عبدالعلی دستغیب نامی آشنا برای علاقهمندان فلسفه و ادبیات در ایران است. او فیلسوف را به پنهلوپه همسر زیبا و وفادار اولیس در اسطوره ادیسه مشابه میداند كه در انتظار همسرش و برای طفره رفتن از خواستگارانی كه میخواهند او را تصاحب كنند، به ایشان میگوید باید تا پایان بافتن جامهاش منتظر بمانند و با این بهانه بام تا شام میبافد و شباهنگام آنچه بافته را میشكافد.
بانماه، ماه میلاد نوآوران شعر مدرن است؛ نوآورانی با بیانها و دستاوردهای متفاوت و گاه حتی صفآرایی کرده برابرهم؛ با این همه، بخش مهمی از آنچه شعر مدرن مینامیماش، حاصل کوششهای این چهرههاست. از میان ایشان، برخی منتقد-شاعر، برخی پژوهشگر-شاعر و حتی شاعر-سینماگر هم داریم اما تنها عبدالعلی دستغیب است که او را بیشتر به نقدش میشناسیم. در این مجال کوتاه، اگر بنا را بر این میگذاشتم که مفصل درباره هر یک نوشته شود کار به کتابی ختم میشد
عبدالعلی دستغیب میگوید: وقتی رفتم تهران دیدم تهران شهری نیست که من بتوانم در آن زندگی کنم و واقعاً یک برهوتی است برای من. خب همدورههای ما که بسیاریشان رفتهاند، آنهایی هم که هستند، نمیتوانند از خانه بیرون بیایند، بیرون هم که بیایند باید 3، 4 ساعت در مسیر رفتوآمد باشند. تهران یکزمانی در دههی 40 برای ما خوب بود، هم باصفا بود و هم محیط خوبی داشت. امروز تهران محیط فعالیت نیست، محیط رقابت است.
نیمایوشیج متولد 21 آبان1274[یا به روایتی دیگر 1276]؛ علی باباچاهی متولد 20 آبان 1321؛ شاپور بنیاد متولد 18 آبان 1326 و عبدالعلی دستغیب متولد 16 آبان 1310؛ امسال، ایام تولد چهار چهره شاخص شعر و نقد مدرن ایران، مقارن است با هفتهای که از شنبه پانزدهم آبان شروع شده است و به جمعه بیست و یکم ختم؛ این چهار نفر با چهار رویکرد متفاوت به جهان، شعر و هنر، هر یک تأثیری غیر قابل پیشبینی بر ادبیات معاصر داشتهاند ادبیاتی که قرنش، پنج سال دیگر-فقط پنج سال دیگر- به پایان میرسد
سیدعبدالعلی دستغیب، نویسنده، مترجم و منتقد ادبی معتقد است که کتاب «خوشه پروین» از نظر فنی و موقعیتی به زندگی و آثار ۷ شاعران بزرگ اشاره میکند و به بیان ارتباط اشعار این شاعران با جامعه ایرانی، دین، فلسفه و آداب و رسوم کشورمان میپردازد.
عبدالعلی دستغیب، نویسنده و منتقد گفت که نمیتوان با شعار، مردم را کتابخوان کرد زیرا نیاز به دانستن و اندیشیدن در جامعه کمرنگ شدهاست. عبدالعلی دستغیب، منتقد و مترجم در گفتوگو با خبرگزاری كتاب ایران(ایبنا) عنوان كرد: امروز عدهای روشنفكر یا شبه روشنفكر در فضای مجازی هستند كه كمكی به روند تولید و توسعه كتابهای دیجیتال نمیكنند. هدف این جوانان بیشتر این است که با پُز روشنفکری، خودشان را شاعر یا داستاننویس جا بزنند. اما متاسفانه نه کاری ارائه میدهند و نه در نهایت به جایی میرسند.
حافظ و گوته هر دو فرزند اعصاری طوفانیاند. عصر خسته و اضطرابآور، قرن هشتم پس از یورش خونریز مغول و تیمور به ایران و عصر جنگهای پی در پی در آلمان فئودالی و چندپارچه. عصر طوفان و تلاش آلمان. طوفانی بودن و تلاطم اشعار حافظ و آثار نظم و نثر گوته از این سرچشمه آب میخورد. دیگر اینکه حافظ بیش از هر چیز تعصب و ریاکاری را به شلاق طنز میبندد. گوته نیز چنین است و خود را در این زمینه به حافظ بسیار نزدیک میبیند.
حافظ البته در شمار سعدی و فردوسی شاعر ملی است. خاقانی، سنایی، مولوی و... شاعران جهانی و بزرگ و والایی هستند که نظیرشان در ادب و هنر جهانی نیز کم است اما شاعر ملی نیستند. شاعر ملی، شاعری است که اشعارش را همچنان که در کاخ شاهان و سرای وزیران و امیران میخوانند در کلبه روستاییان و در خانقاه صوفیان نیز بخوانند.
با وجود گسترش وسایل ارتباط جمعی مثل ماهواره و فیسبوک جوانها کمتر به کتاب و مطالعه توجه دارند در حالی که هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد. به گمانم مطالعه کتابهای دیجیتالی تا سالهای آینده میتواند جای کتابهای کاغذی را بگیرد اما این موضوع هم مستلزم فراهم شدن فضای لازم است. با توجه به شرایط موجود به گمانم ممیزان کتاب در قرن نوزدهم یا دورههای نخست قرن بیستم زندگی میکنند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید