1397/5/21 ۰۹:۱۲
در نشست بررسی «درسگفتارهای ادبیات جهان: از حماسهی گیلگمش تا هزارتوهای بورخس» به جای خالی ادبیات ایران در فرهنگهای ادبی اشاره شد. بر اساس خبر رسیده، بهتازگی مجموعهی درسگفتارهای ویدئویی گرنت ال وات، استاد ادبیات انگلیسی، به کوشش عظیم طهماسبی و همکاری گروه مترجمان شامل مسعود فرهمندفر، مهسا جعفری، امیر کیانی، سحر داورپناه، فهیمه میرزاپور، یاسر لطفی پیاده، برگردان و در قالب کتابی با عنوان «درسگفتارهای ادبیات جهان: از حماسهی گیلگمش تا هزارتوهای بورخس» منتشر شده است.
در نشست بررسی «درسگفتارهای ادبیات جهان: از حماسهی گیلگمش تا هزارتوهای بورخس» به جای خالی ادبیات ایران در فرهنگهای ادبی اشاره شد.
بر اساس خبر رسیده، بهتازگی مجموعهی درسگفتارهای ویدئویی گرنت ال وات، استاد ادبیات انگلیسی، به کوشش عظیم طهماسبی و همکاری گروه مترجمان شامل مسعود فرهمندفر، مهسا جعفری، امیر کیانی، سحر داورپناه، فهیمه میرزاپور، یاسر لطفی پیاده، برگردان و در قالب کتابی با عنوان «درسگفتارهای ادبیات جهان: از حماسهی گیلگمش تا هزارتوهای بورخس» منتشر شده است. نشست هفتگی شهر کتاب به نقد و بررسی این کتاب اختصاص داشت و با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر بهرام پروینگنابادی، عظیم طهماسبی و دکتر مسعود فرهمندفر برگزار شد. المیرا گوتیوا و دیانا سوکایوا، دو نفر از پژوهشگران ادبی اوستیای شمالی، در این جلسه حاضر بودند.
جای خالی ادبیات ایران در فرهنگهای ادبی
در ابتدای نشست، علیاصغر محمدخانی، معاون فرهنگی مؤسسهی شهر کتاب، ساختار و برخی ویژگیهای کتاب را برشمرد. او در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: پرسش از چرایی بودن یا نبودن برخی آثار در فرهنگها یا دایرهالمعارفها معمول است. با بررسی سه مجموعهی «فرهنگ آثار»، «فرهنگ ادبیات جهان» و «فرهنگ درسگفتارهای ادبیات جهان» دریافتم که در این مجموعهها کمتر اثری از ادبیات ایران و شرق یافت میشود. این در حالی است که جز ادبیات معاصر ایران، آثار کسانی مثل خیام، حافظ و سعدی ترجمه شده و در سدههای گذشته در ادبیات جهان مطرح بوده است.
درسگفتارهای از گیلگمش تا امروز
عظیم طهماسبی، ویراستار، درخصوص این اثر توضیح داد: این مجموعه درسگفتار بخشی از مجموعهی ویدئویی «دورههای بزرگ آموزشیِ» مؤسسهای آمریکایی است که در آموزش هنر، علوم انسانی، علوم پایه، آشپزی، معماری و فیزیولوژی و... فعال است. در این دورهها، استادان مدعو مباحثی را از پیش تنظیم و طی 10 تا 90 جلسه ارائه میکنند. از میان درسگفتارهای ادبی این مجموعه، این دوره به علت جامعتر بودن برای برگردان به فارسی انتخاب شد.
او درباره آثار مختلفی که در این اثر نیامدهاند، اظهار کرد: ما چه توقعی از یک اثر داریم. اثر باید خوانده شود یا باید کتاب مرجعی باشد که گهگاهی به آن مراجعه کنیم؟ نویسنده در نظر دارد یکسری اثر ادبی را از حماسهی گیلگمش، بهعنوان نخستین اثر مکتوب ادبی، تا دوران معاصر انتخاب کند و سیر تحول ادبیات را از دورهی کهن تحلیل کند. همچنین، مخاطب را جذب و به خواندن آثار کلیدی ادبیات بکشاند. او آثار مهمی را در اینجا نیاورده است، چون در مجموعههای دیگر بررسی شدهاند. مثلاً بهجای «برادران کارامازوف» داستایوسکی «یادداشتهای زیرزمینی» او را آورده است. حتی، کتابهایی مثل «فرهنگ آثار» دهها هزار اثر ادبی یا شاعر یا شخصیت ادبی را گردآوردهاند، اما ملاحظه میشود که مدخلهایی، مثلاً ادبیات عرب، بسیار ضعیف است. پس، چنین اثری با تعداد بالای نویسندگان همکار هم به یکسری آثار ادبی و نویسندگان نپرداخته است. از اینرو، این نقصی معمول است. برای اینکه کتاب خوانده شود، جذاب باشد و خواننده بتواند سیری را در آن دنبال کند، حذف یکسری آثار و در مقابل حفظ برخی دیگر لازم است.
طهماسبی با اشاره به اینکه چنین کاری در آمریکا با تخصیص سرمایهی پژوهشی بزرگ و همکاری محققان برجسته تحقق یافته است، پیشنهاد فراخوانی استادان متخصص در حوزهی ادبیات خاورمیانه و بهویژه ادبیات فارسی را برای درانداختن چنین کاری طرح کرد. سپس دربارهی ضرورت ترجمهی این اثر به فارسی اظهار کرد: رویکرد نقدی که در این کتاب هست، در کتابهای قدیمیتر وجود ندارد. در «دانشنامهی فرهنگ آثار» هم فرصت بحث بهصورت پیوسته نبوده است. اما این اثر کلی منسجم است که در آن متون دائماً به هم ارجاع میدهند و پیوند و انسجام ساختاری جالبی میان آنها برقرار است؛ مثلاً مفهوم قهرمانیگری از «گیلگمش» به «ادیسه» و «انهاید» تا حضور قهرمانان مدرن با ارجاع و در پیوند با هم بررسی میشود.
او سیر زمینههای مفهوم قهرمانیگری را در این مجموعه مرور کرد و در بخشی از سخنان خود گفت: ادبیات کلاسیک چینی بهجای مفاهیم کلان قهرمان و قهرمانیگری به زندگی عادی مردم میپردازد؛ مثلاً به زندگی یک کشاورز، به نفرت، خشم یا دوستی آدمی عادی، به رابطهی پدر با فرزند، رابطهی حاکم و کارگزار میپردازد. کنفوسیوس در «منتخبات» میگوید، خدا وجود دارد، ولی بزرگتر از آن است که من به آن بپردازم. پس بهجای این مقولهها به امور دم دست میپردازم. نگرش جوانگ جو نیز بسیار زیبا است. او مسالهی به زبان درنیامدن حقیقت را طرح میکند و میگوید زبان نمیتواند امر حقیقی را پوشش دهد. این چیزی است که محققان مدرن زبانشناسی دربارهی آن بحث میکنند. او همچنین بحث «چشماندازگرایی» را مطرح میکند که امری مدرن است.
درسگفتارهایی با غنای ادبی و انتقادی
همچنین مسعود فرهمندفر، مترجم و منتقد، دربارهی نویسنده کتاب اظهار کرد: گرنت ال وات استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه مانتری کالیفرنیا است. حوزهی تخصصی او مطالعات شکسپیر و داستان مدرن است. از آثار او میتوان به کتابهایی چون «ادبیات داستانی آمریکا در قرن بیستم»، چندین راهنمای مطالعه دربارهی نمایشنامههای شکسپیر، و درسگفتارهایی چون «تاریخ ادبیات جهان»، «اساطیر جهان» و «اسطوره در تاریخ بشر» اشاره کرد.
او دربارهی ویژگیهای این درسگفتار اظهار کرد: برخلاف سخنرانیهای آموزشی معمول، گرنت وات صرفاٌ پلاتی از داستان یا شخصیتها را مطرح نمیکند. در عوض، بر آن است که مفاهیم انتقادی را بهصورت مضمونی در لابهلای توصیفهایش از داستان بیاورد. به این ترتیب، او غنای ادبی و انتقادی ویژهای به درسگفتارهای خود میدهد. در اینجا، هم با تطبیق آثار با یکدیگر روبهروییم، هم با همسنجی ادوار تاریخی. یعنی رئالیسم قرن نوزدهم را در انگلستان و در همان زمان در آمریکا بررسی میکند. در اینجا تأثیر و تأثرها، مضامین و درونمایههای مشترک آثار مشخص و ویژگی مکاتب هنری در لابهلای توصیف آنها بیان میشود. مثلاً وات وقتی دربارهی مارک تواین صحبت میکند، ویژگیهای رئالیسم را هم بیان میکند. یا هنگامی که از فاکنر صحبت میکند، مخاطب میتواند ویژگیها، مشخصات و مختصات مدرنیسم ادبی را در دل سخنرانی او دریابد. همچنین، در مورد ژانرهای ادبی نیز توضیحات خوبی ارائه داده است.
فرهمندفر سپس دربارهی چالشهای ترجمه گفت: نبود فایل مکتوب یکی از چالشهای ترجمهی این درسگفتارها بود، چرا که گاهی کیفیت فایلهای ویدئویی چندان خوب نبود و بهسختی میشد برخی از مطالب را با اطمینان دریافت. زبان گفتاری، پاکیزهنویسی را به کار مترجم اضافه میکند. یکی دیگر از چالشها این است که هنگام ترجمهی آثار ادبی باید با افزودن پانوشتهای توصیفی و توضیحی، خواننده را در بافتار متن و مفهوم قرار داد. ترجمهی لغوی یا تحتاللفظی در این مطالب بهکار نمیآید. همانطور که سایمون دیورینگ ترجمهی آثار ادبی را نوعی بافتسازی در فرهنگ دیگر معرفی میکند، این توضیحات وظیفهی مترجم است.
او با تکیه بر گفتههای دیوید دمراش در فصل چهارم کتاب «چگونه ادبیات جهان را بخوانیم»، دربارهی اهمیت ترجمه در ادبیات جهان اظهار کرد: اگر کسی میخواهد در ادبیات جهان کار کند، یا باید به تمام زبانهای دنیا مسلط باشد یا از ترجمه بهره بگیرد. باید توجه داشت که بدون ترجمه، کسانی مثل اورهان پاموک از مرزهای جغرافیایی کشورشان فراتر نمیرفتند و شاید هرگز به نوبل ادبی دست نمییافتند.
فرهمندفر در پایان، با بیان اینکه ترجمه میتواند ادبیات ملی را به ادبیات بینالمللی یا جهانی تبدیل کند، اهمیت ندادن به ترجمه را از علتهای دست نیافتن نویسندگان ایرانی به جوایز بینالمللی بزرگ دانست. همچنین اظهار امیدواری کرد که وزارت علوم با ایجاد تعادل در امتیازدهی به ترجمه و تألیف دانشگاهی و پژوهشی، آشتی و پیوند دوبارهای میان ترجمه و استادان دانشگاه برقرار کند.
حافظهی بشر در دیدگاهی اروپامحور
امیرعلی نجومیان، نظریهپرداز و منتقد، نیز ضمن تقدیر از همکاری گروه مترجمان و تلاش ویراستار برای یکدست کردن زبان کتاب و اصطلاحات، اظهار کرد: همیشه دربارهی چرایی انتخاب یا حذف آثار از چنین مجموعههایی بحث در میگیرد. اما، این کتاب لزوماً دایرهالمعارفی از ادبیات جهان نیست. بلکه، صرفاً انتخابهای پژوهشگری از میان کتابهایی است که در نظرش مهم بودهاند. رویکرد وات به مساله تاریخی است. او بهصورت تقویمی، از پنجهزار سال پیش تا کنون، آثاری را انتخاب کرده، نسبت میان آنها را در نظر گرفته و براساس مکتبهای ادبی دستهبندیشان کرده است. مشخصاً کار براساس رویکرد تاریخی و جریانهای ادبی است.
او با بیان اینکه وات برای هر بخشی ساختاری منطقی تمهید کرده است، پیشنهاد کرد در چاپهای بعدی نمای کلی و منابع و پرسشهای هر بخش، در کتاب وارد شود. سپس آن را برنامهی مطالعاتی خوبی برای خواندن ادبیات جهان شمرد. همچنین برگردان سلیس و گفتاری متن را برای تبدیل به کتاب گویای فارسی مناسب دانست.
نجومیان در خصوص دغدغهی کاری مشابه این در ایران، اظهار کرد: در واقع، ما در ادبیات فارسی چنین نگاهی نداریم. مجموعهی کوچک شاهکارهای جهانی انتشارات امیرکبیر هم در عمل صرفاً تصحیحی به همراه یک مقدمه بود. با توجه به گسترهی بسیار وسیع ادبیات فارسی، این کار یک نفر نیست. یک گروه میتواند ارائههایی اینچنین ساختارمند و فشرده را فراهم آورد. نکتهی مهم این است که از مشارکتکنندگان خواسته شود کارهایشان را براساس نمایی کلی پیش برند تا نگاهی جامعتر داشته باشند.
او وات را متأثر از متفکرانی چون اریک اورباخ، نورتروپ فرای، لوسین گلدمن دانست و تصریح کرد: اورباخ «محاکات: بازنمایی واقعیت در ادبیات غرب» را از هومر شروع میکند و تا ویرجینیا وولف ادامه میدهد. اورباخ بر این باور است که مسالهی ادبیات جهان بهگونهای بازنمایی واقعیت است. هر یک از آثار بهدنبال بیان نسبت ما با تجربهی زیستیمان و چگونگی بیان آناند. فرای در «آناتومی نقد» به ویژگیهای ژانری خاص آثار ادبی و به نسبت مستقیم این ویژگیهای ژانری با فرهنگ و تاریخ پیدایش آنها میپردازد. این دقیقاً همان چیزی است که در سیر تحول شخصیت قهرمان به آن اشاره شد. گلدمن که ساختگرایی پیدایشی است، بر آن است که هر دورهی تاریخیای ساختارهایی در حوزهی روایت پدید میآورد و با نگاهی فرگشتی، میتوانیم روندی دیالکتیکی را در ارتباط آثار بیابیم. در این رویکرد، مشخص میشود که چگونه آثار در مسیری فرگشتی ساختارهای خودشان را در نسبت با درونمایهها، تاریخ و فرهنگی که در آن قرار دارند، دوباره بازتعریف میکنند.
نجومیان افزود: وات خوانشی بینامتنی انجام میدهد. بهمحض وارد شدن به اثر، آن را با دیگر متون میسنجد. اما، بهشدت درگیر نگاهی غربی به مسالهی ادبیات شرقی و آفریقا است. در صحبت از هند، چین، ژاپن، بهسرعت میان شخصیتها و داستانها با ادبیات غربی نسبتی ایجاد میکند. در مباحث پسااستعماری عباراتی چون «سعدی ولتر ایران است»، «فردوسی هومر ایران است» را نشاندهندهی نگاهی میدانیم که به سنگ محکی به نام ولتر یا هومر قائل است که ادبیات شرق بایستی خودش را با آن بسنجد. وات بهشدت درگیر این نگاه اروپامحور است. البته شاید بتوان گفت که این درسگفتارها بیشتر برای مخاطب غربی تنظیم شده و همراه کردن او را در نظر دارد. اما این در بعضی جاها آزاردهنده است.
او یکی از زیباترین کارهای وات در این مجموعه را پرسش از چرایی نیاز به ادبیات و رابطهی دیرینهی انسان با داستانگویی و روایتپردازی دانست. بخشهایی از «صد سال تنهایی» مارکز دربارهی شیوع فراموشی در ماکوندو را مرور کرد و گفت، وات با این ارجاع، ادبیات را حافظهی بشر میخواند. همچنین با مرور بخشی از «درسگفتارهای ادبیات جهان» دربارهی بههمپیوستن آثار مستقل و شکلگیری ادبیات بینالمللی، جمعبندی کرد: پاسکال کازانوا، کتابی تحت عنوان «جمهوری جهانی ادبیات» دارد. در اینجا به نظرم وات تحت تأثیر دیدگاه او است. دیدگاهی مبنی بر اینکه ما میتوانیم از جمهوری جهانی ادبیاتی یاد کنیم که در آن آثار به نوعی با هم پیوند دارند. آثار از هم آگاهاند، و لزوماً براساس رابطهی تأثیر و تأثر در کنار هم قرار نگرفتهاند، بلکه همگی دربارهی بشر و تجارب زیستهی اویند.
تاریخ ادبیاتنگاری فارسی: از تذکرهنویسی تا امروز
بهرام پروین گنابادی، پژوهشگر و نویسنده، سخنان خود را با شرح مقایسهی کیفیت حفظ لطف استاد یا «آن معلم» در مجموعهی درسگفتارهای شفیعی کدکنی و وات آغاز کرد. او آگاهی وات از ضبط ویدئویی و تهمید طرح کلی برای بحث را در حفظ این ویژگی در کار او مهم دانست و اظهار کرد: ما به اینچنین درسگفتارهایی بسیار نیاز داریم. نگاه پسااستعماری در این کتاب وجود دارد. اما از سوی دیگر، معرفی ژانرهایی که خاستگاه غربی و امروزی دارند، از جانب کسی که در سنت غرب زیسته و با سنتهای نقد ادبی آن آشنا است، به نظر مناسبتر میرسد. برای نمونه، سیمین دانشور، بعد از حضور در کلاسهای والاس استنگر بسیار متحول شد.
او افزود: این درسگفتارها تحلیل دارند؛ یعنی چیزی که ما به آن نیاز داریم. پیش از دورهی جدید، سنت تاریخنگاری ادبی ما در زبان فارسی به شکل تذکرهنویسی بوده است. تذکرههای فارسی اغلب خالی از هر گونه تحلیلاند و پر از جملههای شاعرانه و انشاییاند. مثلاً باید از عبارت «او دبیری چون کیوان یا عطارد است» دریافت که فرد مورد نظر در زمان خودش نویسندهای قوی بوده است، چرا که عطارد دبیر فلک است. این در عصر صفویه ـ که از جهتی دوران شکوفایی ادبیات ما نیز هست ـ کمی بهتر میشود. بعد از آن تاریخ ادبیاتنگاریمان به سبک غربی با ادوارد براون آغاز میشود. ارجاع به تذکرههایی که اشتباه دارند، این تاریخنگاری را هم دچار اشکال میکند. در نهایت، دکتر صفا تاریخ ادبیاتی گرد میآورد. اما اینجا هم جای تحلیل خالی است، تا جایی که برخی از استادان این سرزمین، از سر دشمنی، این کار را دفترچه تلفن صبا خواندهاند. این در حالی است که ما باید از این مرحله گذر کنیم. به بیانی، ابتدا بایستی اطلاعات اولیه را جمعآوری کنیم و سپس به تحلیل و نقد برسیم.
او ادامه داد: نویسنده بحث رمان را با دن کیشوت آغاز میکند. او با هوشمندی، ورود به دنیای جدید را در نظر دارد. اینکه در دنیای جدید علوم بهجای رسیدن به فضیلت اخلاقی به سمت تحقق و پاسداشت آزادی انسان میروند. وات رمانها را بر این مبنا و بر مبنای تقابلی که در دنیای جدید و قدیم وجود دارد؛ مثلاً تفاوت روشنگری با دنیای رمانتیک انتخاب کرده است. اگر دنکیشوت را آغازگر رمان میخوانید، ارجاعهای بسیار زیبایی میدهد. میگوید که پیش از آن چه داشتید و بعد بر مبنای آن چه دارید. همچنین با کنار مرور تحلیل چندین رمان، در مییابید که در این میان یک دورهی داستاننویسی نیز ارائه شده است.
پروینگنابادی دربارهی تحلیل وات از نجیب محفوظ اظهار کرد: در این مورد هم آن نگاه پسااستعماری وجود دارد. او نجیب محفوظ را، بهدرستی، کسی میداند که تکنیکهای نویسندگی غرب را در ادبیات عرب رواج داده و سنت ادبیات عرب را با آنها آمیخته است. او با انتخاب سهگانهی محفوظ به ورود تجدد به مصر و تطبیق این ژانر متجدد ادبی (رمان) با شهر و زمان میپردازد.
او در ادامه گفت: محور قرار دادن یکی دو داستان از یک نویسنده، مد نظر داشتن پس و پیش او، بیان تأثیری که از ادبیات پیش از خود گرفته و تأثیری که بر ادبیات پس از خود گذاشته است، کاری نو است. اگر هوشیار باشیم، وات ابزار و نگاهی برای تحلیل متن به دستمان میدهد. ما در تألیفهای زبان فارسی این نگاه همزمان تحلیلی و تطبیقی را کم داریم.
منبع: ایسنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید