سیاه‌باز بی‌جانشین / اردشیر صالح پور

1394/2/1 ۱۰:۲۳

سیاه‌باز بی‌جانشین /  اردشیر صالح پور

«سعدی افشار» آخرین بازمانده نسل سیاه بازان نمایش ایرانی بود که از دست رفت اما نباید با از دست رفتن سعدی افشار این سنت نمایشی که به نوعی هویت تئاتر ایران را در بر می‌گیرد، از دست داد.

 

به انگیزه دومین سال درگذشت «سعدی افشار»

«سعدی افشار» آخرین بازمانده نسل سیاه بازان نمایش ایرانی بود که از دست رفت اما نباید با از دست رفتن سعدی افشار این سنت نمایشی که به نوعی هویت تئاتر ایران را در بر می‌گیرد، از دست داد.

سیاه بازی در تئاتر ایران و نمایش ایرانی به عبارتی میراثدار جریان کمدی در تقلید و مضحکه ایرانی بود که طبق شواهد و قرائن از اواخر دوره تیموری و بویژه در دوره صفوی شاهد گسترش و رواج این نوع از هنر نمایش ایران بودیم که عمدتاً ریشه آن نقالی، لوده بازی، لوطی بازی و گونه‌های ریز و درشتی بود که در نهایت در اواخر دوره قاجار منجر به پیدایش و پدیدار گونه‌ای از نمایش ایرانی یعنی سیاه بازی یا به عبارتی تختِ حوضی بود. بی‌شک این جریان نیز مدیون و مرهون کسانی همچون کریم شیره‌ای، اسماعیل بزاز، بویژه در ژانر سیاه بازی بابا تیمور، حاجی لره و بعدها ذبیح‌الله ماهری و مهدی مصری وسید حسن یوسفی و دیگران بود که این میراث طبعاً در اجرا و رویه سیاه بازیِ سعدی افشار نیز متجلی بود.

به طور کلی نباید سیاه بازی را تنها به حضور یا حضور نداشتن افراد متکی دانست. زیرا درگذشت هر یک از آنان می‌تواند منجر به خاموشی و فراموشی آن جریان گردد. پس ما به سعدی افشار نه تنها به عنوان یکی از سیاه بازان بلکه به عنوان نماینده نمایش تخت حوضی نگاه می‌کنیم و جای تأسف است که با مرگ سعدی افشار این گونه نمایش جذاب ایرانی که برآمده از تاریخ ذوقیات و خلقیات مردم است به فراموشی سپرده شود.

سیاه بازیِ ایرانی در تاریخ پرفراز و نشیب خود مشکلات بی‌شماری را پشت سر گذاشته است اما متأسفانه این گونه نمایش ایرانی در کنار تعزیه به عنوان گونه مهم دیگر نمایش هنوز نتوانسته است به طور جدی و منسجم به مراکز آموزشی پژوهشی و دانشگاهی ما راه پیدا کند و به طور مستقیم پویایی خود را همپا با جریانات اجتماعی دنبال کند. این نکات مهم‌ترین آسیب‌هایی است که پیکره این گونه نمایشی را به اضمحلال کشانده است. بی‌شک تا زمانی که این جریانات نمایشی به دانشگاه راه پیدا نکند و در سر فصل دروس اصلی هنری قرار نگیرد راه به جایی نبرده و در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.

صرف برگزاری دو سالانه یک جشنواره سنتی و آیینی هرگز نمی‌تواند بستر پویا و زنده این جریان را زندگی بخشیده و آن را از فراموشی و خاموشی نجات دهد. به همین دلیل است که با مرگ هر کدام از این هنرمندان که خود سردمدار یک جریان نمایشی هستند آن گونه نمایشی در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.

روزنامه ایران

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: