سرگذشت ملتی که از قرنها پیش در سر راه حوادث بزرگ زیستند و پنجه در پنجۀ دشواریهای گوناگون در انداخته است، مطلبی نیست که با چند مأخذ معدود به سامان رسد و آسان به دست آید. این سرگذشت پر حادثه را که مقرون به کوشش های مداوم در راه ایجاد و نشر نهضتهای فکری و هنری بوده است باید از راههای مختلف تنظیم کرد و سفالها سنگنوشته ها وکتابهای به زبانهای مختلف عالم از زبان های هندی و اورارتی و آشوری و ایلامی و عبری و یونانی و رومی و ارمنی گرفته تا زبانها و ادبیات معروف هزارۀ اخیر و تمام زبانها و لهجه هایی که از عهد زرتشت تا امروز در ایران رواج یافته است باید در تنظیم چنین تاریخ پرماجرایی مورد استفاده قرار گیرد و از اکتفاء به یک دسته از آنها بدون منابع دیگر، باید تا بتوان خودداری شود.
هیچکس نیست که از ادب عربی و تمدن اسلامی مطلع باشد و ابو محمد عبدالله بن المقفع را که نام اصلی او روزبه و نام پدرش دادویه و اصلا از شهر «جور» فارس بوده، و در بصره تربیت یافته، و بنا بر اشارات مورخان تا چند سال پیش از اواخر حیات و شاید تا موقع مرگ و سوخته شدن در آتش بیداد خلیفۀ عباسی (منصور دوانیقی)، بر دین زرتشتی یا آیین مانوی بوده است، نشناسد.
درین گفتار نمی خواهم شما را با جزئیات افکار گویندگان پارسی آشنا کنم زیرا این کار وقتی طولانی می خواهد. منظور من در اینجا بیشتر نظری اجمالی و کلی به سیر افکار در شعر فارسی، یا بهتر بگویم تحول شعر فارسی از لحاظ اشتمال بر افکار است؛ چه بهترین وسیله برای اشنایی کامل با افکار دسته های مختلف شعرای فارسی زبان تحقیق در انواع شعر فارسی و کیفیت کار شاعران به خصوص صاحبان سبکهای اساسی در هر یک از آنهاست.
سرگذشت ملتی که از قرنها پیش بر سر راه حوادث بزرگ زیسته و پنجه در پنجۀ دشواری های گوناگون در انداخته است، مطلبی نیست که با چند مأخذ محدود به سامان رسد و آسان به دست آید. این سرگذشت پر حادثه را که مقرون به کوشش های مداوم در راه ایجاد و نشر نضتهای فکری و هنری بوده است باید از راههای مختلف تنظیم کرد.
در سال 1311 شمسی نگارندۀ این سطور از تألیف کتابی در تواریخ و اعیاد ایرانیان فراغت یافت که جز سه بهرۀ «نوروز» و «مهرگان» و «سده» از آن را به چاپ نرسانید و اگر چه با انتشار کتاب جامع و استادانۀ جناب آقای تقی زاده به نام گاهشماری در ایران، خود را از نشر تمام و یا مختصری از قسمت تاریخ یا تقویم آن کتاب بی نیاز می دانست
اندیشۀ ملت ایران یکی از پایه های اساسی علم، و کوششهای فکری او از وسائل عمدۀ پیشرفت قافلۀ دانش در عالمست. بیان سرگذشت این اندیشۀ جواّل و مجاهدتهای پرثمر آن، در یک گفتار میسر نیست و اگر من سخنی در اینجا گویم اندکی از آن بسیار و مشتی از آن خروار است.
هرگاه سخن از تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران به میان آید، ناگزیریم از سرحدات امروزین که مخلوق حوادث سیاسی و نظامی دو قرن اخیرست، چشم بپوشیم، و بحث خود را به سرزمین پهناوری که اصطلاحاً «فلات ایران» میگویند تعمیم دهیم.
استاد دکتر ذبیحالله صفا، فرزند سیدعلی اصغر شهمیرزادی، استاد ممتاز دانشگاه تهران، در اردیبهشت سال ۱۲۹۰ شمسی در شهمیرزاد که یکی از قریههای بسیار خرم و باصفای شهرستان سمنان است، متولد شد. علوم مقدماتی را در شهمیرزاد و شهر بابل به پایان رسانید و تحصیلات متوسطه را در تهران (دبیرستانهای سیروس و دارالفنون) انجام داد و در سال ۱۳۱۲ شمسی از رشته ادبی فارغالتحصیل شد. تحصیلات عالی را در رشته فلسفه و ادبیات فارسی در دانشسرای عالی به پایان آورد و در سال ۱۳۱۵ شمسی به اخذ درجه لیسانس نائل شد. و سپس به تدریس در دبیرستانهای تهران پرداخت.
موفقیت بزرگ ایرانیان اسلامی در ایجاد و تحكیم بنیان فلسفه در اسلام بهواقع مرهون پیشرفتهای آنان در این زمینه در عهد پیش از اسلام و خاصه در دوران ساسانی بود. بعد از ترجمه آثار حكمای یونان و ایران بهزبان عربی، و بعد از آنكه متكلمان اسلامی، خاصه «قدریه»و«جهمیه» و «معتزله»، كه نزدیك بهتمام آنها از ایرانیان بودند، شروع به القای مباحث كلامی و فلسفی در جامعه اسلامی نمودند،
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید