«دعایی»، نماینده راستین سیره نبوی و علوی / علی اکبر صالحی

1401/4/25 ۰۸:۵۱

«دعایی»، نماینده راستین سیره نبوی و علوی / علی اکبر صالحی

برای بسیاری از اصحاب فضل و فضیلت و دوستداران و دلبستگان اسلام، ایران و نهضت اسلامی، فقدان روحانی وارسته و از چهره های شاخص انقلاب شکوهمند اسلامی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج آقای دعایی ( اعلی الله مقامهُ الشریف) دردی جانکاه و مصیبتی سنگین است.

«دعایی»، نماینده راستین سیره نبوی و علوی / علی اکبر صالحی

بسم الله الرحمن الرحیم

«یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»

برای بسیاری از اصحاب فضل و فضیلت و دوستداران و دلبستگان اسلام، ایران و نهضت اسلامی، فقدان روحانی وارسته و از چهره های شاخص انقلاب شکوهمند اسلامی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج آقای دعایی ( اعلی الله مقامهُ الشریف) دردی جانکاه و مصیبتی سنگین است. اینجانب عمیقاً بر این باورم که جامعه ما همواره نیازمند بهره­ مندی از سجایا و صفات حمیده عزیزانی همچون دعایی هاست.

این حقیقت بر کسی پوشیده نیست که حضرت آقای دعایی در زمره السابقون و پیشگامان نهضت امام خمینی (ره) و یکی از پیشکسوتان و طلایه داران مجاهدت و استقامت در مسیر استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی است. حضرت آقای دعایی که ذکرش بخیر باد- در طول حیات طیبه و پر برکت خود همواره مورد اعتماد و وثوق کامل بنیانگذار کبیر نظام اسلامی و مقام معظم رهبری و یار صدیق ایشان بود. آن فقید سعید، براستی گنجی شایگان و گنجینه اطلاعات و اسرار انقلاب بود و در طول بیش از چهار دهه پس از پیروزی نهضت اسلامی، مورد احترام و اعتماد طیف گسترده ای از مقامات و مسئولان سیاسی و شخصیت های علمی و فرهنگی ایران بود.

در این ایام که به واسطه برخی بداخلاقی‌ها، عده ای جانب حرمت را فرو گذاشته و عهد قدیم و پیمان مودّت و ارادت را به فراموشی سپرده اند، مرحوم دعایی با بهره گیری از زبانی پدرانه و سرشار از مهر و عطوفت در پی جذب حداکثری و دفع حداقلی بود و در عین رعایت اصل ادب و فروتنی، در باب حق و حقیقت و پیام جاودانه شریعت، داد سخن می ­داد. او مانند خورشید طالع به یکسان بر همگان می ­تابید و نماینده­ ای راستین برای سیره نبوی و علوی بود. ما باید اعتراف کنیم که با گذشت زمان، بسیاری از ما که مدعی دیانت و تقوی هستیم، راه و مرام امام موسی صدر، مرحوم آیت الله طالقانی، شهید آیت الله مطهری و شهید آیت الله دکتر سیّد محمد بهشتی را بر طاق نسیان نهادیم؛اما در این میانه، فقید خُلد آشیان حضرت آقای دعایی همچنان تا دم واپسین بر سر پیمان ماند. آن عزیز سفر کرده به ساحت ملکوت، می­توانست دستخوش عجب و کبر و غرور شود و سهمی بیشتر و بالاتر از بسیاری از ما طلب کند. او می توانست شمشیر تکفیر و تفسیق را بر فراز سر خویش بگرداند و هر کسی را به عنوان ضد انقلاب و دشمن اسلام و مسلمین مورد خطاب و عتاب قرار دهد؛ اما دعایی عزیز، ریشه و سرشتی دیگر داشت. آن بزرگوار مانند پدران و اجداد طاهرین در پی تحبیب و تألیف قلوب بود. ایشان به افراد و شخصیت هایی یاری می رساند که بسیاری از ما حاضر به عنوان کردن نام آنان نبودیم، برخی از رجال طرد شده و شخصیت­های به حاشیه رانده شده که به اسلام و ایران و به قانون متعهّد بودند، از خوانِ لطف و انعام دعاییِ مهربان متنعم شدند و این تنها دعایی بود که بسیاری از آنان را در مسیر سفر به دیار ابدی بدرقه می کرد. اینجانب مایلم تا به این نکته اشاره کنم که دعایی بزرگوار در سیره عملی خود، شیوه و نحوه سلوک شیخ ابوالحسن خرقانی را بازتاب می­ داد.در روایات مربوط به تاریخ عرفان عهد اسلامی آمده است که آن شخصیت کم نظیر تاریخ فرهنگ ایران فرمود : «هر که در این سرا در آید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد.» اگرچه بسیاری از ما به مسرور ایام و به واسطه رقابت بر سر جیفه دنیا، از این میراث گرانسنگ که همان میراث رسول اکرم (ص) و خاندان رسالت (علیهم السلام) است، فاصله گرفتیم، اما حضرت آقای دعایی به آرمانها و اصول بنیادین انقلاب و ارزشهای ملی و آیینی وفادار ماند. ما امروز بدون حضور پر مهر دعایی، براستی احساس تنهایی می­ کنیم. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به راه و مرام انسان ساز دعایی نیازمندیم. دعایی عزیز با عملکرد خود به همه ما زِنهار می داد که به این چند روزه دنیا غرّه نشویم و بدانیم که همه ما با هر عقیده و سلیقه­ای، چند صباحی بر این بساط بازی می­ کنیم و به چشم بر هم زدنی ،از صحنه محو می ­شویم. پس پنجه کشیدن به روی دوستان و حتی دیگران، شرط مروّت نیست. اینجانب ضمن ادای احترام به روح پر فتوح و خاطر تابناک آن مرحوم مغفور و ابراز همدردی مجدد با همه دلبستگان، دوستان و دوستداران ایشان به ویژه اعضای محترم بیت شریف دعایی و فرزندان برومند آن عزیز، سخن خود را با این ابیات روح انگیز خواجه شیراز به پایان می برم که برای اینجانب یادآور صفا و وفای دعایی است:

پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در­­آی / که صفایی ندهد آبِ تراب آلوده

آشنایانِ ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

منبع: روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: