1393/9/23 ۱۱:۲۹
استاد بهاء الدین خرمشاهی، محقق و قرآن پژوه در متن زیر با بیان نکاتی درباره متفاوت بودن عاشورا، معتقد است این واقعه شگفت آور در برخی کتب تاریخی دستمایه افسانه وار کردن و اسطوره سازی شده است.
***
آنچه واقعه كربلا را برجسته میكند، بعد عاطفی، اخلاقی و انسانی در آن است. واقعهی عاشورا برای بیگانهترین اشخاص، ملل، آیینها و سنن شگفتآور بوده است اما آنچه در کتب تاریخی همواره به آن نقد وارد است، تحریف های افسانهوار و اسطورهسازانه از این واقعه است.
این واقعه عناصر دراماتیك قوی داشته و قابل توجه است كه شخصی با همهی خانواده، عشیره و یاران خود راه میافتد، فقط برای اینكه حق در خطر است و اصلا احساس نمیكند خودش در خطر است.
راه صلح بر امام حسین (ع) بسته بود؛ اگر ایشان صلح را میپذیرفتند، اینكه اسلام سلطنتی شود را پذیرفته بودند. این عنصر انسانی، اخلاقی و عاطفی بسیار قوی است؛ چندان كه از حافظهی تاریخ فراموش نمیشود.
چندان فراموش نمیشود كه بعد از 1400 سال، گاندی ـ رهبر استقلال هند ـ میگوید: الگوی من در نهضت مقاومت و انقلابی كه در مقابل استعمار عالمگیر انگلستان برپا كردم، امام حسین (ع) مسلمانها بود. ببینید كه امام حسین (ع) چه نفوذی داشته كه غیرمسلمانان هم مقاومت، فداكاری و ایثار را از ایشان یاد میگیرند.
وقتی كه كسی راضی شود از جان، مال و حتی فرزند، جوان و نوجوان خود بگذرد، یعنی آنقدر حقیقت را دوست دارد كه آنرا به عین و عیان میبیند. امام حسین (ع) تنها در ظاهر و معیارهای جنگی رایج شكست خوردند؛ چراكه گذشتن از همه چیزدر راه آرمان و عقیده، كمتر سابقه داشته و خود پیروزی بزرگی است.
گفته میشود كه یاران امام (ع) 72 نفر بودند و حتی مورخان یاران امام (ع) را تا 120 نفر هم شمردهاند. در هر صورت، یعنی 100 ـ 120 نفر در برابر چهار هزار نفر كه این بسیار ناجوانمردانه بوده است. اما با همه این موارد شگفت که تاریخ نقل کرده نباید اجازه داد این واقعه بزرگ تبدیل به خرافه پردازی شود.
نه امثال من كه نه مورخ هستیم و فقط اندكی تحقیق را دوست میداریم، بلكه امثال استاد مطهری كه كتاب حماسه حسینی را نوشتهاند، گفتهاند كه مثلا عروسی قاسم (ع) چه معنایی دارد كه در میان جنگ بیرحمانه و نابرابر، عروسی بگیرند و حجلهی عروسی برپا كنند؟
این حرفها بیشتر به شوخی شباهت دارد و اصلا به شان خاندان حسینی نمیافزاید. یا میگویند ذوالجناح از یك انسان بسیار باهوش هم باهوشتر بوده، حرف میزده و دفاع میكرده است؛ یا خیلی چیزهای دیگر هم میگویند. ذهن اسطورهساز و افسانهپرداز انسانها در مورد چیزهایی كه مورد علاقهشان است همیشه به كار میافتد. مثلا برای حافظ شاخه نبات درست میشود، شاخه نبات اصلا شعر حافظ است؛ ولی از آن یك دختر شیرازی ساخته میشود كه حافظ غزلهایش را خطاب به او گفته؛ ولی وقتی درست خوانده شود، معلوم میشود مراد، اصل شعر اوست. این تحریف افسانهوار و اسطورهسازانه در ذهن همهی ملل هست. همین چیزهایی كه در محیط ما نسبت به مقدساتمان وجود دارد، در محیط مسیحی هم نسبت به مقدسات مسیحی وجود دارد.
اینكه میگویند امام حسین (ع) یك تنه پنجهزار نفر از سپاه دشمن را به خاك و خون كشید، نادرست است چون طبق منابع تاریخی، سپاه دشمن اصلا پنجهزار نفر نبوده است و دیگر اینكه در امكان انسانی نیست؛ ولو اینكه از اولیای خدا باشد. اینها اصلا به قدر و مقام و منزلت این حماسهی عظیم انسانی و دینی نمیافزاید بلكه در برخی از موارد، به اصل شجاعت ایشان در برابر ناحق هم خدشه وارد میكند.
خبرگزاری ایبنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید