1398/4/3 ۱۰:۳۴
هر چقدر هم که تاریخ گریز باشیم، ناگزیر از تاریخیم. یادمان نرود، در بسیاری از بزنگاهها، پاسخ به چیستی و چرایی وضعیت امروز ایران و ایرانی، در گرو تاباندن نور به تاریخ است و در این میان، تاریخ مشروطه جایگاهی یگانه دارد؛ مقطعی که نقطه عطفی در مسیر پرافت و خیز تاریخی این سرزمین به حساب میآید و بیاطلاعی از آن و بیاعتنایی به آن، نهایت ستمگری بر تاریخ و جامعه ایرانی است.
دوم تیرماه؛ روزی که مجلس شورای ملی به توپ بسته شد
حسین مسلم: رودکی بیش از هزار سال پیش، با فصاحت، ساحت درس آموزی از فراز و فرود زمانه و تاریخ را خاطرنشان مان کرده است:
هر که ناموخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد زهیچ آموزگار
دوم تیرماه روزی است که مجلس شورای ملی به اشاره محمدعلی شاه قاجار و با فرمان لیاخوف روس به توپ بسته شد. گرچه سلاطین قجری به تلّون مزاج شهره بودند، اما خطاست اگر فرمان به توپ بستن مجلس به اشاره چشم شاه قجری را مبتنی بر تلوّن و دمدمی مزاجیاش تلقی کنیم. برای واکاوی این رویداد کذا، باید کمی به عقبتر بازگشت.... زمانی که محمدعلی شاه هنوز شاه نبود.
مظفرالدین شاه، علیرغم ضعف بنیه، هنوز بر تخت بود و محمدعلیمیرزا، فرزند نازپروردهاش که برخلاف پدر کم سواد و ساده دل، بسیار زمخت و قلدرمآب بود، در تبریز بر تخت ولایتعهدی تکیه داشت و علیرغم عطشی که برای سلطنت داشت، هنوز باید قدری انتظار میکشید تا پدرعلیل و ناخوش احوال ریق رحمت را سر بکشد.
در همین دوران، تبریز، با مشروطه خواهانی دوآتشه و البته با یک انجمن ایالتی فعّال و ثابت قدم از شهرهای پیشرو در انقلاب مشروطه بود و حال که عجالتاً دست شاهزاده از تخت و پایتخت کوتاه بود و زورش به مجلس شورای ملی در طهران نمیرسید، بر آن شد تا بساط انجمن ایالتی تبریز را در همان محدوده ولایتعهدیاش جمع کند. با ادبیاتی قلدرمآبانه به انجمن ایالتی تبریز تلگرام زد که «زود کاسه کوزه انجمن کذایی تان را جمع کنید، مملکت مجلس شورا دارد....» ناگفته پیداست که محمدعلیمیرزا اعتقادی به مجلس شورای ملی نداشت و در آن مقطع، عجالتاً میخواست از مجلس شورا[ی ملی] به عنوان بهانه و چماقی برای از سر راه برداشتن مجلس ایالتی بهرهبرداری کند. البته محمدعلیمیرزا از این تلگرام طرفی نبست. وقتی انجمن ایالتی در برابر این فرمان ایستاد و طرهای برای خرده فرمایش شاهزاده خرد نکرد، کوتاه آمد و دم فرو بست.هرچند فراموش نکرد و سخت به دل گرفت.
البته این اولدوروم بولدورومها ادامه داشت، تا اینکه مظفرالدین شاه در دی ماه 1385 چشم از جهان فرو بست و محمدعلیمیرزا آسیمه سر به تهران رفت تا بر تخت بنشیند. در نخستین عقده گشایی از مجلس و مشروطه، احدی از نمایندگان ملّت را برای تاجگذاری خود دعوت نکرد. میگویند در همان روز تاجگذاری، در حالی که تاج جواهرنشان و سنگین پادشاهی بشدت بر کاسه سرش سنگینی میکرد و قطرههای درشت عرق از سر و رویش میبارید، در گوش لیاخوف روس(که از مدعوین مراسم تاجگذاری بود و کل مراسم را در کنار محمدعلیمیرزا ایستاده بود) میگوید: «این مشروطه دیگر چه صیغهای است؟»لیاخوف، نیز چشمها را با نگرانی دور میگرداند و نگران از اینکه حاضران این افاضه را نشنیده باشند، به آرامی در گوش پادشاه نورسیده نجوا میکند: «هیس! قربان الآن وقتش نیست؛ بموقع خودش، چشم.»
محمدعلی شاه حدود شانزده ماه (از روزی که بر مسند نشست) به هر جان کندنی بود مجلس و مشروطه را تحمل کرد تا روزی چون امروز، غروب روز دوم تیرماه 111 سال پیش، که لیاخوف در برابرشاه ایستاد و تعظیم نصفه نیمهای کرد و این بار با صدایی رسا به شاه گفت: «اعلیحضرت، نگفتم بموقعاش چشم؛ حالا موقعاش رسیده است.»
ساعتی پس از به توپ بستن مجلس، محمدعلیشاه کیفور از این اقدام، به میرهاشم دوه چی، یکی از ایادی خودش در تبریز و سرسپرده کهنه کار استبداد که انجمنی به نام «اسلامیه» را در محله دوه چی تبریز در مقابل انجمن ایالتی مشروطه خواه علم کرده بود، تلگرام فرستاد که «جناب مستطاب میرهاشم دوه چی، با کمال قدرت مجلس را توپیدم. مفسدین را تمام گرفتار، سید عبدالله [بهبهانی]را به کربلا فرستادم، سید محمد[طباطبایی] را به خراسان، ملک المتکلمین و جهانگیر خان را دادم در باغشاه سیاست کردند(همه میدانیم که منظور محمدعلی شاه از سیاست چیست و میدانیم که دوستاقبانهای حکومت چگونه با طناب زندگی این دو مشروطه خواه را در باغشاه از آنها گرفتند). مفسدین تمام محبوس(و باز میدانیم که منظور از مفسدین، همانا آزادیخواهان راه مشروطه بودند!)... شما هم با کمال قدرت، مشغول رفع مفسدین باشید.»
و این خود آغاز داستانی دنباله دار و پر آب و چشم بود.
نخستین روزهای تیر ماه، بخصوص دوم تیرماه، برای ما یادآور یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است. روزها و ماههایی که بنا به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزهای ایران، همچو کلاس درسی است که یک دنیا آموزه و حرف برای گفتن و آموختن دارد.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید