1393/11/19 ۰۹:۲۹
«وقف میراث جاودانه و ماندگار است»؛ این شاید معروفترین جملهای باشد که در باب وقف شنیدهایم. سنت حسنهای که عموماً به اشتباه در اذهان عمومی سپردن اموال متوفی برای ساختوساز مدارس یا مساجد تداعی میشود. هرچند اینگونه ساختوسازها هم جزئی از وقفهای ارزشمند رایج هستند اما دایره شمول موقوفات فراتر از این موارد است. «خدمت به اهل علم» یکی از همین موقوفات و سنتهای حسنه و دیرینهای است که در فرهنگ ایران وجود داشته و این اواخر فراموش شده است.
صاحبنظران و برگزیدگان، از جایزه استاد فتحالله مجتبایی می گویند
«این اقدام یعنی اختصاص دادن بودجهای برای تکریم و تشویق اهل علم میتواند احیاگر سنت وقف باشد با وجود اینکه مشخصاً چنین عنوانی ندارد ولی عملاً کار وقف انجام میدهد؛ یعنی به جای انجام کارهای تکراری و معمولی همیشگی سنت تشویق و احیای حوزههای علم و فرهنگ را احیاء کرده است. خب مملکت ما خوشبختانه در ساخت مساجد، هیأت و... خیلی سرفراز است اما کارهایی شبیه به این یک برههای فراموش شده بود.»
نرگس عاشوری: این جملات بخشی از صحبتهای دکتر محمدجعفر یاحقی استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره ذخیرههای معنوی پایهگذاری یک جایزه در حوزه ادیان و عرفان و ادبیات فارسی است.
او با اشاره به صحبتهای بانی جایزه ای برای برترین پایان نامه دکتری، میگوید: «رگههای این جایزه استمرار همان سنت دیرینه است. همانطور که خودشان فرمودند موقوفهای بوده که از مادرشان به این کار اختصاص پیدا کرده است. در واقع اینگونه یاد خیری میشود از مادرشان در مسیر تحقق علم و نه فقط مجلس ذکر و مصیبت که البته در جای خود لازم و واجب است. ایشان ترجیح دادند به جای این کارهای تکراری، حاصل زحمات علمی یک جوان را مورد حمایت خودشان قرار دهند که به هرحال اثر و بازتاب ماندگارتری دارد.»
عصر یکشنبه پنجم دیماه 1389، مرکز فرهنگی شهر کتاب. اندیشمندان و استادان ادبیات و عرفان برای پاسداشت دانایی محقق مدققی گردهم آمدند که پرچم علم دینشناسی را در سرزمین فرهنگ و ادب برافراشته است: دکتر فتحالله مجتبایی. در سال 1306 در فراهان اراک بهدنیا آمده است اما درباره سالروز تولدش میگوید: «روز تولد من بهطور دقیق مشخص نیست ولی آنچه معلوم است این است که در آذرماه سال 1306 به دنیا آمدهام. سالروز تولد به این معنا چندان اتفاق مهمی در زندگی انسانها نیست. آنچه اهمیت دارد، تولد ثانی انسان است. تولد ثانی یعنی اینکه انسان احساس کند که در محیط تأثیر مثبت داشته و توانسته در حد و اندازه خودش به بسط فرهنگی که در آن زندگی کرده، کمک کند و تأثیر گذارد.»
میگوید تلاش و مقصودش در تمام عمر این بوده که حق طلبگی را ادا کند و فخرش به این است که در زندگی از این فراتر نرفته است. استاد بازنشستهای که اهالی فرهنگ و هنر علاوه بر تمجید این تواضع و نگاه علمی، نگاه دلسوزانه ملی را مهمترین ویژگی اخلاقیاش میدانند. مصداق این ویژگی همان پیشنهادی است که در پایان این مراسم مطرح میکند: جایزهای بهطور سالانه به بهترین پژوهش در حوزه فرهنگ و ادب ایران داده شود که منابع مالی آن جایزه را شخصاً پرداخت کند. با این پیشنهاد از سال 1390 بانی جایزهای میشود برای تشویق دانشجویان دوره دکتری در رشتهای که در این سالها مغفول مانده است؛ جایزهای که هر ساله به بهترین پایاننامه دوره دکتری در زمینههای «ادیان و عرفان» و «ادبیات کلاسیک فارسی» با هدف ارتقای علمی و تشویق دانشجویان دوره دکتری در رشتههای مذکور، اهدا میشود.
٭٭٭
«تکریم و تشویق جامعه علمی» و «توجه به مظلومیت ادبیات و فرهنگ»؛ بانی جایزه استاد مجتبایی وقف بخشی از اموال و دارایی مادریاش را با همین نیت شروع کرده است، اینکه با هزینه شخصیاش جایزهای در حوزه ادبیات و ادیان تأسیس کند تا بیش و پیش از تشویق جامعه علمی، توجهها را معطوف مظلومیت ادبیات و فرهنگ کشور کند. جایزهای که ارزشاش به پشتوانه مادی آن نیست که با نوسان بازار، سکهاش از اعتبار بیفتد یا دغدغههای غیرعلمی انگیزه رقابت و قضاوت در آن شود. جایزهای که اعتبارش را از گنجینه خوشنامی کادر برگزاری و داوری تأمین میکند. از سال 1390 مرکز فرهنگی شهر کتاب عهدهدار برگزاری این جایزه شده است. ضیاء موحد، حسین معصومیهمدانی، شهرام پازوکی، محمد دهقانی، غلامرضا خاکی(دور دوم) و علیاصغر محمدخانی به همراه فتحالله مجتبایی هیأت داورانی هستند که در چهار دوره گذشته پایاننامههای ارسال شده به دبیرخانه این مرکز فرهنگی را بررسی کردهاند.
سمیرا بامشکی که پایاننامه دکترای وی با عنوان «تحلیل روایتشناسانه داستانهایمثنوی» برنده برتر دور اول جایزه مجتبایی شده است قضاوت هیأت داوران معتبر، ایجاد فرصتی برای دیده شدن رسالههای برتر و امتیاز نشر آن را از مهمترین مزیتهای این جایزه عنوان میکند و در ادامه میگوید: «برای من بیش از جنبه مادی، امکان چاپ پایاننامه ارزشمند بود اینکه رسالهام از طریق نشر معتبر هرمس به چاپ رسید و توسط استادان فرهیخته مورد تأیید قرار گرفت.»
لیلا سیدقاسم، برنده جایزه برتر دور چهارم این جایزه برای رساله «بلاغت ساختار نحوی در تاریخ بیهقی» نیز با تأیید صحبتهای بامشکی ادامه میدهد: «ما همیشه از نبود قضاوت در رسالههای دکتری رنج میبریم. نکته دیگر نادیده گرفته شدن زحمات دانشجویان است و اینکه در نهایت رسالهها در کتابخانهها خاک میخورند. با این جایزه از این مصیبتی که بر سر پایاننامهها میآید، خلاصی میجوییم. حالا خیالمان راحت است که کارمان قرار است تازه دیده شود و مورد قضاوت قرار بگیرد، آن هم توسط هیأت داورانی که از استادان تراز اول هستند. آرزوی هر دانشجوی دکتری این است که رسالهاش توسط این استادان ورق بخورد.»
«نخستین ویژگی جایزه مجتبایی دولتی نبودن آن است و اینکه یک شخصیت موجه و دانشمند پایهگذار آن است. به هیچ عنوان انگیزه مادی برای بهدست آوردن جایزه در کار نیست وجهی در حد دو میلیون تومان برای برنده اول چندان چشمگیر نیست که انگیزهای برای دانشجویان دکترا شود بنابراین جایزه فتحالله مجتبایی جایزهای علمی است به معنای واقعی و افراد به خاطر ارزش مادی به دنبال آن نیستند.»
دکتر محمد دهقانی، یکی از داوران این جایزه با بیان این مطلب به ایران میگوید: «هیچکدام از ملاحظاتی که گریبانگیر برخی جوایز است، علمی نیست بلکه اداری و گاهی اوقات اجتماعی و سیاسی و... است. این ملاحظات در گزینشهای جایزه مجتبایی دخیل نیست و معیار فقط علمی و آکادمیک است بنابراین اهمیتاش از این جهت بیشتر از جوایز دولتی است.»
او در ادامه با انتقاد از حاکم شدن برخی مناسبات در جوایز پرطمطراق غیرمستقل میگوید: «در جوایز دولتی گاهی بر اساس معیارها و حدنصابهای علمی اثر برتر منتخب میشود. اما بعد بنا به ملاحظات سیاسی یا ملاحظات دیگر جایزه به فرد صاحب صلاحیت اهدا نمیشود. بارها شاهد بودهایم مثلاً رئیس اداری جشنواره که در اغلب موارد هم متأسفانه صلاحیت علمی ندارد رأی منصفانه همه داورها را رد میکند چرا چون قدرتش را دارد اما در اینجا چنین چیزی نیست. خوشبختانه مقیاس فقط معیار علمی است و از این جهت جایزه به لحاظ معنوی و علمی ارزشاش بیشتر است.»
جایزهای دلگرمکننده برای پایاننامهنویسی
توجه به مظلومیت ادبیات و فرهنگ، ارتقای نظام دانشگاهی و ارج نهادن و تکریم محققانی که زحمت زیادی متحمل شدهاند تا نکتهای بر دانش اهل ادب بیفزایند از جمله آمالی است که استاد فتحالله مجتبایی به عنوان اهداف خود از تأسیس این جایزه نام میبرد.
عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی همچنین با اشاره به وضعیت اسفبار رسالههایی که در بازار خرید و فروش میشود از نتایج مصیبت بار به بازی گرفته شدن تاریخ و فرهنگ این سرزمین ابراز نگرانی کرده و میافزاید: «به هرحال یکی از عواملی که میتواند مؤثر باشد همین تشویقهاست هر دانشجویی وقتی حس کند جامعه قدرشناسی میکند، رسالهاش خوانده میشود و توسط تیم داوری مورد وثوق ارزشگذاری میشود همه در انگیزه پایاننامهنویسی تأثیر خواهد داشت.»
محمد دهقانی، در پاسخ به این سؤال که آیا این جایزه میتواند در سروسامان دادن به پایاننامهنویسی درست، تأثیرگذار واقع شود؟ میگوید: « به اعتقاد من جایزههایی مثل جایزه دکتر مجتبایی در هرحال مؤثرند ولی ما نباید توقعی بیش از حد داشته باشیم و گمان کنیم این تأثیرگذاریها بیشتر از آن جریان کلی است که متأسفانه در دانشگاهها و مراکز آکادمیک علمی وجود دارد بلکه جایزه فتحالله مجتبایی تلاشی است برای اینکه یک مقدار جریانات سوء و منفی کندتر شوند.»
حجتالاسلام دکتر قاسم کاکایی، استاد فلسفه، عرفان و عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز هم معتقد است معضل و مشکل پایاننامهها صرفاً بحث مشوقها و کمبودهای آن نیست و سرمنشأ مشکل پایاننامهها را باید در نبود آموزشهای لازم برای پایاننامهنویسی و روش تحقیق در دوره تحصیل جستوجو کرد.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود میافزاید: «ضمن اینکه استادان راهنما با توجه به کثرت دانشجوها و فراوانی دانشگاههای دولتی و غیردولتی همزمان مسئولیت چندین پایاننامه را بهعهده میگیرند؛ اینگونه استاد راهنما فرصت چندانی برای راهنمایی و مطالعه دقیق پایاننامه ندارد. یک معضل دیگر در این حوزه اشباع شدن سطح علمی کشور از موضوعات تکراری است. پس با صرف مشوق گذاشتنها مسأله حل نمیشود، باید برای ساختار آموزش عالی و تحصیلات تکمیلی ما فکر اساسی شود تا پایاننامههای زیبندهتر و با محتوای بیشتر ارائه دهند.»
دکتر ضیاء موحد، رئیس انجمن منطق ایران و از داوران جایزه استاد مجتبایی که دل پردردی از بورسیههای غیرقانونی و گزینش دانشجو بدون التزام به ضوابط علمی دارد هم میگوید برگزاری این جایزه حتی همین که برخی فارغالتحصیلان را متوجه این خامی و بیمایگی کند، کفایت میکند. این استاد رشته فلسفه و منطق در این باره میگوید: «در شرایط فعلی یک عده کار خودشان را میکنند یعنی همان کسانی که بدون امتحان تزریق میشوند و بدون امتحان دکتری وارد دانشگاه میشوند یعنی همان کارهایی که دولت قبل میکرد اینها علاجناپذیر است چراکه این گروه نمیتوانند پایاننامه درستی بنویسند البته من نمیخواهم قضاوت و پیشداوری کنم ولی به احتمال زیاد اینها همینجوری یک پایاننامهای مینویسند و مدرک میگیرند. البته اینها پایاننامههایشان را برای جایزه مجتبایی نمیفرستند. ما امسال در مجموع هفده پایاننامه را ارزیابی کردیم که به لحاظ تعداد بیشتر از سالهای گذشته بود اما مسلماً تعداد فارغالتحصیلان و پایاننامههای نوشته شده بیشتر از اینهاست و اگر برای داوری این جایزه ارسال نشده به این مفهوم است که خالقان اثر خودشان پی بردهاند که سطح کارشان خیلی پایین است. حالا اگر همین مقدار هم آگاه باشند و متوجه شوند که سطح کارشان چقدر پایین است باز هم سبب خیر است که لااقل این آگاهی و شناخت را یافتهاند.»
او در ادامه به کیفیت مطلوب پایاننامههای ارسال شده به دبیرخانه چهارمین دوره جایزه مجتبایی به عنوان شاهدی بر اثرگذاری برگزاری این جایزه در وضعیت پایاننامهنویسی اشاره کرده و میگوید: «پایاننامههایی که به دست ما رسید رسالههای خوبی بود و البته خود کسانی که در این دوره شرکت کردند هم تصدیق خواهند کرد که پایاننامه برتر برگزیده شده است. در واقع بین کسانی که پایاننامه مینویسند این جایزه خودش یک امتحان است.»
دهقانی، دیگر داور جایزه مجتبایی هم حرفهای موحد را تأیید کرده و ادامه میدهد: «من از چهار دوره، فقط دو دوره آخر را داوری کردم. بله نسبت به دورههای قبل این جایزه تأثیرگذارتر شده است، هم تعداد پایاننامههای ارسال شده برای هیأت داوران افزایش پیدا کرده و هم کیفیت آنها بهتر شده است.»
با وجود این سمیرا بامشکی هر چند اهمیت مشوقهای بیرونی را انکار نمیکند اما بر این نکته تأکید دارد که بیش و پیش از هر چیز انگیزههای درونی برای نوشتن پایاننامه مطلوب شرط است. او میگوید: «من در نخستین دوره این جایزه شرکت کردم و هیچ اطلاعی از این جایزه نداشتم. پس هرکسی که اثر خوبی خلق میکند بیش از هرچیز باید انگیزههای درونی ارزشمند داشته باشد البته اینکه آدم بداند کار خوبی که انجام میدهد، دیده و درک میشود مسلماً در این وانفسای پایاننامهنویسی بیتأثیر نخواهد بود.»
هرچقدر هم که بگوییم کارخلاقانه نسبتی با درونیات انسان دارد ناگزیر بخشی از این ماجرا دیده شدن، در معرض عموم قرار گرفتن و رقابت با دیگران است. همه عرصههای فعالیتهای بشری برای ارتقای کیفی از یک سو و برای بازخیزی روانی افراد فعال از سوی دیگر نیاز به تشویق شدن دارند. حالا با برگزاری چهارمین دوره جایزه مجتبایی به همت شهر کتاب، دانشجویان دکترای این رشته بویژه برای دیده شدن و چاپ آثارشان امید زیادی به این جایزه بستهاند.
محمدجعفر یاحقی درباره تحرکی که اهدای چنین جوایزی در جامعه علمی ایجاد می کند میگوید: «هر جایزهای میتواند هدفی را تعقیب کند و حاصلی داشته باشد که عمدهترین حاصل شاید تشویق کسانی است که در آن زیرمجموعه قرار دارند و طبیعتاً جایزه استاد مجتبایی هم همین خاصیت را دارد. اینکه هرسال پایاننامههای منتخب در قالب کتاب چاپ شود، امتیاز ویژهای است برای ترغیب دانشجویان علاقهمند به ارائه اثری بهتر و این خود فرجی برای کارهای پژوهشی است. علاوه بر این قدم دیگری برای اشاعه علم است و از یک کتاب و رساله خوب دیگران هم منتفع میشوند. در نتیجه شکوفایی مختصری در این حوزه ایجاد میکند».
خانم سیدقاسم هم در پاسخ به سؤالی درباره میزان تأثیرگذاری چاپ کتابهای برگزیده دورههای قبل بر روند پایاننامهنویسی خود میگوید: «کتاب خانم بامشکی چون به صورت تخصصی درباره مولانا بود به صورت خلاصه تورق کردم تا با شیوه تحقیق ایشان آشنایی پیدا کنم. پایاننامههای برتر میتواند از حیث صحت مطالب، نظم منطقی، ارجاعهای درست و مهمتر از همه روش تحقیق که الان در علوم انسانی خیلی برای دانشجویان جای سؤال است به عنوان الگو قرار بگیرد.»
او در ادامه میافزاید: «دوستان من در دانشگاه تهران وقتی از نتایج چهارمین دوره این جایزه مطلع شدند، تصمیم گرفتهاند در دور بعدی این جایزه شرکت کنند. یعنی اینکه آنها یا اطلاعی نداشتند یا اطمینان به احتمال منتخب شدن نداشتند. به هرحال این نشان میدهد که آنها برای اینکه رسالههایشان را به این جایزه ارائه کنند، موظفند دقت بیشتری داشته باشند.»
تجلیل اهل فضیلت انتقال وظایف واقعی مردم به خودشان است
فرهنگ هر کشور نشان تعالی مردم آن کشور است و ادبیات، قله رفیع این فرهنگ است. با وجود این فعالان حوزه علوم انسانی و بخصوص جامعه ادبی از بیمهری به پژوهشهای این حوزه گلایهمندند و اظهارنظر تحلیلگران بر این نکته متمرکز است که رشتههای مختلف پزشکی و مهندسی پاداش خود را در جشنوارههای گوناگون دریافت میکنند در حالی که رشتههای علوم انسانی و خصوصاً ادبیات مظلوم واقع شده است.
دکتر ضیاء موحد با اشاره به جای خالی تشویق پایاننامههای برتر و لزوم حمایت از پژوهشگران میگوید: «اصلاً جایزهای برای پایاننامه وجود نداشت. این از ابتکارات آقای مجتبایی بود. جایزه کتاب سال، جایزه کتاب فصل یا جایزه کتاب فصل دانشگاهها را داریم که متأسفانه بعضاً اثر برگزیده مستحق این عنوان هم نیست البته ما که مسئول کار آنها نیستیم ولی برای پایاننامهها چنین تشویق و جایزهای نداشتیم. پایاننامهها در خانه خالقش خاک میخورد و فوقش طبق قانون یکی - دو جلد هم به دست استاد راهنما و داورها میرسید ولی با جایزه فتحالله مجتبایی پایاننامههای برتر دیده میشوند و توسط هیأت کارشناسی داوری مورد ارزیابی قرار میگیرد، اثر برگزیده انتشار مییابد و... خب بچهها وقتی فکر کنند که پایاننامهشان توسط نیروهایی ارزیابی و بررسی میشود که آگاهی لازم را دارند کار بهتری انجام میدهند.»
قاسم کاکایی هم بر لزوم ایجاد چنین جوایزی در دیگر حوزه علوم انسانی تأکید دارد. این استاد فلسفه و عرفان معتقد است علوم انسانی نسبت به علوم مهندسی و پزشکی و رشتههایی از این دست برای جریان اجتماعی و بخصوص نسل جوان کمتر شناخته شده است و به نظر میرسد اینگونه جوایز بتواند گامهای مؤثری در معرفی و تقویت حوزه علوم انسانی باشد.
او میگوید: «در تمام جشنوارهها و جایزهها اگر که سرمایهگذاری روی کیفیت و داوری گذاشته شود و ضوابط خیلی مشخصی داشته باشد و کمتر رابطهها جای ضابطهها را بگیرد، در جایگاه خود مؤثر و مکمل همدیگر هستند. خب با توجه به توان مالی کمتری که این نوع جایزهها دارند در مقایسه و رقابت با جوایز دولتی نوعی بیپیرایگی و خلوص و اخلاص در آنها دیده میشود ولی سبک و سیاق همان است.»
یاحقی درباره تفاوت جایگاه و ماهیت این جایزه با جایزههای ملی و دولتی میگوید: «جایزههای دولتی هم مفید است و ویژگیهای خاص خودش را دارد اما به هرحال دولتی است و ملاحظات و چارچوبهایی برای آن درنظر گرفته میشود که ممکن است اختیارها را محدودتر کند. به علاوه همه چیز را که نباید همیشه به عهده دولت گذاشت و متوقع بود که دولت اینگونه تشویقها را انجام بدهد. همیشه هستند در جامعه افرادی که علاقهمندند در حوزههای مردمی بیشتر کار کنند. مردم خردمند و نیکوکار ایران از قدیمالایام در این خصوص مشارکت داشتند و در فرهنگ ایران تمام آموزشها، مراکز علمی و دینی توسط مردم اداره میشد، کاری هم به دولتها نداشتند که میآمدند و میرفتند و هیچوقت سرمایهگذاری در این زمینه نمیکردند. این کارها انتقال وظایف واقعی مردم به خودشان است و نباید متوقع بود که همه کارها را دولت انجام بدهد. وقتی هم دولتی میشود به هرحال کمی به مناسبات آلوده است، اما وقتی مردمی و خصوصی است، لطافت و اعتبارش خیلی بیشتر میشود.»
استاد دانشگاه فردوسی در بخش دیگری از صحبتهایش به برگزاری جایزه رضا داوری اردکانی در حوزه فلسفه از سال آینده اشاره کرده و ادامه میدهد: «ببینید یکی از ثمرات خیر این کار ترویج چنین تفکری است و باعث شده حالا استاد داوری هم پا پیش بگذارند. آقای دکتر داوری استاد فلسفه هستند و علاقهمندانه کار میکنند. همه اینها نتایج چنین تفکرات ارزشمندی (جایزه استاد مجتبایی) است».
مصون ماندن از ملاحظات غیرآکادمیک
بیپیرایگی، خلوص و مطرح نبودن جنبههای مالی در برگزاری جایزه مجتبایی هر چند به عنوان امتیاز ویژه این جایزه مطرح میشود اما کمتوانی مالی یکی از معضلاتی است که در چند سال اخیر جوایز غیردولتی و بویژه جوایز مستقل ادبی را متوقف کرده است؛ موضوعی که علیاصغر محمدخانی معاون فرهنگی و بینالملل مؤسسه شهر کتاب نیز بر آن تأکید دارد و میگوید هر چند برای هیأت داوران دغدغهای غیر از علم مطرح نیست و بدون هیچ چشمداشت مالی برای این منظور وقت میگذارند اما جذب حامی مالی میتواند هم برای داورها زمینه امکانات بیشتری فراهم کند و هم پایاننامههای تشویقی بیشتری از این جایزه مالی بهرهمند شوند.
مجتبایی با اشاره به حمایت مالی از چهارمین دوره این جایزه، مشارکت در حوزههای فرهنگی را اتفاق مبارکی عنوان کرده و معتقد است اگر اطلاعرسانی درست انجام شود زمینه بیشتر برای این مشارکتها فراهم خواهد شد. او میگوید: «امسال بنیاد فرهنگی و خیریه محمدنقی ترکمان حمایت پایاننامههای تشویقی را به عهده گرفت و وجهی را به برگزیدگان اهدا کرد. محمد.. تقی ترکمان که یک بازرگان است و استاد دانشگاه هم نیست آمدند و برای تکریم اهل علم مشارکت کردند. دیگرانی هم هستند که خواهان مشارکت در چنین کارهای فرهنگی خوب هستند و به دنبال یک وسیله میگردند.»
دکتر دهقانی از بنیاد تمپلتون به عنوان نمونه موفق مشارکت بخش خصوصی در این حوزه یاد میکند و در توضیح بیشتر میافزاید: «در امریکا یک مشاور مالی مرفه و بازنشسته به نام جان مارکس تمپلتون با تأسیس بنیاد تمپلتون هر ساله جایزه حدود یک ونیم میلیون دلاری برای کسانی که در حوزه آشتی بین علم و دین تلاش میکنند اهدا میکند. خود جایزه نوبل هم که الان دولتی شده جایزه شخصی بود اما وقتی دولت سوئد متوجه شد که چقدر این جایزه میتواند سازنده باشد آن را به شکل دولتی درآورد.»
سوای تقویت و کمکهای مالی، اعمال محدودیت و فشارهای خارجی از جمله عواملی است که همواره بدنه بیدفاع جوایز مستقل را تهدید کرده است. عمر کوتاه جوایز ادبی مستقل همچون «روزی روزگاری»، «مهرگان ادب»، «کارنامه» و «جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی»، «گلشیری» و... روایتی است از این حدیث مکرر.
محمد جعفر یاحقی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چه تمهیداتی میتوان برای مصون ماندن جایزه مجتبایی از خطراتی چون حاکم شدن مناسبات و ملاحظات غیرآکادمیک در انتخاب اثر برتر اندیشید، میگوید: «در این چند دوره داوران بیطرفی خودشان را ثابت کردهاند البته هر چیزی ممکن است خطراتی داشته باشد و به این دلیل که در آینده ممکن است آفتی دامنگیر آن شود، نمیشود از اصل آن درگذشت و فایدههای آن را نادیده گرفت. من امیدوارم شهر کتاب با خوشنامی و اهتمامی که در این کارها دارد سعی کند از این آفتها پرهیز کند و به مسائل شخصی آلوده نشود. خوشبختانه در حال حاضر آقای مجتبایی شخصاً نظارت دارند، ولی فرداها و بعد از 100 سال که ایشان نباشند، باید افراد مورد وثوقی نظارت کنند. معمولاً برای این کارها هیأت امنایی انتخاب میشود که بر کارها نظارت کنند. انتظار این است که این افراد، افراد شایستهای باشند و از سقوط به این ورطه جلوگیری کنند».
اما دکتر مجتبایی میگوید تا زمانی که در قید حیات است اجازه نخواهد داد هیچ اعمال سلیقه و فشاری سلامت قضاوت هیأت داوران جایزهاش را تهدید کند و در پایان خاطرنشان میکند: «تا زمانی که زنده هستم نمیگذارم جایزه مجتبایی دچار چنین سرنوشتی شود یعنی رسالهها را 4 تا 5 نفر از دقیقترین، مطمئنترین و باسوادترین اشخاص قضاوت و داوری میکنند. اما برای سالهایی که من نیستم خود جامعه بهترین داور و کنترلکننده است. اگر جایزهها بر اساس مناسبات پشت پرده به رسالهای اهدا شود غرضها هویدا و کار متوقف میشود.»
روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید