1396/11/1 ۱۳:۰۴
«این قانون خواهان، مادامی خواستار قانون هستند که بر علیه خودشان حکمی از مجرای قانون، صادر نشود. این است که مملکت، آن به آن در تنزل است. این است که امنیت و وثوق مرتفع است. این است که هنوز مشروطیت متزلزل است. این است که امورات متشتت است...آیا هست در میان این وکلای مشروطه خواه ملت دوست معدلت پناه، که داد این مظلوم را از این وزیر عدلیه (دبیرالملک) و حضرت آقای محکوم (میرزا حسن خان مستوفی الممالک) بگیرد؟
«این قانون خواهان، مادامی خواستار قانون هستند که بر علیه خودشان حکمی از مجرای قانون، صادر نشود. این است که مملکت، آن به آن در تنزل است. این است که امنیت و وثوق مرتفع است. این است که هنوز مشروطیت متزلزل است. این است که امورات متشتت است...آیا هست در میان این وکلای مشروطه خواه ملت دوست معدلت پناه، که داد این مظلوم را از این وزیر عدلیه (دبیرالملک) و حضرت آقای محکوم (میرزا حسن خان مستوفی الممالک) بگیرد؟ آیا معدلت خواه و عدالت پناهی هست که برای رضای خدا و رفع ظلم و احقاق حق یک بیچاره، قدم فتوت پیش بگذارد؟ آیا وطن دوستی هست که اسباب اطمینان و امیدواری این ملت بی کس را فراهم نماید؟ آیا کسی هست که به ابنای این وطن غیر عزیز بفرماید که در مملکت مشروطه، فرقی مابین وزیر و گدا و شاه نیست؟...»
این عبارات، بخش مختصری از نامۀ میرزا هاشم آشتیانی به مجلس شورای ملی است. نامه ای که در آن، به روشنی شرایط حاکم بر دستگاههای اجرایی و موقعیت مجلس و دولت به تصویر کشیده شده است....
پیام بهارستان، 1388 شماره 3
دریافت مقاله
منبع: پرتال جامع علوم انسانی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید