1396/8/23 ۰۹:۲۶
جواهر لعل نهرو در تاریخ ۱۴ نوامبر سال ۱۸۸۹ در اللهآباد هند به دنیا آمد. نهرو پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در هندوستان جهت تحصیل علم حقوق به انگلستان رفت و در سن ۲۳ سالگی با اخذ پروانه وکالت به هند بازگشت. مشاهده فقر و زندگی فلاکتبار مردم و تحمیل فشارهای سیاسی انگلیس و آشنایی با اندیشههای سیاسی مهاتما گاندی باعث شکلگیری زندگی سیاسی وی شد.
علیرضا صدقی: جواهر لعل نهرو در تاریخ ۱۴ نوامبر سال ۱۸۸۹ در اللهآباد هند به دنیا آمد. نهرو پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در هندوستان جهت تحصیل علم حقوق به انگلستان رفت و در سن ۲۳ سالگی با اخذ پروانه وکالت به هند بازگشت. مشاهده فقر و زندگی فلاکتبار مردم و تحمیل فشارهای سیاسی انگلیس و آشنایی با اندیشههای سیاسی مهاتما گاندی باعث شکلگیری زندگی سیاسی وی شد. او به تدریج از بزرگترین رهبران نهضت استقلالطلبی هند شد و به دلیل مبارزات ضداستعماریاش بارها از سوی دولت انگلیس دستگیر و به حبس محکوم شد. او حدود سیزده سال از زندگیاش را در زندان سپری کرد. نگارش چندین عنوان کتاب محصول سالهای زندگی او در زندان است. او در سال ۱۹۲۹ به ریاست حزب کنگره ملی که نیرومندترین جمعیت سیاسی هند به شمار میآمد، انتخاب شد و سرانجام با پیروزی نهضت آزادی مردم در سال ۱۹۴۶ به عنوان اولین نخستوزیر هندوستان انتخاب شد. در طول دوران نخستوزیریاش اقدامات گستردهای در جهت برگزاری صلح و آزادی در روابط بینالملل و برقراری عدالت اجتماعی در ساختار جامعه هند انجام داد. او در ۲۷ آوریل سال ۱۹۶۴ و در سن ۷۵ سالگی در حالی که هنوز نخستوزیر بود در اثر حمله قلبی درگذشت. جواهر لعل نهرو در خانوادهای از اشراف برهمن هند متولد شد. نیاکان جواهر لعل نهرو از برهمنانی بودند که دویست و پنجاه سال پیش در کشمیر زندگی میکردند. آنها در زمان آخرین پادشاهان مغول هند، به دهلی و سپس به اللهآباد نقل مکان کردند. پدر جواهر لعل نهرو موتیلال نهرو و مادرش سواروپ رانی نام داشت. موتیلال نهرو که خود وکیل و رهبری سیاسی بود در اللهآباد مردی ثروتمند به شمار میرفت. مردم گاه جواهر لعل نهرو را به دلیل دارا بودن خانوادهای اشرافی پاندیت خطاب میکردند. کاربرد این عنوان نشانگر برهمن و ممتاز بودن خاندان او بود. نهرو تنها فرزند پسر خانواده بود. او دو خواهر نیز داشت که هر دو از او جوانتر بودند. جواهر لعل نهرو در تاریخ ۸ فوریه سال ۱۹۱۶ (۱۸ بهمن ۱۲۹۴) با کمالا نهرو ازدواج کرد. کمالا از یک خانواده بازرگان مشهور کشمیری ساکن در دهلی بود. او نویسنده کتاب معروف تاریخ لعل و نهرو است. کمالا نیز از پیشوایان نهضت آزادی هند بود و در تمام سالهای مبارزاتی مردم هند در کنار نهرو به مبارزه علیه استعمار پرداخت و بارها به زندان رفت. ایندیرا گاندی تنها فرزند جواهر لعل نهرو در سال ۱۹۶۶ با حمایت کنگره ملی به عنوان نخستوزیر انتخاب شد. پدر جواهر لعل نهرو از شهرت و تمکن مالی خوبی برخوردار بود. از همین رو نهرو توانست علیرغم شیوع فقر در آن زمان تحصیلات ابتدایی خود را در بهترین مدارس هند سپری کند. او در نوجوانی برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در کالج هارو، کالج ترینیتی آکسفورد و ایننر تمپل مشغول تحصیل شد. او در رشته حقوق دانشگاه کمبریج تحصیلات خود را ادامه داد و با کسب امتیازهای درخشان موفق به اخذ پایاننامه در این رشته شد. او پس از فراغت از تحصیل هنگامی که ۲۳ ساله بود به هند بازگشت. جواهر لعل نهرو بعد از فراغت از تحصیل هند بازگشت. او در ابتدا به دلیل سالهای متوالی تحصیل در کالجهای انگلستان و مخالفتهای پدرش با نگرشهای سیاسی مهاتما گاندی گرایش چندانی به مبارزه علیه استعمار انگلستان نداشت. به تدریج اندیشههای ضداستعماری گاندی بر نگرش سیاسی او تاثیر گذاشت. مبارزات گاندی بر پایه تفکر اصل عدم خشونت بود. علاقه نهرو به این تفکر گاندی و شیوه مبارزاتیاش باعث نزدیکی او به گاندی و پیوستن به مبارزه علیه استعمار انگلیس شد. نهرو بعد از مشاهده واقعه کشتار مردم معترض نسبت به دشواریهای اقتصادی و سیاسی در روز ۱۳ اوریل ۱۹۱۹ بر علیه استعمارگران بریتانیایی در شهر آمریتسار در ایالت پنجاب برای مبارزه مصمم شد. در این واقعه مردم بصورت مسالمتآمیز دست به تظاهرات زدند که توسط استعمارگران بریتانیایی سرکوب شدند. بعد از این واقعه گاندی فرمان نافرمانی مدنی را جهت استمرار جنبش استقلالطلبی منتشر کرد. در این زمان نهرو در راس مبارزه و یکی از بزرگترین رهبران این جنبش محسوب میشد. او از گاندی فرمان میگرفت و اجرا میکرد. نهرو به تدریج توانست در کنار گاندی شورش مقاومت منفی را در بین مردم ایجاد کند. او طی سالهای دهه ۳۰ به اتهام فعالیتهای سیاسی و مخالفت با تسلط بریتانیا بر هندوستان و دولت کرارا به زندان افتاد. نهرو همچنین در طول جنگ جهانی دوم به دلیل مخالفت در همکاری و کمک هندوستان در جنگ انگلستان علیه قوای محور (اتحاد آلمان نازی، ایتالیا و ژاپن قبل از جنگ جهانی دوم) و به این بهانه که هندوستان بلافاصله بعد از جنگ باید به استقلال خود دست یابد، به زندان افتاد. در خاتمه جنگ نهرو در گفت وگوهای مربوط به تقسیم نیم قاره هندوستان و تاسیس دو کشور مستقل هند و پاکستان و همچنین در ۱۹۵۱ به عنوان یکی از قدرتمندترین حامیان سازمان ملل در جریان بحران کمره شرکت کرد. در سال ۱۹۲۹ هندیها به سبب احترامی که برای نهرو قائل بودند وی را به ریاست حزب کنگره ملی برگزیدند. حزب کنگره ملی در سال ۱۸۸۵ میلادی برای هماهنگ ساختن مردم هند با حاکمان انگلیسی و کنترل اعتراضات بوجود آمد. با گذشت زمان حزب کنگره به عنوان مرکزی برای تجمع استقلالطلبان و مبارزان علیه استعمار انگلیس شد. نهرو در سن چهل سالگی به ریاست رسید و تا آن زمان به جز در مورد مولانا ابوالکلام آزاد (اولین وزیر فرهنگ هند بعد از استقلال) سابقه نداشت که کسی به این سن به ریاست کنگره برگزیده شود. رئیس کنگره معمولا برای یک سال انتخاب میشد اما نهرو دو سال پشت هم به این مقام رسید. با گسترش مبارزات استقلالطلبی مردم هند انگلیسیها در سال ۱۹۴۶ ناچار شدند یک حکومت مستقل موقت در هند تشکیل دهند. مقام نخستوزیری و وزارت خارجه این دولت موقت به نهرو واگذار شد. هند در سال ۱۹۴۷ در سایه استمرار سیاست مبارزه منفی مهاتما گاندی به استقلال رسید و حکومت بریتانیا قدرت حکومت را رسما به هندیها واگذار کرد. جواهر لعل نهرو پس از استقلال هند در سال ۱۹۴۷ و تا زمان وفاتش در سال ۱۹۶۴ به مدت ۱۷ سال نخستوزیر هند بود. او پس از نخستوزیری با کمک افرادی چون سردار پاتل و دکتر آمبدکار توانست قوانین جدیدی را برای ساختاردهی مجدد به جامعه هند به تصویب برساند که مهمترین آنها لغو نظام کاست بود. نظام کاست؛ نوعی نظام اجتماعی است که رفتار و اعمال افراد بر اساس رتبه بندی اجتماعی آنها تعریف می شود. هند بعداز پیروزی نهضت آزادی در سال ۱۹۴۷ دارای حکومت دموکراسی شد. جواهر لعل نهرو اولین نخستوزیر رسمی هند بعد از به استقلال رسیدن این کشوراست. از مهمترین اقداماتی که وی در دوران نخستوزیریاش انجام داد تدوین قانون اساسی جدید بود. براساس این قانون، هند کشوری فدرال است که در آن رئیس جمهور، مقامی تشریفاتی دارد و سمبل وحدت است. دولت نهرو و همفکرانش، دولتهایی سکولار و طرفدار بردباری و آزادیهای مذهبی بودند که نخستوزیر در این دولتها مقامی است که دارای اختیارات تام اجرایی است. خانواده نهرو و گاندی که سه نخستوزیر هند از این دو خانواده بودهاند سیاست بیطرفی بین شرق و غرب را مدنظر قرار دادند و توانستند هندوستان را با وجود مشکلات فراوان و تنوع بینظیر ادیان و مذاهب و ملیتها به کشوری متحد، نیرومند و موثر در معادلات سیاسی جهان تبدیل کنند. با تشکیل دولت نهرو درسال ۱۹۴۷ سیستم خانخانی و مهاراجهها، جای خود را به نظام جمهوری داد. نهرو گونهای از سوسیالیسم را با دموکراسی درآمیخت و به مبارزه با فقر در هند پرداخت. نهرو از فرهیختهترین رهبران سیاسی هند بود که بنیان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و مدیریتی را در هند پدید آورد. نهرو جهت تقویت بخش دولتی، سازمانهایی ایجاد کرد که آزادی عملشان تحت کنترل دولت بود. سازمانهای جناح راست و سازمان آماری کشور از جمله این سازمانها بودند. نهرو در زمینه تعریف سیاستها نیز نقش تاثیرگذاری داشت. او برای اولین بار مفاهیم بخش دولتی و سیاستهای علمی را ارائه داد. تحت نظارت نهرو، بخش دولتی در اقتصاد هندی، به اوج قدرت رسید. نهرو در آثار تالیفی خود، به آزادی و ضرورت مسئولیت انسان در تعیین سرنوشت خود و تلاش برای بهبود بخشیدن به زندگی اشاره میکند. او معتقد بود که سرنوشت هر فرد در ارتباط با سرنوشت کشور و مردم است. ارزش فرد در رابطه با مردم معین میشود و تنها رهبری که آگاه و در بیان الهامات و آرزوهای مردم موفق شده باشد، رهبر واقعی است. به عقیده او، گاندی چنین رهبری بود. جواهر لعل نهرو در ۲۷ می ۱۹۶۴ در سن ۷۵ سالگی درگذشت و پیکرش با حضور حدود نیم میلیون نفر از مردم و رهبران بینالمللی از خانه وی تا رودخانه جمنا تشییع و در کنار این رودخانه برطبق آیین هندوییسم سوزانده شد. نهرو در سیاست خارجی راهی میان بلوکهای شرق و غرب را در پیش گرفت. به طوری که توانست در بسیاری از تنشها و برخوردهای بینالمللی مانند جنگ کره، مسئله هلند و اندونزی، مسئله تونس، مشکل چین، جنگ الجزایر و فرانسه، بحران کانال سوئز و خیزش در مجارستان، نقش میانجی ایفا کند. اتخاذ سیاست همزیستی مسالمتآمیز و عدم خشونت، از وی چنان شخصیتی ساخت که پیشنهادهایش در بحبوحه جنگ سرد مورد توجه مجامع بینالمللی قرار گرفت. اصطلاح عدم تعهد نخستین بار توسط جواهر لعل نهرو، طی نطقی در ۲۸ آوریل ۱۹۵۴ در کلمبو (بزرگترین شهر سریلانکا) مطرح شد. او همراه با احمد سوکارنو، مارشال تیتو، جمال عبدالناصر و قوام نکرومه از پایهگذاران جنبش عدم تعهد به شمار میرود. این افراد در سال ۱۹۵۵ در شهر باندونگ اندونزی گردهم آمدند و در قالب اعلامیه باندونگ ساز و کار بنای ساختار سیاسی بینالمللی جدیدی تحت عنوان جنبش عدم تعهد را بنیان نهادند. این اقدام مهم در شرایطی شکل گرفت که بلوکبندی جهان به شرق و غرب با رهبری ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در حال نهادینه شدن بود. در حقیقت، بنیانگذاران جنبش با توجه به شخصیت و سابقه انقلابیشان خارج از اراده دو ابرقدرت به دنبال شکلدهی قطب و بلوک سومی بودند که کشورهای در حال توسعه را در بر بگیرد. نهرو برای فرد انسان و شخصیّت و حیثیّت انسانی و جامعه بشری، احترامی فوقالعاده قائل بود و به همین جهت در عین علاقمندی به سوسیالیسم، به دموکراسی نیز پایبند بود و هند را به صورت بزرگترین و پر جمعیّتترین دموکراسی جهان درآورد. به طوری که او را معمار دموکراسی در آسیا لقب دادند. نهرو در طول زندگی مبارزاتیاش بارها به زندان رفت. او برخلاف گاندی، از زندان متنفر بود ولی با این همه از فرصت زندان برای مطالعه و نگارش کتاب استفاده کرد. نهرو، اسلام را تمدنی جوان مینامد که با ورود به هر کشور، تمدن آن کشور را در خود هضم میکند. او در کتاب مشهور نگاهی به تاریخ جهان چنین مینویسد: «ارتش عرب در حالی که به سوی آسیای مرکزی و شمال آفریقا پیش میرفت و گسترش مییافت نه فقط مذهب تازه را با خود همراه میبرد، بلکه یک تمدن جوان و در حال رشد را نیز با خود داشت. سوریه، بینالنهرین و مصر، همه در فرهنگ عربی جذب شدند و تحلیل رفتند. ایران نیز به همین قرار مسخر اعراب شد. اما عربها نتوانستند مردم ایران را به خود شبیه سازند و مانند سوریه یا مصر در خود تحلیل برند.» نهرو پذیرش تفکر شیعی از سوی تمدن ایران را از دیگر ویژگیهای تمدن ایرانی میداند. او با اشاره به خدمات متقابل ایران و اسلام در بعد هنری چنین مینویسد: «هر چند ایران شبیه اعراب نشد و در ملیت عربی تحلیل نرفت، تمدن عرب تاثیری فوقالعاده در آن داشت و اسلام در ایران هم مانند هند حیاتی تازه برای فعالیتهای هنری ایجاد کرد و هنر عربی هم تحت نفوذ و تاثیر ایرانی واقع شد.» جواهر لعل نهرو در جلد دوم – صفحه ۶۰۱ کتاب زندگی من در مورد مذهب اینگونه مینویسد: « هند پیش از هر چیز کشوری مذهبی به نظر میرسید. هندوها، مسلمانان، سیکها و پیروان سایر مذاهب همه از اعتقادات مذهبی خود مغرورند و در حالی که متقابلا بر سر یکدیگر میکوبند خود را در راه آنچه به نظرشان تنها حقیقت مطلق است فدا میکنند. مجموعه آنچه به عنوان مذهب موجود است و رواج دارد چه در هند و چه در جاهای دیگر همیشه مرا بیزار و منزجر ساخته است و همواره آن را محکوم شمردهام و خواستهام همه آنها را جارو کنم و دور بریزم. مذهب تقریبا همیشه صورت اعتقادات کورکورانه و ارتجاعی، تمایلات خشک و قالبی، تقدسهای بیعمق و بیفایده، خرافات و استثمار مردم و دفاع از منافع طبقات متمتع را داشته است. در عین حال خوب میدانستم که در مذهب یک چیز دیگر هم هست که به احتیاجات درونی و تمنیات عمیق طبع آدمی پاسخ میگوید و او را راضی میسازد.» نهرو در سالهای آخر عمرش ضمن مصاحبهای با یک روزنامهنگار هندی به نام کارانجیا در مورد تغییر نظرش در مورد مذهب اینگونه بیان میکند: «استفاده از روشهای معنوی و روحانی نیز لازم و خوب است. من همیشه در این مورد با گاندی هم عقیده بودم و چه بسا که امروز استفاده از این وسائل را لازمتر میشمارم زیرا امروز در برابر خلا معنوی تمدن جدیدی که رواج میپذیرد بیش از دیروز باید پاسخهای معنوی و روحانی بیابیم.» این روزنامهنگار هندی سوالات متعددی درباره سایر مکاتب فکری از نهرو پرسید و جوابی که از وی دریافت کرد همگی تاکید بر نارسایی مکتبهای فکری ساخته ذهن بشری و توصیه وی به پیروی از موازین و راهحلهای اخلاقی برآمده از مذهب داشت.
منبع: ابتکار
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید