1394/11/12 ۱۰:۵۰
سیدمحمد موسویبجنوردی فقیه، حقوقدان و از استادان برجسته دانشگاههای کشور است. او هماکنون استادتمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تربیتمعلم تهران و رئیس دانشکده معارف دانشگاه آزاد اسلامی است. بجنوردی فعالیتهای انقلابی خود را از نجف آغاز میکند و با حضور امام(ره) در نجف با همراهی ایشان به مبارزه میپردازد. در گفتوگو با سیدمحمد موسویبجنوردی همراه با خاطرات او، نگاهی به سفر امام(ره) و بازگشت ایشان به ایران و فعالیتهای بعد از این بازگشت داشتهایم.
سیدمحمد موسویبجنوردی فقیه، حقوقدان و از استادان برجسته دانشگاههای کشور است. او هماکنون استادتمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تربیتمعلم تهران و رئیس دانشکده معارف دانشگاه آزاد اسلامی است. بجنوردی فعالیتهای انقلابی خود را از نجف آغاز میکند و با حضور امام(ره) در نجف با همراهی ایشان به مبارزه میپردازد. در گفتوگو با سیدمحمد موسویبجنوردی همراه با خاطرات او، نگاهی به سفر امام(ره) و بازگشت ایشان به ایران و فعالیتهای بعد از این بازگشت داشتهایم. شما زمانی که امام(ره) در عراق تبعید بود، درکنار ایشان حضور داشتید. از ماجرای انتقال ایشان به فرانسه و بازگشتشان به ایران، از منظر فردی که یکی از فعالان عرصه انقلاب بوده است، بگویید. امام(ره) در عراق تبعید بود که صدام از الجزایر برگشت. او نمایندهای خدمت امام(ره) فرستاد که شما از این به بعد نه میتوانید سخنرانی کنید و نه اعلامیه بدهید. امام(ره) فرمود هم سخنرانی میکنم و هم اعلامیه میدهم. این مساله به تنش تبدیل و باعث شد امام(ره) یک هفته در خانه محاصره شود. از آن به بعد کلاسهای امام(ره) هم تشکیل نشد. از اینرو امام(ره) تصمیم گرفت به خارج برود. نماینده ایشان در کویت، آیتاللهسیدعباس مهری، از امام(ره) دعوت کرد و پسرش را فرستاد تا امام(ره) را به کویت ببرد. بعد از آن امام(ره) و مرحوم حاجاحمد آقا راه افتادند تا به کویت بروند. از ایران، عوامل شاه با کویت تماس گرفتند که ایشان را راه ندهید. آنها هم به امام(ره) گفتند که ما از پذیرش شما معذور هستیم. امام(ره) هم به اجبار دوباره برگشت. بعد از آن فهمیدیم در این بازگشت حکمتی وجود داشته است. در اسناد ساواک آمده بود که آنها قصد داشتند در یک صحرا که بین کویت و عراق قرار دارد، امام(ره) را بربایند. بنا بوده چتربازها با هواپیما پیاده شوند و امام(ره) را بدزدند و به جای نامعلوم ببرند که با قدرت خداوند موفق نشدند. امام(ره) شب را در کاظمین خوابید و فردایش تصمیم گرفت به پاریس برود. ایشان درنهایت در نوفللوشاتو که در 20،30 کیلومتری پاریس است، مستقر شد. ما هم بعد از مدتی در پاریس خدمت امام(ره) بودیم. به نظر من این سفر امام(ره) خدمت مهمی به اهداف انقلاب بود. چون پاریس فضای بازی داشت. از همهجا مثل آمریکا و اروپا به پاریس میآمدند تا با امام(ره) ملاقات کنند؛ از خبرنگارها و تلویزیونهای مختلف گرفته تا دانشجویان ایرانی. مثلا هرشب در تلویزیون پاریس، مردم میتوانستند ملاقاتهای امام(ره) را ببینند. به نظر من این امر سبب شد امام(ره) به چهرهای بینالمللی تبدیل شود. این جریان ادامه داشت تا اینکه تاسوعا و عاشورا شد و امام(ره) اطلاعیه معروف خود را مبتنیبر پیروزی خون بر شمشیر درباره امام حسین(ع) داد. هم تاسوعا و هم عاشورا راهپیمایی خیلی عظیمی، در تهران و شهرهای دیگر انجام شد. از آن زمان به بعد دیگر صحبت از مرگ بر شاه بود. مردم اصرار میکردند امام(ره) به ایران بیاید. امام(ره) هم گفته بود تا شاه بیرون نرود من نخواهم آمد. درنهایت شاه مجبور شد از ایران برود و امام(ره) به ایران بازگشت. من هم به نجف بازگشتم چون همسر و مادرم نجف بودند. هدفم این بود که همسر و مادرم را به ایران بیاورم. 22بهمن که انقلاب پیروز شد ما در نجف بودیم. من دیدم در نجف هم نمیتوان ساکت نشست پس شروع به فعالیت کردم. اولین اقدامات امام(ره) بعد از حضورش در ایران چه بود و شما در این اقدامات چه نقشی داشتید؟ یکی از مهمترین اقدامات امام(ره) دادن عفو عمومی بود. من بلافاصله به قم رفتم و امام(ره) به من فرمود برو دلیلی برای من پیدا کن که عفو عمومی دهم. من گفتم چون شما ولایت مطلقه را قبول دارید، میتوانید بر همین مساله تکیه کنید که پیغمبراکرم(ص) وقتی وارد مکه شد، عفو عمومی داد، حتی برای آدمکشها. ایشان گفت، برای آدمکشها نمیتوان عفو داد باید فکر کنم. فردای آن روز، ایشان به استثنای آدمکشها به همه عفو عمومی داد، چون عقیده امام این بود که قتل نفس جزء حقوق مردم است، حقالناس است و باید ولیدم اجازه دهد. بنابراین عفو عمومی داد و زندانها خالی شد. من قم خدمت امام(ره) بودم تا زمانی که امام(ره) ناراحتی قلبی پیدا کرد و مجبور شد به تهران بیاید. بعد از مدت کمی من هم مجددا به تهران آمدم و ماندم. یکی دیگر از اقدامات امام(ره) که شما هم در آن مشارکت داشتید، تشکیل شورای عفو زندانیان بود. چرا امام(ره) به این فکر افتاده بود و چه شرایطی ایشان را به این تصمیم رسانده بود؟ ایشان چهارنفر را بهعنوان شورا و هیات عفو زندانیان تعیین کرد که یکی از این چهار نفر من بودم و نفرات دیگر آیتالله محمدیگیلانی، آیتالله ابطحیکاشانی و آیتالله قاضیخرمآبادی بودند. کار ما در هیات این بود که قضات را به زندانهای کل کشور میفرستادیم تا با زندانیان صحبت کرده و با بررسی شرایطشان، کسانی که توبه کرده و اصلاح شدهاند را شناسایی کنند. آنها لیستی از زندانیان حائزشرایط را تهیه میکردند و ما با بررسی شرایط آنها و با امضاهای خود موافقتمان را با عفو و آزادیشان اعلام میکردیم. هر زندانی که امضای تایید ما چهارنفر را داشت، آزاد میشد. امام(ره) این اجازه را به ما داده بود تا با امضای خود آزادی چنین زندانیانی را تضمین کنیم. ایشان به این نتیجه رسیده بود که نیاز است یکسری از زندانیان آزاد شوند. به نظر من این اقدام امام(ره) در تشکیل هیاتعفو یکی از مهمترین کارهای ایشان بود. وقتی ما شروع به کار کردیم با بررسی موقعیت زندانیان خود به این نتیجه رسیدیم که این اقدامات واقعا لازم بوده است. از بین زندانیان مختلف، خیلیها بودند که توبه کرده و پشیمان شده بودند، نهفقط سیاسی، بلکه زندانی موادمخدر یا هر زندانی با خلاف دیگری. صلاحیت قضات را چگونه تایید میکردید؟ و آنها چگونه به این شناخت میرسیدند؟ قضات معتدل را انتخاب میکردیم، افرادی که نه خیلی تند و نه خیلی ملایم باشند. آنها به زندانها میرفتند و با تکتک زندانیان مصاحبه و برداشت خود را یادداشت میکردند. بعد گزارش خود را پیش ما میآوردند و ما هم از افراد موردتاییدمان لیست درست میکردیم و هر چهار نفر امضا میکردیم، آنها عفو و درنهایت آزاد میشدند. حالا چه این افراد از گروهکها بودند و چه از مجرمان مواد مخدر، فرقی نمیکرد، اساسا زندانیها مد نظر ما بودند.
علل انحلال شورای عفو زندانیان تا امام(ره) بود، هیات هم بود. وقتی امام(ره) فوت کرد زمان آیتالله خامنهای تقریبا 7،6 ماهی هم فعال بودیم اما بعد گفتیم ما دیگر خسته شدیم. آقای شیخ محمدیزدی که رئیس قوه قضائیه شد، گویا خیلی میل داشت این کارها را هم انجام دهد. ما هم خداحافظی کردیم و از این مسئولیت بیرون آمدیم و این مساله را به آقای یزدی سپردیم. من از قبل، استاد دانشگاه بودم و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تدریس میکردم، البته در دیگر دانشگاهها مانند دانشکده حقوق شهید بهشتی، دانشکده الهیات تهران و مدرسه عالی شهید مطهری نیز تدریس میکردم و بعد از انحلال هیات عفو به همان کار خودم مشغول شدم.
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید