1398/2/18 ۱۰:۱۰
«فرهنگ مردم» شاخهای از علوم اجتماعی و خاصه «مردمشناسی» است که به نحوة زندگی انسانها در طبیعت، رفتارها و همچنین معناهای مشترکی گفته میشود که عامه مردم جامعه در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند. گاهی به آن فولکلور (Folklore) هم میگویند که مجموعهای از افسانهها، داستانها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضربالمثلها، باورهای عامه، رسم و رسومات و آیینها را در بر میگیرد.
اشاره: «فرهنگ مردم» شاخهای از علوم اجتماعی و خاصه «مردمشناسی» است که به نحوة زندگی انسانها در طبیعت، رفتارها و همچنین معناهای مشترکی گفته میشود که عامه مردم جامعه در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند. گاهی به آن فولکلور (Folklore) هم میگویند که مجموعهای از افسانهها، داستانها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضربالمثلها، باورهای عامه، رسم و رسومات و آیینها را در بر میگیرد. ایران به لحاظ قدمت تاریخی، دارای تنوع آداب و رسوم و عقاید است و به همین لحاظ دارای فولکلور غنی است و آداب و رسوم ماه مبارک رمضان را نیز میتوان یکی از مباحث مهم آن به شمار آورد. در این ماه، افزون بر انجام تکالیف شرعی، آداب و رسومی در مناطق مختلف کشور برگزار میشده که برخی از آنها پا برجا مانده و برخی دیگر کمرنگ شده و یا از یادها رفته است. برای شناخت عمیق ایران، گریزی از درک این بخش از فرهنگ عمومی نیست و خوشبختانه کسانی چون دکتر وکیلیان سالها در این زمینه کوشیدهاند که «فرهنگ رمضان» بخشی از آنهاست. در اینجا گزیدهای از آداب و رسوم، باورها و اعتقادات مردم درباره ماه مبارک ذکر میشود که بیشتر متکی بر گذشته است و چهبسا برخی از آنها امروزه تغییرات ژرفی کرده باشند. امیدواریم که روزی فرهنگ کامل و جامعی در باره فرهنگ مردم ایرانزمین تهیه و تدوین شود.
نظافت اماکن عمومی
در ماه رمضان، نظافت به خانهها محدود نمیشود و مساجد، تکیهها، حسینیهها، حجرهها، دکانها و اماکن عمومی نیز پاکیزه میشوند. در نظافت مساجد و تکایا مردم، بهخصوص جوانان، شرکت میکنند و این کار را ثواب میدانند. کف مساجد و تکایا را که اغلب زیلو فرش است، با به امانت گرفتن قالی و قالیچه از خانههای اطراف فرش میکنند، دیوارها را با پارچههای سبز و سیاه که به آیات قرآن و روایات و اشعار مذهبی مزین است، میپوشانند و سقف مساجد را با آینه و شمعدان و چلچراغ و شاخههای سرو و کاج و شمشاد آذین میبندند.
اگر ماه رمضان مصادف با زمستان باشد، در مساجد و تکایا بخاری یا منقل آتش میگذارند و اگر تابستان باشد، پنکه نصب میکنند. در بسیاری از آبادیها از جمله در قمصر کاشان زنها نیز در نظافت مساجد و تکایا شرکت میکنند. در قمصر، زنها دستهجمعی به آب و جاروی مسجد، شستن ظرفها و آماده ساختن وسایل پذیرایی برای ماه رمضان میپردازند. در طالقان هم ده ـ دوازده روز به ماه رمضان مانده، متولی یا خادم مسجد آبادی به بام مسجد میرود و جار میزند: «برای گِلکاری مسجد بیایید.» روز بعد، از هر خانه ده یک زن یا دختر جوان برای گِلکاری به مسجد میرود. زنها با کمک هم تمام دیوارهای شبستان را سفید و در و پنجرهها را تمیز میکنند. هر خانوادهای هم به میل خود ناهاری تهیه میبیند و برای زنهای گِلکار به مسجد میبرد.
تهیه مایحتاج ماه مبارک
پلو غذای اصلی مردم در ماه مبارک رمضان است. در میان حبوبات هم مصرف عدس بیشتر است؛ زیرا عقیده داشتند عدس رقّت قلب میآورد و حب علی(ع) را زیاد میکند. یزدیها میگویند: «در ماه رمضان، هر کس باید هفت من عدس بخورد!» نان جو هم در گذشته نان مصرفی اغلب مردم بود و تنها معدودی از خانوادههای مرفه از نان گندم استفاده میکردند. امروزه مصرف نان جو کمتر شده و بیشتر برای ماه رمضان در شهرها و روستاها از جمله در یزد و آبادیهای آن مثل دهشیر نان جو میپزند؛ زیرا عقیده دارند نان جو خوراک حضرت علی(ع) و خاندانش بوده است و آنان روزه را با نان جو خشک افطار میکردند.
در شیراز، یکی دو ماه قبل از ماه رمضان، زنان خانهدار به فکر تهیه خواربار، ترشی، ادویه، عرقیات و چاشنیهای گوناگون میافتند و دو نوع ادویه درست میکنند. ادویه پلو و ادویه ترشی.
در اسماهور واقع در الیگودرز در ماه رمضان گاوی میکشند و گوشت آن را «پاپا» میکنند. روز اول ماه رمضان، اهالی روستای اسماهور در میدانگاه آبادی جمع میشوند و چهار نفر از ریشسفیدان آبادی گاوی میخرند و بعد از ذبح، گوشتش را به چهار قسمت مساوی تقسیم میکنند. به هر قسمت از این گوشت یک «پا» میگویند. به این ترتیب، به هر یک از آن چهار نفر یک پا از گوشت گاو میرسد. آنگاه هر کدام از این افراد چهار پنج شریک میگیرد و یک پا گوشت خود را بین آنها تقسیم میکند. سهم هر کدام یک چهارم یا یک پنجم میشود. این افراد نیز هر کدام با چند نفر دیگر شریک میشوند و گوشتشان را با آنان تقسیم میکند. با این روش، به همه خانوادهها گوشت میرسد و هر کس به اندازه سهمی که برده است، پول میدهد.
مراسم آشتیکنان
یکی از رسوم پسندیده در ماه مبارک رمضان آشتی و ایجاد الفت بین افرادی است که به سببی از یکدیگر کدورتی به دل دارند. این رسم پسندیده قبل از فرارسیدن ماه رمضان از واجبات تلقی میشد و عقیده بر آن بود که اگر کسی روزه بگیرد در حالی که از بستگان یا برادر دینی خود کدورتی به دل داشته باشد، روزهاش مقبول درگاه حق نیست. این رسم در همه شهرها و روستاها کم و بیش وجود داشت و تشریفاتش بسیار ساده بود. اگر دو نفر از یکدیگر ناراحتی داشتند، یا خودشان بدون مقدمه دست در گردن هم میانداختند و صورت یکدیگر را میبوسیدند یا یک ریشسفید و بزرگتر پادرمیانی میکرد و آنها را آشتی میداد؛ به این ترتیب که در خانهاش با آتش کردن سماور چای دم میکرد، آن دو را بدون اطلاع از یکدیگر دعوت میکرد و مراسم آشتیکنان راه میانداخت و پس از نصیحت، آنها را با یکدیگر آشتی میداد.
اعزام مبلغ
از جمله مقدمات ماه مبارک یکی هم اعزام مبلغان و مروجان مذهبی از طرف مراجع تقلید به شهرها و آبادیهاست تا اصول عقاید و احکام شرعی را برای مردم در ماه رمضان بازگو کنند. مردم هر آبادی اگر شخص خاصی را بشناسند، از او دعوت میکنند برای هدایت مردم در ماه رمضان به آبادی آنها بیاید. در غیر این صورت نامهای به مجتهد و اعلم بلد مینوشتند و از او تقاضا میکردند یک روحانی برای آنها بفرستد. مجتهد هم چند روز قبل از ماه رمضان، عدهای طلبه و روحانی را متناسب با هر شهر و آبادی برای هدایت مردم همراه با دستخطی میفرستاد. طلبه مذکور به خانه یکی از بزرگان و ریشسفیدان محل وارد میشد. روز اول، مردم دستهدسته به دیدن او میرفتند و خوشامد میگفتند. هر روز هم برای افطار و سحری یکی از اهالی با دعوت طلبه به خانهاش از او پذیرایی میکرد. هزینه زندگی و رفت و آمد این روحانی در ماه رمضان یا از موقوفات مساجد تأمین میشد یا چند تن از نیکوکاران هزینه را تقبل میکردند. در روستاها معمولا کشاورزان به تناسب تواناییشان مقداری از محصولشان را که بیشتر جو و گندم است، بابت مخارج ماه رمضان میپرداختند.
رؤیت هلال شب اول
در قمصر کاشان برای دیدن هلال ماه رمضان مردم به بام خانههایشان میروند و با خود یک کلامالله مجید، یک آینه و یک سینی که رویش یک ظرف آب که کمی سبزیخوردن در آن است، میبرند. روی فرش رو به قبله مینشینند و آینه را به سمت آسمان میگیرند و آنقدر آن را جابهجا میکنند تا ماه را در آینه ببینند. به محض مشاهده ماه، یک شخص باسواد با صدای بلند سوره یاسین را قرائت میکند و دیگران در دل با او همراهی میکنند. بعد، یک حمد و سه قلهوالله میخوانند و چند صلوات میفرستند. سرانجام هر یک از افراد جرعهای از ظرف محتوی آب و سبزی مینوشند و عقیده دارند خوردن آب و سبزی به آنها نیروی قناعت میدهد و موفق میشوند بدون ناراحتی، ماه مبارک را روزه بگیرند. بعد از این اعمال، یک نفر طبل میزند تا اگر کسی ماه را ندیده باشد مطلع شود. در قمصر، گشودن چشم را بعد از دیدن هلال در صورت سادات شگون میدانند و سعی میکنند وقتی هلال ماه رمضان را دیدند، به صورت سید نگاه کنند. سادات هم وقتی ماه را میبینند، به سینه خود نگاه میکنند و صلوات میفرستند.
اهالی روستای خوانیک علیای بیرجند هم عقیده دارند هلال ماه مبارک را باید با یکی از این پنج چیز نو کنند: کف دست راست، آینه، روی دختر باکره، آب روان و سبزه. معتقدند اگر تا سه شب موفق به دیدن ماه نشوند، باید سه مرتبه روی زمین به طرف مغرب بغلتند تا آن ماه بر آنها خوش و میمون سپری شود، وگرنه غم و اندوه به سراغشان خواهدآمد.
جار کشیدن
در بسیاری از روستاهای شهرستان اراک از جمله در روستای استوه برای بیدارشدن در سحر سوادداران سحرخوانی و مناجات میکردند یا طبالی را اجیر میکردند تا با نواختن طبل مردم را بیدار کند. روش دیگر جار کشیدن «پاکار» آبادی بود؛ به این ترتیب که یکی دو ساعت به سحر مانده، پاکار سه مرتبه با صدای بلند جار میکشید: «آهای، بلند باشید برای سحر» و مردم را بیدار میکرد. در روستاهای الموت قزوین هم، از جمله در روستای فیشان، رسم جار کشیدن پاکار و یا دشتبان متداول بود.
در بندر انزلی هم هر شب ماه رمضان چند نفر در کوچههای شهر راه میافتادند و با صدای بلند این جملات را تکرار میکردند: «سحرخوران دویری زید، دویری زید سحر بوخورید» و به این طریق مردم را از خواب بیدار میکردند.
شأن قرائت سورهها در ماه مبارک
یزدیها عقیده داشتند سعادت خواندن سوره شریفه توحید در ماه مبارک نصیب هر کسی بشود، برایش افتخار است. آن شخص باید سه مرتبه سوره توحید را بخواند که در روایات آمده است هر کسی چنین کند، ثواب یک بار ختم قرآن را میبرد. همچنین عقیده داشتند خواننده سوره توحید در همان سال به زیارت حج یا زیارت مرقد یکی از معصومان(ع) مشرف میشود و یا هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود.
زنهای یزد عقیده داشتند در مجلس ختم قرآن زنانه سوره توحید را اگر دختران دم بخت بخوانند، در آن سال عروس میشوند و اگر زن باردار بخواند، پسردار میشود.
سوره یوسف روز دوازدهم ماه مبارک قرائت میشد و زنان عقیده داشتند خواندن این سوره باعث زیاد شدن محبت میشود. در شیراز رسم بود روزی که سوره یوسف تلاوت میشود، زنان با خود نبات یا سیب یا خوراکی دیگری به مجلس ختم قرآن ببرند و وقتی این سوره را خواندند، به آن خوراکی بدمند؛ چه، عقیده داشتند هر کسی از آن بخورد، محبتش به طرف مقابل زیاد میشود.
در بجنورد آموزگار قرآن از زنی که خواندن سوره یوسف نصیبش شود، انعام میگرفت که شامل مبلغی پول، پارچه یا شیرینی میشد.
در فردوس نیز عقیده داشتند هر کس در ختم قرآن سوره الرحمن را بخواند، خود و خانوادهاش به هر آرزویی که دارند میرسند و ناخوش نمیشوند. روز بیست و هفتم وقتی نوبت خواندن سوره الرحمن میرسید، یکی از حاضران در جلسه قرآن با صدای بلند میگفت: «مه حاضرم دو کیلو نبات شاخه وادم.» دیگری صدا میزد: «مه حاضرم چهار کیلو نبات شاخه وادم.» به این ترتیب، آن کس که از همه بیشتر پیشنهاد میداد، فیض تلاوت سوره نصیبش میشد.
شبهای احیا
شب نوزدهم شب قدر و ضربت خوردن حضرت امیر مؤمنان علی(ع) است. بدین مناسبت، در شهر کازرون فارس، مجالس قرائت قرآن را با پارچههای مشکی سیاهپوش میکنند و بعد از پایان شب بیست وسوم، پارچهها را برمیدارند. در این شب، ابنملجم مرادی را لعن میکنند و قاریها بعد از قرائت و تلاوت جزء نوزدهم قرآن مجید و دعاهای وارده، مراسم الغوث و اعمال شب قدر را به جا میآورند. به همین دلیل، این شب را علاوه بر «شُو قدر» و «شُو ضربت خوردن»، «شُو الغوث» هم میگویند. اهالی کازرون در این شب برای اموات خود خرما و پشمک و زلیبی و کلوچه و شربت خیرات میکند.
اهالی طرزجان یزد معتقدند مقدرات و سرنوشت هر کس در شب بیست وسوم رقم میخورد و آنان که سال آخر عمرشان را میگذرانند، بر طومار گناهانشان خط کشیده میشود.
در مراسم شبهای احیا، شخصی که صدایی بلند و رسا دارد دعای جوشنکبیر میخواند و پس از هر بند دعا مردها با صدای بلند میگویند: «الغوث، الغوث خلصنا من النار یا رب». زنها هم در حالی که در دلشان دعا را زمزمه میکنند، هنگام خواندن «الغوث…»، به نخ یا ریسمانی گره یا به قول یزدیها «کرنج» میزنند و به آن میدمند. دعای جوشنکبیر صد بند دارد و به این ترتیب، صد گره به ریسمان زده میشود. بعضیها هم مقداری نبات یا نقل و یا قند در دست دارند و پس از خواندن الغوث به آنها میدمند. نخ گرهخورده یا قند و نبات را برای تبرک و شفا نگه میدارند. بعضیها عقیده دارند ریسمانی را که در شبهای احیا گره میزنند، اگر به گردن دختر دم بخت بیندازند، بختش باز میشود و اگر به گردن شخص دیگری ببندند، از خطر در امان میماند.
زنان شیرازی نخ الغوث را نگه میدارند تا هنگام مرگ لای کفنشان بگذارند؛ زیرا معتقدند این نخ سبب میشود از فشار قبر کاسته شود.
در کازرون مراسم احیا در مساجد و یا در خانه اشخاص نذردار برپا میشود. در این مراسم، علاوه بر نخی که به آن الغوث میخوانند، به خوراکیهایی مثل آب، شیرینی، کلوچه، انار، برنج، ادویه و حبوبات هم دعا میخوانند و برای برکت سفره و دیگ غذا نگه میدارند.
مراسم شب بیست و هفتم
در صغاد آباده عقیده بر آن است که شب بیست و هفتم ماه مبارک عروسی حضرت فاطمه(س) بوده است و این شب را با آداب خاصی جشن میگیرند و شادی میکنند. در این شب همه خانوادهها «زرده پلو» میپزند. برای پختن زردهپلو، پلوی آبکشی را در سینی میگذارند و مقداری شکر در روغن گوسفند میریزند و روی آتش میگذارند. خوب که روغن جوشید، قدری زعفران در آن میریزند و بعد با کفگیر روی چلو میدهند و اول افطار میخورند.
در کاشان هم شب بیست و هفتم، تازهعروس را برای سفیدبختی به مسجد میبرند. برای این کار چند عاقلهزن از خانواده عروس و داماد با هم قرار میگذارند و غروب که شد، به خانه عروس میروند و او را به مسجد محل میبرند. سعی میکنند عروس را در صف اول جماعت جای دهند. پس از خواندن نماز مغرب و عشا، مقداری شیرینی مثل کلوچه، خرما یا نقل بین نمازگزاران تقسیم میکنند. بعضیها هم شربت میدهند. نمازگزاران از خدا میخواهند تا حاجت آنان برآورده شود. پس از اتمام نماز و هدیه شیرینی، عروس را به خانه بازمیگردانند و عقیده دارند با این کار بین او و همسرش هرگز جدایی نمیافتد و آن دو همیشه در صلح و صفا و شادمانی زندگی خواهند کرد.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید