1395/2/20 ۰۷:۵۱
تجربه تاریخی ما ایرانیان به گونهای رقم خورده است كه تصویر قابل اعتمادی از غربیها برای ما تداعی نمیكند. ورق زدن تاریخ گواه این است كه در اكثر مواقع ورود غربیها به ایران به ضرر ما تمام شده است. اما تاریخ هم استثنائاتی دارد. مورگان شوستر یكی از آن استثنائاتی است كه در مقام یك كارشناس به ایران آمد تا احوال اقتصادی آن زمان را بهبود بخشد و تا آخرین لحظهای هم كه در ایران بود به این امر مبادرت داشت. شوستر امریكایی از كشوری میآمد كه تازه از یك جنگ داخلی خلاصی یافته بود و دولتمردان آن درصدد بودند تا سیاست انزواطلبی را به كنار بگذارند و وارد محیط بینالملل شوند.
١٠٥ سال از ورود شوستر به ایران گذشت
تجربه تاریخی ما ایرانیان به گونهای رقم خورده است كه تصویر قابل اعتمادی از غربیها برای ما تداعی نمیكند. ورق زدن تاریخ گواه این است كه در اكثر مواقع ورود غربیها به ایران به ضرر ما تمام شده است. اما تاریخ هم استثنائاتی دارد. مورگان شوستر یكی از آن استثنائاتی است كه در مقام یك كارشناس به ایران آمد تا احوال اقتصادی آن زمان را بهبود بخشد و تا آخرین لحظهای هم كه در ایران بود به این امر مبادرت داشت. شوستر امریكایی از كشوری میآمد كه تازه از یك جنگ داخلی خلاصی یافته بود و دولتمردان آن درصدد بودند تا سیاست انزواطلبی را به كنار بگذارند و وارد محیط بینالملل شوند. وی در مدت كوتاهی توانست اصلاحاتی در نظام اقتصادی ایران به وجود آورد، اما این اصلاحات به كام دو استعمارگر پیر كه بر منابع ایران چنبره زده بودند و از اوضاع نابسامان اقتصادی ارتزاق میكردند خوش نیامد و اسباب خروج شوستر از ایران را فراهم كردند. بیستم اردبیهشت ماه سالروز ورود شوستر به ایران است. به این بهانه مرور مختصری داریم بر اقدامات وی و ناخشنودیهای روسیه و انگلیس از این اقدامات.
زمینههای ورود شوستر
پس از پایان استبداد صغیر، بازگشت مشروطیت و تشكیل مجلس دوم مشروط (سال ١٣٢٧) ملیگرایانی درصدد استخدام مستشاران امریكایی برآمدند. به دو علت مستشاران از كشور امریكا انتخاب شدند؛ اول اینكه امریكا به لحاظ جغرافیایی با ایران بسیار فاصله داشت و هم اینكه در آن زمان دید مثبتی نسبت به امریكا وجود داشت چراكه امریكا پس از غلبه بر مشكلات به جا مانده از جنگها داخلی و دستیابی به موفقیتهای اقتصادی و صنعتی و همچنین با توجه به دكترین «آلفرد ماهان» درصدد دور شدن از سیاست انزوا و رویكرد به نوعی سیاست جهانی بود؛ از این رو شرایط داخلی و خارجی به گونهای رقم خورد كه فضا برای نزدیك شدن به قدرت سوم از یك سو و استخدام كارشناسان امریكایی از دیگر سو فراهم شد. هدف اصلی مجریان این طرح، سر و سامان دادن به اوضاع آشفته مالی و اداری ایران بود. در این زمان سامانه اداری كشور، با وجود كوششهای صورت گرفته برای نوسازی آن در سده نوزدهم، به دلیل از بین رفتن قدرت مركزی و سلطه بختیاریها بر امور كشور پس از فتح تهران، ناكار آمد بود. همچنین از نظر مالی نیز به دلیل استقراضهای پیش از مشروطه، كشمكشهای داخلی به هنگام استقرار مشروطیت و پس از آن اشغال برخی از نواحی كشور توسط نیروهای بیگانه و هرج و مرجهای داخلی، دولت ایران را با شرایط دشواری مواجه كرده بود. همچنین از نظر مالی نیز به دلیل استقراضهای پیش از مشروطه، كشمكشهای داخلی به هنگام استقرار مشروطیت و پس از آن، اشغال برخی از نواحی كشور توسط نیروهای بیگانه و هرج و مرجهای داخلی، شرایط سختی را فراروی دولتمردان ایران قرار داده بود. شاید بیثباتی كابینهها و رفت و آمدهایی كه مهمترین علت آن مشكلات مالی بود، گواهی وضع نابسامان اقتصادی ایران در آن زمان باشد. در این شرایط بود كه میرزا حسینقلی خان نواب، وزیر خارجه دولت مستوفی الممالك، در تلگرافی به تاریخ ٢٢ ذی الحجه خطاب به علیقلی خان نبیلالدوله، كاردار سفارت ایران در امریكا ماموریت داد تا موضوع استخدام كارشناسان مالی از امریكا را برای ساماندهی و اصلاح اوضاع مالی ایران با وزارت امور خارجه امریكا مطرح كند. موضوع استخدام كارشناسان خارجی پس از مدتی در فوریه ١٩١ از سوی نمایندگان مجلس شورای ملی نیز مورد تایید قرار گرفت و به دنبال آن، مورگان شوستر و چهار مستشار امریكایی دیگر برای اصلاح امور دارایی و خزانه داری، آدلف پرنی فرانسوی برای امور امور دادگستری و كلنل یالمارسون به همراه تعدادی دیگر از كارشناسان سوئدی برای اصلاح امور ژاندارمری استخدام شدند. چنین بود كه شوستر كه از مقامهای نفتی و مالی امریكا بود، نه به عنوان مامور رسمی دولت امریكا، بلكه به عنوان یك شهروند امریكایی، پس از عقد قرارداد با دولت ایران، به همراه همراهانش كه ١٦ نفر بودند در جمادی الاول ١٣٢٩ وارد ایران شدند.
اصلاحات شوستر در ایران
پس از ورود شوستر به ایران برای ساماندهی به امور مالی سریعا به عنوان خزانهدار كل منصوب شد. در آن زمان در آمدهای مالی دولت ایران از دو محل مالیات و در آمدهای گمرگی تامین میشد. اگرچه پیش از این كوششهایی برای اصلاح امور مالی در ایران انجام شده بود، اما شوستر از همان آغاز كار متوجه اوضاع مالی وخیم ایران شده بود؛ وضعیتی كه از یك سو پیامد سیاست اقتصادی نادرست دولتهای پیش از مشروطیت و كشمكشهای پس از آن و از دیگر سو معلول ناكار آمدی ساختار نظام مالی ایران بود. متصدیان امور مالی در ایران گروهی بودند كه مستوفی نامیده میشدند.
مستوفیان روشی محافظهكارانه داشتند و این حرفه را از پدران خود به ارث برده بودند. پیش از آغاز برنامه اصلاحات مالی، ایران به هفده یا هجده منطقه مالی تقسیم میشد، اما پس از ورود شوستر به ایران، برای آسان كردن كار جمعآوری مالیات، ایران به پنج حوزه مالیاتی شامل فارس و بنادر خلیج فارس، آذربایجان و كردستان، گیلان، مازندران و اصفهان و بروجرد تقسیم شد كه پیشكار مالیه هر ناحیه به نمایندگی از دولت وظیفه داشت انواع عایدات را جمع كند و پس از وضع مخارج كه عبارت از مخارج وصل، مالیات و حقوق شخصی بود، باقیمانده را به وزیر مالیه تحویل دهد و وزیر مالیه به طور معمول برای آن احكام صادر میكرد. شوستر متوجه شد كه پرداخت مالیات در ایران تنها در مرحله حرف است و وجود خارجی ندارد. با توجه به این مشكلات بود كه شوستر از مجلس تقاضای اختیار تام كرد. عمده كارهای شوستر پس از دریافت اختیارات در سه حوزه بود: ١- اداره وصول عایدات و مالیاتهای دولت از هر قبیل كه باشند. ٢- اداره كنترل مصارف و محاسبه آن. ٣- اداره مربوط به امور صرافی، ضرابخانه و مبادله وجوهات قرضه، تنزیل، استهلاك آن و غیره. از سوی دیگر شوستر برای وصول مالیاتها از ولایات، طرح منسجمی را پیریزی كرد:
١- تشكیل خزانههای كوچك در مركز هر ولایت به ریاست یك مامور امریكایی یا اروپایی.
٢- تعیین یك هیات سیار نظارت و تفتیش به سرپرستی یك اروپایی و همراهی چند دستیار ایرانی.
٣- تشكیل نیروی نظامی (ژاندارمری خزانه) به فرماندهی یك صاحب منصب اروپایی برای كمك به وصول مالیات به وسیله خزانهدار هر ایالات. این خزانهدار ایالتی مضاف بر وصول مالیات و ارسال آن به خزانه داری كل، موظف به گردآوری اطلاعاتی درباره محلهای اخذ مالیات، سرشماری نفوس، برآورد میزان محصولات و سطح بالفعل و بالقوه تولیدات كشاورزی و صنعتی منطقه تحت اختیارشان بودند. این اقدامات به حدی سرعت و شتاب داشت كه وقتی بعضی از وزرا از عبدالله مستوفی خواستند كه ارزیابی چهارماههاش را از رییس خزانهداری كل گزارش دهد، گفته بود: «شش ماه نخواهد گذشت كه همه كارها به راه خواهد افتاد و مالیاتها تا دینار آخر وصول خواهد شد».
تحملناپذیری رقیب
طی زمانی كه مورگان شوستر در ایران فعالیت میكرد، روسیه و انگلیس كه هیچ سهمی برای رقیب سوم قایل نبودند، دایما نقش بازدارندگی در مسیر اقدامات وی ایفا میكردند.
آنها به عنوان دو قدرت رقیب، در پس اقدامات مورگان شوستر، اراده امریكا برای ورود به عرصه اقتصادی و سیاسی ایران را میدیدند. با این همه شوستر با زیركی تمام تلاش كرده بود تا به نوعی حمایت انگلیس را جلب كند و روسها را در مواضعشان، تنها و منزوی بسازد.
انتصاب یك افسر انگلیسی مامور خدمت در سفارت انگلیس به نام «ماژور راستوكس» به فرماندهی «ژاندارمری خزانه» و تماس مداوم شوستر با وزیر مختار انگلیس برای كمك گرفتن از وی موجب شده بود كه انگلیسیها به مراتب كمتر از روسها در برابر اقدامات شوستر كارشكنی كنند. روسها كه به نقشه شوستر پی برده بودند، موجی از حملات خود را متوجه «استوكس» كردند. آنها «استوكس» را متهم به همدستی با مشروطهخواهانی كردند كه عموما مخالف روسیه هستند. منشأ این اتهام نقش مصلحتی انگلیس در همكاری با مشروطهخواهان و گشودن درهای سفارت به روی آنان بود.
انگلیسیها در آن زمان مردمی را كه از جنایات ماموران محمدعلیشاه قاجار یا در برابر به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط نظامیان روسیه میگریختند در داخل سفارت پناه میدادند تا مرحله به مرحله بتوانند در نهضت نفوذ كرده، سرنوشت آن را با اراده و سیاست خود رقم بزنند.
برای دو قدرت بزرگ كه كشور را به دو منطقه نفوذ تقسیم كرده بودند آسان نبود تا طرف مستقل سومی را بپذیرد كه پاسخگوی آنها نبود. شوستر بیدرنگ دست به كار شد و تقریبا اعجاز كرد؛ هرچند كه سرانجام كاری از پیش نبرد. روسها همواره در تلاش بودند ایران را تحت فشار مالی قرار دهند بلكه بتوانند با اعطای وامهای مختلف، امتیاز بیشتری در ایران به دست آورند. علاوه بر آن، برخی از مقامات و درباریان كه به ولخرجی، دزدی و بیقانونی عادت كرده بودند، از اقدامات شوستر رنجیدهخاطر شدند؛ از این رو به تدریج پس از مدت كوتاهی، مخالفتها با او و همكارانش آغاز شد. با این حال، اكثر قریب به اتفاق مجلس دوم؛ اعم از دموكراتها و اعتدالیون از اصلاحات مالی شوستر جانبداری میكردند. یكی از دلایل ناخشنودی انگلیسیها و روسها از مورگان شوستر اقدامات وی در افشای سوءاستفادههای آنان از قرارداد ١٩٠٧ بود. در شرایطی كه آنان در قرارداد یادشده احترام به حاكمیت ملی و تمامیت ارضی ایران را مورد تاكید قرار داده بودند، ولی عملا در قلمرو تحت نفوذ خود در شمال و جنوب ایران مانع اجرای طرحهای اقتصادی دولت میشدند. آنان هر طرح اقتصادی یا سیاسی در قلمرو تصریح شده در پیمان ١٩٠٧ میلادی را گامی در جهت نقض این پیمان میدانستند. مهمترین وجه پیمان یادشده تقسیم ایران به سه منطقه شمالی تحت نفوذ روسها، جنوبی تحت نفوذ انگلیسیها و مركزی تحت نفوذ دولت ایران بود. آنها حتی با نیروهای «ژاندارمری خزانه» كه ابزار دست مورگان شوستر برای اخذ مالیات بود، مقاومت میكردند و در برابر آنها جبهه میگرفتند یا به رویارویی و خلعسلاح آنها میپرداختند.
اولتیماتوم روسیه و اخراج شوستر
قتل علاءالدوله و ترور نافرجام مشیرالسلطنه به دستور یپرمخان ارمنی، رییس نظمیه كه از شایبه توطئهپردازی شوستر خبر میداد، حمله محمد علی میرزا و شكست او و برادرانش شعاع السلطنه و سالار الدوله به تدریج ابرهای توفان زایی برای شوستر به بار آورد. شیخ محمد خیابانی از جناح دموكراتها از مجلس دوم مورگان شوستر را «نه یك امریكایی كه اصلاح مالیه ایران» دانست. شوستر درصدد بود كه اموال شعاعالسلطنه در ایران را توقیف كند ولی روسیه كه پشتیبان شعاعالسلطنه بود با این كار مخالفت كرد. دولت روسیه كه از آغاز با آمدن شوستر مخالف بود در این مورد به دولت ایران اولتیماتوم (اولتیماتوم روسیه) داد و از دولت ایران خواست تا تعهد دهد كه از این پس بدون توافق با سفارتهای روس و انگلیس دست به چنین اقداماتی نزنند. مجلس شورای ملی ایران زیر بار این اولتیماتوم نرفت. نیروهای روس در جواب، تبریز و زنجان و رشت را اشغال كردند. مجلس شورای ملی همچنان به مخالفت ادامه داد و مردم نیز مخالف تسلیم شدن بودند. روسها برای به اجرا درآوردن اولتیماتوم حرم امام رضا در مشهد را به توپ بستند. آنها همچنین در شهرهای اشغال شده فجایعی مرتكب شدند و عدهای از اهالی را كشتند. ناصرالملك كه نایبالسلطنه بود با استفاده از حق پادشاه مجلس را واداشت تا در این مورد اختیارات خود را به كمیسیونی كه برای این كار ترتیب داده شده بود واگذارد. این كمیسیون شرایطی را كه روسیه طلب كرده بود پذیرفت و شوستر را اخراج كرد.
شوستر پس از اینكه در بهمن ۱۲۹۰ ایران را ترك كرد به امریكا بازگشت و در كتابی بنام «اختناق ایران» شرح مفصل این ماجرا و تجربه خود در ایران را نوشت. ۲۶ دسامبر ۱۹۱۱/۴ محرم ۱۳۳۰ شوستر با تقدیم نامهای انفصال خود را از خدمت اعلام كرد. متن نامه به این شرح بود: «جدا با افتخار اظهار این مطلب را حاصل میكنم كه در خصوص اختتام مدت قرارداد اینجانب با دولت ایران و انفصال از شغل خزانه داریام اطلاع داده بودید، بعد از تعیین مرتبه و مشاغل چهارده نفر امریكایی مددكار و معاونینم كه در آن خصوص اظهار شده بود كه در مراسله دیگر از طرف هیات محترم معین خواهد شد، بالفعل شغل آینده معاونین امریكاییام بزرگترین خیال لازم و مهم من است.»
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید