1395/10/1 ۰۸:۴۷
جمله تشابههایی که در جامعهشناسی تاریخی کشورهای ایران و عثمانی (ترکیه امروز) دیده میشود این است که تا پیش از راهاندازی مدرسههای نوین، مکتبخانهها هسته اصلی آموزش و پرورش را برعهده داشتند که قرآن، آموزههای دینی و متنهای ادبی در آنها تدریس میشد.
زادگاه رشدیهها نهضت تنظیمات و انقلاب مشروطیت در عثمانی چه دستاوردهایی برای دختران و زنان داشتند
دکتر سولماز قلیزاده مهدی خان: از جمله تشابههایی که در جامعهشناسی تاریخی کشورهای ایران و عثمانی (ترکیه امروز) دیده میشود این است که تا پیش از راهاندازی مدرسههای نوین، مکتبخانهها هسته اصلی آموزش و پرورش را برعهده داشتند که قرآن، آموزههای دینی و متنهای ادبی در آنها تدریس میشد. با توجه به معیشت عشایری و کشاورزی آن زمانه به عنوان نماد اقتصادهای کلاسیک، بیبهره ماندن بیشتر دختران و زنان از همان آموزش ناقص مکتبخانهای نیز منطقی به نظر میآید؛ همچنین نگاه مردسالارانه حاکم در این دو جامعه بهرهمندی از سواد را برای زنان لازم نمیدانست و زن بیشتر مخلوقی به شمار میآمد که صرفا وظیفه و توان زنانگی و فرزندآوری را در کنج خانه برای مردان داشت. این نگاه عرفی با گذر زمان در اثر گردوغبار تاریخ با چاشنیهایی که مستبدان به آن میزدند، میکوشید به باوری شرعی و دینی تبدیل شود. احساس نیاز به آموزش زنان به شیوه جدید بیتردید باید از زمانی شروع شده باشد که جامعههای ایران دوره قاجار و ترکیه عثمانی در نخستین برخوردها با جوامع اروپایی به کاستیهایشان پی برده، درصدد برآمدند علوم جدید را به جوانان خویش تعلیم دهند. وجود تعالیم اسلامی درباره نقش زنان در موفقیت مردان و حضور زنان اسوه در تاریخ، بیانگر آن است که آموزش درست و جامع زنان، لازمه گذر جوامع از جمود و تحجر به سوی پیشرفت علمی و اجتماعی به شمار میآید. زنان در واقع بنیان اصلی نظام خانواده و انگیزهدهندگان اصلی به فرزندان در دستیابی به علم و دانشاند. پیگیری مطالبات آموزشی زنان به شیوه جدید اما با مشکلات و موانعی بسیار در تاریخ این دو کشور روبهرو بوده است اما بلندهمتان تاریخ هیچگاه در برابر سدهای تعصب کورکورانه کوتاه نیامده، با مجاهدتهایشان وضعیت آموزشی زنان را به جایی رساندند که اکنون حضور انبوه زنان را در جوامع ایران و ترکیه در عرصههای گوناگون علمی و فرهنگی میبینیم. انقلاب مشروطیت در عثمانی (ترکیه امروزی) از نظر زمانی دو سال پس از انقلاب مشروطیت ایران، در سال ١٢٨٧ خورشیدی برابر با ١٩٠٨ میلادی به بار نشست؛ رخدادی که از نظر زمانی هم در ایران هم در ترکیه با دهههای پایانی حکومتهای قاجار و عثمانی برابر است اما از آنجایی که جامعه عثمانی اصلاحات اجتماعی و سیاسی را پیشتر از پادشاهی قاجار آغاز کرده بودند، آنان در بخش آموزش و پرورش زنان به شیوه جدید، از جامعه ایران دوره قاجار پیشگامترند. حضور پررنگ ایرانیان این دوره از اصناف و طبقات گوناگون در عثمانی موجب شد آن سرزمین همواره یکی از کانونهای واسط برای جابهجایی اندیشه آموزش و پرورش نوین به ایران دوره قاجار باشد، بدینسبب بررسی اوضاع آموزشی دختران و زنان در اواخر عثمانی میتواند یک بررسی جذاب و مقایسهای در برابر ایران به شمار آید. دختران عثمانی؛ از حرمسرا و مکتبخانه تا رسوخ اندیشههای غربی پیش از دوره تنظیمات که نهضت نوگرایی و اصلاحطلبی در ساختار سیاسی- حقوقی، فرهنگی و اجتماعی جامعه عثمانی در سده نوزدهم میلادی به شمار میآید، مدرسهای به شیوه نوین برای دختران در امپراتوری عثمانی تاسیس نشده بود و مکتبخانههای عمومی، مدرسههای دینی، مکتبخانههای حرمسرا، مدرسههای فنی- نظامی و سرانجام مدرسههای اروپایی در آنجا به آموزش مشغول بودند، اما به سبب محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی، بیشتر، فرزندان سلاطین، اشراف و صاحبمنصبان اداری و نظامی فرصت سوادآموزی و فراگیری علم داشتند. دختران و پسران پنج تا شش سال برای آموزش در مکتبخانههای عمومی پذیرفته می شدند و دوره آموزشی سه تا چهار سال بود. معلمان این مکتبخانهها بیشتر استادانی بودند که در مسجدها هم درس میدادند. همچنین گاه زنان باسواد محلهها در خانههایشان به دختربچهها و خانمها قرآن و معارف دینی میآموختند. زنان باسواد حرمسرا و معلمههای اروپایی در مکتبخانههای حرمسرا و قصرها شاهزادگان عثمانی را تعلیم میدادند. پسران اشراف و ثروتمندان تا آن زمان به مدرسههای فنی و نظامی میرفتند. بیشتر خانوادههای مسلمان اما از فرستادن دخترانشان به مدرسههای اروپایی پرهیز داشتند. با رسوخ اندیشههای غربی و انجام اصلاحات اداری و اجتماعی در امپراتوری عثمانی، مساله آموزش و پرورش زنان به شیوه جدید مورد توجه قرار گرفت و زنان به فعالیت اجتماعی فراخوانده شدند. به ویژه از سال ١٨٥٠ میلادی به بعد مطبوعاتی که دغدغه پیشرفت جامعه را داشتند، بر حق آموزش دختران تاکید داشتند و همواره نقش زنان را همتراز و هماندازه مردان در رشد و پیشرفت یادآور میشدند. رشدیهها از عثمانی سربرآوردند مدرسههای جدید که «رشدیه» نامیده میشدند، در پی این دگرگونیها تاسیس شدند. تعلیمات این مدرسهها از دوره ابتدایی فراتر بود. نخستین رشدیه دخترانه به سال ١٨٥٩ میلادی در شهر استانبول با نام رشدیه جوری اوستا (کالفا) گشایش یافت. مقامات اداری دوره تنظیمات، در آن سالها به جداسازی دختران از پسران در مکاتب و مدارس اقدام کردند. دختران بدینترتیب در مکتبخانههای عمومی هم جدا از پسران تعلیم میدیدند. تعداد رشدیههای دخترانه در امپراتوری عثمانی با گذشت بیست سال از انجام اصلاحات افزایش یافت و به آموزش دختران اهمیتی بیشتر داده شد. جامعه و خانوادههای مسلمانان در آن دوره خوش نداشتند دخترانشان از معلمهای مرد آموزش ببینند، تا این که نظام آموزشی عثمانی (ترکیه) درصدد تعلیم دختران سوادآموخته برای حرفه معلمی برآمد. این اقدام استقبال مردم را از فرستادن دخترانشان به مدرسههای جدید افزایش داد. صفوت پاشا وزیر معارف به سال ١٨٦٩ میلادی به موجب نظامنامه عمومی با هدف تربیت معلم برای رشدیهها و مکتبهای دخترانه، گشایش یک مرکز تربیت معلم (دارالمعلمات) را در استانبول در دستور کار گذارد. ساختمانی در نزدیکیهای مسجد ایاصوفیا برای این کار اجاره شد و یک دربان با حقوق ماهیانه ٢٠٠ کوروش و یک مستخدم با حقوق ماهیانه ١٥٠ کوروش به استخدام درآمدند. متولیان این حوزه همچنین برای تامین نیروی مدرس و دانشجو اطلاعیههایی در نشریات آن دوره منتشر کردند. به موجب آن اطلاعیهها سن دانشجویان باید بالاتر از سیزده و پایینتر از سی و پنج سال میبود. دارالمعلمات در روز سهشنبه ٢٦ نیسان ١٨٧٠ میلادی با سخنرانی صفوت پاشا گشایش یافت. وی در سخنرانی خویش به اهمیت آموزش زنان از دیدگاه اسلام و لزوم آموزش زنان ترک و مسلمان پرداخت. فردی به نام امین بی، به عنوان نخستین مدیر دارالمعلمات معین شد. مدیریت وی تا سال ١٨٧٦ میلادی ادامه داشت و پس از او اسماعیل افندی، اداره دارالمعلمات را برعهده گرفت. رخداد جنگ میان روسیه و عثمانی در زمان عبدالحمید دوم به سالهای ١٨٧٧ تا ١٨٧٨ میلادی و گسترش مهاجرت از مناطق زیر اشغال روسها به استانبول، در روند آموزشی دارالمعلمات تاثیر گذاشت، به گونهای که در آن سالها دانشجویی از آنجا فارغالتحصیل نشد. درسهایی چون علوم دینی، قرائت زبانهای ترکی، فارسی، عربی و ترکی عثمانی، املا، حساب، نقاشی، تاریخ عثمانی، جغرافیا، انشا، صنایع ظریفه، خیاطی و ماشیننویسی در دارالمعلمات تدریس میشد. فاطمه زهرا خانم نخستین مدیر زن در دارالمعلمات بود که در میانه سالهای ١٨٧٩ تا ١٨٨٠ میلادی اداره آنجا را برعهده داشت. زنی به نام رفیقه خانم پس از او به مدیریت آن نهاد رسید و همزمان در آنجا موسیقی تدریس میکرد. به نظر میآید درس موسیقی پس از یک دهه از فعالیت دارالتعلیمات و شعبههای آن یعنی رشدیهها و مکاتب دخترانه به عنوان مواد درسی افزوده شده است. تربیت معلمهای خانم آرامآرام از نیاز شعبههای دارالتعلیمات به مدرسان مرد کاست. در میانه سالهای ١٨٨٢ تا ١٨٨٣ میلادی در یکی از شعبهها افزایش معلمهای خانم را با نامهای محبه خانم، ایفاقت خانم، صادیه خانم و فاطمه خانم شاهدیم. یک بخش تکمیلی شش ساله در زمان سلطنت عبدالحمید دوم به سال ١٨٩٢ میلادی به منظور اصلاحات آموزشی در دارالتعلیمات و شعبههای آن گشایش یافت. دخترانی که داوطلب گذراندن این دوره بودند، باید در امتحانی پذیرفته میشدند که در حضور هیات ممیزه برگزار میشد؛ پس از آن درباره حسن خلق و وفاداری آنان به نظام عثمانی تحقیق میشد، نیز یک پزشک معروف باید سلامت جسمی و روحی آنان را تایید میکرد. داوطلبانی که این مرحلهها را با موفقیت میگذراندند، سرانجام حق گذراندن دوره تکمیلی شش ساله را داشتند. روشنفکران دست به کار بردند؛ زنانی بیشتر آموزش دیدند مساله آموزش زنان در دوره مشروطیت با جدیت بیشتری مورد توجه محافل و جریانهای روشنفکری فعال در محدوده امپراتوری عثمانی جای گرفت. اجباری شدن آموزش برای کودکان، چه پسر چه دختر از دستاوردهای پیروزی انقلاب مشروطه در عثمانی به سال ١٩٠٨ میلادی بود. همچنین به سبب افزایش مدرسههای دخترانه دولتی و نیاز جامعه به تربیت معلمهای خانم، داوطلبان تحصیل در دارالتعلیمات افزایش یافتند، از اینرو برای دخترانی که از راه دور میآمدند، خوابگاه شبانهروزی در سال ١٩١٠ میلادی ایجاد شد. ٧٣١ نفر از دارالتعلیمات و شعبات وابسته به آن، با گذشت یک دهه از سده بیستم میلادی فارغالتحصیل شدند. یک مکتب تطبیقی وابسته به دارالتعلیمات، در سال آموزشی ١٩١٤-١٩١٣ میلادی به منظور کمک به اجرای آموزش اجباری، گشایش یافت. درسهای هندسه، جبر و علوم طبیعی نیز با گذر زمان به مواد درسی دارالتعلیمات افزوده شد. دورهها و مواد آموزشی برای تربیت معلم در مکاتب عمومی و تربیت معلم در رشدیهها متفاوت بود. افزون بر دستاورد آموزش اجباری انقلاب مشروطیت عثمانی برای جامعه، به سبب به بارنشستن فعالیتهای آموزشی مکاتب عمومی و رشدیههای دخترانه و کوشش دارالتعلیمات برای تربیت معلمهای خانم، همزمان با پیروزی انقلاب مشروطه به اندازهای زن باسواد و دانشآموخته وجود داشت که در گردهماییها و راهپیماییهای زنان باسواد در استانبول، مساله آموزش دختران و زنان در سطح عالی بیدرنگ مورد مطالبه قرار گرفت. دارالفنون زنان بدینترتیب در سال ١٩١٤ میلادی برابر با ١٢٩٣ خورشیدی در استانبول بنیان گذارده شد و کار خود را آغاز کرد. خواستههای زنان برای دستیابی به امکان تحصیل در دوره آموزش عالی بنابراین کمکم به بار نشست و بسیاری از وظایف دارالتعلیمات زنان به دارالفنون زنان واگذار شد اما این مرکز همچنان به فعالیت خود ادامه داد. رخداد جنگ یکم جهانی و درگیری عثمانی در آن اما در روند آموزشی زنان و دختران مسائلی فراوان پدید آورد. اشغال استانبول، رکود حضور محصلان را در مراکز و موسسات آموزشی موجب شد. دارالتعلیمات پس از چهار سال از پایان جنگ یکم جهانی، در سال ١٩٢٢ میلادی برابر با ١٣٠٢ خورشیدی در فرمانی با امضای علی رشاد، زیر پوشش کمیته معارف مجلس ملی ترکیه جای گرفت و نام آن در سال آموزشی ١٩٢٥-١٩٢٤ میلادی به مکتب معلم دخترانه استانبول تغییر یافت. برچیده شدن امپراتوری عثمانی در سال ١٩٢٣ میلادی و شکلگیری جمهوری ترکیه، دورهای تازه در آموزش و پرورش زنان و دختران در پی آورد. مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) و جانشیناناش، در حوزه علمی و آموزشی نیز برنامههایی ساختارشکنانه اجرا کردند. تاسیس دانشگاههای نوین و حضور دختران دانشجو در کنار دانشجویان پسر، از جلوههای بارز آن برنامهها به شمار میآمد. تاثیری که عثمانی بر آموزش دختران در ایران گذاشت ترکیه به سبب نزدیکی جغرافیایی با قاره اروپا و رقابت مستقیم با ملتهای غربی، به انعطافپذیری در برابر دگرگونیهای تازه ناگزیر بود، از اینرو روابط جامعه ایران با آن کشور و رفتوآمد قشرهای تحصیلکرده و روشنفکر دوره قاجار به آنجا موجب شد آنجا یکی از کانونهای رسوخ اندیشه تعلیم و تربیت نوین به ایران در شمار آید. میرزا حسن تبریزی معروف به میرزا حسن رشدیه که بنیانگذار نخستین مدرسه نوین پسرانه در ایران به شمار میآید، سالهایی از عمر خود را به تحصیل در استانبول و بیروت گذرانده بود و احتمال میرود این اصلاحگر نظام آموزشی ایران در دوره قاجار، نام رشدیه را متاثر از رشدیههای فعال در حوزه امپراتوری عثمانی برگرفته باشد. اکنون هم در فرهنگ لغات ترکی استانبولی معادل رشدیه را دبیرستان در نظر میگیرند، هرچند اکنون در ترکیه به دبیرستان لیسه میگویند و اصطلاح رشدیه برای عوام آشنا نیست، اما این مدرسهها در تاریخ عثمانی فراتر از سطح آموزشی دوره ابتدایی فعالیت داشتند. اصطلاح رشدیه همچنین با رشد و پیشرفت پیوند دارد که در سایه آموزش جامع و هدفمند به دست میآید.
* منابع این نوشتار در دفتر روزنامه شهروند موجود است.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید