نقل خوابهای عجیب و هذیانات غریب و مضحک که از صوفیان سر زده، زن بچه مرده را می خنداند و کودکان را به شگفت می آورد و ظاهراً به سبب افراط در خیالبافی است. شیخ برهان الدین مالقی از مشاهیر مشایخ هند است. اینک به سه خواب از خواب های او اشاره می کنیم که ارتباط وی را با مرشدش می رساند:
بخش مفصلی از مجلد سیزدهم منهاج البراعه، شرح حاج میرزا حبیب الله خویی(م 1324 ق) بر نهج البلاغه از جمله آثار علمای متأخر شیعه، در نقد تصوف است که جهت علمی آن نیرومند است و بر اساس تحقیق و اطلاع نوشته شده و صرف نظر از بعضی زیاده روی های لفظی و با حذف دشنام های رایج ردیه ها، می توان تلخیص و ترجمۀ آن را نمونه ای از نقد شیعه بر صوفی شمرد؛ همچنان که تلبیس ابلیس عمدتاً نقد سنیان حدیثگرا بر صوفی و تصوف است.
بین تصوف و معتزله که هر دو در قرن دوم هجری به وجود آمده بودند، اختلافات جدی وجود داشت. اولین عامل تضاد آنها، پیوند صوفیه با مذاهب اهل حدیث (مذهب شافعی، حنبلی، مالکی، ثوری و ظاهری) بود؛ زیرا اهل حدیث مخالفان آشتی ناپذیر معتزله بودند؛ بر همین اساس، رویارویی صوفیه و معنزله اجتناب ناپذیر به نظر می رسید.
صوفیه سهم عمده ای در ادبیات فارسی و آفرینش های ادبی دارند؛ به گونه ای که کمتر اثر ادبی ممتازی یافت می شود که نشانه هایی از تاثیر گذاری اندیشه، اخلاق و ادبیات عارفانه بر آن دیده نشود. ادبیات تصوف از گونه ی تعلیمی به شمار می آیدو نظم و نثر صوفیانه در خدمت تعالیم عرفانی و احکام اخلاقی و گاه مصطلحات عرفانی است. معلم عارف، در کسوت متعظی عالم، توانمندی های زبانی و شگردهای تعلیمی رادر قالبهای گوناگون ادبی به کار می گیرد تا اندیشه ها و تجارب عملی خود را بیاموزاند.
مقاله حاضر بخشی از کتاب ارزشمند "زیباییشناسی از منظر صوفیه" به قلم سیروس علی زرگر است که شعر صوفیانه را در عالم نظری و مفهومی فخرالدین عراقی بررسی میکند. عالم زیباشناسانه ریشه در عشق دارد و با هستیشناسی و انسانها از حیث ارتباط با واقعیت الهی در پیوند است. یکی از ویژگیهای مهم این پژوهش آن است که نویسنده مستقیما به سراغ اشعار احساسی و عشقی رفته است؛ مقولهای که عمده شعر صوفیانه به آن متکی است و صورت انسانی در این نوع شعر نیک ستایش میشود و این خود مبنای زیباشناسی این متفکر است. نویسنده درک خوب و استادانهای از تلقی این شاعر و عالم صوفی دارد و افزون براین، منابع درجه اول و دوم در این حوزه را نیز به خوبی میشناسد. گفتنی است کتاب مذکور توسط نگارنده این سطور در حال ترجمه است
ابوعبدالله احمدبن عمر بن محمدبن عبدالله خیوَقی(540-617) مشهور به نجم الدین کبری و ملقب به ابوالجنّاب، طامه الکبری، شیخ ولی تراش و شیخ کبیر از مهمترین عرفای قرن ششم و اوایل سده هفتم هجری در دوره مغول است. مولد او خَیوَه(Khaiwah)، یکی از شهرهای خوارزم بود. او بعد از فراگیری مقدمات علوم در آنجا، سالهای بسیار به مسافرت پرداخت و نزد استادان زیادی علوم رسمی و متداول به ویژه حدیث را فراگرفت و از مشایخ متعددی در طریقت بهره جست. از استادان مهم وی یکی شیخ اسماعیل قصری(م.589) است که نزد وی به ریاضت و سلوک پرداخت و از او اجازه ارشاد گرفت و به خوارزم بازگشت.
پرداختن به زبان زیبا و گیرای آثار صوفیانه مستلزم آگاهی از سیر تکوینی این آثار و روند به قال درآمدن احوال آنهاست. به این معنی که آنها از چه زمانی مسایل و احوال عمیق عاطفی و روحانی خود را بیان کرده و آن را به عرصه ذوق، شعر، خیال و سرانجام به کتابت درآورده اند. به بیان بهتر، در بررسی ادبیات تصوف ابتدا با تاثرات حالی از اشعار غیر عرفانی، ساده و قابل حفظ روبه روییم که بیشتر در مجالس سماع صوفیه روی می دهد و این تاثرات کم کم به سماع با اشعاری که مفاهیم مبهم و غیر صریح، که نیاز به تاویلات رمزگرایانه عرفانی دارد، می انجامد.
این روزها فرصتی دست داد کتاب استاد شفیعی کدکنی با عنوان زبان شعر در نثر صوفیه را می خواندم. کتابی است بسیار خواندنی و مفید. بی گمان در عرصه مطالعات عرفانی کسی به اندازه دکتر شفیعی کدکنی با میراث تصوف خراسان آشنا نیست و او این آشنایی را توأم کرده است با دقتی مثال زدنی در بحث های تاریخی مرتبط با متون صوفیانه و عرفانی پهنه خراسان بزرگ.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید