بلوار کشاورز، روبهروی پارک لاله ... آدرسی که طبق یک قرار از قبل تعیین شده، باید ساعت پنج و نیم بعدازظهر ابری و نیمه بارانی هجدهم فروردینماه آنجا باشم و غرض دیدار استادی است که عمرش را پای شاهنامه گذاشته است. بنای دو طبقه ساختمان پلاک 9 از آن ساختمانهای قدیمی است، با آجرهای قرمز و در و پنجرههای نارنجی رنگ که حالو هوا و باغچه بارانخوردهاش آدم را تا سالهای دهه چهل و پنجاه میبرد و تابلوی کوچک روبهروی ساختمان به همگان نشان میدهد که نام این بنا بنیاد نیشابور است. دیداری که به مناسبت بیستم فروردین سالروز تولد او انجام گرفت.
روبه رویش که بنشینی، چهرهاش گرم و گیرا به نظر میرسد. گاهی حین گفتوگو، چهره، طرز حرف زدن و میمیکهای خاصی که دارد، حواست را پرت میکند. شاید این ویژگی به دلیل آن عینک بزرگ که صورتش را پوشانده، رنگ گندمگون صورت و لحن و صوتی باشد که هنگام حرف زدن پیدا میکند؛ هر چه که هست میشود گفت، فریدون جنیدی، طرف خوبی برای صحبت کردن است.
فریدون جنیدی یکی از شاهنامهپژوهانی است که از گذشته تا امروز تلاش کرده زوایای پیدا و پنهان شاهنامه را به مردم، بهویژه آنهایی که به «بنیاد نیشابور» که او مدیریت آن را به عهده دارد، بشناساند. خودش بر این باور است که توانسته در این زمینه تا حدود زیادی موفق باشد و امروز از حد نصاب گذشتن کلاسهای شاهنامهخوانی در بنیاد نیشابور بهخوبی گواه این ادعاست که اقشار مختلف جامعه همچنان عطش شناختن فردوسی و اثر سترگ او شاهنامه را دارند. با اینحال زمانی که تصمیم به گفتوگو با این محقق ادبی گرفتم، این سوال را در ذهن دنبال میکردم که دلایل پررنگ شدن دو چهره فردوسی و مولوی، بهخصوص در این سالها چه بوده است؟ این موضوع، دستمایه گفتوگو با این شاهنامهپژوه قرار گرفته است.
درباره کوروش، سخنهای گوناگونی گفته شده؛ از وصف او گرفته و ستایشش تا سخنان پراکندهای که اینروزها به او نسبت میدهند. دراینمیان کوروش، شخصیتی است که جهان و بزرگانش او را ستایش کردهاند و حتی در متون مقدس آسمانی نیز نام او برده شده است؛ از ذوالقرنینی که مولانا ابوالکلام آزاد در وصف او گفته تا آنچه که نسل امروز، جستهوگریخته از او میدانند. در آستانه روزی که به نام کوروش نهاده شده، بیش از همه توجه به این نکته ضروری است که این شخصیت تاریخی و جهانی، ایران را بهدرستی و بهدور از شعارها و سخنان بیراهی که به او منتسب میکنند شناخت.
رضا نامجو: فریدون جنیدی از پركارترین زبانشناسان ایرانی است كه در طول سالهای فعالیتش سخنان جنجالی فراوانی بر زبان آورده است. او درباره نحوه كار فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نحوه تدریس زبانهای باستانی در دانشگاههای كشور و سخنان احمد شاملو، درباره شاهنامه فردوسی و شخصیت ضحاك در آن كتاب، انتقادات زیادی دارد. جنیدی كه سالها بهعنوان استاد مدعو در دانشگاههای صنعتی شریف، تهران و کرمان تدریس كرده سالهاست به صورت رایگان (و به بیان خودش افتخاری) به آموزش زبانهای پهلوی و اوستایی و برگزاری انجمنهای شاهنامهخوانی در بنیاد نیشابور مشغول است. جنیدی از آرزویش میگوید: آرزو دارم وطنم ایران به جایگاهی که لایق است دست یابد و ایرانیان باز هم در دنیا احساس غرور کنند. این زبانشناس در عین حال معتقد است: توجه مردم ایران به فرهنگ بیشتر شده اما برای بیداری کامل پس از خوابی هزارساله ناگزیر به زمان بیشتری احتیاج داریم. «شهروند» با فریدون جنیدی گفتوگویی انجام داده و درباره فعالیتهای بنیاد نیشابور و كارهای تالیفیاخیرش پرسیده است. شرح این گفتوگو در ادامه مطلب آمده است:
شاخصترین ویژگی حکیم عمر خیام، شناخت و بینش او در ریاضیات است. اگر نسل جدید بتواند این مهم را در جوار روز بزرگداشت او، درک کند، توانسته خیام را متفاوت از نسلهای قبل بشناسد. افسوس، کسانی که شعر او را نقل کردهاند، عموما خیالپرداز و پریشانگو بودهاند بهطوریکه امروز بزرگترین ظلمی که به خیام شده، بابت شعرهایی است که به نام او در دیوانش افزوده شده و چهرهای غیرواقعی از خیام را به تصویر کشیده است. یکی از اولین شخصیتهایی که خیام را بهعنوان یک شاعر به دنیا معرفی کرد، «فیتز جرالد» بود، اما انتخاب نادرست اشعار و توجه به اشعاری که عمدتا با محوریت می و میگساری بودند، از اندیشههای یگانه این شاعر و ریاضیدان، چهرهای ساخته که گویی دائمالخمر و پریشاناحوال است و افسوس بیشتر اینکه، اکنون دنیا نیز از همین دریچه به خیام نگاه میکند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی جان و روان زبان پارسی و شاهنشاه هماره فرهنگ و ادب ایرانی است. او کسی نیست که نیاز باشد برایش بزرگداشت برگزار کنند که او خود بزرگ هست. در هیچ زبان و هیچ کشور و هیچ فرهنگی، نمیتوان چون او پیدا کرد که در حفظ زبان و فرهنگ خود چنین کوشیده باشد. اگرچه در گذشته، ایرانیان به شاهنامه توجه بسیار داشتند و بویژه شبهای زمستان، والدین برای فرزندان خود میخواندند و شاهنامه خوانی گویی برای ایرانیان نهادینه شده بود اما امروزه و با رواج تکنولوژی، تنها در میان روستاییان و بیشتر عشایر این قضیه رواج دارد. اگرچه شاهنامه بیش از هر کتابی در میان مردم جهان شناخته شده است اما متأسفانه چندان در میان ایرانیان قدر دانسته نشده است.
بیشك شاهنامه به عنوان مهمترین سند هویت ملی ایرانیان باید بیش از گذشته مورد توجه مسوولان و متولیان فرهنگی و آموزشی قرار گیرد. دانشگاهها و كارگزاران فرهنگی و همچنین آموزش و پرورش باید بیشتر از قبل به ارزشهای هویتی و فرهنگی ایرانیان توجه كند و این شاهكار عظیم ادبیات جهان را به فرزندان ایران بیاموزند و نسلهای جوانتر را با این اثر ارزشمند آشنا كنند.
فریدون جنیدی توجه به ریشههای فرهنگی را از الزامهای رشد ادبیات میداند. این شاهنامهپژوه درباره عوامل رشد ادبیات در هر کشوری از جمله ایران به خبرنگار ادبیات ایسنا گفت: خواهی نخواهی آزادی در گفتار و سخن ممکن است باعث رشد و توسعه ادبیات شود؛ منتها به شرطی که به بنیادها و پایههای فرهنگی توجه شود.
در سنین جوانی و بر اثر اتفاقی که در کلاس "فرهنگ ایران" عیسی صدیقی افتاد تصمیم گرفت تمام انرژی خود را در جهت توجه به میراثگذشتگان و زبان آبا و اجدادی ایرانیان بگذارد. فریدون جنیدی زبانشناس نامدار ایرانی سالهاست در یک اتاق کوچک به پرورش جوانان ایران دوست میپردازد و تمام این کارها را هم به صورت افتخاری انجام داده است. پس از کارهای فراوان در حوزه زبانشناسی و نوشتن خودآموزهایی برای زبانهای مختلف باستانی و البته انتشار شاهنامهای که سالها برای تصحیحش زمان گذاشته بود، کتابی نوشته که آن را بزرگترین دستاورد تمام سالهای زندگیاش میداند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید