1395/2/25 ۱۰:۵۱
احتمالا شما نیز با شنیدن کلمه موزه آنچه به ذهنتان متبادر میشود، ابنیه تاریخی و قدیمی است که هریک مجموعهای از اشیا و ابزار ارزشمند تاریخی را در خود به یادگار دارند. اندکموزههایی که در دوره معاصر ایران و از ابتدا با عملکرد موزه اقدام به ساخت آنها شده، به دهه ٥٠ بازمیگردند شاید بتوان از موزه هنرهای معاصر تهران اثر کامران دیبا بهعنوان یکی از نمونههای موفق در میان موزههای معاصر کشور نام برد. اما آنچه مبرهن است شهرهای ایران از موزههای تخصصی با معماری فاخر و نمادین کمتر بهرهمندند و اغلب تغییر کاربری ابنیه قدیمی و تاریخی منجر به تشکیل موزهها شده است.
بازخوانشی نو از مفهوم موزه در معماری معاصر لاله حلاج: احتمالا شما نیز با شنیدن کلمه موزه آنچه به ذهنتان متبادر میشود، ابنیه تاریخی و قدیمی است که هریک مجموعهای از اشیا و ابزار ارزشمند تاریخی را در خود به یادگار دارند. اندکموزههایی که در دوره معاصر ایران و از ابتدا با عملکرد موزه اقدام به ساخت آنها شده، به دهه ٥٠ بازمیگردند شاید بتوان از موزه هنرهای معاصر تهران اثر کامران دیبا بهعنوان یکی از نمونههای موفق در میان موزههای معاصر کشور نام برد. اما آنچه مبرهن است شهرهای ایران از موزههای تخصصی با معماری فاخر و نمادین کمتر بهرهمندند و اغلب تغییر کاربری ابنیه قدیمی و تاریخی منجر به تشکیل موزهها شده است. موزهها نقش مؤثری در شناساندن فرهنگ و هنر و تاریخ یک سرزمین دارند، چراکه دربردارنده اشیا و آثاری هستند که در طی دوران به جای مانده و هر یک نمودی از تاریخ و فرهنگ دوره خود هستند. موزه کلمهای یونانی است که از «موزه یون» به معنای مجلس فرشتگان الهام گرفته است. بهطورکلی موزه به مجموعهای از آثار و اشیایی اطلاق میشود که در محل یا عمارتی نگهداری و در معرض نمایش گذاشته شوند. گرچه اصلیترین کارکرد یک موزه نگهداری و نمایش آثار فرهنگی، تاریخی، هنری و... است، ولی بنای موزه بهعنوان بستری برای عرضه آثار نیز مورد توجه است. در گذشته اغلب کاخها و ابنیه تاریخی بهعنوان مکانی برای جمعآوری و نمایش آثار انتخاب میشدند که البته خود این ابنیه از معماری زیبا و ارزشمندی برخوردار بودند؛ هرچند این ابنیه از ابتدا نقش موزه را نداشتند اما بهخوبی پذیرای نقش جدید خود میشدند. بعدها با گشودهشدن درِ کاخها روی مردم، موزهها فرصتی برای عرضه آثار یافتند و اینگونه بود که ارتباط میان مخاطب و آثار در موزهها شکل گرفت. میتوان گفت اولین موزه در آمریکا به سال ١٧٥٠ میلادی در دانشگاه هاروارد تحت عنوان اتاق عجایب تأسیس شد. در سال ١٧٥٩ میلادی ویلیام هشتم در آلمان موزه Kassel را بنیان نهاد و همزمان با او موزه British museum در انگلیس گشایش یافت. موزهها و گالریها از اواسط قرن هجدهم در پایتختهای اروپایی پدیدار شدند. این امر غالبا با حمایت و جانبداری سلاطین صورت میگرفت و اکثر کشورها با همکاری یکدیگر اقدام به تأسیس موزههایی جهت تبادل آثار باستانی و هنری خویش میکردند. در تاریخ ٣٠ آگوست ١٧٩٢ در فرانسه بر اساس تصویبنامه F. N. C موزهها جنبه عمومی و ملی یافتند. همزمان با این اقدام، موزه لوور(louver) بهعنوان مکانی برای استفاده عموم در سال ١٧٩٢ افتتاح شد که سنگ زیرین بنای موزهها در قرن ١٩ میلادی شد. از دهه ١٩٥٠ میلادی بهبعد تحول چشمگیری در جهت ارائه اشیا در ارتباط با یکدیگر مشاهده میشود. با گسترش و تنوع هنر و فرهنگ، وجود موزههایی که به طور تخصصی به ارائه آثار گوناگون هنری و تاریخی یا حتی علمی و نمایشی بپردازند، بیش از گذشته احساس شد و این آغازی بر ساخت موزهها بهعنوان مجموعههایی مستقل و چندمنظوره بود. همانند سایر کشورهای دنیا، در کشور ما نیز اولین موزهها در خانهها و کاخهای تاریخی شکل گرفتند؛ این روند تا امروز ادامه داشته و اکنون نیز شاهد مرمت و تبدیل خانهها و ابنیه عمومی قدیمی به موزهها هستیم. پیرامون تاریخچه موزه در ایران باید اظهار کرد که جمعآوری و نگهداری اشیای ارزشمند در ایران با انگیزه حفظ آثار شخصی بوده و بیشتر حالت خصوصی داشته است. موزه با مفهوم نوین امروزی آن در ایران از ١٢٠ سال پیش و در زمان حکومت قاجار شکل گرفت و فصلی از کاخ گلستان به موزه ابزار و اشیای قیمتی و سلطنتی تبدیل شد که مورد بازدید اعیان و اشراف واقع میشد. سال ١٣٥٥ اوج احداث بناهای موزهای در ایران بوده است. در این سال انگیزه ایجاد بناهایی با عملکرد تخصصی موزه عمومیت مییابد که موزه هنرهای معاصر و موزه فرش حاصل آن هستند. امروزه موزهها نهتنها بهعنوان محلی برای نگهداری اشیا، که خود هویتی مستقل و نمادین داشته و بهعنوان شاخصی برای نمایش توسعه فرهنگی و علمی جامعه مطرح میشوند. دیگر، موزهها صرفا مکانی برای تماشای آثار تاریخی نیستند؛ گسترهای از علوم و فنون و هنرها در موزه امکان بروز و نمایش دارند و موزه در برقراری ارتباط مؤثر میان آثار ارائهشده و مخاطبان نقش انکارناپذیری ایفا میکند. موزه مکانی صرفا نمایشی برای نگهداری اشیای تاریخی نیست بلکه در دنیای امروز، موزهها مجموعههایی وسیع و چندعملکردی محسوب میشوند که اغلب بهعنوان سمبل و نماد یک شهر یا کشور مطرح میشوند. وقتی در شهر نسبتا ناشناخته بیلبائو اسپانیا موزهای با معماری خاص و توسط معماری بزرگ ساخته میشود، آوازه آن در جهان میپیچد و بهواسطه معماری منحصربهفرد موزه، آن را به نمادی برای اسپانیا تبدیل میکند. با این اوصاف، توجه و پرداختن به موزهها و معماری آن در عصر حاضر برای شناساندن فرهنگ و هویت یک شهر و کشور و از سویی مطرحکردن آن در سطح جهانی، از طریق موزه و معماری آن، مؤثر به نظر میرسد؛ موضوعی که در کشور ما کمتر حائز توجه بوده و به صورت حرفهای به آن پرداخته شده است. نگاهی گذرا به تاریخ پیدایش موزههای نخستین، نشان میدهد که نخستین موزهها، موزههای ملی بودهاند که براساس یافتهها و اشیای کشفشده از اعماق زمین شکل گرفتهاند. شاید این دلیلی بر این مدعا باشد که موزهها در ابتدا نماینده فرهنگ و هویت هر ملت و سرزمینی هستند و سپس در قالب فرهنگ خودی، مخاطب را به تعامل و ادراک فرامیخوانند. بنا بر این گفتمان، معماری یک موزه بهعنوان اولین مقولهای که مخاطب با آن مواجه میشود میتواند بسیار حائزاهمیت و تأثیرگذار باشد. ما بهعنوان میراثداران فرهنگ و هنر غنی ایرانزمین تا چه اندازه در انتقال و ابراز فرهنگ و هویت خویش در قالب بنای موزه موفق بودهایم؟ چند موزه حاصل معماری فاخر ایرانی در دوره معاصر ساخته شده است؟ تاکنون در چند همایش و سمینار ملی و بینالمللی به موضوع موزه و معماری آن به شکل جدی و مؤثر پرداخته شده است؟ به نظر میرسد با وجود نیاز جدی جامعه به توجه به مقوله معماری موزه، چنان که شایسته و بایسته است معماری موزهها مورد توجه واقع نشده است؛ نبود یا کمبود موزههایی با معماری برجسته که بتواند نماد و شاخصی برای هویت ایرانی باشد، مؤید این کوتاهیهاست. در دنیای معاصر، موزهها ابزاری قدرتمند و گویا برای تبلور فرهنگ و هویت جامعه خود هستند و سبک و نوع معماری آنها تجلی و نمود پیامی است که موزه و مجموعهاش سعی در انتقال آن دارند. چراکه موزهها به سبب ارائه و عرضه آثار تاریخی و فرهنگی یا دستاوردهای هنری و علمی جامعه خویش، نقش رسانهای نیز مییابند. در این جایگاه موزه، رسانهای برای انتقال پیام به مخاطب تلقی میشود. حال این تبادل پیام، هم از طریق آثار نگهداریشده در موزه و هم به واسطه معماری موزه قابلانتقال است. اگر پیشتر موزهها را به سبب اشیای درون آن میشناختند امروزه موزه پا را فراتر نهاده و مخاطبمحور شده است. در این معنا موزه بدون مخاطب معنی و کارکرد ندارد. بلکه مخاطب هدف اوست و هر مخاطب به فراخور اندیشه و باورهایش پیام موزه را دریافت و درک میکند، تا بهآنجا که فضاهای گوناگون موزه از محلی صرفا برای تماشای اشیا به فضایی برای مکث و تأمل و حضور افراد ارتقا مییابند. بر اساس این گفتمان فضای معماری موزه مکانی برای حضور مخاطب است که به او فرصت میدهد تا با قرارگرفتن در آن درنگ کرده و در زمینهای معمارانه، پیام اثر موزهای را دریابد. در این مقام موزه خود بهعنوان ابژهای برای ادراک و اکتشاف مطرح میشود که فارغ از کارکرد نمایشی، موضوعی برای سیر و درک است. اینجاست که یک معماری بدیع و خلاقانه، مخاطب موزه را به کاوش در فضا فراخوانده و خوانشی نو از فضای موزه به وی عرضه میکند. از این ویژگی معماری میتوان بهخوبی در هدایت و تداعی مخاطب در راستای تقویت ادراک وی از پیام آثار بهنمایشدرآمده در موزه، بهره جست. در این نگاه موزه نه یک تماشاگاه صرف، که عرصهای است برای ادراک فضایی و خوانش مفهومی که در معماری آن غنوده است. همانگونه که گفته شد، در دنیای امروز موزه و معماری آن، خود مورد توجه مخاطب قرار گرفته و بازدید کنندگان نه به منظور تماشای صرف آثار که برای بهرهمندی و درک فضای موزه رغبت دارند. این نکته بهخصوص زمانی تبلور بیشتری مییابد که بازدیدکننده موزه فردی خارجی و بیگانه با فرهنگ و هنر کشور مزبور باشد؛ در این شرایط بنای موزه میتواند نمایاننده شایستهای برای معماری و هویت یک سرزمین باشد. از سویی هرچند موزه مکانی عمومی با کاربری خاص است، اما به سبب تنوع کارکرد و چندمنظورهبودن فضای آن، تاکنون فرم معماری معین و خاصی براي آن تعریف نشده است و معمار موزه اغلب در طراحی موزه با محدودیتهای کمتری روبهرو بوده در نتیجه امکان بروز خلاقیت و حجمهای مونومانگونه در ساخت موزه فراهم است؛ چراکه برخی محدودیتهای ساخت و قوانین شهری شامل موزهها نمیشود و بنا بر این اصل، حجم موزه میتواند نمود بارزی از هنر خلاقه معمار آن باشد. شاید به همین دلایل باشد که امروزه معماری موزه در نقاط مختلف دنیا مورد توجه ویژهای قرار دارد و معماران بزرگ و نامی در این رقابت میکوشند تا هر یک اثری ماندگار بهجای نهند، چراکه اثر معماری آنها مخاطبان جهانی خواهد داشت و چهبسا به نماد و نشانه ملی و فرهنگی آن کشور تبدیل شود. با وجود تمام این مباحث، اینکه چرا در کشوری با قدمت و فرهنگ ایران، به موزه و معماری آن بهعنوان نمادی برای تجلی فرهنگ و هنر ملی توجه کافی نمیشود، سؤالبرانگیز و حتی غریب مینماید. امروزه اغلب کشورها به این موضوع پی بردهاند که معماری خاص و زیبای یک موزه به اندازه اشیاي موجود در آن [و حتی گاهی بیشتر] میتواند در جذب مخاطبان مؤثر واقع شود. ازاینرو است که شاهد برگزاری رقابتهای حرفهای میان بزرگان معماری جهان در عرصه ساخت و معماری موزه هستیم. این در حالی است که در کشور ما بهخصوص در دهههای اخیر موزه و معماری آن مورد کمتوجهی حرفهمندان فعال معماری و البته مدیران و سیاستگذاران شهری قرار گرفته است. شاید بتوان گفت اولین موزه زیبا و منحصربهفردی که در ایران به صورت اختصاصی و بهعنوان موزه ساخته شد، موزه ایران باستان بود. ساخت این موزه در ۲۱ اردیبهشتماه سال ۱۳۱۳ خورشیدی به دستور رضاشاه توسط معمار فرانسوی، آندره گُدار، شروع شد. ساختمان موزه ایران باستان به سبک معمـاری ایرانی با سردر ورودی مشابه ایوان بلند طاق کسری، متعلق به دوره ساسانی و با آجرهای قرمزرنگ در سال ١٣١٦ به بهرهبرداری رسید. پس از آن و در دهه ٥٠ شمسی معدود موزههایی با معماری قابلتوجه و تأثیرگذار ساخته شد که از جمله آنها میتوان موزه پول، پست و تلگراف و موزه هنرهای معاصر تهران را نام برد. بنای موزه هنرهای معاصر تهران از معدود آثار معماری است که شمایل زیبا و شایستهای از هنر معماری معاصر ایرانی را به تصویر کشیده است؛ از سویی ساختمان موزه به اصالت و هویت معماری ایرانی پایبند بوده و از دیگرسو نیمنگاهی به معماری نوگرای زمانه خود دارد. کامران دیبا در این اثر تلفیقی بدیع از سنت و مدرنيته را پدید آورده که در عین ایرانیبودن روح زمانه خویش را دریافته است؛ اثری که در یک قالب نو به بازآفرینی طرحوارههای سنتی معماری ایرانی دست مییازد و آمیزهای موزون از تجدد و تعلق را به منصه ظهور مینشاند. سالها بعد [در اواخر دهه ٨٠] موزه جدیدی در تهران ساخته میشود که قرار است یادآور هشتسال دفاع مقدس باشد؛ «باغموزه دفاع مقدس» با ساختمانی مدرن بهتنهایی و بدون درنظرگرفتن محتوا و آثار درون آن، در نگاه نگارنده، نه ایرانی و نه حتی یادآور دفاع مقدس است. البته در چندسال اخیر هجمههایی بر این طرح وارد شده و قیاسی بحق یا ناحق بین این اثر و بنایی مشابه که پیشتر در برلین ساخته شده بود، صورت گرفت. نگارنده قصد واکاوی و کالبدشکافی موضوع را ندارد، اما به سبب پرداختن به بحث موزه و معماری آن، گریزی کوتاه به این اثر میزنیم. شاید تداعیای که در ابتدا با تماشای ساختمان موزه با گوشههای تیز و صفحات نقرهایرنگ به ذهن متبادر میشود، بیشتر جنگ است تا دفاع مقدس. هرچند در دوره معاصر پرداختن و حرکت بهسوی معماری نوگرا البته به سیاق خودی، مطلوب بوده، ولی انتظار میرفت در بنای موزهای که قرار است یادآور هشتسال دفاع مقدس ملت ایران باشد، به ارزشها و نمادهای معماری ایرانی توجه ویژهای شود. چراکه معماری و موجودیت موزه بهعنوان زمینهای برای نمایش آثار و انتقال پیام به مخاطب، باید با موضوع مورد نمایش آن سنخیت داشته باشد. جالبتر اینکه سالها پیش معمار فرانسوی در طرح موزه ایران باستان، موتیوهای معماری ایرانی را به زیبایی بازمیآفریند و اکنون بعد از سالها یک معمار خودی از ارائه اثری ایرانی که فارغ از مجموعه بهنمایشدرآمده در محل موزه، یادآور دفاع مقدس باشد، بازمیماند. به نظر میرسد واکاوی و نقد اثری که ساخته و به اتمام رسیده، نوشداروی بعد از مرگ سهراب باشد، اما پرداختن و دقیقشدن در ضعفهای بنای موجود قطعا رافع و مانع نقصانهای آتی خواهد بود. امید میرود در کشور ایران با پیشینه تاریخی غنی و پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی نوین، به معماری موزه بیش از اینها ارزش و بها داده شود و در آیندهای نزدیک بتوانیم به موزههایی که معماران ایرانی طراحی کرده و ساختهاند، ببالیم و موزه را ورای آثار ارزشمند آن، فینفسه بنایی با معماری فاخر و ارزشی بیابیم.
منبع: شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید