صفحه اصلی / مقالات / دائرة المعارف بزرگ اسلامی / هنر و معماری / زرگری /

فهرست مطالب

زرگری


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 دی 1403 تاریخچه مقاله

زَرْگَری، شاخه‌ای از فلزکاری هنری. 
زرگران از گذشته‌های دور، از فلزات‌گران‌بها و نیم‌بها چون طلا، نقره، برنج، مس و برنز اشیاء نفیس مانند زیورآلات، ظروف کاربردی و تزیینی برای انواع مراسم تشریفاتی، مذهبی و جز آنها ساخته‌اند. رشیدالدین فضل‌الله در نیمۀ اول سدۀ 8 ق/ 14 م، در لطائف الحقایق دربارۀ کار زرگر نوشته است که زرگر، آلات زرینۀ متنوع سازد نه آهنی (2/ 672)، و بنابر نظر او، پادشاه در اول سلطنت باید معادن طلا را در اختیار گیرد و زرگران مخصوص در خدمت شاه باشند (1/ 445). 
در عبارات متعددی از عهد عتیق به زرگری و ساخت مصنوعات نقره و طلا اشاره شده که نشان از اهمیت این صنعت در سده‌های کهن داشته است. در این میان، نمونۀ شاخص را می‌توان گوسالۀ سامری در عهد موسى، و نیز زرگر ماهری که سلیمان برای ساخت معبدی برای یهوه احضار کرد را نام برد (نک‍ : داوران، 17: 33؛ اول پادشاهان، 12: 28 بب‍ ؛ نیز دوم تواریخ، 2: 7، 14)؛ همچنین درون خانۀ یهوه را از طلا پوشاندند و بر دیوارها نقش درختان خرما و کروبیان (فرشتگان) انداختند (نک‍ : دوم تواریخ، 3: 5، 7، 9، 10). برای داخل معبد نیز شمعدانها و ظروفی از طلا و نیز از برنج صیقلی ساختند (نک‍ : دوم تواریخ، 4: 7- 8، 16، 19-22 ؛ اول پادشاهان، 6: 45-51؛ برای دیگر روایات، نک‍ : داوران، 17: 4). در شاهنامۀ فردوسی به نحوۀ ساخت تخت طاقدیس با سنگهای گران‌بها که انواعی از نقوش را براساس نجوم، گردش ماه و سال بر آن نقش کردند، اشاره شده است (8/ 272- 278). 
 در ایران از محوطه‌های باستانی چون حسنلو، مارلیک، زیویه (ه‍ م‌م)، لرستان و جز اینهـا، اشیـاء ارزشمندی از فلزات گران‌بهـا به دست آمده که نشان‌دهندۀ هنر زرگران باستان است. آنها اشیائی با اشکال منحصربه‌فرد، و با سبکی بی‌بدیل را در گسترۀ وسیعی تولید می‌کردند که هنر آنها تأثیری عمیق بر دیگر فرهنگها و تمدنها داشته است (واندنبرگ، 80,217؛ کامبخش فرد، سراسر مقاله؛ نیز نک‍ : جنکینز، 40). یـافته‌ها از دوره‌های تـاریخی، از دوران مـاد تا ساسانی نیز نمایانگر زبردست‌بودن زرگران در آفرینش طرحهای متنوع با سبکها و تکنیکهای مختلف است ( گانتر، 18-19, 26-27؛ راعی، 67- 69؛ برای توصیف تـاج اَناهیتا در اوستا، نک‍ : ص 167؛ برای آگاهی از مجموعه‌های گران‌بها، نک‍ : گانتر، 13-19؛ نیز اقبال، 6، 7، 11 بب‍ ).
نخستین اشیاء طلایی که تاکنون در ایران کشف شده، بیشتر شامل اشیائی با روکش فلز است که در مقبره‌های اواخر هزارۀ 4 ق‌م، در غرب ایران و کرمان، در زمان تماس فرهنگی با بین‌النهرین یافت شده است. آویزی کوچک به‌شکل سگ از شوش، قدیم‌ترین شیء طلای ریخته‌شده و لحیم‌کاری ایران است. کشف طلا در تعداد کمی از گورها نشان‌دهندۀ درجه‌ای از تمایز اجتماعی در شهرهای در حال توسعۀ جنوب غربی ایران است (راس، 68). در هزارۀ سوم ق‌م، اشیاء طلا تنها در تپه‌حصار (سطح IIIB) و شوش (دورۀ 4A) ظاهر شدند. در تپه‌حصار ظروف ورقه‌ای طلای چکش‌کاری‌شده، در کنار زیـورآلات پیدا شـده است. در هر دو محوطه، این آثـار برخلاف متعارف، ارتباطی با تدفین پيکر مردگان نداشته؛ اين امر نشان‌دهندۀ گسترش نقش طلا در زندگی روزمرۀ جامعه ــ افزون‌بر کاربرد در خاک‌سپاری ــ است (همو، 69). 
در پایان هزارۀ سوم، در غرب ایران در شوش، تعدادی از گورهای این دوره حاوی طلا، جواهرات و آلیاژ فلزات (الکتروم) بود و همچنین، پیکرۀ یک الٰهه از برنز یافت‌ شده که هنوز بر روی یک دست آن ورق طلا باقی مانده است. اشیائی از طلا در تپه‌حصار (سطح IIIC) به دست آمده است. «گنج استراباد» مجموعه‌ای از ظروف و سلاحهای طلایی است که گفته می‌شود از نزدیکی تورنگ‌تپه در گرگان یافت شده است (همانجا). در شوش یک جفت مجسمه یکی از طلا و دیگری از نقره کشف شد (پرادا، 54). بیش از 50 مقبره در مارلیک در دامنۀ شمالی البرز وجود دارد که ظاهراً متعلق به حکمرانان محلی است و اقلام طلای به‌دست‌آمده عمدتاً شامل جواهراتی است که اغلب دارای طرحهای روپوسی، دانه‌بندی‌شده، کلوزون، روکش‌کاری و آبکاری بودند (نگهبـان، 664-665، 667؛ کامبخش‌فرد، 29، 30؛ راس، 70). در ميان اشياء مختلف، ظروفی با نقشهای حیوانی مانند مار، قوچ، اسب، گاو نر، گاو نر بال‌دار، و دیگر موجودات تلفیقی دارای اهميت بسيارند که احتمالاً مربوط به سدۀ 7 ق‌م است. جام طلای يافت‌شده از حسنلو بـا نقش صحنه‌های اساطیری، شاخصۀ هنر فلزکاری عصر برنز در غرب ایران است که احتمالاً در حدود سالهای 1250 تا 800 ق‌م ساخته شده است (دایسون، 41-43). 
در دورۀ مادها به‌علت افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی، اشیاء هنری فراوانی تولید شد، از آن جمله تعدادی از اشیاء سیمین و زرینی است که در گنجینۀ جیحون، نوشیجان‌تپه و زیویۀ کردستان موجود بوده است. این اشیاء با تکنیکهای ریختگی، کنده‌کاری و قلم‌زنی، و نیز چکش‌کاری به اجرا درآمده‌اند و هنرمند طراح توانسته است انواع نقوش، حجمها، فرورفتگی و برجستگیها و درنتیجه تنوع بصری بر زمینۀ یکدست طلا یا نقره را به وجود آورد (گیرشمن، هنر ... ماد ... ، 90، 98 بب‍ ). ضیـاءپور (ص 67) مجموعۀ زیویه را در هنر زیورسازی مادها، الهام‌گرفته از هنر آشوری، سکایی، آشوری ـ سکایی، و مصنوعات کارگاههای محلی (شاید ماننایی) می‌داند. مهم‌ترین گنجینۀ یافت‌شده از نوشیجان‌تپه، مجموعه‌ای از اشیاء نقره، مانند شمشهای میله‌ای و قطعات نقره، مهره‌ها، حلقه‌ها و آویزهای دوتایی و چهارتایی حلزونی، حلقه‌های انگشتری ساده و پیچ‌در‌پیچ، گوشواره‌ها و دست‌بندها ست که برخی از آنها قلم‌زنی و برجسته‌کاری شده‌اند (استروناخ، 101؛ راعی، 67). برخی معتقدند در هنر مادها عوامل هنر سکایی به‌طور مستقل از طریق روابط شرقی برگرفته، و به دست پارسیها سپرده شده است (گیرشمن، ایران ... ، 113-115). 
پادشاهان هخامنشی خراج طلایی را که از سرزمینهای مختلف می‌گـرفتند (نک‍ : هـرودت، II/ 117, 123-124, 127)، بـرای ضرب سکه، سلاح، زینت‌آلات و ظروف به کار می‌بردند (راس، همانجا). گفتنی است طلاکاریهايی به سبک هخامنشی در میان محتویات گنجینه‌ای در تاجیکستان کشف شد که قدمت آنها، مبتنی‌بر سبک آنها، به سدۀ 5 تا 2 ق‌م می‌رسد (همو، 71). 

گسترۀ وسيع امپراتوری هخامنشیان از جنوب شرقی اروپا و مصر تا آسیای مرکزی، اسباب آن را فراهم آورد تا طلا، نقره، برنز و آهن در سراسر اين امپراتوری برای ساخت ظروف، سلاح و زیورآلات با بهره‌گيری از سنتهای پيشين مورد استفاده قرار گيرد. دوره‌های تاریخی پس از آن، تحت تأثیر فرمها، سبکها و تکنیکهای تزیینی این دوره قرار گرفت و فرای مرزهای ایران نیز تأثيرات آن قابل مشاهده است (گانتر، 23؛ لک‌پور، 8- 9). ریزه‌کاری زرگری (گاورسه‌کاری) در این دوره پرکاربرد بود و در همین راستا، طراحان زیور هخامنشیان از نقوش حیوانی واقعی و خیالی مثل شیر‌دال، شیر، جانوران بزسان و پرندگان و نقوش گیاهی مثل طرح انار استفاده می‌کردند. هنرمندان طراح و زرگر، خلاقیت خود را در هنر زرگری و جواهرسازی در طراحی و با تکنیک ساخت، ویژگیهای منحصر‌به‌فردی به سبک و روش هر ناحیه به نمایش گذاشته‌اند: بشقابهای نقره با نقش شبیه گل پنج‌پر، جامهایی از طلا و نقره شبیه شاخ حیوانات، دسته‌های ظروف به‌شکل بز بال‌دار، گوشواره‌هایی شبیه به هلال ماه، بازوبند با سر حیوانات، گوشواره‌هایی که طرفین آنها به سر شیر یا حیوانی افسانه‌ای ختم می‌شود و جز اينها (کسن، 367-369؛ واندنبرگ، 217؛ گیرشمن، هنر ... ماد، 252-253، 258، 264، شکلهای 265، 322).

پس از هخامنشیان، اشکانیان در قلمرو هنرهای تزیینی ابتکارات زیادی به خرج دادند. گرچه در بسیاری موارد هم همان خصوصیات برجستۀ سبک هخامنشی مثل حفظ سبک هنر حیوان‌سازی در اشیاء کوچک برنزی یا طلایی تکرار می‌شد (همو، هنر ... پارت ... ، 100) و هنر الحاق قطعات نیز صورت می‌گرفت، مانند پيکرۀ شاهزادۀ اشکانی از جنس برنز که از معبد شمی به دست آمده است (گدار، II(2)/ 294-295؛ گیرشمن، همان، 87). با وجود اینکه در دورۀ سلوکی، هنر یونانی آشکارا در ایران نفوذ کرد و تأثیرات چندی بر آن گذاشت، اما با بررسی آثار باقی‌مانده از دورۀ اشکانی می‌توان به این نتیجه رسید که هنر فلزکاری در این دوره بیشتر به هنر هخامنشی نزدیک است تا هنر یونانی (گانتر، 24؛ گیرشمن، همان، 100-101) و نمود آن در آثار گوناگون هنری آنها ازجمله در زیورهایشان محسوس است. صحنۀ شکار، شکل قلب‌مانند، نیلوفر آبی و برگ کنگر از دیگر نقوش شاخص اشکانیان هستند. جواهرات سلوکی بااینکه فاخرترند، در سبکِ طراحی، بازتابی از نمونه‌های پیشین و طراحی یونانی ـ رومی در آنها دیده می‌شود: انگشترهایی که شبیه نمونه‌های رومی هستند؛ نگینهای کنده‌کاری‌شده با نقش پرندگان؛ انگشترهایی که گرداگرد نگین آنها نقوش گیاهی دارند؛ گوشواره‌هایی با تزیین سر و پیکر شیر، و سر و بدن انسان و نیز به‌شکل کوزه‌های یونانی؛ و گوشواره‌هایی دایره‌مانند و هلالی‌شکل با آویزی متشکل از گویچه‌های به‌هم‌چسبیده چون انگور (اکرمن، 464-468). از دیگر آثار باقی‌مانده در هنر فلزکاری دورۀ اشکانی می‌توان به کاسه‌های نقره‌ای، ریتونهای شیپوری‌شکل، ظروف سیمین و زرین و جز اینها اشاره کرد. ریتونها یا تکوکها از شاخصهای هنر اشکانی‌اند که در دورۀ هخامنشی و یونان باستان نیز رواج داشتند. فنونی چون طلاکاری، برجسته‌کاری، چکش‌کاری و لحیم‌کاری، ریخته‌گری، حکاکی و نیز ریخته‌گری به‌صورت یک‌تکه و جز آنها در این دوره معمول بوده، و گاه برخی اشیاء شبیه به ظروف هلنیستی در یونان و آسیای صغیر رواج داشته است (گانتر، 80, 83, 87-88, 90). 
سلسلۀ ساسانی نیز تأثير ژرفی در تکوين مليت، فرهنگ و هنر ايران داشته‌ است. در محدودۀ هنرهای صناعی، نمونۀ آثار ظروف زرين و سيمين، مهارت و سليقۀ هنرمندان اين عصر را نمايان می‌سازند. اين ظروف بخشی بسيار مهم از هنر درباری ساسانی را تشکيل می‌دهند. اين ظروف به‌سبب ظرافت و نفاست در خارج از مرزهای ايران نيز مورد توجه بوده‌اند. در ساخت مصنوعات فلزی دورۀ ساسانی، نقره بيش از فلزات ديگر مورد توجه بود؛ اگرچه طلا و مفرغ نيز استفاده می‌شد. شکلهای منتخب برای ساخت اين ظروف بايد متناسب با شکوه دربار ساسانی و کاربرد آنها می‌بود. معروف‌ترين اشکال اين آثار عبارت‌اند از: بشقاب بزرگ مدور، سينی مدور با لبه‌های برگشته و مضرس، کوزۀ بيضوی با پايۀ بلند شيپوری‌شکل و گلدان گلابی‌شکلِ گردن‌بلند نامنظم. افزون‌بر تنوع در اشکال ظروف فلزی و طلاکاری‌شدۀ اين دوره، نقوش تزيينی آنها نيز موضوعات گوناگونی دارد. موضوعات مهم تزيين اين ظروف شامل صحنه‌های شکار، جلوس شاه، اعطای منصب و ضيافت، رامشگری، صحنه‌هايی با ويژگیهای مذهبی، پرندگان و گلها و حيوانات افسانه‌ای است (اُربلی، 717-725, 732-746؛ زمانی، ۲۳؛ بولوک، 46-47, 49، شکل 5؛ گانتر، 24-26). 
اکثر اين موضوعات، به‌ويژه داستان بهرام گور و نوازندۀ او آزاده، در فلزکاری و ساير رشته‌های هنری دوران اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. در اين دوره، هنرمند علاوه‌بر استفاده از نقوش پيشينيان، به خلق نمونه‌هایی تازه‌ از نقوش جانوری به‌ويژه نقش‌مايه‌های پرندگان دست زده است. نقوش حيوانی که بیشتر نقش ترکيبی دارند، مجموعه‌ای از جامها را تزيين می‌کنند. يکی از اين حيوانات، سيمرغ پرندۀ اساطيری ايرانی است که در ترکيب آن شير، شاهين و طاووس با هم در يک‌جا گرد آمده‌اند. در بيشتر ظروف سيمين ساسانی، نقش اصلی تصوير شاه است که بزرگ‌تر و باشکوه‌تر از ديگران در ميان مجلس نقش شده است (گیرشمن، هنر ... پارت، 203-223؛ بولوک، 47) و هنرمند ساسانی در تجسم صحنۀ شکار، ترکيبی فشرده از آن را به نمايش گذاشته است (گیرشمن، همان، 209، 213). روی برخی از اشیاء مانند قلاب کمر، خط دیده می‌شود که نام صاحب شیء روی آن حک شده است؛ در ميان اين خطوط و نوشته‌ها، ذکر و تعاویذ بسامد بيشتری دارند (همان، 223). 
در مراکز فعال فلزکاری، سنتها پس از ساسانیان باقی ماند، مانند ظروف نقرۀ اولیۀ دورۀ اسلامی که همه تحت تأثیر ساسانی بودند (بولوک، 46). در 1799 م، گنجینۀ طلای قرون وسطای اروپا در قلمرو پادشاهی مجارستان (در نزدیک سنت میکلوس بزرگ: رومانی امروز) که کیفیت ساخت این گنجینه، آن را منحصربه‌فرد می‌کند و شباهتهایی از هنر ساسانی در شکل ظروف گنجینۀ سانیگلو مار (قدیس نیکلاس بزرگ) دیده می‌شود، مانند قرینه‌ها، هالۀ دایره‌شکل که گردن و بدنه را جدا می‌کند و شکل بدنۀ بیضی و کشیده که بارزترین ویژگی هنر ساسانی است، یا مدالهایی که مانند قاب عمل می‌کنند. برخی از آرایه‌های گیاهی نیز مانند نقوش درخت زندگی، از بازماندگان همان عصر هستند. باید در نظر داشت شماری از ویژگیهای این ظروف از هنر رومی گرفته شده‌اند (بولوک، 47-49، شکلهای 1.2, 2, 3 و نیز دیگر شکلها).
در سالهای نخست پس از ظهور اسلام، تغییر چندانی در سبکهای هنری ایجاد نشد و هنرمندان دنباله‌رو سنتهای پیشین بودند (پوپ، 69؛ وارد، 38, 40). اما با ممنوع‌شدن استفاده از طلا و نقره برای تولید ظروف و زیورآلات مردان، به دستور برخی خلفا، چون حجاج بن یوسف ثقفی (ه‍ م)، حکمران دورۀ اموی در نیمۀ دوم سدۀ 1 ق/ 7 م، هنرمندان از فلزاتی چون برنج به جای طلا، و از قلع به جای نقره استفـاده کـردند (بیرونی، 431-432؛ نک‍ : جوهری، 313-314، 319؛ وارد، 14-15). خلفا و امرا به سبک پیشینیان علاقه داشتند و تا چند سده پس از انقراض ساسانیان، نمونه‌های آن دوره الگویی برای ساخت آثار هنری بود. رسومی چون دادن هدایای گران‌بها و پاداش برای قدردانی به افراد مختلف در زمانهایی خاص چون جشنها، اعیاد، مجالس مذاکرات، معاهدات و جز اینها که پس از اسلام نیز ادامه یافت (مورونی، 36-37؛ گردیزی، 407- 409). 

صفحه 1 از5

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: