سردار غیرت و قانون
|۹:۵۱,۱۳۹۳/۱۲/۳| بازدید : 379 بار

 

  ١٠٠ سال پس از سردار ملی

صد سال از مرگ ستارخان در ٢٥ آبان‌ماه ١٣٩٣ می‌گذرد، اما این شخصیت بزرگ تنها در زمان مرگ مظلومانه‌اش غریب نبود. در سال جاری تقریبا هیچ نهاد و رسانه‌ای یادی از این مجاهد نكرد كه پیروزی مشروطه ایرانی و متحقق شدن اراده ملی بی‌شك نتیجه ایستادگی‌ها و مقاومت‌های او و یارانش در تبریز بود. همایش ملی صدمین سالگرد ستارخان امروز سوم اسفندماه در تبریز برگزار می‌شود، تا شاید بتواند یاد مردی را زنده كند كه پاكباز بود و در حافظه ایرانیان با نام سردار ملی شناخته می‌شود.  ستارخان سردار ملی (١٢٨٤-١٣٣٢ق) فرزند حاج حسن قراجه‌داغی در منطقه قراجه داغ (ارسباران) در ٣٢ كیلومتری مهاباد به دنیا آمد. سوابق زندگی او در دوران كودكی و نوجوانی تا درگیری‌های جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نیست. از اطلاعات جسته و گریخته‌ای كه از وی به دست آمده، درمی‌یابیم كه او با پدر خود در روستاهای اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشی مشغول بوده است.  ستارخان پس از قتل برادرش اسماعیل به دست نیروهای دولتی به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت كرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و از داش‌ها و لوطی‌های آن محله شد. ستارخان پس از قتل برادرش اسماعیل به دست نیروهای دولتی به همراه خانواده خود به تبریز مهاجرت كرد و در محله امیرخیز اقامت گزید و از داش‌ها و لوطی‌های آن محله شد.

وی مدتی جزو سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عالیات سفر كرد، پس از چندی به تبریز بازگشت و به مباشری املاك محمدتقی صراف در سلمان مشغول شد. سپس به توصیه رضاقلی‌خان سرتیپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) و حفاظت راه مرند و خوی به او محول شد. چندی بعد مورد توجه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) قرار گرفت، ضمن دریافت لقب خانی، از تفنگداران ولیعهد در تبریز محسوب شد. ستارخان بنابر عادت لوطی‌گری در یكی از درگیری‌های خود با مامورین محمدعلی میرزا (ولیعهد) در تبریز، مورد تعقیب قرار گرفت، از شهر گریخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدین محل به شهر بازگشت و دلالی اسب را پیشه خود كرد.  در سال ١٣٢٥ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادت‌های ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملی و سالار ملی اعطا كرد. با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام كردند و در مقابل قوای ٣٥ تا ٤٠ هزار نفری اعزامی از مركز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عین‌الدوله كه برای سركوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به‌شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت كردند. تبریز به مدت ١١ ماه توسط قشون دولتی محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگیری به عمل آمد. زندگی بر مردم بسیار سخت و طاقت‌‌فرسا شد. نهایتا با وساطت قنسول‌های روس و انگلیس و موافقت دولت‌های طرفین عده‌ای از قوای روسیه به تبریز وارد شدند و راه جلفا را برای ورود آذوقه باز كردند. در نتیجه محاصره شهر به پایان رسید و سربازان دولتی و خوانین محلی مخالف مشروطیت از اطراف تبریز دور شدند. بدین‌ترتیب نقشی كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبریز داشتند به پایان رسید.

با حضور سربازان روسی در تبریز موقعیت برای ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك شد. آنها به اتفاق جمعی دیگر از سران آزادیخواه به قنسولگری عثمانی پناهنده شدند. سپس تحت فشار روس‌ها و بنابر دعوت آیت‌الله محمدكاظم خراسانی به همراه جمعی از مجاهدین در روز هشتم ربیع‌الاول ١٣٢٨ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شایانی از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شورای ملی مورد تجلیل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌ای طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا شد و برای هر كدام ماهیانه مبلغ هزار تومان مقرری از طرف مجلس تعیین شد و در پارك اتابك (محل فعلی سفارت شوروی) اسكان یافتند.

در جریان ترور آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی، دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروه‌های مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت كرد و با قوای دولتی به جنگ پرداخت، در این جنگ پای او تیر خورد و تسلیم شد و ٣٠ تن از نیروهای وی كشته و ٣٠٠ تن اسیر شدند. وی چهار سال پس از این واقعه در تاریخ ٢٨ ذی الحجه ١٣٣٢ درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد.

روزنامه اعتماد

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما