1395/6/24 ۰۹:۴۱
110 سال میگذرد از نخستین انتخابات مجلس شورای ملی كه در 25 شهریور سال 1285 خورشیدی، برابر با 27 رجب 1324 هجری قمری برگزار شد. در این تاریخ پر فراز و نشیب بیش از صدساله، ایرانیان در انتخاباتهای فراوانی شركت جستهاند، ایشان 24 مجلس شورای ملی پیش از انقلاب اسلامی ...
مجلس اول به عنوان مادر مشروطیت شناخته می شود
محسن آزموده : 110 سال میگذرد از نخستین انتخابات مجلس شورای ملی كه در 25 شهریور سال 1285 خورشیدی، برابر با 27 رجب 1324 هجری قمری برگزار شد. در این تاریخ پر فراز و نشیب بیش از صدساله، ایرانیان در انتخاباتهای فراوانی شركت جستهاند، ایشان 24 مجلس شورای ملی پیش از انقلاب اسلامی و 10 دوره مجلس شورای اسلامی را پس از آن تجربه كردهاند. مجلس و انتخابات هر دو از اصلیترین نمادهای مردمسالاری در تجدد ایرانی تلقی میشوند. اگرچه درباره ویژگیهای بسیاری از دورههای مجلس و شرایط برگزاری انتخابات پیش از انقلاب بحث و حدیث فراوان است. در سالروز نخستین انتخابات مجلس در تاریخ جدید ایران، نگاهی خواهیم انداخت به شرایطی كه در آن این انتخابات برگزار شد و سرنوشت نخستین مجلس را مرور میكنیم.
افتتاح پارلمان ایرانی مجلس در ترجمه پارلمان (parliament) در كنار قانون اساسی (constitution) اصلیترین دستاوردهای عینی انقلاب مشروطه ایران بوده و هستند كه با گذر صد و ده سال از وقوع آن و با وجود فراز و نشیبهایی در حد دست كم دو كودتای سیاسی، یك انقلاب و سقوط دو سلسله و برچیده شدن نظام شاهنشاهی، همچنان در متن زندگی ایرانیان حضور دارند. تا پیش از انقلاب اسلامی در سال 1357 پارلمان ایران، «مجلس شورای ملی» نامیده میشد و در دورههای نخستین نیز به احترام مظفرالدین شاه «دارالظفر». نخستین جلسه رسمی این مجلس در تاریخ یكشنبه 14 مهر 1285 خورشیدی برابر با 18 شعبان 1324 هجری قمری (17 اكتبر 1906 میلادی) برگزار شد، با نطق افتتاحیه مظفرالدین شاه. شاه در این جلسه حال خوبی نداشت، دو نفر از درباریان زیر بازوی او را گرفته بودند و به علت درد پا او را روی صندلی نشاندند. تمام شاهزادگان، درباریان، وزیران و سفیران و كنسولها در برابر شاه ایستاده بودند. مظفرالدینشاه نطق خود را با گریه آغاز كرد و گفت: «خدایا تو را شكر كه ملت مرا به آرزوی خود رساندی». این جلسه در تالار گلستان برگزار شد. ناظمالاسلام كرمانی در این باره مینویسد، در این جلسه غیر از وكلای منتخب، «تمام سفرای كبار و وزرای مختار دول متحابه خارجه، مقیمین دربار دولت، نیز حسبالدوعه در تالار موزه مباركه حاضر شده بودند.» در بخشی از خطابه مظفرالدین شاه چنین آمده است: «زهی روز مبارك و میمون كه روز افتتاح مجلس شورای ملی است، مجلس كه رشتههای امور دولتی و مملكتی را به هم مربوط و متصل میدارد و علایق مابین دولت و ملت را متین و محكم میسازد. مجلسی كه مظهر افكار عامه و احتیاجات اهالی مملكت است.» بعد از خطابه «موزیك به ترنم عیش و سور و تبریك مترنم آمد تاكنون در ایران چنین سلامی دیده نشده بود كه با حضور هفده نفر مجتهد مسلم لازمالاتباع زهاد عباد صدای موزیك بلند شود. چون تعظیم شعائرالله را باعث بود. لذا آقایان در مقام منع برنیامده بلكه موزیك شرعی را مستمع آمدند.»
قانون انتخابات انتخابات مجلس شورای اول البته با دیگر انتخاباتها تفاوتی اساسی داشت، یعنی چنین نبود كه مثل حالا كسانی به صورت فردی یا گروهی تحت لوای احزاب و گروهها خود را به عنوان كاندیدای یك شهر یا یك حوزه انتخاباتی معرفی كنند و مردم آن شهر یا حوزه انتخاباتی میان این كاندیداها انتخاب كنند. انتخابات مجلس اول براساس نظامنامه انتخابات برگزار شد. بحث از این نظامنامه بعد از امضای قانون مشروطیت توسط شاه و بازگشت علما و مهاجرین مطرح شد. بحث از تصویب این نظامنامه نخستینبار در مجلسی كه روز شنبه 27 جمادیالاخر سال 1324 هجری قمری برگزار و عنوان شد و از روز شنبه یازدهم ماه رجب «تجار و آقایان مشغول نوشتن نظامنامه شدند». نظامنامه بعد از نگارش سه روز بعد حضور شاه فرستاده شده تا امضا كند. در نهایت نیز روز 18 ماه رجب، نظامنامه در مجلس «صدراعظم و نایبالسلطنه و سایر وزاء درباری با حضور علماءاعلام و روساء تجار... نظامنامه را قرائت نمودند.» با این همه هنوز این متن به امضای شاه نرسیده بود. در نهایت 20 رجب «نظامنامه را آوردند كه به صحه شاه موشح و به مهر دولتی مزین شده بود... قرار بر این شد كه روز دوشنبه 27 رجب كه روز مبعث است شروع در انتخاب مبعوثئین شود.» به این مناسبت شب 22 رجب در تهران چراغانی با شكوهی كردند. این نظامنامه 31 ماده داشت و در ماده نخست آن تاكید میشد كه انتخابكنندگان ملت در ممالك محروسه ایران از ایالت و ولایت باید از طبقات ذیل باشند: نخست شاهزادگان و قاجاریه، دوم علماءو طلاب، سوم اعیان و اشراف، چهارم تجار، پنجم ملاكین فلاحین و ششم اصناف. در این نظامنامه ملاك (صاحب ملك) و فلاح (زارع) كسی است كه صاحب ملكی با حداقل هزارتومان قیمت باشد. همچنین انتخابكننده باید معروفیت محلی داشته باشد. در میان اصناف نیز باید از همه آنها باشد و صاحب صنف كسی است كه «دارای دكانی باشد كه كرایه آن دكان مطابق كرایههای حد وسط محلی باشد.» در این نظامنامه هنوز به زنان حق رای داده نشده بود، در ماده سوم همچنین سایر گروههای محروم از شركت در انتخابات عنوان شده بودند. انتخابشدگان نیز شرایطی داشتند، غیر از شرایط عمومی باید سواد فارسی داشته باشند، سن آنها كمتر از 30 سال و اضافه از 70 سال نباشد، داخل در خدمت دولتی نباشد و معروفیت محلی داشته باشد. در ماده ششم تاكید شده بود كه تعداد انتخابشدگان ملت در بلاد (شهرها و مناطق) ایران متناسب با جمعیت سكنه آن بلد (شهر و منطقه) است و از هر ایالتی 6 یا 12 نفر انتخاب شوند. در تهران البته تعداد نمایندگان 60 نفر است: 4 نفر از شاهزادگان و قاجاریه، 4 نفر از علما و طلاب، 10 نفر از تجار، 10 نفر از ملاكین و فلاحین و یك نفر از هر صنفی كه به قرار 32 صنف، 32 نفر میشود. در شهرستانها نیز تعداد نمایندگان به این شرح است: آذربایجان 12 نفر، خراسان و سیستان و ترشید و قوچان و بجنورد و شاهرود و بساطم 12 نفر، گیلان و طالش 6 نفر، مازندران و تنكابن و استرآباد و فیروزكوه 6 نفر، خمسه و قزوین و سمنان و دامغان 6 نفر، كرمان و بلوچستان 6 نفر، فارس و بنادر 12 نفر، خوزستان و لرستان و بروجرد 6 نفر، كرمانشاهان و گروس 6 نفر، كردستان و همدان 6 نفر، اصفهان و یزد و كاشان و قم و ساوه 12 نفر و در نهایت اراك و ملایر و تویسركان و نهاوند و كمره و گلپایگان و خونسار 6 نفر. در ماده هشتم تاكید شده بود «عده انتخابشدگان برای مجلس شورای ملی در تمام ممالك محروسه ایران بیش از دویست نفر نمیتواند باشد.» ماده نهم میگفت «در هر محلی كه انتخابات به عمل میآید... دو انجمن تشكیل میشود، انجمن محلی و انجمن ایالتی» كه بر سازوكار انتخابات نظارت میكنند. در این نظامنامه عمر مجلس دو سال تعیین شد و ماده بیست و سوم آن بحث مصونیت پارلمانی را تامین میكرد: « بدون اجازه مجلس احدی از اجزای مجلس را نمیتوان به هیچ عنوان گرفتار و دستگیر نمود. مگر مرتكب به جنحه یا جنایتی باشد به طر ز علنی. و كلیه تحریر و تقریر اعضای مجلس در مصالح دولت و ملت آزاد و هیچ كس حق مزاحمت آنها را ندارد، مگر در صورتی كه تقریرات عضوی، بر خلاف مصالح عامه و موافق قوانین شرع انور، مستوجب مجازات باشد.» مواد دیگر این نظامنامه سازوكار انتخابات و نحوه اخذ رای و نظارت ناظران را مشخص كرده بود.
برگزاری انتخابات و نتیجه آن اگر چه در دستور حكومتی آمده بود كه انتخابات باید روز 27 رجب مصادف با بعثت رسول اكرم(ص) انجام گیرد، از همان 23 رجب «آقایان در مدرسه نظامی مشغول انتخابات و مذاكرات» شدند. ناظم الاسلام مینویسد: « صنیع الدوله و مخبرالسلطنه و مخبرالملك، پسرهای مرحوم مخبرالدوله كه مردمان عالم و با تربیت و دانش هستند، داخل در كار شدهاند. » در این میان برخی شب نامهها و نوشتهها از سوی گروهها و اقشار سیاسی منتشر میشود. روز یكشنبه 26 رجب 1324 «مردم در مدرسه نظامیه جمع و ازدحام نموده طرف صبح اصناف و طرف عصر علماء و طلاب حاضر مجلس شده در حضور معرفین، اوراق انتخابات را گرفته (اند) ». این روند روزهای متمادی ادامه دارد. در برگه رای كه «ورقه انتخاب» نامیده میشود، بعد از مهر شیر و خورشید و تاریخ و نمره، نام، نام پدر، محل تولد، نوع صنف، محل اقامت و ایالت كسی كه رای میدهد مشخص شده بود. در این اثنا در برخی مناطق از جمله تبریز درگیری رخ میدهد. اگرچه باعث نمیشود كه خللی در روند انتخابات ایجاد شود. البته چنین نیست كه در تهران انتخابات بدون هیچ مشكلی انجام شود. «طایفه قاجاریه و شاهزادگان عظام از گرفتن ورقه انتخاب و تعیین منتخب در مجلس شورای ملی، سر باز میپیچیدند و امتناع ایشان مورث احداث مفاسد میگردید. » ناظم الاسلام در این باره مینویسد: این مداخلات و كارشكنیها «قلوب حجج الاسلام و دیگر طبقات ملت را از ایشان منزجر و متنفر میكرد.» در نتیجه این كارشكنیها، انتخاب مجلسی تحت عنوان «نظار» در تاریخ 9 شعبان مقرر گردید. این «نظار با حضور علماءاعلام و حجج اسلامیه شروع در امر انتخابات نمودند». در نهایت روز دوشنبه دوازدهم ماه شعبان اسامی منتخبین تهران منتشر شد و روز یكشنبه 14 مهرماه مقارن 18 شعبان مجلس گشایش یافت. كسروی در تاریخ مشروطه ایران بعد از برشمردن نام منتخبین از شاهزادگان و علما و بازرگانان و اعیان و پیشهوران مینویسد: «در این فهرست آنچه میباید نیك دید نامهای وثوقالدوله و مخبرالملك و دیگر اینگونه لقبداران است، اینان مردان بنامی میبودند و برخی از ایشان از جهان آگاه و خود كسان كاردانی شمرده میشدند. ما میپرسیم: آیا اینان را دل به كشور و توده میسوخت و هواخواه مشروطه میبودند؟ اگر چنین است پس چرا در آن كوششها كه دو سید و هم دستان ایشان در راه رسیدن به مشروطه میكردند اینان همراهی ننمودند و در آن روزهای سخت كمترین یاوری نشان ندادند؟ اگر هوادار مشروطه نمیبودند پس چگونه اكنون به دلخواه نمایندگی مجلس را میپذیرفتند؟ پیداست كه اینان را خواستهای دیگری در دل میبوده یا جز در پی سودجویی نمیبودهاند. از آن سوی نامهای مشهدی باقر بقال و حاج علی اكبر پلوپز دیدنیست. از اینگونه كسان ناآگاه چه كار برخاستی؟! در این هنگام كه رشته كارها از چنگ دربار در آورده شده و به دست توده میافتد مردان كاردان و آزموده میبایست كه بجایی رسند.» او تاكید میكند: «همچون ناصرالملك نمیگویم مشروطه برای ایران زود بود. ایران اگر در زیر فشار خودكامگی ماندی مشروطه برای آن همیشه زود بودی. میگویم: جنبش خام میبود. در این هنگام پیشوایانی میبایست كه با گفتن و نوشتن معنی درستتر مشروطه و راه كشورداری، و چگونگی گرفتاریهای ایران را به گوشها رسانند و از امیان توده مردان شاینده كاردان پدید آورند و چنین پیشوایانی نبودند. دو سید كه جنبش را پیش آورده بودند این كار از ایشان بر نمیآمد و دیگران كه كم یا بیش میتوانستند، آن اندیشه بلندی كه به چنین كار پاكدلانه برخیزند نمیداشتند، و هر یكی از راه دیگری سود خود میجستند. یكی از كمیهای جنبش ایرانیان این بود و خواهیم دید كه رسیدن نمایندگان شهرها نیز این كمی را بر نداشت و از میان آنان نیز چنان پیشوایانی بر نخاست. » او در مقام نتیجهگیری مینویسد: «این نمونه خامی ایرانیان است كه زمان درازی كوشیده بودند كه رشته كارهای كشور را از دست سودجویان و هوس بازان دربار بیرون آورند و كنون كه فیروز شده بودند، همان درباریان با رختهای دیگری پیش میآمدند و اینان به میان خود راه میدادند و باز رشته را به دست آنان میسپاردند و زیان این را نمیدانستند.» انتخابات شهرستانها نیز چنان كه ملكزاده نشان داده، با وجود كارشكنیها برگزار شد و «در چند ماه وكلای ولایات یكی بعد از دیگری وارد تهران شدند، عده نمایندگان مجلس فزونی یافت ولی تاسف این بود كه منتخبین ولایات و اكثر منتخبین تهران از وظایف خود آگاه نبودند و از اصول پارلمانی اطلاع نداشتند. » چنان كه ادوارد براون نوشته نخستین نماینده ایالات «وكیل الرعایا از همدان و دومی سید حسن تقیزاده بوده كه به فاصله كوتاهی پس از ورود به تهران انتخاب و در پی آن اعتبارنامهاش به مركز ارسال گردید.»
كارنامه مجلس اول مجلس اول به عنوان مادر مشروطیت شناخته میشود، به همین خاطر است كه بعد از گذشت یك سال و 8 ماه و 17 روز نیروهای استبداد كوشیدند با بمباران آن مشروطه را در نطفه خفه كنند، اگرچه مجاهدتهای مشروطهخواهان پس از آن این خیال خام را ناكام گذاشت. البته این امر بدان معنا نیست كه همه نمایندگان این مجلس مثمر ثمر بودند، بر عكس چنان كه مهدی ملكزاده مینویسد: «بسیاری از نمایندگان دوره اول منشأ كوچكترین اثری نبودند و در آن نهضت ملی كه تقدیرات حیات و ممات كشور و آزادی ملت را در برداشت كمترین قدمی بر نداشتند و كوچكترین كوششی نكردند. بعضی از نمایندگان با اینكه امانتدار ملت بودند و حفظ قانون اساسی ملت به دست آنها سپرده شده بود، همین كه چیرگی استبداد بر مشروطه استنباط كردند، راه خیانت پیش گرفتند و با محمدعلیشاه و مستبدین سازش كردند و راه خیانت پیش گرفتند». چنان كه براون نوشته «مجلس ملی طی سه هفته نخست موجودیتش، در بنایی به نام «عمارت خورشید» تشكیل جلسه داد. اما بعدها به بهارستان، كه مسجد جنب آن در اصل به سال 1287 قمری، برابر 1870 میلادی توسط میرزا محمد حسین خان مشیرالدوله ساخته شده و پس از مرگ این دولتمرد از سوی ناصرالدین شاه ضبط گردیده بود، نقل مكان كرد.» نخستین رییس مجلس مرتضیقلیخان هدایت ملقب به صنیعالدوله از رجال اروپا دیده و زباندان بود و در نطقش الفاظ آلمانی به كار میبرد. در یكی از جلسات به واسطه استعمال لغات آلمانی به قدری سر و صدا شده بود كه نمایندگان به اعتراض جلسه را ترك كردند. در دوره اول شاهد خلأ احزاب سیاسی هستیم و به جای آن چنان كه پیشتر اشاره شد، شش طبقه یا گروه وجود دارد: شاهزادگان قاجار، اعیان و اشراف، علما و طلاب، ملاكین و فلاحین، تجار و اصناف. آیا میتوان این دستجات را متعلق به طبقات خواند یا خیر؟ نفوذ اصلی در دستان طبقه اشراف و مالكین بود. سه جریان اصلی در مجلس به این ترتیب بود: معتدلها (به رهبری صنیع الدوله)، آزادیخواهان (تندروها، رهبر ایشان اول سعدالدوله و بعدا تقی زاده) و بیطرفها. به گفته محمد تقی بهار «مهمترین كار (این مجلس) اصلاحات مالی و تدوین قانون اساسی و متمم آن بود». برخی دیگر از اقدامات این مجلس عبارتند از: 1- تاسیس بانك ملی؛ 2- ممنوعیت وام خواهی؛ 3- جلوگیری از استفادههای نامشروع عمال دول خارجی؛ 4- تجدیدنظر در حقوق مستمری شاه. مهمترین قوانین مصوبه این مجلس نیز عبارتند از: 1- قانون آزادی مطبوعات در 53 ماده (18 بهمن 1286)؛ 2- قانون اساسی مشتمل بر 51 اصل (14 دی 1285)؛ 3- متمم قانون اساسی. براون نوشته «پیش از پایان اكتبر، قانون اساسی آماده توشیح شاه بود. اما وی تغییرات جزیی عدیدهای را در آن خواستار بود و همین تاخیر امضا آن را موجب آمد، به گونهای كه سرانجام در 30 دسامبر 1906 یعنی تنها 5 روز قبل از وفاتش، آن قانون را توشیح نمود آن متن به امضای محمدعلیمیرزا ولیعهد هم، كه دو یا سه هفته قبل از تبریز به تهران آمده بود، رسید.»
سرانجام مجلس اول رخداد سیاسی مهم در این دوره مرگ مظفرالدین شاه در 12 دی 1285 و جانشینی فرزندش محمد علی میرزا بود. محمد علی میرزا كه تا پیش از مرگ پدر خود را طرفدار مشروطه مینمایاند، بعد از نشستن بر تخت سلطنت تمایلش به نظم پیشامشروطه را «از طریق عدم دعوت نمایندگان به شركت در مراسم تاجگذاری خودش بروز داد». انتخاب میرزا علیاصغرخان اتابك اعظم (امینالسلطان) به صدارت كه به نوشته ملكزاده «آزادیخواهان او را یك مرد مستبد، بدخواه و اجنبی پرست» میخواندند، دیگر اقدام برانگیزاننده شاه بود. در هر صورت اتابك كه با معتدلهای مجلس رابطه خوبی داشت، وقتی میخواهد به مجلس بیاید جلوی مجلس به دست عباس آقا كشته میشود. پیروی این اقدام محمدعلیشاه قاطرچیها و ساربانها و قورخانهچیها و ولگردهای خرابه و قمارخانهها را با تفنگهای ورندل و شش لولهای نو به سردستگی اكبرشاه و سید محمد یزدی جلوی مجلس در میدان توپخانه جمع میكند و شعار سر میدهند: مشروطه نمیخواهیم. خلاصه همه شرایط نشان میداد كه مشروطه در بحران است. در كمی بیش از یك سال 9 كابینه عوض شد. با این همه شالودههای مشروطیت در همین دوره پیریزی شد. محمدعلیشاه و مخالفان مشروطه اما طاقت نیاوردند، در همدستی با قشون روس در تیرماه 1287 به مجلس یورش بردند، 126 گلوله به ساختمان مجلس شلیك شد و 300 نفر كشته و 60 نفر مجروح شدند. پایان عمر مجلس اول بود، اما ماشین بزرگ مشروطه از حركت بازنایستاد.
منبع: اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید