1396/5/28 ۰۹:۳۱
كلمه مشروطیت كه در فرهنگهای فرنگی مقابل constitution (كنسطیطوسیون) قرار گرفته امروز در علم سیاست به روشی اطلاق میشود كه سرنوشت سیاسی و اجتماعی افراد اجتماع را به عهده خود افراد میگذارد و آنها نیز زندگی خود را تحت قواعدی به نام قانون اداره میكنند؛ آن قانونی كه از خود آنها نشات گرفته و از جهان ماورای آنها نازل نشده است و این قوانین نیز در طول تاریخ با تغییر روابط افراد متغیر میشوند
كلمه مشروطیت كه در فرهنگهای فرنگی مقابل constitution (كنسطیطوسیون) قرار گرفته امروز در علم سیاست به روشی اطلاق میشود كه سرنوشت سیاسی و اجتماعی افراد اجتماع را به عهده خود افراد میگذارد و آنها نیز زندگی خود را تحت قواعدی به نام قانون اداره میكنند؛ آن قانونی كه از خود آنها نشات گرفته و از جهان ماورای آنها نازل نشده است و این قوانین نیز در طول تاریخ با تغییر روابط افراد متغیر میشوند و در این اجتماع قانون مند به هیچگاه و هیچوجه به فردی اجازه داده نمیشود كه برپاخیزد و با آوردن قواعد و قوانینی ناشی از اراده خود، نه اراده نمایندگان ملت بر آن ملت حكم براند. حتی اگر این حاكم با دستاویزهایی این قواعد شخصی منبعث از خود را منبعث از قدرتهای مافوق انسانی بداند و با تبلیغات وسیع خود بر آن رود كه در ظل این قواعد نازل از مافوق انسانها، انسانها به سعادت مطلوب میرسند. چه در كنسطیطوسیون آنچه اصل و اصیل است نشات یافتن امر حاكم بین افراد از ناحیت انسانهاست و بس و چنانكه امور و قواعدی خواهی و ناشی از اراده آنها نقص هم داشته باشد، باز باید این نقص بر این رسم رود كه با تدبیر مدبران فرهیخته آن اجتماع مفهوم شود، نه هر پندار فردی و شخصی كه به روی رای صاحب رای اهل جامعه در نیامده است؛ لذا قولی فرهیخته و مورد حمیت در مشروطیت است كه از تدبیر مدبران فرهیخته آن اجتماع سرچشمه گرفته باشد و نه نمایندگان قدرتمند صدرنشین. اما منزلت این فرهیختگان و نمایندگان صدرنشینی مهوع استبدادی نیست كه پایههای صدرنشینی خود را با خون بیگناهان استوار كرده باشند، بلكه آنچه در این تئوری نمایندگی دارد و مورد نظر است آن است كه مدبران هم فقط بر ترازوی عدالت توجه كنند تا لحظهای شاهین عدالت به سوی خلاف خود نگردد و بالنتیجه بشریت را به ظلم نكشد. حال با این مقدمات باید ببینیم كه اینچنین حكومتی آیا تاكنون در تاریخ بشری رخ نموده یا آنكه چون خیلی از آرزوهای انسانی است كه با انسان تكوین مییابد و با انسان به خاك میرود.
مشروطیت در آتن
تاریخ آتن به ما پریكلسی را میشناساند كه به حدود ٢٥٠٠ سال قبل به وقت خاكسپاری كشتهشدگان آتنی در جنگ پلوپونز به دست اسپارتها از خصوصیاتی درباره حكومت آن روز آتن دم میزند كه به فرمان او بر مردم آتن جاری بود. در آن هیچگاه ترازوی عدالت به ضرر این خصوصیات یعنی به سمت ظلم نگردیده بود. این گفتار او خوشبختانه با تواتر اخبار تاریخی صحتش امروز برای ما كاملا معین است و تایید میكند و میگوید آتنیها در ٢٥٠٠ سال قبل تحت قواعدی میزیستند كه از اراده آنها ناشی میشد و با این آزادی توانستند تمدن متكی بر عقل هلنیستیك را پایهگذاری و مستقر كنند، چه آزادی است كه انسان را به مرتبه فرشتگان میرساند و در پناه آزادی است كه اراده او شكوفا میشود و آدمی پناه آن به جایی میرسد كه به قول صوفیان به خداوند نزدیك میشود.
در ظلم و استبداد آدمیت مسخ و فردی موجود میشود كه نمیتواند به هیچوجه خصوصیت انسانی خود را آشكار كند. افلاطون آتنی میگوید لایق حكومت در چنین حكومتی آن است كه شخصی بتواند به مثل آزادی توجه كند و دیدههای خود را از آن مثل برگیرد و برای آزادی آن را تقدیم جامعه خود كند. شلاق استبداد جز ویرانگری و شیطان پروری تولیدی ندارد. مثلی كه افلاطون با قلم زیبای خود در رساله جمهوری عرضه میكند یك امر ماورای بشری نیست، بلكه حاق و واقع امور است كه فرهیختگان صاحب ذوق به كشف آن نایل میآیند و با ارایه آن كرامت بشری را به نام آزادی به بشر مینمایند. افلاطون در آكادمی خود در آتن شاگرد دیگری به نام ارسطو پرورش داد كه او همچون استاد خود بر آن رفت كه فرد آتنی و جمع آنها به سعادت رسند و سعادت نیست مگر در آزادی و در دو كتاب خود یكی كتاب سیاست و دیگری كتاب اخلاق عمل انسانی را طوری طرح میكند كه با آزادی همراه است.
اینجاست كه میبینیم بزرگترین تمدن بشری را این آزادی به مردم داد. ارسطو بر خلاف افلاطون گفت ما نیازی به مثل نداریم و با تكیه بر منطقی كه ارایه داده بود، گفت هر كس به خوبی به تعاریف امور بنگرد و جنس و فصل آن را كاملا بشناسد و به آن عمل و بر جامعه آتن پیاده كند میتواند با این گشایش عقلانی به زندگی انسانی رسد و چون پریكلس حكومت آزادی را بر آتن برقرار كند.
انحطاط یونان
باری با این درخشش آزادی و راههای ارایه شده از سوی فرهیختگان بشری آنچه تاریخ معالاسف به ما میگوید سالها طول كشید و فاصله زیادی انسان پیدا كرد تا به این آزادی برسد. چه مركب قول آتنیان هنوز خشك نشده بود كه قلم آنها با شمشیر اسپارتها قطع شد و اسپارتها هنوز آرام نگرفته بودند كه شهر مقدونیه شمشیر به دست جوانی به نام اسكندر سپرد و این جوان جویای نام با فتوحات خود از یونان گذشت و تا غرب به هندوستان با لبه شمشیر به اداره امور مردمان پرداخت و قوانین و قواعد زیبای كنسطیطوسیون را به كمال فراموشی سپرد.
اما شمشیر این جوان و جانشین او جز چند نام بر شهرها هیچ چیزی برای تاریخ بشر مرده ریگ باقی نگذاشت و اسكندریها به ناچار در مقابل شمشیر آختهتر از خود كه رومیان بود، مواجه شدند. تاخت و تاز و جهان ویرانگری خود را به رومیها سپردند و رومیها هم در طول جهانگشاییهای خود جز بر ضربه شلاق و استبداد و دیدن كشتارهای گلادیاتورها چیز دیگری در برابر فرهنگ بشری باقی نگذاشتند و رنگ حكومت پریكلسی به كلی
از بین رفت و در سرزمینهای مفتوح شده رومی چیزهایی میبینیم كه بشر از نوشتن آن شرم دارد و از همه بدتر رومیها پذیرش آیین سامی مسیحیت را گرفتند و به مسیحیت اجازه دادند كه حكومت دینی آدمكش كلیسا را به وجود آورد و این كلیسا با نهایت قدرت قواعد عهد قدیم را بر روابط اجتماعی انسانها پیاده كرد. مسیحیت كلیسا نتوانست قواعدی جز قوانین عهد قدیم به وجود آورد و این قانون به هیچوجه با شرایط روز نمیخواند و دوره تاریك اسكولاستیك را راه انداخت. كشتار مداوم از طرف آنها طبق قوانینی كه كلیسا اعلام كرده بود، بر كشتهها افزود. اما بنا بر اصل القهر لایدوم در قرن چهاردهم میلادی از بین این قصابان قرون وسطایی كشیش آلمانی به نام لوتر پیدا شد و با ترجمههای مجدد نوشتارهای دینی مسیحی پروتستانتیزم را در برابر كاتولیسیسم علم كرد. گرچه این پروتستانتیزم نیز همچون كاتولیسیسم فتاوایی میداد، اما اشتباه نشود، آنها از صدور حكمهای شدید و غلیظ ابایی نكردند و آنها نشان دادند با ترجمه به عهد قدیم این پروتستان چیزی برای مسیحی مظلوم نیاورد. آنچه این قیام لوتر برای مسیحی آورد این بیداری بود كه باید از آسمان پایین آمد و در زمینی كه با داروی زمینی باید مرض زمینی را شفا داد و بدینترتیب مردم بر این رفتند یا باید اسكولاستیك را ادامه دهند یا از نو عالمی بسازند و از نو آدمی.
رنسانس یا نوزایش
خوشبختانه در این بازگشت غربیان راهی رفتند كه سرانجام به رنسانس كشید و در كتابهای تاریخ داستان آن فراوان است. در این بازگشت به زمین و یافتن و تكیه بر عقل و عمل بر طبیعت پایه گشایشهایی نهاده شد به نام شناخت طبیعت و با دستاویزی علم طبیعت این دستاویز برگرفته از رنسانس هر روز امر نویی تولید كرد كه روز ماقبل آن فاقد آن بود. او به جای آنكه اوراد كلیسا و رمزهای درونی را سرنوشت مردم كند، به مرموزات عددی پرداخت و راهگشای این رمز را در شناخت طبیعت دید و بر طبیعت فایق آمد و حاصل آن خلق فناوری گره گشای بشر زمینی شد و این فناوری هر روز وسیعتر و با تكنولوژی جدید گرهگشا شد و تولیدی فراهم ساخت كه فرابازار مصرف بود و این بازار نو بازرگانی نویی را در روابط ایجاد كرد كه نهایت آن این بود كه باید از روابطی كه انسانها در دوران خود داشتند
دست بردارند و به صورتی دیگر زندگی كنند. این تحول كه در تاریخ به نام انقلاب صنعتی مندرج است، نخستین هدیهای كه تحفه آورد، آزادی انسانها بود در برابر این صحنه تولید و مصرف جدید.
دیگر این تولید و مصرف نمیتوانست سلطه مثلا حاكم انگلیسی را فیالمثل در ایالات متحده امریكا پذیرا شود و كارگر امریكایی بردهوار در برابر ماشینها بایستد و برای حاكم انگلیسی خود محصول درست كند و به خارج فرستد. نتیجه آنكه این تفكر از طبیعت گرفته شد و آزادی دوباره به انسانی داده شد و در نتیجه امریكاییان در برابر صدرنشینی حاكمان انگلیسی قیام كردند و با قوانین و قواعد مدون برای نخستین بار جفرسون و دیگران با لشكركشیهای واشنگتن حكومت كهنه انگلیسی را به مرداب بیرون انداخت و عالمی نو ساخت و مردمی نیكو. راسل میگوید ٦٠ سال قلم فرهیختگان فرانسوی چون اصحابالمعارف نظیر دیدرو و دالامبر و روسو به اروپاییان فهماندند كه دیگر زندانهای مخوف باستیل نمیتواند حافظ قواعد كهنه لوییها بر مردم بیدار شده فرانسه باشد. به ناچار با كار فعال گیوتین از درون كتاب ذیقیمت قرارداد اجتماعی این امر را به عالمیان عرضه داشتند كه وجود آن برای بشریت مقدس است. این اصل آن است كه انسان آزاد به دنیا میآید و هر كس مقابل این آزادی بایستد، انسان نیست و این آزادی به حدی است كه خود صاحب این آزادی هیچگاه نمیتواند این آزادی را در عرصه حكومت بفروشد و به بردگی تن دهد. امروز این آزادی اساس مشروطیت كنونی است كه متاسفانه فقط در برخی كشورها جاری است و برخی دیگر خیلی فاصله دارند تا بتوانند از زیر ظلم آدمكشان مستبد رهایی یابند و آزادی واقعی را تجربه كنند.
* گفتار عبدالله انوار در نشست نقش آرای مفاخر در مشروطیت در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید