پازوکی: اگر داوری، اعوانی و دینانی و... را رد کنیم، دیگر برایمان چه می‌ماند؟
|۹:۳۲,۱۳۹۲/۱۲/۱۹| بازدید : 896 بار

شهرام پازوکی با بررسی جریانات فکری سنت‌زدا از تفکر اسلامی گفت: اگر داوری را فردیدی، اعوانی را نصری و... بدانیم و با این انتسابات آنها را رد کنیم، از فرهنگ و فکر ما چه می‌ماند و کدام منبع فکری می‌تواند پاسخگوی سوالات ما باشد؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرنگار تسنیم، مراسم نکوداشت استادان غلامحسین ابراهیمی دینانی و غلامرضا اعوانی عصر امروز 18 اسفند در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم علما، فیلسوفان و بزرگانی چون آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله سیدحسن سعادت مصطفوی، صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد، داوری اردکانی، کریم مجتهدی،‌ ضیاء موحد، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، شهرام پازوکی، حجت‌الاسلام احمد احمدی، محمدرضا بهشتی، نجفقلی حبیبی، زهرا مصطفوی، منوچهر صدوقی سها، علی مرادخانی،‌ منوچهر صانعی دره‌بیدی،... و استادان دینانی و اعوانی برگزار شد.

شهرام پازوکی، عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران یکی از سخنرانان این مراسم بود که طی سخنانی به نکاتی درباره شخصیت این دو چهره ماندگار اشاره کرد و گفت: ما و دوستان در مؤسسه در عرف خودمان 5 استاد را با عناوینی چون اعیان ثابته، کلیات خمس و ثابتات ازلی می‌شناسیم که سه تن از ایشان در این مجلس حضور دارند و عبارتند از: اعوانی، دینانی و داوری اردکانی. اما دو استادی که امروز مراسم نکوداشتشان است، از جهاتی شباهت و تجانس فکری دارند. هر دو در عقایدشان راسخ هستند و شما نمی‌توانید جلوی اینها چیزی بگوئید که خلاف نظرشان باشد.

وی ادامه داد: اگر به دکتر اعوانی چیزی بگویید که خلاف افلاطون و شیخ اشراق باشد تکلیفتان با رب العالمین است. ایشان هنگام خلاف گفتن مخاطب چیزی نمی‌گویند و با سعه صدر گوش می‌دهند اما همینکه سخن را شروع می‌کنند دیگر به مخاطب مجال سخن نمی‌‌دهند. نکته جالب درباره ایشان این است که ایشان همچنان که در عقاید افلاطونی خود راسخ هستند، اما همه گونه کتاب حتی اگر با عقایدشان نخواند می‌خوانند و این سعه صدر نشانگر تعظیم و تکریم علم است. همین سعه صدر در گزینش هیئت علمی برای مؤسسه هم مشهود بود و ایشان فارغ از اغراض شخصی و صرفا با ملاک علمی، دانشجویان را گزینش می‌کردند، بدون آنکه به همفکر و همنظر بودن عقاید او با خودشان توجه کنند.

پازوکی ادامه داد: با اینکه نمی‌توان هیچگاه خلاف نظرشان در پیش ایشان حرف زد، اما وقتی کسی چنین می‌کند استاد اعوانی با سعه صدر با او برخورد می‌کنند و اعتراضش به خلاف گفتن مخاطب، به چند بار «جنابعالی!» گفتن تمام می‌شود.

وی تصریح کرد: در پیش استاد دینانی هم شما نمی‌توانید چیزی بگوئید که خلاف نظرشان باشد. تفاوتشان با دکتر اعوانی این است که ایشان به تأسی از ناصرخسرو و مولانا (در مثنوی) چندین بار «خر» می‌گویند و بنده در خرشناسی هم شاگرد دینانی هستم!

عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران گفت: دلیلش احتمالا آن است که استاد دینانی غضبشان از رحمتشان پیشی می‌گیرد و استاد اعوانی برعکس، رحمتشان مقدم بر غضبشان است. البته گمان می‌کنم نام ایشان «غلامرضا» و «غلامحسین» هم در این طرز رفتار تأثیر داشته باشد!!

پازوکی در ادامه سخنان خود به بررسی جایگاه اندیشه این دو استاد در وضعیت فکری ایران معاصر پرداخت و گفت: بحث مقابله فکری با جریان سنت‌زدایی از تفکر اسلامی امروز بسیار جدی است و امروز جریاناتی در این راستا به طرز خطرناکی در حال گسترش هستند. نخستین جریان سنت‌زدایی که بسیار مهم است سنت‌زدایی به معنای ایدئولوژیک کردن اسلام است. منظورم از ایدئولوژی به معنای دقیق فکری و فلسفی آن است و اسلام ایدئولوژیک امروز خطرناکترین جریان سنت‌زداست که می‌خواهد تفکر اسلامی را در حد اعتقادنامه اسلامی تقلیل دهد و هرگونه تفکر غیرایدئولوژیک را انحراف از اسلام می‌داند.

وی تصریح کرد: در این نوع تفسیر سنت‌زدا نه فقط به نفی مسئله حکمت و فلسفه و عرفان، بلکه به نفی اهالی آن می‌انجامد. در این طرز فکر است که داوری فردیدی، اعوانی نصری و دینانی منسوب به علامه طباطبایی می‌شود و در نتیجه همه مردود دانسته می‌شوند و شیعه‌شناس بزرگی چون هانری کربن جاسوس فرانسوی‌ها معرفی می‌شود.

پازوکی اضافه کرد: دومین جریان سنت‌زدا، اسلام فقه‌مدار است. مراد نفی فقه از اسلام نیست و هیچ عاقلی نمی‌تواند قائل به حذف این حوزه از فرهنگ اسلامی باشد. بلکه مراد تفکری است که سنت نبوی را فقط در ظواهر فقهی و شرعی منحصر می‌کند و سنت طریقتی (عرفان) و حقیقتی (حکمت) آن را نفی می‌کند. همین تفکر است که وقتی استاد دینانی در مفهوم سماع در هستی مطلبی می‌گوید، ماجراهایی شروع می‌شود که همه می‌دانند و اینجا جای پرداختن به آن نیست.

وی خاطرنشان کرد: سومین نوع اسلام سنت‌زدا روشنفکری دینی است. برخی از روشنفکران عرفان و حکمت را مانع پیشرفت تمدن مدرن می‌دانند. بحث عقب‌ماندگی جای خود دارد، اما اینکه اینان ملاصدرا و مولانا را باعث عقب‌ماندگی بدانند، نتیجه آن است که یا ایشان را نفهمیده‌اند یا پیشرفت را. گروهی دیگر از روشنفکران نیز در بحث از اسلام معنویت جدا از دین و عقلانیت گسیخته از حکمت اسلامی را مد نظر قرار می‌دهند که طبعا در چارچوب آنان از معنویت و عقلانیت شیخ اشراق و عطار جایی ندارند.

پازوکی در پایان سخنان خود گفت: در نتیجه چنین جریاناتی است که داوری فردیدی، اعوانی نصری، دینانی منسوب به طباطبایی و آن دیگری پوپری می‌شوند، اما اگر اینها کنار بروند از فرهنگ و فکر ما چه می‌ماند؟ در این صورت ما از چه باید دفاع کنیم و کدام منبع فکری می‌تواند پاسخگوی سوالات ما باشد؟

خبرگزاری تسنیم

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما