1402/9/19 ۱۰:۲۳
بسیار مفتخرم که در آستانۀ چهلسالگی تأسیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و به بهانۀ هشتادمین زادروز استاد عنایتالله مجیدی از مردی بنویسم که رکن رکین این مرکز یعنی کتابخانه و مرکز اسناد در سایۀ سرو بلند قامت او قد برافراشته است.
در شادبادش هشتادسالگی «عنایتالله مجیدی» که فداییِ کتاب است
بسیار مفتخرم که در آستانۀ چهلسالگی تأسیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و به بهانۀ هشتادمین زادروز استاد عنایتالله مجیدی از مردی بنویسم که رکن رکین این مرکز یعنی کتابخانه و مرکز اسناد در سایۀ سرو بلند قامت او قد برافراشته است. آقای مجیدی بنیانگذار کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در 14 آذر 1322 در روستای کوشک بخش رودبار الموت به دنیا آمد؛ سرزمینی که یادگار کتابخانههای بزرگی بود که روزگاری بزرگمردانی چون خواجه نصیرالدین طوسی و خواجه رشیدالدین فضلالله در آنها گام مینهادند. در فرهنگهای لغت فارسی کوشک بهمعنای بنای بلند و کاخ مستحکم و رفیع آمده است و گویا تقدیر چنان بود که مرکز دائرةالمعارف بهوجود آید تا او در خرداد 1364 که تازه 42 ساله شده بود به آن بپیوندد و «کوشکِ» دلخواه خود را در آن بسازد تا شیفتگان کتاب در «رودبار» آن گرد هم آیند و بلندای دانش و معرفت را همچون عقابهای «الموت» درنوردند.
راستش وقتی قلم را به دست گرفتم، نمیدانستم دربارۀ کدام خصلت نیکوی آقای مجیدی بنویسم که بیهیچ اغراقی مصداق این سخن است که «آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری»، بنابراین تفألی به دیوان حافظ زدم. غزلی آمد که این دو بیتش به دلم نشست:
ای آفتابِ خوبان میجوشد اندرونم/ یک ساعتم بِگُنجان در سایۀ عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست؟/ کِش صد هزار منزل بیش است در بِدایت.
این شد که تصمیم گرفتم از نخستین گفتوگوی خودم با ایشان آغاز کنم که تا حدودی با محتوای این ابیات همخوان است؛ من پس از تحوّل عمیق روحی در زندان به این باور رسیده بودم که آرمان ترقّی و توسعۀ ایران نه از راه گلوله و تفنگ و فعّالیّت نظامی و سیاسی که با توسعۀ دانایی و کتابخوانی و بیداری اجتماعی تحقّق مییابد، بنابراین پس از آزادی و پیروزی انقلاب اسلامی خیلی زود از فعّالیّت سیاسی کناره گرفتم و مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی را برای تحقّق این هدف بنیان نهادم و بسیاری از استادان دانشگاه را که پس از انقلاب فرهنگی از خانۀ دوم خویش بیرون شده بودند برای همکاری دعوت کردم. در دیدار اوّل که استاد محمّدتقی دانشپژوه که خود کتابدار، نسخهشناس و مصحّح زبردستی بود، عنایتالله مجیدی را به من معرفی کرد. نخستین جملهای که به او گفتم این بود که میخواهم کتابخانهای با سهمیلیون جلد برای دائرةالمعارف ایجاد کنید. نیک به یاد دارم او که در آن زمان 26 سال سابقۀ کتابداری و مسئولیّت کتابخانه داشت با حالتی خاص به من نگاه کرد و پیش از آن که لب به سخن بگشاید از همان نگاهش به من فهماند که چنین کاری ناشدنی است. با وجود این من بر حرف خودم اصرار کردم و او هم که عاشق محض کتاب بود و در زندگی کاریاش با چیز دیگری جز کتاب سروکار نداشته بود - و هنوز هم ندارد -، مسئولیّت کتابخانه را پذیرفت و با شور و اشتیاق و عشق و دلسوزی و فداکاری کارش را آغاز کرد. اکنون هم که 38 سال از آن زمان میگذرد با همان روحیۀ روز اوّل کار میکند و موفّق شده است کتابخانهای بسازد که حداقل یکمیلیون و سیصدهزار جلد کتاب دارد و بسیاری اسناد و مدارک دیگر؛ و البتّه این، تازه آغاز راه است، زیرا هم من و هم او میدانیم برای راه عشق که به قول حافظ آغازش بیش از صدهزار منزل است، نمیتوان پایانی تصور کرد.
کسانی که از نزدیک، کتابخانۀ مرکز را دیدهاند میدانند که کتابهایش تنها یک عدد و رقم نیستند، بلکه کیفیّت آنها هزاران بار بر کمیّت غلبه دارد، زیرا بهدنبال نیازسنجی و بررّسی علمی تهیّه شدهاند و خرید هر کتابی به منظور پرکردن یک خلأ علمی بوده است. برخی از این کتابها با سفارش استادان و پژوهشگران بخشهای علمی توسط کتابخانه تهیّه شدهاند. جناب مجیدی با توجه به سابقۀ تاریخی خود در کتابداری با بسیاری از کتابخانهها و کتابداران بزرگ ایران و جهان آشنایی داشت و هر کتابی را که مورد نیاز استادان و نویسندگان مرکز بود برایشان تهیه میکرد. در زمانیکه جستوجوی الکترونیکی مانند اکنون وجود نداشت بهخوبی میدانست که کدام کتاب در کجا یا نزد چهکسی موجود است و اگر تهیّۀ اصل کتاب امکان نداشت حتماً آن را کپی و صحّافی میکرد و در قالبی کتابگونه در اختیار پژوهشگران قرار میداد. ایشان گاه برای تهیّه و خرید شماری از کتابها به شهرهای مختلف ایران و کشورهایی مانند ترکیه، سوریه، لبنان و پاکستان میرفت. برخی کتابها هم جزء گنجینههای استادان بزرگی مانند ایرج افشار، عبدالحسین زرّینکوب و دهها دانشمند بزرگ ایران هستند که به سلیقۀ خود تهیّه کرده و در دورۀ حیاتشان یا پس از رحلتشان به مرکز اهدا شده است. علاوهبر کتاب، نسخههای خطّی ارزشمند، روزنامهها و نشریههای قدیمی و جدیدی در کتابخانۀ مرکز وجود دارند که برخی از آنها منحصربهفرد هستند. همچنین چون این کتابها برای مقالات دائرةالمعارف و دیگر دانشنامهها و طرحهای مرکز تهیه شدهاند حوزۀ جغرافیایی وسیعی از اندونزی تا شمال افریقا و رشتههای مختلف علمی را دربرمیگیرند و این، تنوّع خاصّی به منابع علمی مرکز بخشیده است که در کمتر جای دیگری وجود دارد و سرانجام کتابخانۀ مرکز برخلاف بیشتر کتابخانههای داخلی و خارجی کتابخانهای باز است و هر پژوهشگری آزادانه از میان قفسههای آن میگذرد و با کتاب ارتباطی مستقیم و ملموس برقرار میکند. در سالهای اخیر که بحث دیجیتالیشدن منابع تحقیق مطرح شده است بسیاری از کتابهای مرکز هم اسکن شدهاند و اکنون کتابخانۀ دیجیتالی هم در خدمت پژوهشگران قرار دارد و این اواخر هم قرائتخانۀ مرکز برای استفادۀ عموم افتتاح شده است. همۀ این کارها حاصل زحمات شبانهروزی جناب آقای مجیدی و همکارانش در کتابخانه است و نقش من و دیگر مدیران مرکز تنها این بوده است که در حد توان خود پشتیبان و حامی آنان باشیم. علاقه و عشق آقای مجیدی به کتاب و کتابخانه چنان بوده و هست که میتوان او را «فداییِ کتاب» و کسی نامید که همۀ عمرش با تمام توان و انرژی فقط در خدمت کتاب بوده است و بس؛ و ساختن چنین کتابخانهای حاصل عرقریزان روح او بوده است. کار نزد آقای مجیدی فقط منحصر به ساعات اداری نیست و او در همۀ لحظههای زندگیاش چه در مرکز و چه در خارج آن در فکر مرکز و ارتقای آن است.
با وجود خدمت همیشگی جناب مجیدی به کتاب و توسعۀ کتابخوانی در این کشور، بیانصافی است که او را تنها به یک کتابخانهساز و کتابدارِ محض محدود کنیم. مجیدی مدیری دوراندیش، مسلّط به کار و همهجانبهنگر است و در بحرانهای مختلفی که برای مرکز پیش آمده است همواره مشاوری امین و مطمئن برای اینجانب بوده و وجودش به همۀ اصحاب دائرةالمعارف امنیت و اطمینان و قوّت قلب بخشیده است. مجیدی شاگرد مستقیم استاد بدیعالزّمان فروزانفر و خوشهچین دانش نسل طلایی استادان و دانشمندان بزرگ ایران و دانشمندی به تمام معناست؛ هرچند در هشتادسالگی هم به سبب خاکساری و فروتنی شأنی جز شاگرد دائمی فروزانفر و دیگر استادانش برای خود قائل نیست. همچنین بسیاری از استادان بزرگ و صاحبنام مرکز مانند مرحوم دکتر آذرتاش آذرنوش، دکتر سیّدفتحالله مجتبایی و بزرگانی دیگر به پیشنهاد و واسطۀ او به مرکز دعوت و مشغولبههمکاری شدهاند. او پژوهشگری فرهیخته، مصحّحی دقیق و استادی توانمند است که در طول زندگی پربرکتش چندین کتاب را تألیف و تصحیح یا گردآوری و منتشر کرده و مقالات ارزشمندی را برای دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و نشریات معتبر علمی نوشته است. مجیدی یک الموتشناسِ برجسته در سطح جهانی نیز هست و کمتر کسی را میتوان یافت که به اندازۀ او دربارۀ الموت که نگهدار و میراثدار تاریخ، فرهنگ، ادیان و آیینهای دیرپای ایرانی است، تحقیق کرده باشد. بارها دیدهام که برای تحقیق دربارۀ یک شخص یا مکان صدها کتاب را ورق میزند و از هرکسی که بداند ممکن است دربارۀ آن موضوع اطّلاعاتی دارد، سؤال میکند تا به کنه حقیقت دست یابد. او نویسندهای دقیق و منصف و بدون تعصّبهای گوناگون زمانه است و حتی یک جمله را بدون ارجاع به منابع معتبر و اطمینان از صحّت علمی آن نمینویسد. او سراغ موضوعات خاص و مهم و گاه فراموششده میرود؛ بههمینسبب تألیفاتش را با اقتباس از کتاب تاریخ گزیدۀ تاریخنگار همولایتیاش، حمدالله مستوفی میتوان «تحقیقاتِ گزیده» نامید. افزون بر همۀ اینها او انسانی مهربان و متواضع و فاقد هرگونه کیش شخصیّت و دلسوز و خیرخواه همگان است. او شاگردپرور و دوستدار قراردادن دانش و تجربهاش در اختیار جوانان بدون هیج مزد و منّتی است. عنایتالله مجیدی بهسبب مراودات فرهنگی گسترده و حافظۀ تاریخی قدرتمندش گنجینهای از سرگذشت بزرگان فرهنگی این سرزمین است و بهراستی میتوان او را تاریخ زندۀ فرهنگی هفتادسال اخیر ایران دانست. با وجود این همه خصال ستوده، او هیچ علاقهای به شهرت و خودنمایی و حضور در رسانهها و فضاهای اجتماعی ندارد و در خلوت خود تنها مشغول خدمت به کتابخانۀ مرکز و البتّه تاریخ و فرهنگ ایرانی و اسلامی است. او بهدوراز هرگونه خطکشی سیاسی و جناحی و مصالح و منافع شخصی همیشه دغدغۀ ایران را داشته است و در اینروزها بیش از هرزمان دیگری نگران آیندۀ این سرزمین و مردمانش است.
منبع: مجلّۀ تجربه، دورۀ جدید، شمارۀ 25، آذر 1402
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید