دکتر عنایتالله رضا در سال ۱۳۶۵ از جانب آقای سید محمد کاظم بجنوردی ریاست مرکز دائرةالمعارف بزگ اسلامی دعوت به همکاری شد و پس از چندی مدیریت بخش جغرافیای این مرکز را بر عهده گرفت. وی از همان آغاز عضو هیأت علمی و سپس شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود و در سال ۱۳۸۲ به سمت مشاور عالی این مرکز منصوب شد. همکاری وی با مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تا زمان درگذشتش در ۱۸ تیر ۱۳۸۹ ادامه داشت.
مرحوم دکتر خالقی مطلق بدون هیچ مبالغهای به لحاظ کمیت و کیفیت کارهایی که در بیش از ۶۰ سال زیست عالمانۀ خود انجام داد، برجستهترین و پرکارترین شاهنامهشناسِ تاریخ تحقیقات شاهنامهشناختیِ داخل و خارج ایران به شمار میرود.
ایرانیان شبهجزیره و کشورهایی که اکنون کره میخوانیم را در گذشتههای دور مُکران نامیده بودند که اکنون به فراموشی سپرده شده است و گردوغبار روزگار آن را پنهان کرده است، نگارنده در این نوشتار دلیل نامیده شدن آن به نام کهن و گواهان آن را در گذشتههای دور و نزدیک آورده است. در گذشته نزدیک پژوهشگران نامهای دیگر کره و جزیره جنوب آن را در دوران اسلامی بررسی کردند اما نامهای مُکران و تیز از همه آنها کهنتر است.
به مناسبت زادروز استاد فقید احمد اقتداری و به پاس بیش از نیم قرن خدمات ارزندۀ او به ایران زمین.
کوششهای دولت مِیجی ژاپن(دهه ۱۸۶۰ میلادی) منجر به تصویب قانون آموزش سراسری سال ۱۸۷۲ شد. این قانونِ بلندپروازانه بر آن بود تا مردم در همه مراتب زندگی قادر به پرورش اخلاق، بهبود درک و فهم و ارتقاء به سطح مطلوبی از هنر باشند
اول خرداد در تقویم، به نام حکیمِ متعالیه، صدرالمتألهین شیرازی مزین شده است، فرصتی است تا بار دیگر بر اهمیت تفکر عمیق و نگاهِ وحدتبخش در مسیر حل مسائلِ امروز تأمل کنیم. ملاصدرا با ترکیبِ شهودِ عرفانی و برهانِ عقلی، مسیری را گشود که در آن، خردِ انسان با حقیقتِ هستی پیوند میخورد.
مهری بهفر در روایتی آمیخته به اندوه و احترام، از روزهای پرالتهاب رفتن استاد جلال خالقیمطلق و خاطرهٔ گفتوگوی بازیگوشانه با ایشان دربارهٔ «رستم و اسفندیار» میگوید. این یادداشت ضمن تبیین جایگاه بیبدیل تصحیح خالقیمطلق در تاریخ ادب پارسی، به بررسی میراث ماندگاری میپردازد که فراتر از یک تصحیح ساده، عمق و غنای تازهای به جهان شاهنامهشناسی بخشید و نام استاد را با جان حماسهٔ ملی ایران پیوند زد.
بهمن نامورمطلق، در کتاب جدیدش کتاب «اسطورهکاوی شهریاری در فرهنگ ایرانی» با نگاهی تازه به شاهنامه و شخصیت کیکاووس، نشان میدهد که داستانهای کهن تنها روایتهای حماسی نیستند، بلکه میتوانند راهنمایی برای فهم قدرت، مسئولیت و خطاهای انسانی در جهان امروز باشند.
ادبیات شفاهی عنصری بنیادی دارد که چون همه عناصر فرهنگ، در حال تغییر، تطور و دگرگونی است. بنیادی ترین عنصر میراث، فرهنگ ناملموس است که چون هر کالبد زنده ای واجد روح زندگی است و روح زنده زبان محلی تنها تکلم به آن زبان نیست.
در جمهوریهای آسیای مرکزی (ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان) و حتی تاتارستان در کنار ولگا، آثار مکتوب ایرانی، وامواژگان فارسی و جاینامهای فارسی دیده میشود که بارزترین آنها پسوند «ـستان» در نام این جمهوریهاست.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید