1394/8/18 ۰۹:۰۲
تردیدی نیست که هر رنجی نتیجه لغزشی و هر اندوهی، ناشی از جُرمی است؛ ولی فقط انسانهای آگاه و بصیری که مولوی(مثنوی، ۱ر۱۵۷) آنها را «حکیمان خارچین» میخواند و دانش انسانشناسی و تأیید الهی را با هم جمع دارند، میتوانند ریشههای حقیقی رنجها و غصههای ما را شناسایی کنند و به درمان آنها بکوشند:
تبیین رابطه «عمل و پاداش» در مثنوی معنوی مولوی
هر غمی کز وی تو دل آزردهای
از خمار می بوَد کـان خوردهای
لیک کی دانی که آن رنج خمار
از کدامین می برآمد آشکار؟
این خمار، اشکوفه آن دانه است
آن شناسد کاگه و فرزانه است
(مثنوی، ۵ر ۷ـ ۳۹۷۵)
چنانچه آدمی این نشانهها و پیامها را جدی بگیرد و اعمال زشت خود را اصلاح کند، آن قبضها و رنجها از بین میروند، وگرنه رنجهای معقول و قبضهای روحی مانند زنجیرهایی استوار دست و پای آدمی را میبندند و شکل محسوس به خود میگیرند؛ به دیگر سخن بیتوجهی به قبضهای روحی و رنجهای گوناگون به گرفتاریهای بیرونی آدمی منجر میشوند:
…پیش از آن کاین قبض، زنجیری شود
این که دلگیری است، پاگیری شود
رنج معقولت شود محسوس و فاش
تا نگیری این اشارت را به لاش
در معاصی قبضها دلگیر شد
قبضها بعد از اجل، زنجیر شد…
دزد چون مال کسان را میبرَد
قبض و دلتنگی دلش را میخلد
او همی گوید: عجب این قبض چیست؟
قبض آن مظلوم کز شرّت گریست
چون بدین قبض التفاتی کم کند
باد اصرار آتشش را دم کند
قبض دل قبض عوان شد لاجرم
گشت محسوس آن معانی، زد عَلم
غصهها زندان شدهست و چارمیخ
غصه بیخ است و بروید شاخ، بیخ
بیـخ پنهان بود، هـم شد آشکار
قبض و بسط اندرون بیخی شمار
چون که بیخ بد بوَد، زودش بزن
تـا نروید زشت خاری در چمن
قبض دیدی، چاره آن قبض کن
زان که سرها جمله میروید ز بُن
بسط دیدی، بسط خـود را آب ده
چون برآید میوه، با اصحاب ده
(مثنوی، ۳ر ۳۶۳ـ۳۵۱؛ نیز٫ رک: مثنوی، ۴ر ۶۷ـ ۲۴۵۸ و۳ر۵۷ـ۳۴۴۴)
۵ـ تجسم اعمال (صورتپذیری اعمال در عالم غیب)
بحث تجسم اعمال یکی از مباحث مهم در معارف دینی و عرفانی است که بسیاری از حکیمان و عارفان دربارهاش سخنها گفتهاند و مولوی نیز به طور جدی به بحث درمورد آن پرداخته است. استاد کریم زمانی درباره تجسم اعمال نوشتهاند: «تجسم اعمال از لواحق بحث قیامت است. البته تعبیر تجسم اعمال عیناً در آیات و احادیث نیامده است، بل حکما و عرفا این تعبیر را از حاصل مضمون آیات و روایات به دست آوردهاند. برخی همچون علامه مجلسی، منکر تجسم اعمال بودهاند. وی در کتاب حقالیقین خود این موضوع را عقلاً بعید دانسته است و نیز در رساله اعتقادات، آن را رد کرده است، لیکن پدر او یعنی مجلسی اول در شرح فقیه، تجسم اعمال را اثبات کرده است. به هر حال این موضوع گرچه از مسلّمات عقلی و نقلی است، لیکن از ضروریات دین به شمار نمیآید. برخی نیز همچون مرحوم ملا محمدمهدی نراقی صاحب جامعالسعادات درباره لفظ تجسم اعمال مناقشه کردهاند و نتیجه گرفتهاند که برای چنین مبحثی، تعبیر تجسد اعمال مناسبتر میآید. باز جمعی نیز تعبیر تشخیص اعمال را برگزیدهاند.
به هر حال بزرگان حکما و عرفای صاحب مقام از جمله مولانا در پرتو کلام قرآنی و مکاشفات قلبی و استدلالات عقلی و نقلی به تجسم اعمال عقیده دارند؛ بدین معنی که هر یک از گفتار و کردار و پندار آدمی در عالم برزخ تجسم مییابد. کردار نیک به صورت باغ و راغ و کردار بد به صورت مار و نار مجسم میشود. مولانا در این باب موشکافیها، یا به تعبیر خود او «باریکریسی»های شگرفی کرده و این عویصه خردسوز را با تمثیلاتی دقیق به خوبی باز کرده است»(میناگر عشق، ص۱۶۵).
همچنان که پیشتر اشاره شد، مولوی مسأله تجسم اعمال را مورد بررسی و دقت نظر قرار داده و در این زمینه گفتنیها گفته است. نظرات مولوی در این مورد را در قالب ده گزاره زیر میتوان بیان کرد:
الف) صورت پذیری اعمال در عالم غیب: از فعلهای انسان صورتهایی در عالم غیب زاده میشود. همان گونه کهاندیشهها و نقشههای ذهنی یک مهندس به زودی تبدیل به یک ساختمان میشود و نیز همچنان که دانهای که در زیر زمین پنهان است، در بهار سر از خاک بر میآورد و به شکل درختی تناور ظاهر میشود، اندیشهها و خصلتهای انسان هم در عالم ملکوت صورتهایی متناسب با خود مییابند. در عالم ماده بهوضوح میتوان دید که هر برخوردی بین دو موجود به تولد موجودی دیگر منجر میشود. ازدواج انسان با عمل هم سبب میشود که صورتهایی در عالم غیب متولد شود:
که معانی آن جهان صورت شود
نقشهامان درخور خصلت شود
(مثنوی، ۶ر ۱۸۶۶)
لیک این نامه خیال است و نهان
وان شود در حشر اکبر بس عیان
این خیال، اینجا نهان، پیدا اثر
زین خیال، آنجا برویاند صُوَر
(مثنوی، ۵ر ۹۰ـ ۱۷۸۹)
فعل را در غیب صورت میکنند
فعل دزدی را نه داری میزنند؟
(مثنوی، ۶ر ۴۲۰)
هر کجا دو کس به مهری یا به کین
جمع آید، ثالثی زاید یقین
لیک اندر غیب زاید آن صوَر
چون روی آن سو، ببینی در نظر
آن نتایج از قرانات تو زاد
هین مگرد از هر قرینی زود شاد
منتظر میباش آن میقات را
صدق دان الحاق ذُرّیات را
کز عمل زاییدهاند و از عـلل
هر یکی را صورت و نطق و طلل
(مثنوی، ۵ر ۸ ـ۳۸۹۴)
ب) عدم شباهت اعمال با صورتهای غیبی خود: البته باید دانست که اعمال با صورتهای ملکوتی خود تناسبی ندارند. این بحث از دو جهت سودمند است: یکی آنکه در این دنیا بین رنجها و حوادث ناگوار زندگی از یک سو و کارهای زشت از سوی دیگر رابطهای برقرار است و هرکسی توانایی کشف این رابطه را ندارد(رک. بحث شماره ۴، با عنوان «پیوند رنجها و قبضهای روحی با کارهای ناپسند») و دیگر اینکه ظاهراً بین کارهای دنیایی و پاداشهای اخروی مناسبتی نیست؛ ولی از همین جا میتوان دریافت که عذابها و نعمتهای قیامت همان اعمال ما هستند که به صورت جدیدی درآمدهاند و رابطه آنها فراتر از روابط قراردادی و علّی و معلولی است، بلکه بین عمل و پاداش نوعی رابطه تکوینی قوی، به شکل عینیت و اتحاد برقرار است و پاداش همان عمل است که تجسم یافته است(استاد مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۳). مولوی برای توضیح این مسأله، داستانی را نقل کرده است:
مردی که پیوسته در بازرگانی زیانکار میشد، از پیامبر بزرگوار اسلام راهنمایی خواست و پیامبر(ص) فرمود: «در هر معاملهای تأنی و تأمل کن و سه روز حق فسخ معامله را برای خود نگاه دار، تا بدون شتابکاری در مورد سود و زیان آن معامله بیندیشی و به این ترتیب از زیانهای احتمالی رهایی یابی.» مولوی پس از نقل این داستان میگوید که تأمل و تدریج قانون عالم هستی است و خدا هم با اینکه میتوانست همه هستی را در لحظهای بیافریند، اما در شش روز آن را خلق کرد. تأنی مانند تخمی است که سعادت، مانند پرندهای، از دل آن بیرون میآید و بین این دو شباهتی ظاهری وجود ندارد.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید