفتند این خودش یک تضاد بود.»

 

طلایی در بیان تضادهایی که طی سالیان با آن مواجه بوده می‌افزاید:« تضاد دیگر خود موسیقی کلاسیک بود. ما در هنرستان هارمونی، سلفژ و تمامی مبانی موسیقی کلاسیک غربی را می‌آموختیم در حالیکه در ایران حضور داشتیم. نکته بعدی رادیو بود و سبک خاصی که دنبال می‌کرد.»

 

موسیقی ایرانی در دوران تضادها

طلایی با اشاره به دورانی که تفکر رایج در آن جدی بودن موسیقی کلاسیک غربی بوده و نگرش ناصحیحی به موسیقی ایران وجود داشته، می‌گوید:« در دورانی که نگرش صحیحی به موسیقی ایرانی وجود نداشت وارد مرکز حفظ و اشاعه موسیقی شدم و در آنجا بار وظیفه‌ای سنگین به دوش‌ام گذاشته شد و آن احیای موسیقی ایرانی بود. طبیعتا در آن دوران ما به مرحله‌ای رسیده بودیم که امتحان خود را پس داده بودیم.»

 

وی ادامه می‌دهد:« من شاگرد شهنازی بودم که خودش تضاد بود و مدیر هنرستان نیز همیشه از من می خواست که مانند آنچه در رادیو می شنوم بنوازم، تضاد در تضاد!»

 

«نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» عصاره شناخت خوب از موسیقی ایران و دنیاست

طلایی که در دهه اول انقلاب کشور را ترک می کند و برای تحصیل به خارج از کشور می رود در بیان خاطرات خود از نوشتن کتاب نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی می گوید:« وقتی خارج از کشور رفتم وظیفه داشتم موسیقی ایرانی را به دنیا نشان دهم کاری که سالها انجامش دادم. نگرشی نو به تئوری موسیقی ایران در دانشگاه سیاتل شهر واشنگتن در حالی نوشته شد که من عصاره تمام تجربیا گذشته خود را از موسیقی ایرانی و شناخت کامل از بحث های تئوریک غربی را همزمان دارا بودم و در عین حال با موسیقی‌دان‌های ترک و عرب نیز مراوده داشتم. با این پشتوانه و با شناخت از آسیب شناسی موسیقی ایرانی کتاب نوشته شد.»

 

شور و شوق من برای آموزش به جوانان پاسخی در خور دریافت نکرد

وی می‌افزاید: «در همان دوران نیز همواره با تضادها روبه‌رو بودم. اگرچه این کتاب به صورت عنوان است و به جزییات نپرداخته اما قصد داشتم وقتی به ایران می‌آیم عنوان‌ها را باز کنم. در 20 سال گذشته بسیار تلاش کردم اما متاسفانه فرصت‌های خوبی پیش نیامد. شور و شوق من برای آموزش به جوانان پاسخی در خور دریافت نکرد و به عوض آن کارشکنی‌ها در این زمینه فراوان بود. محیط لازم برای اینکار وجود نداشت.»

 

طلایی تاکید می‌کند: «ذهن من تحلیل گر است و همواره می خواهم کار مفیدی انجام دهم. اعلام می کنم که موسیقی ایرانی نیاز به یک خوانش جدید دارد و باید دوباره اهل فن و موسیقی شناسانی که به این سبک موسیقی بی حب و بغض می نگرند و در عین حال دلشان برای میراث فرهنگی ایران می تپد خوانش جدیدی از موسیقی دستگاهی ارایه کنند.»

 

وی در تشریح درخواست خود می‌گوید: «در 200 سال گذشته ما دورانی را پشت سر گذاشتیم که تضادها به نوعی برای همه وجود داشته است. اگرچه تضادها را به عنوان ایراد مطرح نمی کنم اما این ها موج هایی بودند که به ایران وارد شدند و درست سرجایشان قرار نگرفتند و تاثیراتی گذاشتند که مثبت نبودند و برای حل شدن آنها فرصت و زمان لازم است.»

 

ثبت و ضبط در دنیای تضادها، ما را در مرحله مشق موسیقی نگه داشت

طلایی با بیان مثالی در این مورد می افزاید:« مساله ثبت و ضبط یکی از همین تضادهاست. ثبت و ضبط آمد تا مرارت ها و مشکلات را کم کند در حالیکه تاثیری بدی از خود به جای گذاشت و آن هم این بود که کسانی که می خواهند موسیقی را یاد بگیردند همان را که ثبت شد آموختند. ثبت و ضبط باعث شد ما در مرحله مشق موسیقی بمانیم.»

 

وی تاکید می‌کند: «بحث خلاقیت چیزی است که با درصد بالایی به نوع روش آموزش مربوط است ما باید از مرحله مشق بگذریم .»

 

خالق کتاب نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی در مورد کتاب خود می گوید: «این کتاب توصیفی نیست بلکه بیشتر تجویزی است. من خود را در جایگاه مرجعی می دانم و تجویز می کنم که این فواصل را به این شکل داریم و باید بتوانیم با این تئوری پیش برویم تا بتوانیم انعطاف موسیقی ایرانی را که روح این موسیقی است کسب کنیم. دراین کتاب با تئوری پیچیده و دست و پاگیر که باعث گم شدن از اصل موضوع شود روبه رو نیستیم.»

 

طلایی در پایان می افزاید: «همواره دوست داشتم کار مفیدی برای فرهنگ و جامعه موسیقی انجام دهم. آن چیزی که ما در ایران به آن نیاز داریم زیربنای فرهنگی است. معتقدم اگر آلمان بنز می سازد به این خاطر است که باخ و بتهون داشته. در ایران نیز  باید به این مرحله برسیم. فکر می کنم اگر هر کسی در هر زمینه ای که فعالیت می کند کارش را درست انجام دهد مملکت خوبی خواهیم داشت.»

 

موسیقی را از عوام زدگی درآوریم

حسین علیزاده ،  مجید کیانی، ارشد طهماسبی و ساسان فاطمی از جمله سخنرانان بزرگداشت داریوش طلایی بودند که صحبت هایی را در مورد موسیقی ایرانی و آثار طلایی ارایه کردند. علیزاده در این نشست با اشاره به تاریخ موسیقی ایرانی و ممنوعیت های تاریخی آن یادآور شد: «از زمان ممنوعیت موسیقی ما در طی سالیان و هجرت اهل فکر و قلم از کشور، موسیقی از عوام زدگی می افتد. اگرچه ما (اهالی موسیقی و شنوندگان جدی آن) همچنان درگیر این مساله هستیم که موسیقی را از عوام زدگی درآوریم اما این واقعیتی است که ما با دو دسته از مردم مواجهیم؛ آگاه و ناآگاه و این دسته بندی هیچگاه نشانه توهین به مردم نیست.»

 

وی با اشاره به زحمات داریوش طلایی در فاصله گرفتن موسیقی سنتی ایرانی با عوام زدگی می گوید:« موسیقی هیچگاه نباید نیرو و انرژی را از مصرف کننده بگیرد. در موسیقی سنتی همیشه فاصله ای بین عوام زدگی و موسیقی دانشگاهی وجود دارد که خیلی مواقع مغشوش می شود اما شناخت و آگاهی راه را نمایان می کند و طلایی با آگاهی خود همواره مرزی گذاشت بین موسیقی دانشگاهی از موسیقی مغشوش عوام زده.»

 میراث فرهنگی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما