نابغه ایرانی پیشوای راویان اسلام / حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی - بخش دوم و پایانی
|۹:۱۴,۱۳۹۳/۲/۱۶| بازدید : 820 بار

 

 

شیخ صدوق این نابغه ایرانی ویژگیهای متعددی داشت كه همه آنها به ندرت در یك فرد جمع می‌شود. نوعاً كسانی كه اهل تحقیق‌اند، كمتر روحیه اجتماعی دارند. و در مقابل، افرادی كه عمر خود را به هر دلیل، در مجامع عمومی و سیر و سفر صرف می‌كنند، توفیق چندانی برای تألیف و تصنیف نمی‌یابند. چنانچه مؤلفان پرنویس نوعاً مطالبشان از عمق و دقت برخوردار نیست و برعكس، محققان نكته‌پرداز كه براساس مثل مشهور «كم گوی و گزیده گوی چون درّ»، یك كتاب را گاهی در یك صفحه می‌گنجانند، نوعاً كثیرالتألیف نیستند. البته در هر قاعده‌ای استثنا وجود دارد، همانند استاد شهید مطهری، که در ایام سالگرد آن علامه عالیقدر و شهید بزرگوار قرار داریم با جامعیت کم‌نظیری که داشت، در همه مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و در هر عرصه‌ای كه اسلام و جامعه نیاز داشت به عنوان یك فعال صاحب نظر حضور جدی داشت.

شیخ صدوق نیز یكی از استثنائات بزرگ در تاریخ حوزه‌های علوم اسلامی است که امتیازهای متضاد را در خود جمع کرده بود. به عنوان مثال این موارد برخی از ویژگیهای اوست:

1ـ كثرت تألیفات: بر اساس گفته شیخ طوسی و نجاشی، تعداد تألیفات شیخ صدوق به سیصد كتاب می‌رسید.

2ـ تنوع موضوعات در آثار او: تألیفات شیخ صدوق از تنوع فراوان برخوردار است كه در بخش اول این مقاله به آن اشاره شد.

3ـ مسافرتهای مكرر به اقصی نقاط جهان اسلام،

4ـ شركت در مجامع علمی و مناظره با پیروان ادیان و مذاهب،

5ـ ارتباط با عامه مردم و پاسخ شفاهی و كتبی به پرسشهای آنها،

 

سفر به اقصی نقاط جهان اسلام

شیخ صدوق از جمله فقها و دانشمندانی است كه بسیار مسافرت كرده و از اكثر شهرهای مهم و مراكز علمی زمان خود بازدید نموده است. هدف وی از این مسافرتها تنها گشت و گذار وسیر و سیاحت نبود، بلكه اهداف بلندی را دنبال می‌كرد كه به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:

یكی از اهداف وی، درك محضر بزرگان فقه و حدیث و استفاده از علوم و دانش آنها بوده است. اشتیاق فراوان وی به فراگرفتن علوم اهل بیت(ع) او را لحظه‌ای آرام نمی‌گذاشت و آتش شوق دانشجویی در وجودش زبانه می‌كشید و مانع سكون و قرار او در وطنش بود. او به مصداق حدیث شریف «اطلبوا العلم ولو بالصین» (علم و دانش را بجویید هر چند در چین، یعنی دورترین نقاط تمدن بشری باشد)، از زادگاهش قم، هجرت نمود و به اقطار ممالك اسلامی سفر كرد. از ری تا نیشابور، از بلخ تا بخارا و از آنجا تا بغداد، كوفه، مدینه و مناطق میان راه، در هر جا و از هركس، شیعه یا سنی، زیدی یا امامی، حدیث و روایتی می‌شنید، اخذ می‌كرد و به حافظه قوی خود می‌سپرد.

شیخ صدوق در فراگیری علوم و نقل احادیث تعصب مذهبی را دخالت نمی‌داد؛ اگر از كسی روایت و سخن حكمت‌آمیز را می‌شنید، ضبط می‌كرد، به شرط آنكه گوینده آن مشهور به راستگویی و امانت باشد، اگر چه در مسائل اعتقادی با وی هم عقیده نباشد؛ زیرا در حدیث نبوی آمده است. «الحكمه ضاله المؤمن یأخذها حیث وجدها: حكمت گمشده مؤمن است و مؤمن به دنبال آن می‌گردد، هر جا آن را بیابد برمی‌گیرد.» به همین دلیل است كه در بین اساتید و مشایخ صدوق استادان زیدی و شافعی‌مذهب به چشم می‌خورد و احادیثی را كه در دو كتاب «امالی» و «خصال» جمع‌آوری و نقل كرده، از علمای فریقین (شیعه و سنّی) اخذ نموده است.

هدف دیگر وی از مسافرتهای مكرر و طولانی، عرضه احادیث اهل بیت(ع) و مكتب فقهی شیعه به دیگران بود. این نابغه بزرگ و فقیه نامدار به عنوان مشهورترین شخصیت شیعه در نیمه دوم سده چهارم هجری با سفر به شهرهای بزرگ و شركت در مجامع علمی، اصول تشیع را برای كسانی كه این مكتب را باطل می‌دانستند، تشریح می‌كرد. و به تعبیری می‌توان گفت: وی به تنهایی یك دائره‌المعارف سیار علوم اسلامی بود. وی با این مسافرتها، عظمت شیعه را تا دورترین بلاد اسلامی نشر داد. تا جایی كه صیت شهرت و آوازه علوم و معارفش همه جا را فرا گرفت و به مرجعیت فتوا در ممالك اسلامی نائل شد.

از اطراف و اكناف دنیای اسلام نامه‌های متعددی كه حاوی سؤالات گوناگون در رشته‌های مختلف علوم اسلامی بود، به محضرش می‌رسید و او جواب استفتائات را می‌نوشت و برایشان می‌فرستاد. ارسال چنین سؤالات و استفتائات از نقاط مختلف بلاد اسلامی (مانند: مصر، واسط، مدائن، كوفه) با وجود مشكلات آن روز و عدم امكانات و تجهیزات امروزی، نشان‌دهنده عظمت و نفوذ معنوی و شهرت جهانی این فقیه نامدار در آن روزگار است.

نجاشی ـ رجالی بزرگ ـ در كتابش ضمن برشماری تألیفات شیخ صدوق از مجموعه‌هایی نام می‌برد كه در جواب سؤالات مردم شهرهای دور و نزدیك نوشته شده است؛ مانند: «كتاب جوابات مسائل الوارده علیه من واسط» و «كتاب جوابات مسائل الوارده علیه من قزوین» یعنی: كتابهایی در پاسخ سئوالهایی كه از شهر واسط و قزوین رسیده است. و نیز در پاسخ سؤالاتی كه از مصر، بصره، كوفه، مدائن، نیشابور و بغداد رسیده كتابهای جداگانه‌ای نوشته است.

 

تألیف یكی از كتب اربعه در ازبكستان

چنان‌كه می‌دانیم، بزرگترین و مهمترین اثر شیخ صدوق كتاب «من لایحضره الفقیه» است. این كتاب دومین كتاب از چهار كتاب معتبر شیعه است. جالب است بدانیم این كتاب نه در حوزه علمیه قم و نه در نجف اشرف، بلكه در خراسان بزرگ آن روز و ازبكستان فعلی طی یكی از سفرهای شیخ صدوق به آن منطقه تألیف شده است.

شیخ در آخرین سفر زیارتی خود به مشهد مقدس، در سال 368 هجری تصمیم گرفت به ماوراءالنهر برود. در همان سال پس از عبور از شهرهای سرخس، بلخ، فرغانه و سمرقند و اقامت كوتاه‌مدت در آنها وارد محلی به نام «ایلاق» شد. «ایلاق» به تعبیر معجم البلدان نام قصبه‌ای است بسیار زیبا در آن سوی رود جیحون با كوهها و دره‌های پوشیده از سبزه و درخت، این ناحیه و نواحی اطرافش مانند شاش(چاچ) از زیباترین و آبادترین مناطق ماوراءالنهر شمرده می‌شد( انزهُ بلادالله و احسنها) و روزگاری مهد تمدن اسلام و مولد و مدفن بسیاری از دانشمندان بود؛ ولی در حمله محمد خوارزمشاه خانه‌ها و آبادیهای آن ویران گردید. یاقوت حموی كه در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم می‌زیست، می‌گوید: در زمان ما از آن همه عمران و آبادی چیزی جز خاك و خرابه باقی نمانده است! منطقه ایلاق هم اكنون جزء خاك ازبكستان است و محل آن در نزدیكی تاشكند فعلی ( پایتخت جمهوری ازبكستان كه همان شاش یا چاچ قدیم است)، می‌باشد.

شیخ صدوق در آنجا با سیدی جلیل‌القدر از نسل امام موسی بن جعفر(ع) آشنا گردید. او از شیخ تقاضای تألیف كتابی شامل فقه شیعه نمود و شیخ به دعوت او پاسخ مثبت داد، و بدین منظور مدتی طولانی در آنجا اقامت گزید تا این كتاب را در چهار جلد به پایان رساند. در اینجا بهتر است انگیزه تألیف كتاب «من لایحضره الفقیه» و علت انتخاب این نام را برای آن كتاب، از زبان خود او بشنویم. شیخ صدوق در مقدمه این كتاب می‌نویسد:

«هنگامی كه قضای الهی مرا به دیار غربت كشاند و دست تقدیر، مرا در سرزمین بلخ به قصبه ایلاق آورد، سیدی بزرگوار و متدین به نام ابوعبدالله معروف به نعمت از سلاله پاك امام موسی بن جعفر(ع) به آنجا وارد شد. از دیدار او دلم شاد شد و از سخن گفتن با او گرفتگی قلبم باز و در پرتو محبت او شرافتم افزون گشت؛ زیرا او گذشته از شرافت نسب، كه از خاندان پیغمبر(ص) بود، خود را به جمیع صفات پسندیده و اخلاق نیكو آراسته بود؛ همچون: پاكدامنی، شایستگی، اعتماد به نفس، وقار، دینداری، حیا، پرهیزگاری و فروتنی.

وی در مورد كتابی سخن به میان آورد كه محمد بن زكریای رازی پزشك، آن را تألیف نموده و نام آن را «من لایحضره الطبیب » نهاده است و گفت این كتاب در موضوع خودش، جامع و كامل است و از من خواست برای او كتابی در زمینه فقه و حلال و حرام و شرایع و احكام تصنیف كنم كه شامل همه احكام و مسائل باشد و آن را «كتاب من لایحضره الفقیه» بنامم (یعنی كتاب كسی كه دسترس به فقیه و مجتهد ندارد؛ به اصطلاح امروز: خودآموز فقه) تا به هنگام نیاز، به آن مراجعه كند و بر آن اعتماد نماید و احكام دین را از آن اخذ كند. من درخواست او را ـ كه خداوند توفیقاتش را پایدار گرداند ـ اجابت كردم؛ زیرا در او شایستگی دیدم و او را سزاوار چنین پاسخی یافتم و این كتاب را به خاطر او نوشتم.»

بدین سان شیخ صدوق طی چند ماه كه در ایلاق بود، كتاب«من لا یحضره الفقیه» را تألیف كرد.

 

كتابی كه از 400 سال پیش ناپدید شده است

یكی از مهمترین كتابهای شیخ صدوق كتاب «مدینه‌العلم» است. این كتاب به گفته شیخ طوسی بزرگتر از كتاب «من لایحضره الفیقه» است و به تعبیر ابن شهر آشوب دارای 10 جزء (جلد) است، در حالی كه «من لایحضره الفقیه» چهار جزء می‌باشد؛ ولی افسوس كه این اثر گرانبها مفقود شده و هم اكنون در دست نیست. اگر این كتاب عظیم موجود بود، چهار كتاب معتبر شیعه ( كتب اربعه) به پنج كتاب معتبر تبدیل می‌شد و «مدینه العلم» یكی از مهمترین «كتب خمسه» به شمار می‌رفت.

این كتاب در زمان شهید اول ( متوفای876 هجری ) و علامه حلی ( م 726 ق) موجود بود. از كتاب «ذكری» تألیف شهید اول چنین استفاده می‌شود كه نسخه‌ای از این كتاب را در دست داشته است و پس از آن تا زمان شهید ثانی ( م 966 ق) مورد استفاده علما و فقها شیعه قرار گرفته است. پدر بزرگوار شیخ بهایی (م 984) كه در عصر شهید ثانی می‌زیست، كتب معتبر شیعه را پنج كتاب می‌داند و كتاب «مدینه العلم» را قبل از كتاب «من لایحضره الفقیه» ذكر می‌كند. علامه بزرگوار شیخ آقا بزرگ تهرانی می‌نویسد:

«قال الشیخ حسین بن عبدالصمد الحارثی فی درایته: و اصولنا الخمسه: الكافی و مدینه العلم و كتاب من لایحضره الفقیه و التهذیب و الاستبصار»؛ یعنی شیخ حسین(پدر شیخ بهایی) در كتاب درایه اش گفته است: اصول و كتابهای زیربنایی و معتبر شیعه پنج كتاب است: كافی، ... از این سخن پیداست كه كتاب «مدینه‌العلم» در اختیار او بوده است؛ ولی پس از وی این كتاب ناپدید شد و از آن زمان به بعد هیچ اثری از آن به دست نیامده است.

گویا در زمانی كه تعصبات فرقه‌ای به اوج خود رسید و آتش جنگ بین صفویه و حكومت عثمانی شعله‌ور شد و جمع كثیری از طرفین كشته شدند و شخصیت كم‌نظیر عالم تشیع، شهید ثانی به تیغ تعصب به شهادت رسید، جو وحشت و ترور، مناطق شیعه نشین را در منطقه شام (سوریه، فلسطین و لبنان فعلی) فراگرفت. عده‌ای از بزرگان و علمای شیعه مجبور به ترك وطن و آوارگی شدند؛ از جمله پدر شیخ بهایی به همراه خانواده و قسمتی از لوازم منزل و كتابهایش از جبل عامل (لبنان) به ایران مهاجرت كرد. احتمالاً این كتاب نفیس و اثر ذی قیمت یعنی «مدینه العلم شیخ صدوق» در همین ماجراها از بین رفته باشد.

به این نكته نیز باید توجه كرد كه در روزگاران گذشته به علت نبودن صنعت چاپ، تكثیر كتابها از طریق دستنویس و استنساخ صورت می‌گرفت.و از هر كتابی بیش از چند جلد یافت نمی‌شد، به طوری كه اگر احیاناً بر اثر بروز حوادث یا كم‌توجهی و بی‌مبالاتی در حفظ و نگهداری كتاب، چند نسخه از یك كتاب از بین می‌رفت، تمام زحمات شبانه‌روزی مؤلف یا مؤلفان برای همیشه برباد رفته بود.

به هر حال یكی از دانشمندانی كه آثار گرانبهای او از بین رفته است، رئیس‌المحدثین شیخ صدوق است كه از سیصد جلد تألیفات ارزنده‌اش جز اندكی باقی نمانده و اكثر آنها مفقوده شده است، گرچه همین مقدار اندك كه به دست رسیده، خود دریایی از علوم و معارف الهی و نشان‌دهنده عمق بینش و وسعت معلومات مؤلف است، لیكن نمی‌توان فقدان آن كتابها را جبران كرد و ضرر و زیان عظیمی را كه از این ناحیه بر شیعه و اسلام وارد شده است، فراموش نمود.

كتاب عظیم «مدینه‌العلم» از زمان تألیفش به دست شیخ صدوق ( متوفای 381 ق) تا زمان پدر شیخ بهایی (م 984) یعنی در حدود 600 سال موجود بوده و مورد استفاده فقهای شیعه قرار گرفته است. سیدبن طاووس (م 664) در كتاب فلاح السائل و سایر كتابهایش و نیز شیخ جمال‌الدین یوسف شامی در كتاب الدرالنظیم از كتاب مدینه‌العلم احادیثی را نقل كرده‌اند؛ ولی از نیمه دوم قرن دهم تا به امروز هیچ گونه اثری از آن به دست نیامده است. حتی علامه مجلسی ( م1110 ق) كه برای جمع‌آوری و حفظ احادیث شیعه زحمات فراوان كشید و در این زمینه به انجام خدمات بسیار بزرگ و بی‌نظیر توفیق یافت، اموال زیادی را صرف یافتن كتاب «مدینه‌العلم » نمود، ولی متأسفانه آن را نیافت.

سید محمدباقر گیلانی اصفهانی (معروف به حجت‌الاسلام شفتی) نیز به رغم پول زیادی كه برای یافتن آن خرج كرد، هیچ گونه اثری از آن به دست نیاورد.

روزنامه اطلاعات

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما