1393/7/22 ۰۸:۰۴
تمدن به مفهوم عام آن به مجموعه علوم، فنون، قوانین و آداب و رسومی اطلاق میشود كه حالت فكری و سیاسی و اقتصادی و صنعتی و سایر مظاهر مادی و معنوی حیات یك قوم را در بخشی از زمان مشخص میكند. متأسفانه تصویری كه ما از تمدن امت اسلامی، از صدر اسلام تا به حال، داریم جز در یك دوران چند صد ساله چندان درخشان نیست. ما در اینجا نظرمان را روی این دوره درخشان متمركز، و عوامل مؤثر در به وجود آمدن آن را بررسی خواهیم كرد. باشد كه از گذشته با عظمت، درس عبرت بگیریم و در جهت ایجاد یك تمدن اسلامی جهانگیر قدمهای مؤثر متناسب با عصر حاضر برداریم.
مقدمه
در اینكه در پی ترجمه آثار علمی از زبانهای یونانی، سُریانی، پهلوی و...، یك نهضت علمی در جهان اسلام رخ داد و به دنبال آن برای چند قرن جهان اسلام شاهد شكوفایی تمدنی درخشان بود، اختلاف كمی بین مورخان وجود دارد و اگر اختلافی هست، بیشتر در میزان خلاقیت و نوآوری مسلمانان در علومی است كه از دیگران به آنها رسید. در این مورد نیز اگر در گذشته، تشكیكاتی از طرف غربیان صورت گرفته بود، در قرن اخیر تعداد روزافزونی از آنها به نوآوری مسلمانان اذعان كردهاند. به عنوان نمونه سخنان بریفو (Briffault) را نقل میكنیم:
یونانیان تنظیم كردند، تعمیم دادند، نظریهپردازی كردند، اما راههای جسورانه پژوهش، جمعآوری دانش مثبت، روشهای دقیق علم، مشاهده مفصل و طولانی و كاوش تجربی، برای خوی یونانی بیگانه بود. چیزی كه ما علم مینامیم، در اروپا نشأت گرفت و آن هم نتیجه روحیه جدید كاوش، روشهای جدید تحقیق، روش تجربی، مشاهده، اندازهگیری و توسعه ریاضیات به شكلی ناشناخته برای یونانیان بود. آن روحیه و آن روشها به وسیله اعراب [مسلمانان] به اروپاییان معرفی شد. علم جدید مهمترین سهم تمدن اسلامی است.1
جان برنان اذعان دارد كه جهان اسلام محل التقای دانش آسیایی و اروپایی بود و در آن اختراعاتی صورت گرفت: «مسلمانان از دنیای قدیم چیزی را نجات دادند كه ارسطو علیرغم نبوغش كاملاً در آن ناقص بود، عالم ریاضی و مكانیكی. به نظر میرسد كه بزرگی اعراب [مسلمانان] در این بوده باشد كه آنها توانستند بهترین میراث عقلی مردمی را كه با آنها برخورد كردند، جذب كنند ـ نه اینكه نوآوری چشمگیری داشته باشند. آنها دانش ریاضی و طبی یونانیان را جذب كردند ـ چیزی كه مورد تحقیر رومیان و بیتوجهی مسیحیان بود. آنها صبورانه به یك فرآیند طولانی توسعه تدریجی و تطبیق عملی كه یونانیان آن را، در بهترین شرایط خود محقر شمرده بودند، پرداختند.
آنان از هند علامتگذاری ضروری «عربی» و صورتبندی جبری را كه بدون آن متجددان نمیتوانستند بر كار یونانیان بیفزایند گرفتند، و در اسپانیای قرن دهم تمدنی را به وجود آوردند كه دانش صرف نبود، بلكه در مورد هنرها و فنون حیات علمی به كار گرفته میشد. به طور خلاصه، آنان در قرون وسطی آن نوع تفكر علمی و حیات علمی ـ صنعتی را كه ما به آلمان جدید وابسته میكنیم، دارا بودند. به نظر میرسد آنان برخلاف یونانیان، آزمایشگاه و آزمایشگری صبورانه را تحقیر نكردند، و در طب، مكانیك، و در واقع تمامی هنرها، علم را در خدمت بدون واسطه حیات قرار دادند، به جای این كه آن را به عنوان یك هدف نهایی حفظ كنند. اروپا از آنها چیزی راكه ما دوست داریم روحیه بیكنی بنامیم به میراث برد، روحیهای كه در مقام توسعه دادن كرانههای امپراتوری انسان بر طبیعت است.»2
مسلمانان برای شش قرن، رهبری علمی جهان را در دست داشتند: 350 سال رهبری مطلق و 250 سال رهبری مشترك با مسیحیان. جرج سارتن از نیمه دوم قرن دوم تا آخر قرن پنجم هجری را دوره رهبری بلامنازع مسلمانان میداند و به شرح زیر برای هر 50 سال از این دوره یك نفر را مشخص میكند و آن نیم قرن را به نام او مینامد:3
1. عصر جابربن حیان (750 ـ800م).
2. عصر خوارزمی (800 ـ 850م). سارتن خوارزمی را یكی از بزرگترین ریاضیدانان مسلمان و بزرگترین ریاضیدان عصر خود میداند.
3. عصر رازی (850 ـ 900م). از نظر سارتن رازی بزرگترین طبیب بالینی اسلام قرون وسطی و پیشتاز استادان شیمی عصر رنسانس است.
4. عصر مسعودی (900 ـ 950م). سارتن مسعودی را بزرگترین جغرافیادان و جامعالعلوم میداند و علت انتخاب او را كنجكاوی و جامعیت وی ذكر میكند.
5.عصر ابوالوفا (950 ـ 1000م). ابوالوفا بوزجانی، از بزرگترین ریاضیدانان مسلمان بود كه در توسعه مثلثات سهمی چشمگیر داشت.
6. عصر بیرونی (1000ـ 1050م). سارتن بیرونی را بزرگترین دانشمند مسلمان و یكی از بزگترین دانشمندان همه اعصار میداند. او ابن سینا را نیز چنین توصیف میكند؛ اما این دوران را به نام دوران بیرونی نام مینهد؛ زیرا بیرونی را معرف بهتری از این عصر میداند.
7. عصر خیام (1050 ـ 1100م) از دید سارتن خیام از بزرگترین ریاضیدانان قرون وسطی است.
از نظر سارتن، برای 250 سال بعد نیز افتخار داشتن مردان طراز اول علم ـ نظیر نصیرالدین طوسی، ابن رشد، ابن نفیس ـ همچنان نصیب مسلمانان است؛ ولی در این دوران مسیحیان نیز وارد میدان شده و افرادی نظیر راجربیكن را پرورش دادهاند.
در دوران شكوفایی تمدن اسلامی، همه علوم متداول عصر رونق داشت و جوامع اسلامی نه تنها در علوم و فلسفه، بلكه در هنر و فنآوری نیز پیشرو عصر خود بودند. چند عامل باعث شد كه علوم و فنون در دارالاسلام رشد پیدا كنند و مسلمین به تفوق علمی دست یابند. در اینجا به ذكر اهم این عوامل میپردازیم:
1. تشویق قرآن و سنت به فراگیری علوم
آنچه زمینهساز اصلی اقبال مسلمین به فراگیری علوم مختلف و اخذ آن از یونانیان و مصریان و هندیان و... شد، توصیه اسلام به فراگیری علم در همه احوال است و ارزشی كه برای اهل علم قائل شده است. قرآن، عالم و جاهل را برابر نمیداند:
ـ قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون: (زمره، 9) بگو آیا آنهایی كه میدانند، با آنهایی كه نمیدانند برابرند؟
و پیامبر گرامی(ص) فرمود: «من اراد الدنیا فعلیه بالعلم، و من اراد الاخره فعلیه بالعلم، و من ارادهما معاً، فعلیه بالعلم:4 هر كس در پی دنیاست، باید دنبال علم برود، و هر كس در پی آخرت است، باید دنبال علم برود، و هر كس دنبال هر دو است، باید دنبال علم برود»
و نیز فرمود: «هلاك امتی فی ترك العلم: هلاك امت من در ترك علم است.»5 و علی(ع) فرمود: «اكتسبوا العلم یكتسبكم الحیاه:6 علم را به دست آوردید تا از حیات بهرهور شوید.»
جرج سارتون در كتاب مقدمهای برتاریخ علم میگوید: «من بار دیگر سؤال میكنم: چگونه میتوان به شناخت درستی از دانش مسلمین دست یافت اگر تمركز آن حول قرآن را درك نكنیم؟»7
2ـ تشویق قرآن به كاوش طبیعت
قرآن مكرراً مردم را به تدبر و تفكر در احوال كائنات دعوت میكند و از برخورد سطحی با آیات الهی در طبیعت برحذر میدارد:
ـ افلا ینظرون الی الابل كیف خلقت. و الی السماء كیف رفعت. و الی الجبال كیف نصبت. و الی الارض كیف سطحت:(غاشیه،17ـ20) آیا به شتر نمینگرند كه چگونه آفریده شده؟ و به آسمان كه چهسان بر افراشته شده؟ و به كوهها كه چگونه بركشیده شده؟ و به زمین كه چگونه گسترده شده است؟»
ـ قل انظروا ماذا فیالسموات والارض...: بگو بنگرید كه چه چیزهایی در آسمان و زمین وجود دارد.(یونس،101)
ـ و كاین من آیه فیالسموات و الارض یمرّون علهیا و هم عنها معرضون: چه بسا نشانههایی در آسمان و زمین وجود دارد كه بر آن میگذرند و از آن رخ بر میتابند.(یوسف، 105)
منابع:
1.M. Iqbal, The Reconstruction of Religious Thought in Islam, (Lahore: Ashraf Press, 1960), pp.130-131.
2.J.H. Randall, The Making of the Modern Mind, (New Youk: Columbia University Press, 1976), p. 208.
3. G. Sarton, Introduction to the History of Science (Baltimore: Carnegie Institution of Washington, 1927), pp. 520-783.
4. باقر شریفالقرشی، النظام التربوی فیالاسلام (بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1399 هـ.ق.)، ص 188. 5. همان، ص 185.
6. عبدالواحد آماری تمیمی، غررالحكم و دررالكلم، تصحیح سیدمهدی رجائی (قم: دارالكتاب الاسلامی، 1410 هـ.ق.ط) ص 150.
7. G. Sarton, Introduction to the History of Science, vol. 1
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید