1395/9/30 ۰۸:۱۸
روز سیام آذر به نیمههای شب نزدیک شده بود که دادگاه نظامی تهران رسیدگی به اتهامات 50 نفر از متهمان حوادث مرداد 1332 را به پایان برد. این 50 نفر که در راس آنها محمد مصدق نخستوزیر برکنار شده ایران حضور داشت، از بعدازظهر 17 آبان 1332 آغاز شد و پس از تشکیل ۳۵ جلسه در 29 آذر 1332 با دفاع پایانی مصدق به پایان رسید.
30 آذر 32 حکم دادگاه محمد مصدق اعلام شد سجاد صداقت : روز سیام آذر به نیمههای شب نزدیک شده بود که دادگاه نظامی تهران رسیدگی به اتهامات 50 نفر از متهمان حوادث مرداد 1332 را به پایان برد. این 50 نفر که در راس آنها محمد مصدق نخستوزیر برکنار شده ایران حضور داشت، از بعدازظهر 17 آبان 1332 آغاز شد و پس از تشکیل ۳۵ جلسه در 29 آذر 1332 با دفاع پایانی مصدق به پایان رسید. دادگاهی که همچنان که محمد مصدق درباره آن پیشبینی کرده بود به عنوان یک سند مهم تاریخی در اذهان مردم ایران ماند. اعلام حکم محمد مصدق در پایان آذر 1332 عملا همزمان با تحکیم دوباره رابطه ایران و انگلستان بود و دقیقا در صفحات روزنامههایی که در آن روزها منتشر میشد به صورت روزانه خبری از دادگاه محمد مصدق و برقراری رابطه با انگلستان دیده میشد. دادگاه مصدق اما خود دارای ویژگیهای بیشماری بود و آنچه پس از بیش از یک ماه و نیم جلسه دادگاه به وقوع پیوست، حکایتی شنیدنی داشت؛ حکایتی که خوانش دوباره آن میتواند به برخی سوالات تاریخی درباره روزهای پس از کودتای 1332 پاسخ دهد.
متهم ردیف اول و متهم ردیف دوم شاید اولین نکتهای که درباره دادگاه محمد مصدق به شکل ویژهای بتوان به آن اشاره کرد، کیفرخواستی است که در دادگاه توسط دادستان خوانده شد. این کیفرخواست علیه 50 نفر از دستاندرکاران دولت مصدق بود و به عبارتی شامل بخش مهمی از سران دولتی و نیروهای درجه اول میشد. اما در این میان دادگاه و به تبع آن روزنامههای آن روز تاکید فراوانی بر برگزاری دادگاه «محمد مصدق و سرتیپ ریاحی» داشتند. به نظر میرسید رژیم پهلوی در آن روز حتی از اینکه به تنهایی جلسه دادگاهی برای مصدق برگزار کند نیز هراس داشت و همین هراس باعث شد فرآیند دادگاه پیرامون محمد مصدق و سرتیپ ریاحی باشد. محمدتقی ریاحی از برجستهترین افسران و نظامیان حامی مصدق و جبهه ملی و رئیس ستاد ارتش منصوب مصدق در هفت ماه پایانی دوران نخستوزیری او بود، که کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق را خنثی کرد و توازن قوا را از سمت حامیان محمدرضا شاه پهلوی به سوی حامیان مصدق سوق داد، اما پس از براندازی دولت مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دستگیر و زندانی شد. این دادگاه با تمام اوصافی که داشت 17 آبان در تالار آینه سلطنت آباد برگزار شد. روزنامه «اطلاعات» درباره فضای این دادگاه وصفی خواندنی دارد: «دیروز اولین جلسه دادگاه نظامی برای رسیدگی پرونده اتهامات آقایان دکتر مصدق و سرتیپ ریاحی در تالار آینه سلطنتآباد تشکیل شد. بنا بر دستور آقای سرلشگر مقبلی ریاست دادگاه برای حفظ انتظامات از بامداد دیروز کلیه نقاط اطراف و حوالی سلطنتآباد، تحتمراقبت دقیق نظامی قرار گرفته بود. تماشاچیان و خبرنگاران جراید با در دست داشتن کارت مخصوص وارد تالار آینه میشدند. در دو سمت شرقی و غربی تالار آینه پنج پنجره بزرگ مشرف بر صحن کاخ قرار دارد و در قسمت شمالی و جنوبی درهای ورودی تالار واقع است که از اولی رئیس و قضات دادگاه و از دومی تماشاچیان و خبرنگاران جراید و همچنین متهمان و وکلای مدافع آنها وارد تالار میشوند. بر فراز در شمالی پرچم ایران و تمثال شاهنشاه نصب شده و جلوی آن چند میز بزرگ و کوچک گذاردهاند که محل جلوس رئیس و چهار نفر از قضات دادگاه است. در سمت شرقی تالار نیز میز دادستان قرار دارد و کنار آن در مقابل میز هیات قضات محل متهمان و وکلای مدافع و سپس جایگاه تماشاچیان واقع است. دیوارهای تالار از آینههای کوچک و بزرگ زینت شده و سقف آن با تابلوهای ظریف نقاشی شده است.»
در دادگاه نظامی اما این دادگاه که 35 بار تشکیل شد از همان ابتدا محل درگیری میان رئیس و محمد مصدق به عنوان متهم اصلی بود. مصدق در اولین نطق خود در این دادگاه صلاحیت آن را رد کرد و معتقد بود دیوان عالی حق محاکمه نخستوزیر را دارد و دادگاه نظامی، صالح نیست و او همچنان نخستوزیر قانونی کشور است. استدلال دادستان نیز این بود که مصدق در پی دریافت فرمان عزل پادشاه از ۲۵ مرداد تا ۲۸ مرداد نخستوزیر نبوده است و این دادگاه به اتهامات او پس از برکناری از نخستوزیری؛ یعنی تمرد از فرمان پادشاه رسیدگی میکند. این بحث تا جلسه آخر دادگاه نیز ادامه داشت در حالی که مصدق بحث را درباره کل دوره نخستوزیری خویش و عدمصلاحیت دادگاه و مباحث متمرکز کرده بود، دادستان و رئیس دادگاه بیشتر سعی میکردند به بحث سه روز پایانی که منجر به کودتا شده بود، بپردازند.
پایان دادگاه محمد مصدق 29 آذر 1332 آخرین دفاعیات خود را به دادگاه ارائه داد. از قضا نیز در این دفاع به همان بحثهای روزهای اول پرداخت: «طبق ماده 194 قانون دادرسی و کیفر ارتش، متهم میتواند آنچه را که برای مدافعه مفید میداند، در هر موقع اظهار کند. اگر این ماده مربوط به قانون دادرسی ارتش است، پس منوط کردن دفاع متهم فقط به وقایع روزهای آخر مرداد روی چه مدرک و از روی چه نظر است؟ چه شد که در موقع ایراد به عدمصلاحیت، به من اجازه دادید نسبت به روزهای غیر از آخر مرداد هم مطالبی عرض بکنم؛ ولی در ماهیت هر وقت خواستهام مطالبی برای تنویر ذهن دادگاه اظهار کنم، اجازه داده نشده و مجبور شدهام یک عده از اوراق یادداشت خود را کنار بگذارم؟ در صورتی که دادگاه هر قدر بیشتر از متهم و از مطلعین تحقیقات کند، بهتر مطلب روشن میشود... . اکنون عرض میکنم به من که نخستوزیر این مملکت بودم و میخواهید تکلیفم را معلوم کنید: آیا اجازه میدهید آخرین دفاع خود را بکنم؟ دفاع من بیش از یک ساعت طول نخواهد کشید. برای دادگاهی که بیش از صد ساعت وقت صرف کرده، یک ساعت تضییع وقت چیزی نیست. چنانچه اجازه فرمایید از خود دفاع میکنم و دفاع من مربوط به روزهای آخر مرداد نخواهد بود.» دفاع جانانه مصدق در این روز خواندنی و شنیدنی بود: «طبق سوابق عدیده، هیچ نخستوزیری با حضور مجلس بدوناستیضاح و رای عدماعتماد مجلس از کار برکنار نشده و یک ساعت بعد از نصف شب 25 مرداد 1332 که دستخط شاهنشاه ابلاغ شد، بنابر هر یک از دو قول یعنی موافقین و مخالفین با رفراندوم، مجلس شورای ملی وجود داشته است و اینجانب چه از نظر قانون، چه از نظر صلاح مملکت نخواستم که دست از کار بکشم و میخواستم قضیه نفت را که بسیاری تشنه حل آن بودند، شرافتمندانه حل کنم و به فرض اینکه نمیخواستند قرارداد شرافتمندانهای با دولت اینجانب منعقد کنند، وضعیت اقتصادی مملکت طوری شود که بدون عواید نفت، مملکت بتواند روی پای خود بایستد و آزادی و استقلال که برای هر فرد یا مملکت یک قضیه حیاتی است، از بین نرود... .» دادگاه در پایان کار خود این حکم را برای مصدق صادر کرد: «دادگاه با توجه به اوضاع و احوال خاصه متهم، جهات مذکوره را در تخفیف مجازات محمد مصدق موثر دیده و به اجازه ماده 413 قانون دادرسی و کیفر ارتش و رعایت ماده 44 قانون مجازات عمومی و توجه به ماده 46 مجازات عمومی به لحاظ تجاوز سن عمر متهم از 60 سال، نامبرده را به سه سال حبس مجرد محکوم مینماید.» محمد مصدق نیز پیش از پایان دادگاه جمله مهمی خطاب به دادگاه گفت که پایانی برای همه اوصاف سال 1332 بود: «امشب معنای مشروطیت را به ملت ایران فهماندید.»
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید